حمایت می کنیم

مطالب آموزشی 56

آموزشگاه کامپیوتر

:: ویندوز :: شبکه :: سخت افزار :: نرم افزار آفیس :: امنیت :: عمومی

آموزشگاه موبایل

:: آموزش اندروید :: معرفی موبایل

دانش آموزان 56

دوره آموزش ابتدایی

:: پایه اول :: پایه دوم :: پایه سوم :: پایه چهارم :: پایه پنجم :: پایه ششم

دوره اول آموزش متوسطه

:: پایه هفتم :: پایه هشتم :: پایه نهم

دوره دوم آموزش متوسطه

:: پایه دهم :: پایه یازدهم :: پیش دانشگاهی :: قنی حرفه ای :: کاردانش

علوم پایه

:: ریاضی :: فیزیک :: شیمی :: زیست شناسی

فنی مهندسی 56

:: مهندسی الکترونیک :: مهندسی عمران :: مهندسی برق :: مهندسی کامپیوتر :: مهندسی شیمی :: مهندسی صنایع :: مهندسی معدن :: مهندسی مکانیک :: مهندسی دریا :: مهندسی تاسیسات :: مهندسی کشاورزی :: مهندسی نفت :: مهندسی معماری :: مهندسی طبیعی و محیط زیست :: مهندسی صنایع غذایی

علوم انسانی 56

:: مدیریت :: ادبیات :: حسابداری :: حقوق :: فلسفه :: دسته بندی نشده

پزشکی

:: بیماری‌ها و اختلالات و درمان :: رشته‌های پزشکی و پیراپزشکی :: تجهیزات پزشکی :: تجهیزات پزشکی :: کمک‌های اولیه :: کالبدشناسی انسان

پیوند ها

:: راهنمای خرید :: شماره حساب ها :: شرايط و قوانين :: پرسشهای متداول
تماس با ما
:: بازدید امروز : 1154 بار
:: بازدید دیروز : 12449 بار
:: بازدید کل : 3860510 بار
:: مطالب ارسال شده : 70 پست
:: فایل های ارسال شده : 433 پست
:: بروز رسانی : 9 تیر 1396
:: نسخه سایت: Beta 0.10
تبلیغات
تعرفه ها
نقش فنی و حرفه ای در اشتغال بانوان

چکیده
شرایط تحول در دنیای معاصر آن چنان پرشتاب است که در عرصه ی علم ، دانش و فن آوری هر روز ناظر تغییرات و تحولات وسیعی هستیم ، به گونه ای که مشاغل نیزتحت تأثیر تغییرات سریع گردیده اند .آموزش پایه و اساس رشد و توسعه انسانی است و توسعه انسانی متضمن توسعه فناوری اطلاعات است . حضور زنان در جامعه به دلیل توسعه مدارس و دانشگاهها چشمگیر شده است . از جمله شیوه های مؤثر دسترسی برابر زنان و دختران در برنامه های آموزش فنی و حرفه ای ، هدایت شغلی و مشاوره بر اساس جنسیت می باشد ، که به طور همزمان محیط های آموزش و کار را برای مشارکت زنان و دختران سازماندهی می کند در تحقیق حاضر چهار سوال ویژه مطرح شده است که آیا شرکت در دوره های فنی و حرفه ای ( فن آوری اطلاعات ) مهارت و توانایی ، نوآوری و ابداع ، افزایش علاقه مندی به کار و نگرش مثبت در زنان و موجب کسب در آمد بیشتر زنان می گردد؟ روش این تحقیق توصیفی از نوع پس رویدادی و جامعه آماری آن شامل کلیه افراد آموزش دیده در رشته فن­آوری اطلاعات استان مازندران که در سال ۱۳۸۸ به تعداد ۹۰۰ نفر بوده اند . نمونه آماری به تعداد ۲۶۹ نفر که به روش تصادفی طبقه ای انتخاب شده اند . برای گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته ای استفاده شد که روایی آن توسط اساتید و کارشناسان مورد تایید قرار گرفت و با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ پس از یک اجرای مقدماتی بین ۳۰ نفر اعتبار آن نیز معادل ۹۰% گزارش شد . در تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و آمار استنباطی آزمون z استفاده شده است ، که این نتایج حاصل گردید : شرکت در دوره های فنی و حرفه ای ( فن آوری اطلاعات ) مهارت و توانایی زنان را افزایش می دهد و آموزشهای فنی حرفه ای موجب نوآوری و ابداع زنان می شود و همچنین این آموزش ها موجب افزایش علاقه به کار و نگرش مثبت و موجب کسب درآمد بیشتر در زنان می گردد .
واژه های کلیدی: فن آوری اطلاعات ، اشتغال ، کارآفرینی ، آموزش ، نوآوری و ابداع
مقدمه و بیان مسأله:
امروزه زنان جهان در روند تحرکات اجتماعی، اقتصادی و توسعه جوامع با مشکلات کم و بیش مشابهی مواجه اند و از بسیاری از نابرابری های آموزشی، دسترسی به فرصت های شغلی تناسب با قابلیت های خویش، عدم تناسب در توزیع درآمدها، نابرابری در حقوق مدنی و مشارکت سیاسی و … با مردان رنج می برند و همچنین افزایش مشارکت زنان در کمیت، همپای ارتقای آنها در کیفیت و دست یابی به پایگاههای مدیریتی نبوده و نابرابری و تبعیض در فرصت های شغلی همچنان باقی است. . در فرایند توسعه، نیروی انسانی مهم ترین عامل و یکی از نهادها می شود. نیروی انسانی از توانایی بالقوة نامحدودی برخوردار است که چنانچه تحت نظام و برنامه ریزی آموزشی و پرورشی صحیح به فعل درآید سازمان را از مواهب بی کرانه برخوردار خواهد ساخت. یکی از موضوعات اساسی در برنامه ریزی های خرد و کلان اقتصادی کشورها توجه به نیروی انسانی است و زنان نیز به عنوان نیمی از منابع انسانی نه تنها موضوع و هدف هر نوع توسعه ای هستند بلکه اهرمی مؤثر در پیشبرد و توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بوده، و در صورت بهره وری بهینه از استعداد ونیروهای بالقوه می توان در جهت توسعه گامهای مهمی برداشت . برنامه های آموزش فنی و حرفه ای باید به عنوان نظام های جامع و همه شمولی طراحی شوند، که نیاز های کلیه فراگیران در آن در نظر گرفته شود و برای همه د دسترس باشد. برای پرداختن به گروه های محروم حاشیه نشین، به تلاش ویژه ای نیاز خواهد بود. در جایی که به برنامه های تخصصی نیاز باشد، این برنامه باید به ترتیبی طراحی شوند که ورود به جریان اصلی آموزش را تسهیل کنند، همچنین تداوم دست یابی به یادگیری مادام العمر را تضمین نمایند. آموزش، پایه و اساس رشد و توسعه انسانی است. توسعه انسانی متضمن توسعه فناوری اطلاعات است. فناوری اطلاعات، تحولات عظیمی در عرصه های آموزشی، تجاری، اقتصادی و مدیریتی ایجاد نموده است و دامنه این تأثیر و تغییرات بنیادی هم چنان رو به افزایش است. پیش بینی می شود که با توجه به قابلیت های فوق العاده ای که دارد، بتواند در جهت ساماندهی تغییرات و تصویر چشم اندازی روشن و فعال، مؤثر باشد.توسعه بنیادین فناوری اطلاعات ممکن نیست؛ مگر با ایجاد سواد این فناوری بین نوجوانان و جوانان. قدر مسلم است که حضور فعال زنان به عنوان نیمی از جامعه ایرانی در فعالیت های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی می تواند باعث رشد، توسعه و شکوفایی این فعالیت ها در جامعه گردد. زنان همواره از ابتدای تاریخ بشریت به اشکال مختلف دراین فعالیتها شرکت نموده و در هر دوره ای کیفیت و کمیت این حضور متناسب با شرایط جامعه متفاوت بوده است. حضور زنان در فعالیت های اجتماعی بویژه در بخش های خدماتی و آموزش در چند دهه اخیر به دلیل توسعه مدارس و دانشگاه ها چشمگیر و در خور توجه است. برای تقویت دسترسی برابر زنان و دختران در برنامه های آموزش فنی و حرفه ای باید شیوه های مؤثر هدایت شغلی و مشاوره فراهم شود که در آن ها امکان ارائه خدمات مشاوره و هدایت شغلی به جنسیت پیش بینی شده باشد. به طور هم زمان باید محیط های آموزش و کار برای مشارکت زنان و دختران به شکل مساعدتری سازماندهی شده و تبعیض های پنهان آشکار از میان برداشته شود، همچنین تصویر مثبتی همراه با انگیزه های مناسب برای مشارکت زنان در آموزش فنی و حرفه ای به وجود آید. . عمده ترین چالش هایی که در زمینه تضمین دسترسی برابر دختران و زنان به آموزش فنی و حرفه ای در قرن بیست ویکم در پیش خواهد بود. افزایش مشاکت دختران به ویژه دختران روستایی در آموزش فنی و حرفه ای، برطرف کردن تبعیض جنسی از نقطه نظر برنامه ریزی آموزشی، والدین،جامعه و کارفرمایان، فراتر از آن تسهیل اشتغال زنان از چالش های عمده به شمار می آید. در همين راستا مطالعات و پژوهش هايي انجام شده است كه مي توان آن ها را به شرح زير مورد برسي قرارداد: سفیری، (۱۳۷۳). تحت عنوان«بررسی جنبه های کمی و کیفی اشتغال زنان و رابطه آن با توسعه فردی» به این نتیجه رسید که از جمله موانع و مشکلات اشتغال زنان این است که زنان براساس باورها و هنجارهای نهادی شده در آنان، محدوده فعالیت را برای خود کوچک می بینند و انگیزه رشد به سطوح بالاتر را نمی یابند. دیدگاه های مربوط به تبعیض شغلی توجیهی در جهت تأیید وضعیت زنان ارائه می دهند و این شرایط را ناشی از شرایط جسمی و روحی و توانمندی های آنان می دانند. صفار حیدری و ایزدی ۱۳۸۱در تحقیقی به بررسی وضعیت اشتغال کارآموزان آموزش دیدة فنی و حرفه ای استان مازندارن طی برنامة دوم توسعه اقتصادی- اجتماعی به سفارش ادارة کل آموزش فنی حرفه ای استان و با همکاری دانشگاه مازندارن انجام شده است. جامعه آماری تحقیق، کلیة کارآموزان آموزش دیدة فنی و حرفه ای می باشند که در طی سالهای ۷۴ تا ۷۸ در یازده مرکز آموزشی در ۵۱ رشته آموزش دیده اند. بین جامعة مذکور، تعداد ۷۷۷ نفر به صورت تصادفی به عنوان نمونه انتخاب شدند. این تعداد شامل افراد معرفی شده از آموزش و پرورش(کار- دانش) و سایر دستگاه های اجرایی نمی شود. برای گردآوری اطلاعات از نمونة مذکور، پرسشنامة ویژه ای طراحی و اجرا گردید. همچنین جهت اطلاع از کم و کیف آموزش های ارائه شده و پیش بینی دوره های آموزشی مورد نیاز در برنامة سوم، پرسشنامه هایی ویژه کارشناسان، مربیان و کارفرمایان طراحی و اجرا گردید. نتیجه آنکه از بین نمونة مورد مطالعه۳۹% اشتغال یا فته اند که از این میزان ۱۹% اشتغال مرتبط با مدرک آموزشی و ۲۰% نیز اشتغال غیر مرتبط با مدرک آموزشی دارند . ضمناً درصد اشتغال مردان بیش از زنان و اشتغال در رشتة تعمیر کار تلوزیون سیاه و سفید بیش از سایر رشته ها و فراوانی اشتغال یافتگان مرتبط با مدررک آموزشی در مرکز آموزش ساری بیش از سایر مراکز آموزشی بوده است و همچنين صالحی در تحقیقی در سال ۱۳۸۲ تحت عنوان«اثر بخشی آموزش های فنی و حرفه ای در کاریابی به این نتیجه رسید که یکی از عوامل اساسی رشد و توسعه اجتماعی و اقتصادی هر جامعه ای منابع انسانی آن است. بدیهی است سرمایه گذاری آموزش علی الخصوص آموزش های فنی و حرفه ای بر روی منابع انسانی و اشتغال بکار آن ها نیز یکی از شاخص های اصلی تعیین توسعه یافتگی آن نیز محسوب خواهد شد. ایجاد هر گونه ناهنماهنگی بین این نوع از آموزش ها و اشتغال موجب بحران خواهد گردید . بنابراین، به منظور بررسی ارتباط دقیق تر آموزش های فنی و حرفه ای و اشتغال و تصمیم گیری صحیح در مورد توسعه این نوع آموزش ها، این پژوهش شکل گرفت. با عنایت به این هدف ، سؤالات اصل تحقیق در سه مورد کلی زیر شکل گرفت :
الف) تحلیل وضعیت اشتغال بکار آموزش دیده گان مراکز ثابت فنی و حرفه ای.
ب ) بررسی عوامل مؤثر بر جذب آموزش دیده گان فنی و حرفه ای در بازار کار.
هاردی در سال ۲۰۰۰ از دانشگاه کبک کانادا در یک تحقیق کیفی در رابطه با کار آموزانی که در مراکز فنی و حرفه ای تحصیل می کردند و به محیط کار انتقال پیدا کرده بودند انجام داد معتقد است که شواهد نشان داد که یک سال بعد از اتمام دوره ۳/۲ آن ها شغلی پیدا کردند. آموزش دیدگان در بخش خدمات همه در ارتباط با آموزش خود کار می کردند اما در بخش مکانیک شصت در صد در ارتباط با آموزش خود مشغول بودند. به طورکلی،نتایج بیان کننده آن بود که آموزش فنی و حرفه ای منجر به موفقیت شغلی افراد برای ورود به بازار کار نشده است.
ونيز لكت مطرح مي كند كه آموزش همان گونه که سطح تولید را بالا می برد، منجر به توزیع عادلانة ثروت نیز می شود. منظور لکت این است که آموزش برای تحریک و ارتقای اجتماعی و بهره برداری از امتیازات اجتماعی و اقتصادی لازم است. بنابراین، مسأله تحقیق اینگونه مطرح می شود که: آیا آموزش های فن آوری اطلاعات در اشتغال زنان استان مازندران تأثیر دارد یا خیر؟
سؤالات تحقيق:
۱- آیا شرکت در دوره های فنی و حرفه ای(فن آوری اطلاعاتIT) بر مهارت و توانایی زنان افزایش می دهد؟
۲- آیا آموزش های فنی و حرفه ای(فن آوری اطلاعاتIT) موجب نوآوری و ابداع در زنان می شود؟
۳- آیا آموزش های فنی و حرفه ای(فن آوری اطلاعاتIT) موجب افزایش علاقه به کار و اگرش مثبت در زنان می شود؟
۴- آیا آموزش های فنی و حرفه ای(فن آوری اطلاعاتIT) موجب کسب درآمدبیشتر در زنان می گردد؟
روش پژوهش
روش این تحقیق توصیفی از نوع پس رویدادی و جامعه آماری آن شامل کلیه افراد آموزش دیده در رشته فن­آوری اطلاعات استان مازندران که در سال ۱۳۸۸ به تعداد ۹۰۰ نفر بوده­اند . نمونه آماری به تعداد ۲۶۹ نفر که به روش تصادفی طبقه ای انتخاب شده­اند . برای گردآوری داده­ها از پرسشنامه محقق ساخته ای استفاده شد که روایی آن توسط اساتید و کارشناسان مورد تایید قرار گرفت و با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ پس از یک اجرای مقدماتی بین ۳۰ نفر اعتبار آن نیز معادل ۹۰% گزارش…

