مطالب آموزشی 32

آموزشگاه کامپیوتر

:: ویندوز :: شبکه :: سخت افزار :: نرم افزار آفیس :: امنیت :: عمومی

آموزشگاه موبایل

:: آموزش اندروید :: معرفی موبایل

دانش آموزان 25

دوره آموزش ابتدایی

:: پایه اول :: پایه دوم :: پایه سوم :: پایه چهارم :: پایه پنجم :: پایه ششم

دوره اول آموزش متوسطه

:: پایه هفتم :: پایه هشتم :: پایه نهم

دوره دوم آموزش متوسطه

:: پایه دهم :: پایه یازدهم :: پیش دانشگاهی :: قنی حرفه ای :: کاردانش

علوم پایه

:: ریاضی :: فیزیک :: شیمی :: زیست شناسی

فنی مهندسی 69

:: مهندسی الکترونیک :: مهندسی عمران :: مهندسی برق :: مهندسی کامپیوتر :: مهندسی شیمی :: مهندسی صنایع :: مهندسی معدن :: مهندسی مکانیک :: مهندسی دریا :: مهندسی تاسیسات :: مهندسی کشاورزی :: مهندسی نفت :: مهندسی معماری :: مهندسی طبیعی و محیط زیست :: مهندسی صنایع غذایی

علوم انسانی 69

:: مدیریت :: ادبیات :: حسابداری :: حقوق :: فلسفه :: دسته بندی نشده

پزشکی

:: بیماری‌ها و اختلالات و درمان :: رشته‌های پزشکی و پیراپزشکی :: تجهیزات پزشکی :: تجهیزات پزشکی :: کمک‌های اولیه :: کالبدشناسی انسان

پیوند ها

:: راهنمای خرید :: شماره حساب ها :: شرايط و قوانين :: پرسشهای متداول
تماس با ما
تبلیغات
تعرفه ها
:: بازدید امروز : 10 بار
:: بازدید دیروز : 290 بار
:: بازدید کل : 12507 بار
:: مطالب ارسال شده : 94 پست
:: فایل های ارسال شده : 480 پست
:: بروز رسانی : 4 اسفند 1395
:: نسخه سایت: Beta 0.10
نقش خانواده در مسئولیت پذیری فرزندان

مقدمه

انسان‌ها از کودکی محیط اطرافشان را مورد بررسی قرار می‌دهند.

آنها از والدین، اطرافیان، دوستان، معلمان و… می‌آموزند که چطور زندگی کنند و چگونه نیازهای خود و دیگران را برآورده سازند.یک فرد سالم و موفق می‌تواند براساس توانایی‌های خود با سایرین ارتباطی سازنده و کارآمد برقرار کند و برای خود و دیگران احترام قائل است. رفتار او سبب می‌شود تا بیشترین توجه را از اطرافیان خود کسب کند. منشأ این رفتار در دوران کودکی هر فرد است. مسئولیت‌پذیری نیز یک ویژگی است که ریشه در دوران کودکی افراد دارد، کودکان آن را می‌آموزند و بر پایه آن رفتار می‌کنند. کودکان با احساس مسئولیت ذاتی به دنیا نمی‌آیند و در یک دوره سنی معین نیز مسئولیت‌پذیری را خودبه‌خود کسب نمی‌کنند.

احساس مسئولیت به‌تدریج به‌وجود می‌آید؛ به‌طور مثال کودکی که رفتاری مسئولانه دارد و براساس آن از والدینش پاداش می‌گیرد، می‌آموزد که از این طریق می‌تواند توجه والدینش را به‌خوبی جلب کند. چنانچه والدین با او رابطه‌ای گرم، صمیمی و محبت‌آمیز داشته باشند و در عین حال مرکزیت قدرت در خانواده در اختیار والدین باشد، کودک آن رفتار را تکرار می‌کند و ادامه می‌دهد. این رفتارها کم‌کم تبدیل به عادات و الگوهای رفتاری او می‌شود و تا سنین بزرگسالی ادامه می‌یابد.

