پیوند ها

:: راهنمای خرید :: شماره حساب ها :: شرايط و قوانين :: پرسشهای متداول
تماس با ما پورتال سازمان آموزش فنی و حرفه ای کشور
نماد های اعتماد
تعرفه ها
logo-samandehi
:: بازدید امروز : 47 بار
:: بازدید دیروز : 252 بار
:: بازدید کل : 111057 بار
:: مطالب ارسال شده : 131 پست
:: فایل های ارسال شده : 510 پست
:: بروز رسانی : 30 بهمن 1395
:: نسخه سایت: Beta 0.10
سبد خرید
پرداخت

تعداد موارد موجود در سبدخرید: 0

  • سبد خریدتان خالی است.
  • صفحه اول روزنامه ها
    آرشیو

    جهانی‌شدن و مهدویت

    مهدی نکویی سامانی

    چکیده

    این نوشتار به بحث در مورد مفهوم جهانی‌شدن و جهانی‌سازی می‌پردازد و با اشاره اجمالی به تمایزات مفهومی و عینی این دو جریان، زمینه‌های فکری و تاریخی فرآیند جهانی‌شدن را بررسی و تحلیل می‌کند. آن‌گاه با اشاره به دیدگاه‌های تبیین‌گرایانه و برداشت‌های مختلف و رایج در مورد جهانی‌شدن و مدل‌های گوناگون جهانی‌شدن، به تمایزگذاری بین این فرآیندها و جریان‌ها می‌پردازد. نویسنده، امکان جهانی‌شدن سرمایه‌داری غرب و جهانی‌شدن بر مبنای مدرنیته و پست‌مدرنیته و هم‌چنین جهانی‌شدن فرهنگ غرب یا غربی‌سازی جهان را تحقق‌‌ناپذیر می‌شمارد و تنها الگوی ممکن و تحقق‌پذیر جهانی‌شدن غیردینی را جهانی‌شدن بر مبنای علم و تکنولوژی اطلاعات و شکسته شدن مرزهای سیاسی و جغرافیایی و تسهیل و تشدید ارتباطات در سطح جهان می‌داند. پس با نقد و بررسی هر یک از دیدگاه‌های مختلف در مورد جهانی‌شدن، مخاطرات جهانی‌شدن و جهانی‌سازی و تحمیل فرهنگ غرب در پوشش جهانی‌سازی را بیان می‌کند و تعارض اسلام با جهانی‌شدن را بر مبنای نظام‌‌های سیاسی حاکم بر جهان، جدّی و گریزناپذیر می‌داند. سپس بر ضرورت خیزش و آگاهی مسلمانان و ضرورت در پیش گرفتن راه‌بردهای فکری و عملی در این زمینه تأکید می‌کند. در بخش دیگری از این جستار، با توجه به قابلیت‌های ذاتی اسلامی برای جهانی‌شدن از منظر درون‌دینی و برون‌دینی، جهانی‌شدن اسلام را در آستانه ظهور حضرت حجت(عج) قطعی می‌شمارد. آن‌گاه با بیان تفاوت‌ها و تمایزات جهانی‌سازی و جهانی‌شدن اسلامی با جهانی‌سازی کنونی، ویژگی‌های حکومت جهانی امام عصر(عج) را از منظر متون دینی و آموزه‌های نورانی اهل بیت (علیهم السلام) بررسی می‌کند.

    واژگان کلیدی

    جهانی‌شدن، جهانی‌سازی، مدرنیته، پست‌مدرنیته، سرمایه‌داری غرب، اسلام، مهدویت، جهانی‌سازی مهدوی.

    مقدمه

    جهانی‌شدن چیست؟ چگونه می‌توان مفهوم این پدیده را به درستی شناخت؟ در این زمینه مطالعات و تحقیقات نسبتاً گسترده‌ای صورت گرفته است و از دیدگاه‌های گوناگون به این موضوع پرداخته شده است.