تاریخ: 1396/4/9 بازديد: 91 ادامه
شاخص های عملکرد مدیران

مقدمه:

شاخصها نمایانگر واقعیتهای موجود در عرصه فعالیتهای یک سازمان هستند و در نظام مدیریت ابزاری کارآمد برای ارزشیـابی از برنامه ها و فعالیتها هستند و از طریق آنهــــا می توان از حصول به اهداف از پیش تعیین گردیده در برنامه ها آگاهی یافت. توجه عمیق به شاخصهای عملکردی در شناسایی و درک بهتر خلاءها، نارسائیها و کمبودها و در بهبود برنامه از جهت کمی و کیفی کمک شایانی می کند. شاخصهای عملکردی سه نگاه اساسی دارد: یکی اینکه به نظام ارزشیابی مدد می رساند تا براساس عوامل درست دست به ترکیب عملیات ببرد و در واقع آینه ارزشیابی محسوب می شود. دیگر اینکه روش حرکت و مسیر را برای شناخت از کارکرد مدیران فراهم می آورد. در نگاه سوم گسلهای برنامه ای را از طریق ارزشیابی مشخص می سازد.
شاخصهای اصلی کیفیت
اصولاً تعریف شاخصهای قابل اندازه گیری یکی از ملزومات اساسی هر نوع برنامه ریزی است. به هنگام بودن، قابل اطمینان بودن و معنی دار بودن این شاخصها اهمیت فراوانی در تعیین راهبردها، سیاستها و راهکارهای اجرایی دارد.
شاخصها نقش هشــــداردادن به تصمیــم سازان در خصوص وجــود مشکلات بالقــوه و یا پنهان در یکسری زمینه های خاص و یا ادامــه روند مطلوب در زمینه های دیگر است.

تعریف شاخص
استفاده از ملاکها و اصولی که خصوصیات کیفی را در قالب کمیت بیان کرده و آنها را قابل بررسی و ارزشیابی می کند، شاخــــص نام می گیرد، شاخصها معمولاً از نظریه ها، نگرشها و یا موقعیتها سرچشمه می گیرند و مانند علائمی که مسیر را مشخص می کند، می توانند مورد استفاده قرار گیرند. معمولاً برای اطمینان از نتیجه گیریها و نشان دادن شرایط و وضع روانشناختی، جامعه شناختی، فرهنگی بیش از یک شاخص را مورد استفاده قرار می دهند تا احتمال بروز خطاها را به حداقل رسانند. (۱) براساس شاخصها می توان:
به تشریح وضعیت موسســـات از لحاظ برنامه ریزی و یا انجام تحقیقات علمی پرداخت و در روند تغییرات، آنها را بررسی کرد؛
شاخصها معیار مناسبی برای ارزشیابی شمرده می شوند؛
شاخصها برای پیش بینی روند کارها مورد استفاده قرار می گیرند.(۲)
مارتین شرلی(۳) در پژوهش خود نشان داد که برای تعیین مدیر موفق باید به شاخصهایی چون: ماموریت و اهداف سازمان، انگیزش، جو، ارتباطات با ارباب رجوع به عنوان شاخصهای ارزیابی توجه گردد.
سرجیوانی(۴) شاخصهای اساسی رهبر کارآمد را این چنین مشخص می کند: تعـداد راه حل های ابتکاری، میزان توانایی حل مسائل به شکل خلاق، میزان توانایی تشویق کارکنان به تامل درباره عملکرد خویش.
دن ویکتوریا(۵) در سال ۲۰۰۰، در پژوهش خود دریافته است که دو شاخص مهم، موثربودن و متعهدبودن رهبری می تواند سازمان را از وضع نامساعد به وضع بهینه انتقال دهد؛ و بهترین مدل رهبری برای مدیران آن است که از یک طرف به عنوان تسهیل کننده امر اصلاحات و نوسازی گردد و از طرف دیگر سازمان را به عنوان یک جامعه یادگیرنده درآورد و بتواند شرایط رهبری انتقالی (TRANS FORMATION) را به وجود آورد.
ویتکر و ولنتن(۶) در بررسی پژوهشهای به عمل آورده، شاخصهای مشترک مدیران موثر را شناسایی کرده اند:
۱ – میزان پذیرش مسئولیت در تمام جنبه های سازمان؛
۲ – میزان ارتباطات و درگیری آنها با مسائل و داشتن ادراکات دقیق؛
۳ – میزان دریافت اطلاعات و بازخورد از طرف کارکنانی که به طور غیررسمی رهبری کارکنان را به عهده دارند.
لوتانز(۷) در مطالعات خود برای تشریح مدیریت »اثربخش« دو معیار را به کار گرفته است:
الف – تحقق اهداف سازمان بااستانداردهای کمی و کیفی بالا.
ب – ایجاد رضایت و تعهد کاری در کارکنان
میزان تحقق اهداف سازمان، یکی از مهمترین معیارهای سنجش عملکرد مدیر است. آنچه در این راستا مهم به شمار می آید، پایبندی مدیریت به رسالت و فلسفه وجودی سازمان است. لوتانز علاوه براین، معیار رضایت و تعهد کارکنان را نیز برای اثربخشی مدیریت لحاظ کرده است. اگرچه معیار اصلی ارزیابی مدیر، کیفیت عملکردی وی در تحقق اهداف سازمان است. ولیکن در انجام این امر کارکنان نقش کلیدی دارند.
مطالعات کاتر(۸) نشان می دهد که رفتار مدیران اثربخش عمدتاً از یک الگوی سه بعدی تبعیت می کند:
الف – برنامه سازی؛ب – شبکه سازی؛ ج – واداشتن شبکه به انجام برنامه.
این الگو علاوه بر توصیف رفتار مدیران مـی تواند به عنوان یک الگوی تجویزی (در شرایط مشابه) نیز به کار گرفته شود. براساس مطالعات کاتر، بخش عمده ای از وقت و توان مدیران اثربخش صرف ایجاد شبکه ارتباطی مطلوب و کسب همکاری آنها در راستای پیــاده سازی برنامه ها می شود و این در حالی است که »برنامه سازی« در افق گسترده زمانی (از دستور کارهای ساعت به ساعت روزانه تا طرحهای بلند مدت آرمانی) چالش همیشگی آنان است.
این فرایندها در عمل به صورت رفتارهای ترکیبی ظاهرشده و قابل تفکیک از یکدیگر نیستند. مدیـران اثربخش طی تعاملات و تصمیم گیریهای روزانه خود همواره زنجیره ای از این اجزا عملیاتی را به صورت ریز و نامرئی پیاده می کنند. یک مکالمه کوتاه تلفنی، یک مذاکره ایستاده چنددقیقه ای، صرف ناهار، همه و همه اجزایی از این سناریو به شمار می آیند. اجزایی که در طول زمان به صورت الگویی یکپارچه درآمد و دیدگاههای حرفه ای مدیران را به تحولات مــوفقیت آمیز سازمانها تبدیل می سازد. مطالعات کاتر این ابعاد را به صورت واضح تری نمایان ساخته است.
الف – برنامه سازی: از لحظه ای که مسئولیت اداره سازمان بر عهده مدیری گذاشته می شود، فرایند برنامه سازی آغاز می گردد. این فرایند یک فعالیت مستمر ذهنی است و با عملیات رسمی برنامه ریزی سازمان تفاوت دارد. برنامه مدیر و مجموعه ای از اهداف و طرحهای (کم و بیش) مرتبط به هم است که ابعاد گوناگونی همچون ساختار و سایر امور سازمان را دربر مـی گیرد. این اهداف و طرحها مختص به خود مدیران است. برخی از آنها صرفاً ایده ای کلی و مبهم است، در شکل گیری این برنامه سه عامل مهم ایفای نقش می کنند:

  • تجربیات و نگرش مدیر نسبت به کار؛
  • شکل گیری برنامه شخصی مدیر، شناخت وی نسبت به سازمان؛
  • فرایند اطلاعات.

ب – شبکه سازی: بخش زیادی از وقت و توان مدیران اثربخش صرف ایجاد، توسعه و تعامل با شبکه ارتباطات می شود. مدیر آگاهانه و یا ناآگاهانه این شبکه را از انسانهایی شکل می دهد که تصور می کند در اجرای برنامه های وی موثر هستند و این بافت با گذشت زمان و تغییر شرایط، تغییر می کند. این شبکه، ارتباطات موثر مدیر در داخل و خارج سازمان را نظام می بخشد. تعامل بااین شبکه نه تنها اطلاعات و ایده های مورد نیاز برنامه سازی مدیر را فراهم می سازد، بلکه در اجرای برنامه های نیز نقش مهمی ایفا می کند.
ج – واداشتن شبکه به پیاده سازی برنامه: اغلب در الگوی رفتار مدیریتی، نقشهای شبکه سازی با هدف برقراری ارتباطات و تبادل اطلاعات تعریف شده است. مطالعات کاتر به مفاهیم جدیدی در این فرایند دست یافته است:
مدیران با ایجاد شبکه و تعامل زیاد باافراد موثر، ارزشها و هنجارهای مورد نظر را حاکم کرده و فضایی به وجود می آورند تا برنامه های سازمان در دید آنان از مطلوبیت بالایی برخوردار گردد. ایجاد رابطه عاطفی بااعضای شبکه نیز شرایطی را به وجود می آورد تا مدیر به راحتی بتواند از آنان درخواستهایی داشته و امیدوار باشد که پاسخ مساعد دریافت خواهد کرد. امروزه اثربخشی مدیران در متحول ساختن سازمانها رمز دنیای کســب و کار به شمار می آید.
در سال ۱۹۷۳ مینتزبرگ (MINTZBERG) با انتشار نتایج مطالعاتی که برروی عملکردهای مدیران اجرایی انجام داده بود، نگرش جدیدی ارائه کرد. وی برای رفتار مدیران ده نقش مدیریتی معرفی کرد و بر این باور بود که علـــی رغم تفاوت سازمانها و مدیران، این »نقشها« در کارهای مدیران مشترک است.(۹)
مینتزبرگ این ده نقش را در سه گروه: نقشهای ارتباطی، نقشهای اطلاعاتی و نقشهای تصمیم گیری طبقه بندی کرده است. خود او در این خصوص می گوید: »اگر از یک مدیر سوال شود که وی چه کارهایی را انجام می دهد احتمالاً در پاسخ خواهد گفت: برنامه ریزی، سازماندهی، هماهنگسازی و… حال اگر به آنچه او انجام می دهد، بنگرید، تعجب نکنید که هیچ یک از موارد گفته شده را در کارهای او مشاهده نخواهید کرد « مینتزبرگ در نظریه خود به این واقعیت اشاره می کند که همه مدیران الزاماً، نمی بایستی همه نقشها را ایفا کنند ولی همواره در کارکرد آنها به تناسب نوع کار، برخی از این نقشها وجود دارد. برپایه این نگرش، در هریک از وظایف مدیریتی نظریه کلاسیک فایول یک یا چندنقش مدیریتی (نظریه مینتزبرگ) نهفته است:
برنامه ریزی: نقشهای تخصیص گر منابع، کارآفرین و نظاره گر (محیط خارجی)؛
هماهنگسازی: نقشهای رابط، توزیع گر اطلاعات، حلال مشکلات و مذاکره گر؛
فرماندهی: نقشهای رهبری و مذاکره گر؛
کنترل: نقشهای نظاره گر رهبری.

ادامه مطالب در فایل شامل موضوعاتی چون:

  • مولفه کیفیت زندگی کاری
  • نگرش شاخصهای ورودی
  • پیشنهادات
  • منابع و مواخذ
تاریخ: بازديد: 103 ادامه
نوسانات اقليمي و تأثير آن بر تغييرات محيطي