تاثیر رفتار والدین در مسئولیت پذیری فرزندان

کودک می‌آموزد که مسئولیت چه کارهایی را بپذیرد و چگونه آنها را انجام دهد تا پاداش بگیرد. این پاداش‌ها لازم است ویژگی‌هایی داشته باشند تا اثربخش باشند. ازجمله ویژگی‌ها در دسترس و در حد توان والدین بودن و سادگی آنهاست. این پاداش می‌تواند یک تشکر، نوازش مهربانانه یا یک لبخند محبت‌آمیز از طرف والدین باشد. کودکان در اعمال و رفتارشان، والدین را سرمشق و الگوی خود قرار می‌دهند. والدین مسئولیت‌پذیر زمانی که مسئولیت انجام کاری را برعهده می‌گیرند، توافق می‌کنند که یک سری از کارها و فعالیت‌ها را انجام دهند یا بر انجام این کارها توسط دیگران نظارت داشته باشند. سپس آنچه را که برعهده گرفته‌اند با موفقیت و رضایت‌مندی به پایان می‌رسانند. کودکان نیز از والدین خود الگوبرداری کرده و همانند آنها رفتار می‌کنند.در این بین برخی از والدین با وجود اینکه تصور می‌کنند افراد مسئولی هستند از بی‌مسئولیتی فرزندانشان گله و شکایت دارند. نکته جالب اینجاست که کودکان رفتاری را تقلید می‌کنند که والدین تمایل چندانی به آموختن آن به کودک ندارند.

برای مثال والدین در مورد برقراری نظم در خانه مسئولیت‌پذیرند اما کارهایشان را به تعویق می‌اندازند و کودک در همین جاست که از رفتار غیرمسئولانه الگوبرداری می‌کند همچنین چنانچه کودک به‌خاطر رفتار غیرمسئولانه‌اش بیش از حد سرزنش شود، این سرزنش را نوعی توجه به‌خود تلقی می‌کند و آن رفتار را ادامه می‌دهد.

سرانجام این تکرارها سبب می‌شود الگویی مخرب از رفتار غیرمسئولانه در کودک نقش ببندد. به‌طور مثال دانش‌آموزی این الگو را چنین بیان کرده است: هر وقت اتاقم شلوغ باشد مادرم می‌آید و یک عالمه با من درباره اینکه باید همه‌جا را جمع‌و‌جور کنم، دعوا می‌کند و می‌گوید که دیگر اتاقم را جمع نمی‌کند. من هم می‌گویم بعداً انجام می‌دهم، خسته‌ام، نمی‌توانم یا… و در آخر او خودش این کار را انجام می‌دهد. من دیگر به اینکه مادرم بیاید و اول مرا سرزنش کند و بعد هم خودش اتاقم را مرتب کند، عادت کرده‌ام و می‌دانم که او بالاخره خودش به کارها می‌رسد و من بهتر است بروم و تلویزیون تماشا کنم!

این کودک از طریق مرتب نکردن اتاق سعی دارد با مادر ارتباط برقرار کند. او به دعواهای مادرش عادت کرده و آنها را مدلی از برقراری ارتباط می‌داند. او از کنترل کردن و مغلوب ساختن مادرش احساس قدرت می‌کند که این موضوع ناشی از عدم‌برقراری ارتباط مقتدرانه و در عین حال محبت‌آمیز از سوی مادر است. زمانی که مادر اعلام می‌کند که دیگر اتاق کودک را مرتب نمی‌کند اما سرانجام این کار را انجام می‌دهد، کودک الگوبرداری می‌کند که به حرفی که می‌زند نمی‌تواند پایبند بماند و در ضمن می‌آموزد که مادر در حرف‌هایش جدی نیست.