    برخی از نظریه‌پردازان از دیدگاه جامعه‌شناختی، به بررسی روابط اجتماعی و بین‌المللی در عصر جهانی‌شدن پرداخته‌اند، طیف دیگری از دیدگاه سیاسی، زمینه‌های پیدایش و گسترش آن را تحلیل و مناسبات و روابط جهانی را از این بُعد بررسی کرده‌اند و برخی دیگر از اندیشه‌‌ورزان معاصر و برجسته در زمینه جهانی‌شدن، مانند: گیدنز و رابرتسون، اشکال جدید و ابعاد ناشناخته‌تر جهانی‌شدن را محور مطالعات خود قرار داده و رابطه آن را با ساختارهای کنونی علمی و تکنولوژیک نشان داده‌اند.

    این نوشتار با مروری گذرا به مفهوم، پیشینه و زمینه‌های فکری و فلسفی جهانی‌شدن، مراحل و تحولات پیدایش جهانی‌شدن با تأکید بر جنبه‌های فرهنگی آن، به بررسی پی‌آمدهای جهانی‌شدن و چالش‌ها و تأثیرات آن در ساختارهای دینی و فرهنگی جوامع پرداخته و تبیین رابطه جهانی‌شدن کنونی با جهانی‌شدن اسلام و جهانی‌سازی مهدوی، ویژگی‌ها و مبانی این دو مدل از جهانی‌شدن را به بحث گذاشته است.

    مفهوم جهانی‌شدن

    جهانی‌شدن «globaliziotin»، به معنای جهانی‌شدن، جهانی‌سازی و جهان‌گرایی و جهان‌شمولی به کار رفته است. ریشه آن از واژه «golobal» است که به معانی زیر به کار می‌رود:

    1. ۱٫ گِرد مثل توپ و شکل کره؛
    2. ۲٫ هر چیز عام و کلی و جهان‌شمول که معنای «Tatal» را افاده کند؛
    3. ۳٫ همه مقوله‌های فراگیر که شامل تمام کره زمین باشد.

    آیا «جهانی‌شدن» و «جهانی‌سازی» که معنای شایع و رایج این واژه است، معنایی مشترک را حکایت می‌کنند یا نه؟ باید گفت اکثر اندیش‌‌ورزانی که در مورد جهانی‌سازی و جهانی‌شدن به تحقیق پرداخته‌اند، مفهوم این دو را یکی می‌دانند و معتقدند که جهانی‌شدن و جهانی‌سازی دو مصداق جداگانه نیستند، بلکه هم از نظر مفهوم و هم از نظر مصداق مشترکند و از یک‌دیگر تمایزی ندارند. به نظر می‌رسد در این‌جا این خلط و اشتباه اساسی وجود دارد که برخی مفهوماً و مصداقاً این دو اصطلاح را با هم خلط کرده‌اند. در حالی که نمی‌توان مفهوم جهانی‌شدن را با جهانی‌سازی یکی دانست. همان‌گونه که این دو در مصداق متفاوت و متمایزند، در معنا نیز باید بین این دو تفکیک قائل شد. در واقع، ما شاهد تحقق دو پدیده و دو فرآیند هستیم که دارای دو ماهیت کاملاً متفاوت هستند. از نظر منطقی و مفهوم‌شناختی، یکی از این فرآیندها را می‌توان «جهانی‌شدن» نامید و آن را پروسه، فرآیند و تحولی تکنولوژیکی در سطح جهان تعبیر کرد و پدیده دیگر را پروژه و طرحی برای تحمیل یک مدل و الگوی فرهنگی یا سیاسی و اقتصادی غرب دانست و آن را «جهانی‌سازی» نامید.

    جهانی‌شدن به معنای کنونی از نیمه دوم سده بیستم و از حدود سال ۱۹۸۰ به بعد وارد عرصه ادبیات سیاسی و اقتصادی و فرهنگی شد. این واژه و اصطلاح که در زبان لاتین به عنوان globalizitoin به کار می‌رود، به معنای کلی و فراگیر بودن و جهان‌شمول بودن امری است و به معنای یک‌پارچه‌سازی و هم‌سان‌سازی بر اساس یک مدل در سطح جهان نیز به کار می‌رود.