مقدمه
تغيير اقليم يكي از مهم ترين چالش هاي قرن جاري است وقوع سيل هاي با شدت بالا، گرم ، سرماهاي بي موقع، تكرار بيشتر خشكسالي ها، بالا آمدن سطح آب درياها، طغيان آفات و بيماريهاي گياهي، كاهش ضخامت لايه ازن، گرم شدن جهاني هوا و ذوب شدن يخهاي دائمي از جمله مواردي است كه بحث تغيير اقليم را در دهه جاري در جهان بيشتر مطرح كرده است.
در سال ۲۰۰۳ سازمان هواشناسي جهاني شعار سالانه خود را تحت عنوانOur future climate اقليم آينده ما نامگذاري نموده است. كه مقدار تغيير اقليم در آن از اهميت ويژه اي برخوردار است. در سال ۲۰۰۳ چندين كنفرانس بين المللي و منطقه اي با عناوين تغيير اقليم در كشورهاي مختلف دنيا برگزار شده است. سازمان هواشناسي كشور سومين كنفرانس منطقه اي تغيير اقليم را با همكاري دانشگاه اصفهان در سال ۱۳۸۲ در دستور كار خود قرار داد.
آب و هوا يكي از اركان بنيادين زندگي بشر محسوب مي شود و با پيشرفت و توسعه در جهان حفاظت از آن روز به روز اهميت بيشتر مي يابد. تغيير آب و هوا يكي از پيچيده ترين مشكلاتي است كه بشر در حال و آينده با آن مواجه است. انسان با بي توجهي به قوانين حاكم بر طبيعت و عدم شناخت مسائل زيست محيطي مرتبط با آن عامل اصلي اين تغييرات محسوب مي گردد. تغييرات ثبت شده در ايستگاههاي هواشناسي و كشتي ها نشان مي دهد كه از اوايل قرن بيستم هواي سطح زمين و دريا به طور متوسط ۴۵/۰‌درجه سانتي گراد گرمتر شده است. عقب نشيني و ذوب شدن يخهاي قطبي از پايان قرن ۱۹ شواهد تاريخي مبني بر گرم شدن هواي كره زمين مي باشد. تحقيقات و بررسي هاي اخير در ايران نشان مي دهد كه از بارشهاي منجمد كاسته شده و به جاي آن بارندگيهاي رگباري كه اغلب با سيل همراه است در غير فصل و با شدت بيشتري ريزش مي نمايد.
در سالهاي اخير همه شاهد وقوع اين گونه پديده هاي ناگوار در جهان و كشور بوده ايم كه حاصل آن خسارات مالي و جاني فراوان بوده است.
در رابطه با تغيير اقليم و اثرات آن كشور ايران با دارا بودن تنوع اقليمي نسبتاً زياد از حساسيت بيشتري برخوردار است و مطالعات مقايسه اي تغييرات بارندگي در دو مقطع زماني۳۰ ساله ۱۹۶۱ تا ۱۹۹۰ و دوره ده ساله ۱۹۸۱ تا ۱۹۹۰ نشان مي دهد كه تغييرات شديد بارندگي در نواحي شمال غربي، غربي و بعضي از نواحي مركزي و نواحي شرقي درياي خزر اتفاق افتاده است كه نمايانگر افزايش بارندگيهاست.
كاهش بارندگي در ده سال اخير در شمال خراسان ـ جنوب سيستان و بلوچستان و اكثر نواحي ساحل درياي خزر مشاهده شده است.
وقوع تغييرات اقليمي و آثار ناخوشايند آن به نوبه خود اثرات اقتصادي، اجتماعي فراواني را به همراه دارد كه سياست گذاران و مديران برنامه ريزكشور بايستي از هم اكنون راه چاره براي مقابله با تغييرات زيانبار اين تغييرات بينديشند.
با مطرح شدن مباحث مربوط به تغيير اقليم و فعاليت هاي انساني در زمينه انتشار گازهاي گلخانه اي مانند دي اكسيد كربن متان و همچنين مطرح شدن مباحث مربوط به تغيير اقليم در دانشكده ها و مراكز علمي و تحقيقاتي و خسارات بسيار زيادي كه در زمينه تغييرات اقليم ايجاد مي شودو با عنايت به تأثيرات اجتماعي، اقتصادي آن بر محيط زيست در سال ۱۹۸۸ هيئت بين الدول تغيير اقليم (IPCC) در سازمان هواشناسي جهاني (WMO)‌ و برنامه محيط زيست سازمان ملل (UNEP) ايجاد گرديد.
به طور كلي (IPCC) با توجه به اطلاعات و گزارش ها به اتخاذ سياست هاي مناسب در خصوص مباحث مربوط به تغيير اقليم مي پردازد. IPCC يك هيئت بين الدول است كه مجموعه اطلاعات ويژه اي در زمينه مباحث علمي، اقتصادي، اجتماعي و فني تغيير اقليم براي جامعه جهاني ارائه مي نمايد و داراي سه گروه كاري است كه وظيفه هر كدام از آنهادر زمينه كنترل و تأثير گازهاي گلخانه اي مي باشد و در هر گروه كاري يك حمايت كننده فني نيز وجود دارد.
تحولات اقليم در دوران زمين شناسي
اقليم گرچه پديده اي ثابت به نظر مي رسد، اما مطالعه گذشته زمين نشان مي دهد كه شرايط آب و هوا با ساير تحولات دروني و بيروني كره زمين پيوسته دستخوش تغيير قرار گرفته و دوره هاي سرد و گرم يا خشك و مرطوب، مكرر جاي يكديگر را گرفته اند. نوسانهاي اقليمي حتي در ۲۰۰ سال اخير كه به آمارهاي هواشناسي دسترسي داريم، درپاره اي از مناطق سطح كره زمين، كاملاً محسوس بوده است.
شاخه اي از اقليم شناسي را كه به مطالعه وضعيت اقليم گذشته زمين مي پردازد، ديرينه اقليم شناسي مي نامند. روش مطالعه در ديرينه اقليم شناسي، يافت و شناخت آثاري است كه روند اقليم از گذشته هاي دور به جا گذاشته است. بديهي است كه مطالعه تظاهرات آب و هوا در زمان حال، در تحليل صحيح اين شواهد نقش اساسي دارد.
شواهد اقليمي را بر اساس ويژگيهايشان به سه گروه، زيست شناختي، سنگ شناختي، ريخت شناختي تقسيم مي كنند. از شواهد زيست شناختي، با توجه به نزديكي سيستماتيك كه بين انواع نباتات و حيوانات وجود دارد و همچنين شناختي كه امروزه از شرايط زيست محيطي و فيزيولوژيكي جانداران در دست داريم، استفاده مي شود.از مطالعه شواهد سنگ شناختي، نحوه جريانهاي فرسايشي و شرايط رسوب گذاري در دوره هاي گذشته، مشخص مي شود كه خود مي تواند بيانگر روند شرايط اقليم در گذشته باشد و بالاخره شواهد ريخت شناختي تاثير بعضي عناصر اقليمي را بر روي پاره اي از تظاهرات كه مي توانند معرف شرايط اقليم در زمان تاثير خود باشد مورد بررسي قرار مي دهد.
مطالعه اقليم در دورانهاي گذشته، حاكي از اين است كه حتي قبل از دوران اول، يك رشته عصر يخبندان وجود داشته است كه آثار آن در افريقاي جنوبي و امريكاي شمالي به دست آمده است، وجود اين يخبندانها در دوره گذار پره كامبرين به كامبرين مطمئن و قطعي است و به نام يخبندان رائوكامبرين مشهور است، شواهد اين يخبندان در بخشهاي وسيعي از سطح كره زمين به استثناي آمريكاي جنوبي و قطب جنوب پيدا شده كه از اقليم سرد و پرباران دوره مزبور حكايت مي كند.
تصوير اقليم در پالئوزوئيك، به دليل فراواني يافته هاي حيواني و گياهي روشن تر و دقيقتر است و نشانه هايي از يخبندان وسيع در نيمكرده جنوبي به دست مي دهد كه به ويژه براي دوره گذار از كربونيفر به پرمين كاملاً صادق است. در اين دوره، مناطقي كه امروزه از يكديگر فاصله زيادي دارند(شمال آفريقا، هند، استراليا و برزيل جنوبي) از يخ پوشيده بود و اقليم حاره اي جنگلهاي باراني در اروپاي مركزي و آمريكا گسترده بوده است. ظاهراً موقعيت خشكيها و قاره ها در آن روزگار، طوري بوده است كه قطب جنوب در جنوب افريقا و قطب شمال در بخش شمالي اقيانوس آرام قرار داشته و استوان از اروپاي مركزي و آمريكا، مي گذشته است.
مناطق پوشيده از يخ هم مرز بوده و پهنه هاي وسيعي تشكيل مي داده اند. اما در دوره هاي بعد تا دوران سوم، قطبها و همراه با آن مناطق اقليمي به موقعيت امروزي خود جابجا شده اند. به عبارت ديگر، تحولاتي اساسي در وضع آب و هوا پيش آمد، به طوري كه دوران سوم كاملاً گرم و فاقد دوره ها ي يخبندان بوده است و سرانجام در اواخر اين دوران، دما به تدريج كاهش مي يابد، تا آنجا كه به ايجاد يخچالهاي كواترنر منتهي شده است.
كواترنر كه با شرايط طبيعي بسيار ناپايدار و تحولات عظيم اقليمي همراه بوده است دوره ظهور انسان تلقي مي شود. در اين زمان آب و هوا به تناوب تغيير كرده و دوره هاي يخچالي و بين يخچالي متعددي به وجود آمده است. اين دوران را به دو قسمت پليئستوسن و هولوسن(دوره يخچالي و بعد يخچالي) تقسيم مي كنند. در پليئستوسن،‌چندين عصر يخبندان به وقوع پيوسته كه هر كدام از آنها خود تعدادي يخبندان متوالي و مستقل از يكديگر را شامل شده است. از آنجا كه اين يخبندانها در مناطق وسيع يخچالي مانند اريكاي شمالي، اروپا و آلپ كاملاً يكسان نبوده اند، هماهنگي لازم تنها بين يخچالهايي ديده مي شود كه به دوره هاي جديد تعلق دارند.
دوره هاي يخچالي را در اروپاي شمالي به دوره آلستر، ساله، وارته، ويستول و يخچالهاي آمريكاي شمالي رانبراسكا، ايلينوبز، ويسكانسين ناميده اند. همچنين آغاز و پيشروي چهار دوره يخبندان آلپ را به نام رودخانه هاي واقع در آن از قبيل گوتز، ميندل، ريس و وروم ناميده اند كه تاريخ وقوع آنها را به ترتيب، به ۷۵ ، ۲۰۰ ، ۴۵۰ و بالاخره۶۰۰ هزار سال قبل نسبت داده اند.
به طور كلي نظر اقليم شناسان پيرامون شرايط حرارتي در دوره سر پليئستوسن هماهنگ نيست؛ گرچه بررسيهاي متعدد براي تبيين شرايط گردش عمومي هوا در آن عصرها و مقايسه آن با سيستمهاي سينوپتيك غالب امروزي انجام شده است.
مطالعه شواهد اقليمي و رابطه آن با گردش عمومي هواي جو در حال حاضر نشان مي دهد كه اساس گردش مزبور از دوران سوم به بعد تا زمان حال حفظ شده است. حتي بعضي از اقليم شناسان براين باورند كه هيأت كلي گردش سياره اي از دورانهاي بسيار قديمتر زمين شناسي تا به امروز يكسان، باقي مانده است. با اين حال، شدت و توزيع سيستمهاي فشار و در نتيجه موقعيت كمربندهاي اقليمي در زمانهاي مختلف كاملاً متفاوت بوده است.
پسروي يخبندان دوران چهارم در اواخر پليئوستوسن(تقريبا از ۲۰۰۰۰ سال قبل) با ذوب يخها از حاشيه جنوبي شمال اروپا به تدريج آغاز گرديد و آهنگ عقب نشيني تدريجي آن تا حدود ۶۵۰۰ سال قبل از ميلاد ادامه داشته است. زمين در طول دوره«پس يخچالي» دستخوش نوسانهاي اقليمي بسيار واقع شده است، به طوريكه بقاياي يخچالها گهگاه پيشرويهاي ضعيفي داشته و سپس عقب نشسته اند. اين پسروي در آغاز قرن اخير بسيار محسوس بوده است.
در جمع بندي نظريه هايي كه تاكنون در اين مورد ارائه شده است، به نظر مي رسد كه به دو عامل تكيه شده است: اول عامل زميني(درون زمين، سطح زمين،مقدار نمك آب اقيانوس ها، جو زمين، جابجايي قطب و اشتقاق قاره ها) دوم عامل كيهاني(تغيير مدار زمين، جذب انرژي به وسيله ذرات و غبارهاي كيهاني، و بالاخره تغييرات ابتدايي در انرژي تابش خورشيد). از اين نظر، نظريه رانش قاره اي، به ويژه از ديدگاه زمين شناسي اهميت بسيار دارد.

مهمترين تأثيرات اقليم بر بيابان زدايي، هيدرولوژي و منابع آب، بالا آمدن آب دريا، خشكسالي، كشاورزي، منابع طبيعي و جنگل ها، بلاياي طبيعي، اكولوژي، محيط زيست مسائل شهرنشيني و توسعه شهرها، ذخائر غذايي انسان، انرژي و ديگر مسائل اقتصادي و اجتماعي جامعه است.