در اینجا نقش مادر در مسئولیت‌پذیری کودک اهمیت خاصی می‌یابد. از آنجایی که معمولا مادر نسبت به سایرین مدت زمان بیشتری را با کودک می‌گذراند، در شکل‌گیری شخصیت او نیز تأثیرگذارتر است. کودک به همان میزان که نیاز دارد مورد حمایت و عشق مادر واقع شود، نیاز دارد از طرف مادر به او فرصت داده شود تا بر حسب توانایی‌هایش به انجام امور مربوط به‌خودش بپردازد. در این میان لازم است کودک از انتظارات مادر خبر داشته باشد و مادر با مهربانی و در عین حال مصمم و صریح آنها را برای کودک شرح دهد. قطعا در ابتدا نمی‌توان از کودک توقع داشت که وظایف محوله را کاملا به درستی و همانند بزرگسالان انجام دهد. این امر مستلزم صبر و تحمل مادر و حمایت سالم او از کودک است.

حمایت سالم یعنی تا جایی که کودک حین انجام وظیفه‌اش به‌خود یا دیگران آسیب نرسانده، مادر دخالت نمی‌کند. او فقط در کنار کودک است تا کودک احساس امنیت کند و اگر کاری واقعاً از توانایی کودک خارج بود از کودک اجازه می‌گیرد تا درصورت اعلام نیاز از سوی کودک به او کمک کند. در این صورت دیگر این مادر نیست که وظایف مربوط به کودک را انجام می‌دهد بلکه کودک خودش مسئولیت این وظایف را به‌عهده می‌گیرد و در مواقع لزوم از مادر می‌خواهد که با او همکاری کند. در این شرایط خلاقیت و اعتماد‌به‌نفس کودک پرورش می‌یابد و مادر نیز کمتر احساس خستگی کرده و به کودک فرصت می‌دهد تا مسئولیت کارهایش را بپذیرد و آنها را بر گردن مادر نیندازد. پس از انجام وظیفه، قدردانی از کودک اهمیت فراوان دارد. این عمل باعث تقویت رفتار مسئولانه در کودک می‌شود.

بسیار مهم است چنانچه جهت انجام کاری به کودک وعده‌ای داده شده، پس از اتمام کار حتما به آن رسیدگی شود. بنابراین قولی که به کودک داده می‌شود چنانچه قابل انجام باشد، در پرورش مسئولیت‌پذیری کودک مؤثر است و در غیراین صورت به الگویی مخرب تبدیل می‌شود که طبق آن کودک خود را مجاز به بد قولی می‌داند.همانطور که ذکر شد یادگیری مسئولیت‌پذیری در نهاد خانواده شکل می‌گیرد. بدین معنا که آموزش مسئولیت‌پذیری از سنین اولیه کودکی آغاز می‌شود. وقتی در موضوعی که بر کودک اثر‌گذار است از او نظرخواهی کنیم و به او اجازه دهیم عقیده‌اش را در مورد آن بیان کند، کودک در مورد آن موضوع احساس مسئولیت می‌کند.کودک زمانی مسئول به‌شمار می‌آید که با درنظر گرفتن نیازهای خود و دیگران و هدف‌هایش عمل کند و بهترین روش در این مورد الگوبرداری از والدین است.

به‌طور مثال والدینی که خواسته‌های خود را اولویت‌بندی می‌کنند و براساس اولویت‌هایشان برنامه‌ریزی مالی می‌کنند و سپس کودکان را با صمیمیت و قاطعیت از تصمیم‌گیری خود مطلع کرده و در مواقع لزوم نظر آنها را پرسیده و مورد ارزیابی قرار می‌دهند، کودکانشان نیز همین الگو را فرا می‌گیرند و به اولویت‌های خود و دیگران توجه نشان می‌دهند.فردی که به‌خود حق انتخاب می‌دهد، در درجه اول والدینش این حق را برای او قائل شده‌اند. همچنین فرد مسئولیت‌پذیر پاسخگوی اعمال و رفتارش در برابر خود و دیگران است. این توانایی نیاز به رشد عقلانیت و قدرت شناخت دارد و کودکان در سنین مدرسه به این توانایی دست‌می‌یابند.