    در مورد «جهانی‌شدن»، تعاریف متعددی ارائه شده است. واقعیت آن است که برای این پدیده نوظهور به دلیل ابعاد گوناگون و ماهیت نوشونده و دگرگون‌شونده آن، شاید نتوان تعریفی واحد و جامع ارائه کرد. از این جهت، در مورد جهانی‌شدن بین دانش‌مندان توافق نظر وجود ندارد؛ زیرا اولاً این پدیده به حد نهایی تکامل خود نرسیده است و هر روز وجه تازه‌ای از ابعاد آن نمایان می‌شود. ثانیاً دارای ابعاد گوناگون و جنبه‌های متنوع و متفاوت است و از نگرش تک‌بعدی به آن باید اجتناب کرد. با توجه به این مقدمه اکنون به برخی از تعاریف جهانی‌شدن اشاره می‌‌کنیم:

    1. ۱٫ برخی از نظریه‌پردازان و متفکران، در تعریف جهانی‌شدن بیشتر به بُعد اقتصادی آن نگریسته و جهانی‌شدن را به معنای جهانی‌شدن اقتصاد که با ادغام بازارهای جهانی در زمینه تجارت، سرمایه‌گذاری و مقررات‌زدایی، به جهانی‌شدن نظام سرمایه‌داری غرب می‌انجامد، تعریف کرده‌اند.

    1. ۲٫ مک گرو از صاحب‌نظران موضوع جهانی‌شدن، جهانی‌شدن را به معنای «گسترش روابط متقابل و متنوع بین دولت‌ها و جوامع که به ایجاد نظام جهانی می‌انجامد، دانسته و آن را فرآیندی می‌داند که در آن، هر رخداد و فعالیت و تصمیمی در یک بخش از جهان پی‌آمدهای مهمی در سایر جوامع خواهد داشت». وی در جای دیگر، جهانی‌شدن را به معنای «افزایش شمار پیوندها و ارتباطات متقابلی که فراتر از دولت‌ها شکل می‌گیرد و در نتیجه آن، قدرت دولت‌ها کاهش می‌یابد و هویت‌های مبتنی بر سرزمین و تاریخ و قومیت، ماهیتی متفاوت می‌یابد، تعریف کرده است».

    1. ۳٫ مالکوم واترز نیز جهانی‌شدن را این گونه تعریف می‌کند: «فرآیندی که در نتیجه آن، محدودیت‌های جغرافیایی و نظام‌های اجتماعی و فرهنگی متحول و برچیده می‌شوند و به تشدید آگاهی عمومی منجر می‌شود.»

    1. ۴٫ مارتین آلبرو در تعریف جهانی‌شدن می‌گوید: «فرآیندهایی که تمام مردم جهان را در یک جامعه واحد فراگیر جهانی به یک‌دیگر پیوند می‌دهد.»

    1. ۵٫ آنتونی گیدنز در تحلیل خود، «جهانی‌شدن» را با مدرنیته یک‌سان می‌گیرد و آن را یکی از فرآیندهای مدرنیته تلقی می‌کند. به نظر وی، «مدرنیته ذاتاً جهانی است».

    1. ۶٫ فوکویاما از نظریه‌پردازان معاصر امریکا، جهانی‌شدن را به معنای گسترش فرهنگ غربی و سیطره تمدن امریکا بر جهان می‌داند و آن را به «پایان تاریخ» تعبیر می‌کند.

    1. ۷٫ رابرتسون از نظریه‌پردازان برجسته معاصر نیز جهانی‌شدن را فرآیندی می‌داند که به فشرده شدن جهان و تراکم آگاهی بشر می‌انجامد. وی ضمن تأکید بر جنبه‌های فرهنگی جهانی‌شدن، معتقد است که در فرآیند جهانی‌شدن، فرهنگ واحد جهانی شکل خواهد گرفت، ولی این معنای فراگیر شدن فرهنگ غرب آن‌گونه که «فوکویاما» و دیگران می‌گویند، نیست. هم‌چنین به معنای از بین رفتن تنوع فرهنگ و ارزش‌های دینی و اخلاقی نیز نیست.