وضعيت اقليم جهان در سال ۲۰۰۱ ميلادي
يكي از وقايع مهمي كه در سال۲۰۰۱ ميلادي اتفاق افتاد اتمام دوره طولاني پديده لانينا بود كه از اواسط سال ۱۹۹۸ ميلادي شروع شده بود. تأثيرات اين پديده بر روي اقليم جهان شامل دو اثر سرد شدن و گرم شدن مناطق مختلف كره زمين بود كه حالت سرد شدن در نواحي جنوب خاورميانه، قسمت هايي از آفريقا و سواحل ايالات متحده آمريكا بروز كرد. حالت گرم شدن نيز در نواحي استوايي اقيانوس آرام رخ داد.
در سال ۲۰۰۱ مقدار بارندگيها بر روي اندونزي، نيمه شرقي بخش استوايي اقيانوس هند، جنوب شرقي آسيا، شمال استراليا و نواحي مركزي و غربي بخش هاي زير استوايي اقيانوس آرام جنوبي به نحو چشمگيري افزايش يافت، برعكس در غرب نواحي استوايي اقيانوس آرام مقادير حدي ميانگين بارندگي رخ داد كه اين حالت جزء يكي از اثرات شديد پديده النينو بود.
گرمترين ماه اكتبر كه در ۳۴۳ سال اخير بي سابقه بوده است در بخش هاي مركزي انگلستان رخ داد و گرمترين ماه اكتبر كه در يكصد سال اخير بي سابقه بوده است در دانمارك و آلمان به وقوع پيوست. همچنين ميانگين دماي ماهيانه ماههاي نوامبر و دسامبر سال گذشته كه در ايالات متحده آمريكا ثبت گرديد فقط اندكي با بيشترين دماي ثبت شده در آن كشور، فاصله داشت.
يكي از قوي ترين هاريكن هاي ثبت شده از سال ۱۹۵۲ تا كنون بوده كه در كشور كوبا باعث رانش زمين در منطقه وسيعي گرديد كه در نوع خود بي سابقه بود. در اقيانوس آرام غربي نيز بروز طوفان هاي معروف Chebi Toraji,و Utor باعث كشته شدن بيش از ۴۵۰ نفر گرديد.
يكي ديگر از پديده هاي حادي كه در سال ۲۰۰۱ ميلادي رخ داد، پديده خشكسالي بودكه كشورهاي افغانستان، جمهوري اسلامي ايران، پاكستان، نواحي شاخ آفريقا، كانادا، نواحي مركزي ايالات متحده آمريكا، شمال چين و شبه جزيره كره و ژاپن را به شدت تحت تأثير قرار داد.
در حيطه مطالعه نوسانات اقليمي، مقياس زماني از اهميت زيادي برخوردار است زيرا اقليم به عنوان يك سيستم، خود حاصل مجموعه اي از شرايط هواشناختي تلقي شود كه توسط داده هاي چند دهه گذشته قابل لمس بوده، وقوع و تكرارآن براي دهه هاي آينده محتمل مي باشد. بنابراين اقليم حال كه به خوبي با آن سازش پيدا نموده ايم، توسط داده هاي چند دهه گذشته توصيف مي شود. با اين حال در صورت گسترش دوره زماني خود ـ مثلاً چند دهه به يك ميليون سال به اين نتيجه مي رسيم كه ما در حال حاضر در يك دوره غير متعارف گرم و به عبارت ديگر دوره اي كه غالباً به عنوان دوره بين يخچالي تعبير مي شود زندگي مي كنيم. در فواصل آن دوره طولاني سرد، قاره هاي نيمكره شمالي در سيطره قطعات بزرگ يخ قرار داشتند و آخرين ظهور استيلاي آن به ۱۸۰۰۰ سال قبل مي رسد. حال در صورتي كه مقياس زماني خود را به گذشته هاي دورتر مثلاً به ۵۰۰ ميليون سال قبل گسترش دهيم، ملاحظه مي كنيم كه ما در يك دوره نامتعارف سرد زندگي مي كنيم. بررسي هاي موجود نشان مي دهد كه در اثناي آن زمان برف و يخهاي دائمي تنها در حوالي قطبين زمين متمركز بوده و تنها ۱۵ درص از اوقات آن زمان برف و يخ هاي دائمي شكل مي گرفته اند.
درباره علل تغيير اقليم در جهان دو ديدگاه متفاوت به شرح زير وجود دارد:
بر اساس اطلاعات به دست آمده از يخهاي قطبي و حبابهاي هواي محبوس شده در آنها، سنگهاي قديمي و مقاطع تنه درختان، عده اي معتقدند كه در ميليون ها ۱۰ سال گذشته كرده زمين همواره با تغيير اقليم مواجه بوده و دوره هاي طولاني و متناوبي را از عصر يخبندان با دوره تناوب يكصد هزار سال و تداوم ده تا بيست هزار سال و پس از آن با افزايش دماي متوسط در حدود ۴ تا ۶ درجه سانتيگراد را گذرانده است.
اين گروه اعتقاد دارند كه اين دوره هاي تغيير اقليمي ناشي از عوامل نجومي هستند كه در دورانهاي مختلف بروز كرده و بستگي به حركات مختلف زمين از جمله تغيير زاويه ميل محور زمين، تغيير مدار بيضوي زمين و حركات ژيروسكوپي زمين دارد. اين دانشمندان بروز اين تغييرات در مدار زمين و نيز عواملي چون فعل و انفعالات خورشيدي، فعاليت هاي آتشفشاني و حركت قاره ها را در فواصل بيست تا چهل هزار سال باعث تغييرات درجه حرارت زمين دانسته و به نقش پديده گلخانه اي در اين تغييرات، اعتقاد چنداني ندارند.
ديدگاه ديگري كه در اين مورد وجود دارد نيز با استفاده از اطلاعات به دست آمده از لايه هاي يخ قديمي و هواي محبوس در آنها چنين استنباط مي كنند كه هنگامي كه آب و هواي منطقه قطب جنوب در گرمترين حالت بوده، ميزان هوا نيز در بيشترين ميزان خود قرار داشته است.
آنچه مسلم است، افزايش گازهاي جاذب گرما(گازهاي گلخانه اي) در جو زمين، درجه حرارت زمين را افزايش خواهد داد. از آنجا كه ميزان درجه حرارت با ساير مؤلفه هاي اقليمي در اندركنش متقابل قرار دارد ممكن است كه موجب پيدايش تغيير آب و هوايي در مقياس جهاني گردد.
نياز انرژي و چشم انداز تغييرات اقليمي در قرن ۲۱
در سده هاي اخير انسان به عنوان يك عامل در عرصه سيستم اقليمي ظهور نموده و به نوسانات مزبور و زيست محيط زمين جهت تازه اي بخشيده است. تغييرات مزبور در طي چند دهه گذشته بسيار پر شتاب بوده است. اين تغييرات حاصل رشد سريع اقتصاد صنعتي كشورهاي غربي و اتحاد جماهير سابق شوروي و ساير كشورهاي بلوك شرق از يك سو، گذار بسياري از كشورهاي جهان سوم به جامعه مدرن صنعتي در دهه هاي ۷۰ و ۸۰ از سوي ديگر بوده است. گرچه بهبود سريع درتكنولوژي كالاهاي صنعتي و تدوين قوانين مناسب در حفظ و كنترل منابع آلودگي هوا و آب، تدريجاً زمينه كاهش انتشار آلاينده ها را فراهم نموده است، با اين حال، راه كارهاي مزبور توسط افزايش شديد نياز انرژي و تقاضاهاي فزاينده، براي مصنوعات صنعتي و مسأله تأمين غذا كه حاصل افزايش جمعيت جهاني است خنثي گرديده و به تخريب هر چه بيشتر محيط زيست انجاميده است، سنجش هاي مستقيم گازهاي ، ، متان و كاهش غلظت اوزون در رابطه با افزايش جمعيت جهان در طي سه چهار دهه گذشته، تصويري نگران كننده از تخريب محيط زيست و ناهنجاري هاي اقليمي به دست داده است.
مجموع نياز انرژي جهان در دهه ۸۰ به ۵/۷ تراوات و در سالهاي اخير به بيش از ۱۰ تراوات رسيده است كه روند صد سال گذشته آن افزايش در حد ۲ درصد نشان مي دهد. حدود ۹۰ درصد از نياز انرژي كشورهاي صنعتي از سوخت هاي فسيلي تأمين مي شود. نياز فزاينده جهان به انرژي در آينده نيز به سه دليل يعني افزايش جمعيت جهان، ادامه رشد شديد كشورهاي صنعتي و رشد كشورهاي در حال توسعه همچنان ادامه خواهد يافت(هه فه له ۱۹۷۷). با توجه به داده هاي واقعي مرگ و مير و زاد و ولد و از اين رو توليد خالص جهاني، روند افزايش جمعيت جهان در پايان قرن آينده طبق برآورد كنگره جمعيت، سازمان ملل كه در سال ۱۹۷۴ در بوداپست برگزار گرديد، ادامه يافته و به حدود ۱۲ ميليارد پيش بيني شده است.
يك دليل مهم ديگر براي نياز فزاينده انرژي در آينده، توزيع سرانه مصرف جهاني آن مي باشد. مصرف انرژي مردم ۸۰ كشور جهان در سال ۱۹۷۱ در حد ۲/۰ كيلو وات به ازاء هر نفر بوده است. ۷۲% از جمعيت جهان مصرفي كمتر از ۲ كيلو وات، ۲۲ درصد حدود ۲ تا ۷ و حدود ۶ درصد بيش از ۷ كيلو وات انرژي مصرف نموده اند. كشور آلمان با ۵ ، كويت ۲/۷ و آمريكا ۱۱ كيلو وات بالاترين مصرف كننده انرژي در جهان محسوب مي شوند. طرح شمال ـ جنوب كه ظاهراً در جهت تعديل اختلافات شديد اقتصادي بين كشورهاي صنعتي و كشورهاي در حال رشد تدوين گشته بود در صورت موفقيت مي بايست به توزيع مصرف سرانه اي دست يابد كه در نمودار شماره ۲ براي سال ۲۱۴۰ پيش بيني شده است. اين خود نشان دهنده افزايش شديد يا مصرف انرژي در جهان آينده…

ادامه مطالب در فایل شامل موضوعاتی چون :

۶ـ اثرات تغيير اقليم بر منابع آب    
(۱ـ۶)كميت منابع آب
(۲ـ۶)بالا آمدن سطح آب دريا
(۳ـ۶)افزايش دما
(۴ـ۶)بارش برف و رواناب
(۵ـ۶)آب زيرزميني ـ آبرساني ـ آبياري
(۶ـ۶)اثرات تغيير اقليم بر كيفيت آب
– نتايج اين بحث
۷- اثر افزايش گرماي زمين در افزايش مصرف آب كشاورزي    
۸ـ پيامدهاي نوسان آب و هوا بر بيابان زايي    
(۱ـ۸)نگرش بر بيابان زايي        
(۲ـ۸)بررسي تاثير النينو ـ نوسانات جنوبي بر بارندگي
(۳ـ۸)النينو چيست؟
(۴ـ۸)داده ها و روش محاسباتي    
نتايج اين بحث    
(۵ـ۸) ارتباط SOI و بارندگي فصلي
(۶ـ۸) ارتباط SOI  و بارندگي پاييزه
(۷ـ۸) ارتباط SOI و بارندگي نواحي شمالي ايران
(۸ـ۸) همبستگي بين SOI و بارندگي در مناطق مركزي ايران
۹- تغييرات اقليمي بر تردد و تصادفات جاده اي    
– نتايج اين بحث

تاریخ: 1396/3/13 بازديد: 124 ادامه
زلزله چیست؟

زلزله لرزش ناگهانی پوسته جامد زمین است که هر از چند گاهی در نواحی که بر روی بند زلزله خیز قرار دارند رخ می‌دهد. این پدیده طبیعی دارای خصوصیات و وی‍ژگیهای منحصر به فردی است، که آگاهی از پدیده‌های همراه زلزله ، شناخت گسلها و انواع آن در تعیین الگوی لرزه زمین ساخت و رژیم لرزه خیزی مناطق مختلف دارای اهمیت است.