بنابراین معلمان و اولیای مدرسه در پرورش حس مسئولیت‌پذیری کودک نقش مهم و کلیدی ایفا می‌کنند. لازم است آنها با تدوین برنامه‌های صحیح، مسئولیت‌پذیری را به‌عنوان یک فرهنگ و ارزش مثبت در مدارس گسترش دهند. اولیای مدرسه در عین اینکه خود الگویی مناسب و مسئولیت‌پذیر برای دانش‌آموزان هستند، می‌توانند با فراهم آوردن محیطی مناسب به دانش‌آموزان کمک می‌کنند تا رفتار مسئولانه در مدرسه را بیاموزند و طبق آن عمل کنند.

لازم به ذکر است بین پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان و مسئولیت‌پذیری اجتماعی آنان رابطه مثبتی وجود دارد به این معنی که دانش‌آموزانی که انگیزه پیشرفت تحصیلی بالایی دارند، تمایل بیشتری به قبول مسئولیت‌های اجتماعی و گروهی خود نشان می‌دهند.

در مدرسه مسئولیت‌پذیری از طریق شناخت و احترام به نیازهای خود و گروه مورد بررسی قرار می‌گیرد. دانش‌آموز مسئولیت‌پذیر با سایر دانش‌آموزان در تصمیم‌گیری‌ها و کارهای گروهی کلاس همکاری می‌کند، برای هرکاری دلیل و منطق دارد و تکالیف خانه و مدرسه را به‌خوبی انجام می‌دهد. او توانایی‌های روحی، روانی و بدنی خود را ارزیابی و از آنها به خوبی استفاده می‌کند و نحوه استفاده صحیح از منابع قابل دسترس را می‌شناسد.چنین دانش‌آموزی به نیازهای خود و سایر همسن و سالانش توجه می‌کند و بدون دلیل‌تراشی افراطی اشتباهات خود را قبول می‌کند. او اهداف و علایق گوناگونی دارد و برای رسیدن به آنها برنامه‌ریزی و عمل می‌کند. می‌توان نتیجه گرفت که ارکان اصلی پرورش حس مسئولیت‌پذیری عبارتنداز: خانواده و مدرسه.

نتیجه گیری

در خانواده چنانچه والدین خود الگوهایی مسئولیت‌پذیر برای فرزندانشان باشند، انتظارات آنها واضح و روشن باشد، مسئولیت‌های جزیی را به کودکان بسپارند و آنها را بابت انجام وظایفشان مورد تشویق قرار دهند می‌توانند مسئولیت‌پذیری کودکان را افزایش دهند. رشد مسئولیت‌پذیری در دوران مدرسه نیز توسط عملکرد و رفتارهای والدین، معلمان و سیستم برنامه‌های درسی و آموزشی شکل می‌گیرد.

لازم است مسئولیت‌پذیری به‌عنوان یک فرهنگ در مدارس توسعه و گسترش یابد تا به‌عنوان یک ارزش مثبت در دانش‌آموزان جلوه‌گر شود. در پایان امید است در سایه همکاری والدین و مدارس کودکانی مسئولیت‌پذیر داشته باشیم که بتوانند در سایه این ویژگی به موفقیت‌های روزافزون و پاداش‌های ناشی از آن دست یابند و فردایی روشن را برای کشور عزیزمان رقم بزنند.

تاریخ: 1395/12/4 بازديد: 1,274 ادامه
آیت الله میرزا محمد حسن شیرازی

زندگی
آیت الله میرزا محمد حسن شیرازی در سال ۱۲۳۰ ق. در شیراز چشم به جهان گشود.
میرزا محمد حسن از چهارسالگی شروع به تحصیل علم کرد و در ۸ سالگی مقدمات را به پایان برد. میرزای شیرازی در ۲۹ سالگی وارد کربلا شد و پس از آن به نجف اشرف عزیمت کرد و در درس شیخ اعظم انصاری، شرکت جست و از خواص شاگردان او شد.

زعامت شیعه
پس از رحلت شیخ مرتضی انصاری در ۱۲۸۱ ق. زعامت شیعه به میرزای بزرگ شیرازی محول گردید و ایشان نزدیک به ۳۰ سال در این مقام به رفع مشکلات مردم و اداره حوزه‌های علمیه مشغول بود.