    اِمانوئل والرشتاین در مقاله سیاست و فرهنگ در نظام متحول جهانی، شکل‌گیری جهانی واحد را چنین ترسیم می‌کند: «جهانی‌شدن، فرآیند شکل‌گیری شبکه‌هایی است که طی آن، اجتماعاتی که پیش از این در کره خاکی دور افتاده و منزوی بودند، در وابستگی متقابل و وحدت جهانی ادغام می‌شوند.»

    بررسی تعاریف

    با بررسی تعاریف ارائه شده پنج مفهوم را می‌توان برشمرد:

    ـ جهانی‌شدن به معنای «آزاد‌سازی تجارت و اقتصاد»؛

    ـ جهانی‌شدن به معنای «جهان‌گرایی و جهان‌گستری یک حکومت و قلمرو یک دولت»؛

    ـ جهانی‌شدن به معنای «غربی‌سازی یا امریکایی شدن جهان»؛

    ـ جهانی‌شدن به معنای «جریان آزاد اطلاعات و سرعت روزافزون ارتباطات جهانی و شکستن مرزها به صورت طبیعی و بر اثر پیشرفت علم و تکنولوژی»؛

    ـ جهانی‌شدن به معنای «بین‌المللی شدن» و فوق قلمروگرایی و ایجاد «نظام واحد جهانی و فرا ملی».

    به نظر می‌رسد، تعریف دقیق جهانی‌شدن باید دربردارنده سه مفهوم اساسی و ویژگی مهم باشد:

    ـ فشرده شدن زمان و مکان و افزایش حجم و سرعت اطلاعات؛

    ـ جریان آزاد و غیرقابل کنترل اطلاعات و تغییر ساختارهای ملی و بومی در بُعد فرهنگی، اقتصادی و سیاسی؛

    ـ تشدید روابط و وابستگی متقابل و کنش‌پذیری جوامع و تغییر هویت.

    دیدگاه‌ها و روی‌کردهای مختلف در مورد جهانی‌شدن

    الف) جهانی‌شدن سرمایه‌داری

    برخی از تحلیل‌گران «جهانی‌شدن را مرحله‌ای از نظام سرمایه‌داری غرب و برخی دیگر آن را تداوم مدرنیته و گسترش الگوی مدرنیته به همه جهان تفسیر کرده‌اند. برداشت دیگری که در مورد جهانی‌شدن وجود دارد، آن را به عنوان بین‌المللی شدن شمرده است. پل هرست و گراهام تامپسون، معتقد به چنین دیدگاهی هستند. برداشت دیگری که از جهانی‌شدن وجود دارد، آن را آزادسازی و برطرف شدن موانع فیزیکی و کوتاه شدن فاصله‌های زمانی و مکانی و جریان آزاد اطلاعات و تسهیل ارتباطات جهانی در نظر گرفته است و جهانی‌شدن را به معنای «جهان‌گستری و غلبه بر دیگر فرهنگ‌ها و جوامع» می‌داند. الیور، رایزر وب، دیویس نیز آن را به معنای ادغام فرهنگ‌های روی زمین توصیف کرده‌اند.

    یکی از رایج‌ترین تفسیرها و تحلیل‌ها در مورد جهانی‌شدن، برداشتی است که جهانی‌شدن را به معنای «غربی‌سازی» و غربی کردن جهان یا جهانی‌سازی توصیف می‌کند. برخی، این نوع جهانی‌شدن را به معنای استعمار نو یا سلطه امپریالیسم غرب در عصر جدید دانسته‌اند.

    به اعتقاد برخی از صاحب‌نظران، شعارهای جذاب و فریبنده «دموکراسی»، «جامعه مدنی جهانی»، «امنیت جهانی»، «نظم نوین جهانی»، مدیریت جهان، دهکده جهانی، جهانی‌شدن یا جهانی‌سازی همه از استعمار نوین جهانی به دست امپریالیسم غرب حکایت دارد. منادیان جهانی‌شدن که در طرح ایده برخورد تمدن‌ها و نظم نوین جهانی و اشاعه دموکراسی غربی، و فرهنگ غربی موفق نبوده‌اند، برای درهم شکستن و مقاومت و صلابت عقیدتی ملت‌ها، شعارهایی چون پلورالیزم، نسبی‌گرایی، شکاکیت و تبلیغ الگوی «جامعه چند فرهنگی» را طرح کردند تا مردم از فرهنگ‌ها و ادیان و سنت‌های خود دست بکشند یا دچار تردید شوند. سپس شعار «جهانی‌شدن» و «یک‌سان‌سازی» را القا کردند تا دیگر جوامع و فرهنگ‌ها، آغوش خود را برای پذیرش امپراتوری جهانی و الگوی جدید باز کنند.