لرزش ناگهانی پوسته‌های جامد زمین ، زلزله یا زمین لرزه نامیده می‌شود. دلیل اصلی وقوع زلزله را می‌توان افزایش فشار بیش از حد داخل سنگها و طبقات درونی زمین بیان نمود. این فشار به حدی است که در سنگ گسستگی بوجود می‌آید و دو قطعه سنگ در امتداد سطح شکستگی نسبت به یکدیگر حرکت می‌کنند. به سطح شکستگی که توأم با جابجایی است، گسل گفته می‌شود. وقتی که سنگ شکسته می‌شود، مقدار انرژی که در زمان طولانی در برابر شکستگی حالتهای مختلفی را برای آزادسازی انر‍ژی نهفته شده بوجود می‌آورد.

بطوری که در ابتدا فشار و نیروهای درونی ممکن است باعث ایجاد یکسری لرزه‌های خفیف و کوچک در سنگها شود که پیش لرزه نامیده می‌شود. بعد از اینکه فشار درونی بر مقاومت سنگها غلبه کرد انرژی نهفته آزاد می‌گردد و زمین لرزه اصلی رخ می‌دهد، البته نباید از اثر لرزشهای کوچکی که بعد از زمین لرزه اصلی نیز اتفاق می‌افتد و به نام پس لرزه معروف هستند، چشم پوشی کرد. لرزه ، پیش لرزه ، لرزه اصلی و پس لرزه مجموعا یک زمین لرزه را نشان می‌دهند.
باید توجه داشت که تمام زلزله‌ها با پیش لرزه‌ها همراه نیست و همچنین پیش لرزه را نمی‌توان مقدمه وقوع یک زلزله بزرگ دانست، زیرا در بسیاری از موارد یک زلزله مخرب خود یک پیش لرزه فوق العاده مخربی بوده است که در تعقیب آن اتفاق افتاده است. همچنین در بسیاری از زمین لرزه‌ها زلزله اصلی بدون هیچ لرزه قبلی و یکباره اتفاق می‌افتند، زلزله‌هایی هم در اثر عوامل دیگر مثل ریزشها (مثلا ریزش سقف بخارهای آهکی و زمین لغزشها) و یا در بعضی موارد فعالیتهای آتشفشانی نیز بوجود می‌آید که مقدار و شدت آنها کمتر است.
چرا زلزله بوجود می‌آید؟
به درستی مشخص نیست که چرا زلزله بوجود می‌آید، اما همانطور که قبلا اشاره شد تجمع انر‍ژی در درون زمین از یک طرف و افزایش نیروی زیاد در درون زمین و عدم تحکمل طبقات زمین برای نگهداری این انرژی از طرف دیگر موجب شکسته شدن زمین در بعضی نقاط آن شده و انرژی از محل آن آزاد می شود. این شکستگی که اکثرا با جابجایی زمین اتفاق می‌افتد باعث خطرات و ایجاد لرزش زمین می‌شود که به آن زلزله گفته می‌شود.

اما این انرژی از کجا می آید؟ برخی معتقدند که زمین از ورقه‌هایی تشکیل شده است که این ورقه‌ها با صفحاتی که در کنار هم قرار دارند به یکدیگر فشار وارد کرده و باعث می‌شوند که ورقه‌هایی که دارای وزن کمتری هستند به داخل زمین فرو روند (این پدیده در اصطلاح علمی فرو رانش صفحات گفته می‌شود). همچنین ممکن است که ورقه‌ها در کنار یکدیگر به هم فشرده شوند. در اثر فرو رانش و پایین رفتن صفحه به درون زمین و به دلیل افزایش فشار و دمای طبقات درونی ، ورقه شروع به گرم شدن و ذوب شدن می‌کند و مواد مذاب حاصله سبک شده و مجددا به سمت بالا حرکت کرده و فشاری را به طبقات مجاور وارد می‌کند.

ترکیب این نیروها در درون زمین باعث ایجاد یک حالت عدم تعادل انرژی می‌شود، این وضعیت تا زمانی که طبقات فوقانی و سطحی زمین تحمل مقاومت در برابر آن را داشته باشند حفظ می‌گردد. اما زمانی که سنگها دیگر تحمل این فشارها را نداشته باشند، انرژی به یکباره آزاد می‌گردد و زلزله بوجود می‌آید. البته این بدان مفهوم نیست که تمامی زلزله‌ها بدین طریق ایجاد می‌شوند، بلکه می‌توان گفت بخش اصلی زمین لرزه‌ها ، با این فرضیه قابل توجیه است.

رابطه گسل با زلزله
رابطه گسل – زلزله دو طرفه می‌باشد. یعنی وجود گسلهای فراوان در یک منطقه سبب بروز زلزله می‌گردد. این زلزله به نوبه خود سبب ایجاد گسل جدیدی گردیده و نتیجتا تعداد شکستگیها زیادتر شده و به این ترتیب قابلیت لزره خیزی منطقه افزایش می‌یابد.

نحوه آزاد شدن انرژی زلزله
ممکن است یک زلزله به همراه خود پیش لرزه و پس لرزه‌هایی داشته باشد، که این دو قبل و بعد از زلزله اصلی ممکن است وقوع یابند، به عبارتی دیگر این موضوع به نحوه آزاد شدن انرژی زلزله بستگی دارد. بطوری که انرژی زلزله بصورتهای زیر آزاد می‌گردند:

• پیش لرزه
گاهی اوقات از بروز زلزله اصلی ، یکسری زلزله‌هایی با بزرگی کمتر از زلزله اصلی به وقوع می‌پیوندند که معمولا فراوانی آنها با نزدیک شدن به زمان وقوع لرزش اصلی ، افزایش می‌یابد.

• لرزش اصلی
همان زلزله اصلی بوده که بواسطه آن اکثر انرژی ذخیره شده در سنگها یکباره آزاد می‌گردد و چنانچه داده‌های مربوط به یک زلزله بزرگ غیر دستگاهی باشد مهلرزه نامیده می‌شود.

• پس لرزه
زلزله‌های خفیفتری که غالبا پس از لرزش اصلی ، از حوالی کانون زلزله اصلی منشأ می‌گیرند، را پس لرزه می‌گویند. پس لرزه‌ها می‌توانند حتی تا سالها پس از وقوع زلزله‌های اصلی نیز به طول انجامد.

• دسته لرزه
مجموعه‌ای از تعداد زیادی زلزله که در یک منطقه محدود در مقطع زمانی در حد هفته تا چند ماه به وقوع می‌پیوندد. دسته لرزه‌ها غالبا در نواحی آتشفشانی دیده می‌شوند.

• ریز لرزه
زلزله‌های ضعیفی هستند که بزرگی آنها ۳ ریشتر و یا کمتر از ۳ بوده و غالبا افزایش ناگهانی و نامنظم آنها نشانه قریب الوقوع بودن مهلرزه یا زلزله اصلی می‌باشند.

حجم و تعداد دفعات وقوع
حدود ۵۰۰،۰۰۰ زمین لرزه در هر سال وجود دارد که از این تعداد ۱۰۰،۰۰۰ تا می‌تواند احساس می‌شود. زمین لرزهٔ کوچک به طور مداوم در سراسر جهان در مناطقی مانند کالیفرنیا و آلاسکا، ایالات متحده همچنین در گواتمالا، شیلی، پرو، اندونزی، ایران، پاکستان، آزورس در پرتغال، ترکیه، نیوزیلند، یونان، ایتالیا و ژاپن رخ می‌دهد، اما زلزله می‌تواند، تقریباً در هر نقطه‌ای رخ دهد، از جمله نیویورک، لندن و استرالیا. زمین لرزهٔ بزرگتر کمتر اتفاق می‌افتد، رابطه به صورت نمایی است؛ برای مثال، تقریباً ده برابراز زلزله‌ها ی بزرگتر از شدت ۴ در یک دوره زمانی خاص نسبت به زلزله‌های بزرگتر از شدت ۵ رخ می‌دهد. در (لرزه خیزی کم) انگلستان، به عنوان مثال، محاسبه شده‌است که عود به طور متوسط عبارتند از: زلزله ۳٫۷ — ۴٫۶ در هر سال، زلزله ۴٫۷ — ۵٫۵ هر ۱۰ سال، و زلزله ۵٫۶ یا بالاتر در هر ۱۰۰ سال است. این نمونه‌ای از قانون گوتنبرگ- ریشتر است. تعداد ایستگاه‌های لرزه‌ای از حدود ۳۵۰ در سال ۱۹۳۱ امروزه به هزارها از افزایش یافته‌است. نتیجتاً، تعداد بیشتری زمین لرزه نسبت به گذشته منتشر می‌شود، اما این به دلیل بهبود ابزار اندازه‌گیری است نه به دلیل افزایش تعداد زمین لرزه‌ها. (USGS) تخمین می‌زند که از سال ۱۹۰۰ تا به حال به طور متوسط ۱۸ زلزله بزرگ (قدر ۷٫۰-۷٫۹) و یک زلزله خیلی بزرگ (قدر ۸٫۰ و یا بیشتر) در هر سال وجود داشته‌است، و این نسبت تقریباً ثابت بوده‌است. در سال‌های اخیر، تعداد زمین لرزه‌های بزرگ در هر سال کاهش یافته‌است، اگرچه این نتیجهٔ نوسانات آماری است، نه از روند سیستماتیک. آمار دقیق بیشتر در اندازه و تعداد زلزله‌ها، از (USGS) در دسترس است. بسیاری از زمین لرزه‌های جهان (۹۰ ٪ و ۸۱ ٪ از بزرگترین) در طول ۴۰.۰۰۰ کیلومتر، منطقه نعل اسبی شکل به نام کمربند زمین لرزه سیرکم پاسیفیک(circum-Pacific seismic belt)، که همچنین به عنوان زنگ آتش اقیانوس آرام شناخته شده، اتفاق می‌افتند. که در اکثرنفاط با صفحهٔ اقیانوس آرام هم‌مرز است. زلزله‌های بزرگ تمایل دارند در طول مرز صفحه‌های دیگر نیز رخ دهند: مثلاً در امتداد کوه‌های هیمالیا. با رشد سریع شهرهای بزرگ مانند مکزیکوسیتی، توکیو و تهران، در مناطق پر خطر زمین لرزه، برخی از زلزله شناسان هشدار می‌دهند که ممکن است زلزله زندگی تا حداکثر ۳ میلیون نفر را …

تاریخ: 1396/3/8 بازديد: 158 ادامه
خوردگی و مهار آن در سیستم های سه فازی

مقدمه :
خوردگی یکی از مشکلات عمده در صنایع نفت و گاز به شمار می آید که سالانه مبالغ هنگفتی، به خود اختصاص می دهد. وقفه در تولید، زیان هنگفتی چه از نظر تولید هیدروکربن وچه ازنظر هزینه تعمیرات در پی خواهد داشت. بنابراین سلامت تجهیزات در طول عمر مفید آن ها یک مسأله اساسی به نظر می رسد. استفاده از بازدارنده های خوردگی سال هاست که به عنوان یکی از روش های کارآمد در صنایع نفت و گاز به کار گرفته می شود.
در صنعت آب و تصفيه پساب ، آب جزيي از منابع ملي محدود ما تلقي مي شود ، اما بواسطه فرايندهاي جمع آوري ، ذخيره ، پمپاژ ، تصفيه ، انتقال و توزيع كه برروي آن صورت مي گيرد ارزش افزوده قابل ملاحظه اي پيدا مي كند كه بخش كوچكي از آن ، بعنوان هزينه مصرف آب ، براساس نوع تعرفه و ميزان مصرف از مشتركين انشعاب آب شهري دريافت مي شود.
درطي اين فرايندها تجهيزات، مخازن ،خطوط لوله و مسيرهاي انتقال ، شيرالات پمپها و همزن هاي مختلف وساير ابزاروادوات مربوطه ، پيوسته در تماس دائم با آب حاوي مواد ويونهاي مختلف قرارمي گيرد و بنابراين عوامل خوردگي آنها بطور طبيعي همواره وجود دارد. دراغلب موارد ، اين تجهيزات در چنان شرايط محيطي قراردارند كه موجب تشديد سرعت خوردگي و فرسودگي آنها مي شود و بدين ترتيب عمر وكاركرد مفيد آنها بمراتب از عمر طراحي شده كوتاه تر خواهد شد. در اين گونه موارد ، علاوه برخسارتهاي مالي ( وگاهي نيزجاني ) ناشي از تخريب اين تجهيزات معمولا مقاديرقابل توجهي از آب به هدر مي رود و يا مشخصه هاي لازم كيفي خود را از دست مي دهد.
اين درحالي است كه اغلب اين وقايع و خسارات ناشي از آنها را معمولا مي توان با انجام يك سلسله از پيش بيني ها وملاحظات درمرحله طراحي و نيزدرنظرگرفتن برخي از تمهيدات و درمراحل ساخت ، نصب ، اجرا و بهره برداري بطور قابل ملاحظه اي كاهش داد و درضمن ، عمر مفيد تجهيزات و تاسيسات را بهبود بخشيد تخمين هزينه هاي سالانه خوردگي در ايالات متحده بين ۸ بيليون دلار تا ۱۲۶ بيليون دلارمي باشد.
بهر ترتيب، خوردگي زيان اقتصا دي عظيمي است و براي كاهش دادن به كارهای زيادي مي توان انجام داد. اگر اين نكات را در نظر بگيريم كه هر جا فلز و مواد ديگر مورد استفاده قرار مي گيرند خوردگي با درجه وشدتهاي متفاوتي واقع مي گردد، اين رقمهاي بزرگ دلاري چندان غير منتظره نخواهد بود.
در حقيقت اگر خوردگي وجود نداشت اقتصاد جامعة ما بشدت تغيير مي كرد. مثلاً اتومبيلها، كشتيها، خطوط لوله زير زميني و وسايل خانگي احتياج به پوشش نداشتند، صنايع فولاد زنگ نزن از بين مي رفتند و مس فقط براي مقاصد الكتريكي بكار مي رفت. اكثر كارخانجات و محصولاتي كه از فلز ساخته مي شدند از فولاد يا چدن ساخته مي شدند.
اگر چه خوردگي اجتناب ناپذير است، ولي هزينة آنرا به مقدار زيادي ميتوان كاهش داد. مثلاً يك آند ارزان قيمت منيزيم مي تواند عمر تانك آب گرم خانگي را دو برابر كند. شستشوي اتومبيل براي زدودن نمكهاي كه براي يخ بندان روي جاده مي پاشند مفيد است. انتخاب صحيح مواد و طراحي خوب، هزينه هاي خوردگي را كاهش ميدهد. يك برنامه صحيح تعميرات و نگهداري رنگ چندين برابر مخارجش را صرفه جويي ميكند. اينجاست كه مهندسي خوردگي وارد صحنه مي شود و مي تواند موثر باشد – ماموريت اصلي او مبارزه با خوردگي است. جدا از مخارج مستقيم دلاري، خوردگي يك مشكل جدي است زيرا به طور روشني باعث تمام شدن منابع طبيعي ما مي گردد. مثلاً فولاد از سنگ آهن بدست مي آيد، ميزان توليد داخلي سنگ آهن پر عياركه مستقيماً قابل استفاده باشند بشدت كاهش يافته است. توسعة صنعتي سريع بسياري از كشورها نشان مي دهد كه رقابت و قيمت منابع فلزي افزايش خواهد يافت. ايالات متحده ديگر مصرف كنندة اصلي منابع معدني نيست.

فصل اول- آسیب‌شناسی صنعت:
برای شناخت صحیح‌تر خوردگی و اهمیت آن باید به آسیب‌شناسی صنعت پرداخت، زیرا یکی از مهمترین عواملی که گریبانگیر رشد صنایع و به خصوص صنایع ایرانی می‌باشد، عدم درک عمیق مساله خوردگی است. شاید بتوان دو دلیل عمده برای این بی‌عنایتی برشمرد:
در رابطه با ضرر و زیانهای وارد آمده توسط خوردگی به صنایع ، نه تنها آمار مستند بلکه حتی تخمین‌های رسمی مستند و قابل انکار وجود ندارد، لذا مشخص نیست که خوردگی چگونه به آرامی اما بطور مداوم ثروتهای ملی را هدر می‌دهد.
ابعاد فاجعه انگیز خوردگی از نظر اتلاف ماده و انرژی و ضرر و زیانهای زیست محیطی روشن نیست. لذا اکثرا با تصور اینکه مسائل مالی مربوط به خوردگی در بررسیهای مالی- اقتصادی در سر فصل استهلاک دیده می‌شوند، از ابعاد واقعی قضیه بی‌خبر می‌مانند و در نتیجه اهمیت مساله همواره در هاله ای از ابهام باقی می‌ماند.
تعريف خوردگی:
خوردگي را تخريب يا فاسد شدن يك ماده در اثر واكنش با محيطي كه در آن قرار دارد تعريف مي كنند. بعضي ها اصرار دارند كه اين تعريف بايستي محدود به فلزات باشد، ولي غالباً مهندس خوردگي بايستي براي حل يك مسئله هم فلزات و هم غير فلزات را در نظر بگيرد. سراميكها، پلاستيكها، لاستيك و مواد غير فلزي ديگر نيز منظور شده اند. مثلاً، تخريب رنگ ولاستيك بوسيله نور وخورشيد يا مواد شيميايي، خورده شدن جدارة كوره فولاد سازي، و خورده شدن يك فلز جامد بوسيله مذاب يك فلز ديگر تماماً خوردگي ناميده مي شوند. خوردگي مي تواند سريع يا كند صورت گيرد. فولاد زنگ نزن در حالت حساس شده به وسيله اسيد پلي تيونيك ظرف چند ساعت بشدت خورده مي شود. ريلهاي راه آهن معمولاً به آهستگي زنگ مي زنند- ولي سرعت زنگ زدن آنقدر نيست كه بر كارايي آنها در سالهاي زياد اثري بگذارد. ستون آهني معروف دهلي در هندوستان حدود ۲۰۰۰ سال پيش ساخته شده و هنوز به خوبي روز اول است. ارتفاع آن ۳۲ فوت است.
استاندارد ایزو ۸۰۴۴ ، خوردگی را بدین شکل تعریف می‌کند:
واکنش فیزیکی – شیمیایی متقابل بین فلزومحیط اطرافش که معمولا دارای طبیعت الکتروشیمیایی است و نتیجه‌اش تغییر در خواص فلز می‌باشد. این تغییرات خواص ممکن است منجر به ازدست رفتن عملکرد فلز ، محیط یا دستگاهی شود که این دو، قسمتی از آن را تشکیل می‌دهند.»
به نظر می‌رسد ظاهر قطعه خورده شده ، این تداعی معنایی را سبب شده باشد. برای بیشتر مردم، خوردگی با مصادیقش شناخته می‌شود، از قبیل زنگ زدگی و سیاه شدن قاشقهای نقره‌ای. در واقع خوردگی همه اینها هست، اما به‌تنهایی هیچ یک نیست. بطور مثال ، زنگ زدگی فقط به خوردگی آلیاژهای آهن اطلاق می‌شود.