    از نظر این گروه، نماد بارز جهانی‌شدن، تحمیل قالب و الگوی معینی از حیات است که بر مبنای تفکر سکولاریستی غرب شکل می‌گیرد. چنین مدلی از جهانی‌شدن، به معنای تحمیل سلطه همه‌جانبه غرب با اکراه و اجبار است و دست‌آورد حقیقی و نهایی آن، استضعاف بیشتر و الحاد و فساد اخلاقی و بی‌عدالتی و فقر و تبعیض و استثمار است، در حالی که جهانی‌شدن اسلامی برخلاف جهانی‌شدن کنونی، بر پایه عقل، علم، ارزش‌های والای انسانی، حفظ حقوق و کرامت انسان‌ها، آزادی، برابری، عدالت و صلح برای همه است.

    برخی از طرف‌داران جهانی‌شدن، آن را برای تمام ساکنان کره زمین مفید می‌دانند و پروسه و فرآیندی اجتناب‌ناپذیر برای توسعه پایدار تلقی می‌کنند و نتیجه بلافصل تحول فن‌آوری و پیشرفت علم و تکنولوژی می‌دانند. در مقابل، مخالفان جهانی‌شدن، آن را پروژه‌ای سیاسی و اقتصادی به نفع کشورهای پیشرفته و امپریالیستی تلقی می‌کنند.

    ب) جهانی‌شدن مدرنیته

    از دیدگاه گیدنز، «جهانی‌شدن، فرآیندی است دارای مراتب پیچیده‌تر و فراگیر و با دامنه شمول گسترده‌تر از صرف توسعه و اشاعه نهادهای غربی در پهنه جهان که سایر فرهنگ‌ها در دل آن مستحیل شده‌اند یا در حال مستحیل شدن هستند». به تعبیر دیگر، «جهانی‌شدن به معنای هرمنوتیکی آن، فرآیندی است پارادوکسیکال و به همان اندازه که هم‌آهنگ‌کننده و یک‌پارچه‌ساز است، تجزیه‌ کننده و برهم زننده ساختارهای سنتی است و اشکال جدیدی از وابستگی متقابل جهانی می‌آفریند».

    آنتونی گیدنز معتقد است: «مدرنیته ذاتاً پدیده‌ای است که در حال جهانی‌شدن و فراگیر شدن است و دارای خصلت برون‌گستری و آینده‌نگری است.» جهانی‌شدن در چارچوب اندیشه گیدنز، به پیدایش هویت‌ها و صورت‌بندی‌های جدید اجتماعی منجر می‌شود. با این تفسیر، معلوم نیست چگونه گیدنز بین جهانی‌شدن و غربی شدن تفکیک قائل می‌شود و می‌گوید: «جهانی‌شدن چیزی متفاوت از اشاعه نهادهای غربی در سراسر جهان و خرد شدن فرهنگ‌های دیگر است.»

     

    ادامه مطالب را بعد از دانلود در فایل مطالعه نمایید...

    می توانید برای دریافت بروز مطالب در کانال تلگرام ما عضو شوید.

    کد مطلب:938

    :: Information 841
    این فایل از نظر فونت ، اندازه و ساختار کاملا استاندارد است و آماده چاپ می باشد.
    نوع فایل: ورد، Doc
    حجم: 231 کیلوبایت
    تعداد صفحه: 46
    تاریخ بروزرسانی: 30 بهمن 1395
    راهنما : برای مشاهده راهنما اینجا را کلیک نمایید
    :: Comments
    

    نظرات بسته شده.