مهندسي خوردگی:
مهندسي خوردگي كاربر دانش وفن يا هنر جلوگيري ياكنترل خسارت ناشي از خوردگي به روش اقتصادي و مطمئن ميباشد. براي اينكه مهندس خوردگي به خوبي ازعهده وظايف خود برآيد، بايستي با اصول خوردگي وعمليات مبارزه با آن، خواص شيميايي، متالورژيكي، فيزيكي و مكانيكي مواد، آزمايشات خوردگي، ماهيت محيط هاي خورنده، قيمت مواد اوليه، نحوه ساخت و توليد كامپيوتر و طراحي قطعات آشنا باشد. او همچنين بايستي خصوصيات معمول يك مهندس كه عبارت است از : توانائي ارتباط برقرار كردن با ديگران، صداقت توانايي تفكر و تجزيه تحليل كردن، آگاهي عميق از اهميت خطرات در عمل، عقل سليم يا شعور، منظم و مرتب بودن، و مهمتر ازهمه احساس عميق و صحيح مسائل اقتصادي را دارا باشد.در حل مسائل خوردگي بايستي روشي را انتخاب نمايد كه بيشترين بهره را داشته باشد. خوردگي فلزات را مي توان برعكس متالوژي استخراجي در نظر گرفت.
در متالوژی استخراجي، هدف عمدتاً بدست آوردن فلزاز سنگ معدن و تصفيه يا آلياژسازی آن براي مصارف مختلف مي باشد. اكثر سنگ معدنهاي آهن حاوي اكسيد های آهن هستند و زنگ زدن فولاد به وسيله آب واكسيژن منجر به تشكيل اكسيد آهن هيدارته مي گردد. اگرچه اكثر فلزات موقعي كه خورده ميشوند تشكيل اكسيدهايشان را مي دهند ولي لغت زنگ زدن فقط در مورد آهن و فولاد بكار مي رود. بنابراين ميگوئيم فلزات غير آهني خورده مي شوند و نمي گوييم زنگ مي زنند. محيطهاي خورنده عملاً كليه محيطها خورنده هستند، لكن قدرت خوردگي آنها متفاوت است. مثالهايي در اين مورد عبارتند : از هوا و رطوبت، آبهاي تازه، مقطر، نمكدار، و معدني، آتمسفرهاي روستائي، شهري، و صنعتي، بخار و گازهاي ديگر مثل كلر، آكونياك، سولفور هيدروژن، دي اكسيدگوگرد، و گازهاي سوختني، اسيد هاي معدني مثل اسيد كلريدريك، سولفوريك، و نيتريك، اسيدهاي آلي مثل اسيد نفتنيك، استيك، و فرميك، قليائي ها، خاكها، حلالها، روغن نباتي و نفتي، و انواع و اقسام محصولات غذائي. بطور كلي مواد “معدني” خورنده تر از مواد ” آلي” مي باشند. مثلاً خوردگي در صنايع نفت بيشتر در اثر كلرور سديم، گوگرد، اسيد سولفوريك و كلريدريك و آب است تا بخاطر روغن، نفت و بنزين. كاربرد درجه حرارتها و فشارهاي بالا در صنايع شيميايي باعث امكان پذير شدن فرايند جديد يا بهبود فرايند قديمي شده است، به عنوان مثال راندمان بالاتر، سرعت، توليد بيشتر، يا تقليل قيمت تمام شده. اين مطلب هم چنين در مورد توليد انرژي از جمله انرژي هسته اي، صنايع فضائي و تعداد بسيار زيادي از روشها و فرايند ها صادق است.
درجه حرارتها و فشارهاي بالاتر معمولاً باعث ايجاد شرايط خوردگي شديدتري مي گردند. بسياري از فرايند ها و عمليات متداول امروزه بدون استفاده از مواد مقاوم در برابر خوردگي غير ممكن يا غير اقتصادي مي باشد.

فصل دوم – ترمودینامیک شیمیایی و خوردگی فلزات:
ترمودینامیک یکی از رشته های فیزیکی – شیمی، است. یکی از ویژگی‌های علم ترمودینامیک این است که می‌تواند پیش‌بینی کند که آیا واکنشهای خاصی رخ خواهند داد یا نه، تعیین زمانی واکنشی که ترمودینامیک ، انجام آن را پیش بینی می‌کند، موضوع علم سینتیک است. خوردگی را می‌توان میل ترمودینامیکی برای بازگشت به اصل خود فلز دانست و آن را چنین توضیح داد:
فلزات اکثرا به شکل ترکیبات شیمیایی در سنگهای معدنی موجود هستند. فلز در این حالت به خاطر وضعیت ترمودینامیکی خود ، حالت پایدار دارد، یعنی از نظر ترمودینامیکی اگر نیرویی از خارج بر سنگ معدن وارد نشود، فلز میل دارد که در سنگ بماند و حالت ترکیبی خود را حفظ نماید. وقتی سنگ معدن از معدن جدا می‌شود، طی فرآیندهای خاصی ، فلز از سنگ استخراج می‌شود و به حالت فلز خالص در می آید.
عمل استخراج فلز ، از نظر شیمیایی یک فرآیند الکترون گیری یا احیا به حساب می‌آید. به این ترتیب فلز موجود در سنگ معدن ، الکترون می‌گیرد و به حالت فلز خالص در می‌آید. اما در اینجا وضعیتی ناگوار وجود دارد: الکترونهایی که طی فرآیند استخراج گرفته شده‌اند، برای فلز به شکل مهمان ناخوانده درمی‌آیند. فلز علاوه بر الکترونهایی که خود دارد، الکترونهای زیادتری را نیز طی استخراج به سوی خود فرا خوانده ، با مهمان کردن الکترونهای اضافی از چنگ سنگ گریخته است. اما این مهمانان تبدیل به ناخواستگانی شده‌اند که فلز دائما در جستجوی راهی برای بیرون راندن آنهاست. به زبان ترمودینامیکی ، بی‌قراری فلز را ناپایداری ترمودینامیکی می‌نامند.
هنگامی که فلز موفق به از دست دادن الکترون می‌شود، واکنش اکسیداسیون رخ می‌دهد و می‌گویند، خوردگی اتفاق افتاده است. وقتی فلز خورده شد، آنچه از واکنش باقی می‌ماند (اصطلاحا محصولات خوردگی) به لحاظ ترمودینامیکی پایدار خواهد بود و از این نظر مانند فلز در حالت معدنی رفتار می‌کند.جالب آنکه از نظر شیمیایی نیز محصولات خوردگی مثل سولفات آهن ، اکسید روی و غیره ، همان ترکیباتی هستند که در سنگ معدن فلز یافت می‌شود.

خوردگی ، یک واکنش طبیعی:
از آنچه گفته شد، می‌توان نتیجه گرفت که خوردگی یک واکنش طبیعی است و انجام می‌شود. اما چنانکه خواهیم دید، خوردگی دارای زیانهای بسیاری است که ما را وادار می‌کند تا ترجیح دهیم این واکنش انجام نشود. انجام نشدن خوردگی مثل آن است که بخواهیم آبشاری به جای آنکه از بالای صخره به پایین بریزد، از پایین به بالا بریزد. اگر چه امکان ندارد که ریزش آبشار را وارونه کنیم، اما خواهیم دید که روشهایی وجود دارند که با استفاده از آنها می‌توان نه تنها خوردگی را مهار کرد، بلکه آن را برعکس نمود.

خوردگی، زيان‌ها و روش‌های كنترل آن:
يكي ازمهمترين عوامل تخريب تجهيزات صنعتي، پديدة خوردگي است كه به عنوان يكي از زيانبارترين آفت‌هاي صنايع مطرح مي‌گردد. اين زيان‌ها به حدي اهميت دارد كه تحقيق در حوزه‌هاي مربوط به فناوري‌هاي كنترل خوردگي، بخش عظيمي از پژوهش‌ها و تحقيقات كشورهاي پيشرفته را به خود اختصاص داده است.
اين مطالعات به تدوين استراتژی‌ها، قوانين، آيين¬نامه¬ها و روش¬های مؤثری
در زمينة پيشگيري و رفع اثرات خوردگي منجرشده كه تحت عنوان “مديريت خوردگي” مورد مطالعه قرار مي‌گيرند. در كشور ما نيز به دليل جايگيري صنايع نفت، گاز و پتروشيمي، در مناطق مستعد پديده خوردگی،, بررسي اين پديده و مديريت آن، از اهميت فوق‌العاده‌ای برخوردار مي‌باشد:
خوردگي، فرآيندي طبيعي است كه فلزات را مورد حمله قرار مي‌دهد. از آنجايي‌ كه فلزات، مصرف گسترده‌اي در جهان امروزي دارند، خوردگي تبديل به پديده‌اي…

ادامه مطالب در فایل شامل موضوعاتی چون :

  • روش های جدید حفاظت از خوردگی کف مخازن نفت و مایعات گازی
  • مشکلات روش های حفاظت کاتدی
  • روش های جدید حفاظت خوردگی کف مخازن
  • فصل سوم-مهار خوردگی در سیستم های سه فازی چاهها و لوله های گاز
  • روش های کنترل خوردگی
  • بازدارنده های خوردگی
  • روش های اعمال بازدارنده ها
  • جنبه های تئوری حفاظت و کنترل
  • فاکتورهای کلیدی محافظت در سیستم های شیرین
  • پایش خوردگی در روش تثبیت pH
  • فصل چهارم- خوردگي در صنعت آب و روشهاي مهار آن
  • برخي از روشهاي ممكن براي كنترل خوردگي
  • روشهاي پيشگيري و كنترل خوردگي بطور كلي برپنج پايه استواراست
  • آماده سازي و پوشش دادن سطوح فاز
  • معيارانتخاب اقتصادي ترين روش كنترل خوردگی
  • فصل پنجم- کاربردهاي نانوتکنولوژي در کنترل خوردگی
  • فوايد استفاده از اين پوشش‌ها
  • پوشش‌هاي چند لايه‌اي نانويي براي مصارف نظامي و غيرنظامي
  • پوشش‌هاي نانو با يونهاي بازدارنده خوردگي
  • فصل ششم – خوردگی فلزات و حفاظت کاتدی
  • خوردگی فلزات
  • تخریب فلزات با عوامل غیر خوردگی
  • فرایند خودبه‌خودی و فرایند غیرخودبه‌خودی
  • جنبه‌های اقتصادی فرایند خوردگی
  • پوششهای رنگها و جلاها
  • پوششهای فسفاتی و کروماتی
  • پوششهای اکسید فلزات
  • حفاظت کاتدی
  • گالوانیزاسیون
  • آب کاری فلز
  • نتیجه گیری
  • منابع

این فایل داری تصویر و جدول می باشد.

تاریخ: بازديد: 258 ادامه
Page 1 of 41234
تلاش ما در این وب سایت افزایش سطح آگاهی علمی و همچنین فراهم کردن منابع اطلاعاتی برای استفاده در تحقیقات و پروژه های دانش آموزی و دانشجویی می باشد، لذا سپاسگذار خواهیم بود اگر تا حد امکان از منابع سایت تنها در پیشینه تحقیق و مقاله خود استفاده نمائید.