تحریم تنباکو
یکی از مهم‌ترین حوادثی که در ایام زعامت آن پیشوای بزرگ اسلامی رخ داد، قضیه تحریم تنباکو بود. فتوای تاریخی ایشان در معاهده انحصار تنباکو در زمان ناصرالدین شاه، چنان مردم را به صحنه کشاند که شاه قاجار، مجبور به فسخ قرارداد تنباکو گردید. با صدور این فتوا، مردم مبارزه سیاسی علیه قرارداد استعماری مذکور را یک وظیفه شرعی دانسته و به مخالفت شدید پرداختند. به طوری که ناصرالدین شاه مجبور شد با پرداخت غرامت این قرارداد ننگین را فسخ کند.

شاگردان
میرزای شیرازی هم‌زمان با رهبری جامعه اسلامی، شاگردان بسیاری را به جامعه اسلامی تقدیم و کتب متعددی را تألیف کرد. حضرات آیات عظاممیرزای نائینی سید محمد کاظم یزدی، ملا محمدکاظم خراسانی (معروف به آخوند خراسانی)، میرزا محمد تقی شیرازی معروف به میرزای دوم، شیخ فضل الله نوری، حاج میرزا حسین نوری، میرزا اسماعیل شیرازی ،سید علی اکبر فال اسیری و دهها عالم دیگر از جمله شاگردان این فقیه بزرگوار می‌باشند.

وفات
میرزای بزرگ در ۸۲ سالگی در سامرا چشم از جهان فرو بست و جسدش را از سامرا تا نجف با پای پیاده تشییع کردند و در آخر شعبان در جوار مرقد امیرالمومنین به خاک سپردند. از آن پس مجالس فاتحه در تمام شهرها برگزار شد. همه بازارها در این ایام تعطیل بود و این عزاداری تا نزدیک به یک سال ادامه داشت.

میرزای شیرازی و احیای سامرا
در میان عتبات عالیات واماکن مقدس اسلامی، شهر مقدس سامرا مظلومیت ویژه‌ای دارد. دیگر اماکن مذهبی نظیر کربلای معلا، نجف اشرف ومشهد مقدس از دیرباز تاکنون از سوی مقامات دولتی ورسمی، ونیز از سوی توده مردم، به نحو یکسان مورد رسیدگی وعنایت ویژه‌ای قرار داشته‌است. نخستین کسی که اهمیت ورود به سامرا را ـ که تا اواخر سلطه عثمانی‌ها تحت اسارت وستم قرار داشت وبرگزاری آیین‌های مذهبی در آن ممنوع بود ـ احساس کرد، مجدد اول میرزا سید محمد حسن شیرازی (۱۲۳۰ـ ۱۳۱۲ق) بوده‌است. این شخص از علمای بزرگ امامیه ومراجع عظام تقلید واستادان بنام فقه واصول به شمار می‌رود و زعامت مذهب جعفری در روزگار وی به ایشان منحصر شد. دوره‌ای که میرزای شیرازی در شهر مقدس سامرا می‌زیست در حقیقت روزگار طلایی این شهر به شمار می‌رود.

میرزای شیرازی از ابتدای مهاجرت به سامرا تلاش‌های فراوانی برای ایجاد یک نهاد دینی وعلمی بزرگ در این شهر مبذول داشت. نقش والای او در ایجاد نهضت علمی و مکتب دینی خود، اثر چشمگیری در باز گرداندنِ جایگاه علمی وفرهنگی سامرا داشت وبسیاری از علما وطلاب را که از نقاط گوناگون در درس‌های او حضور می‌یافتند جذب کرد.

شمار فراوانی از اجلّه علما وافاضل فقها ومحققانی که به درجه اجتهاد دست یافتند در مکتب ایشان پروش یافتند. از برجسته ترین این علمای اعلام می‌توان به میرزا محمد تقی شیرازی حائری ـ که از علما ومجتهدان بزرگ است ـ ونیز سید محمد فشارکی اصفهانی وشیخ آقا بزرگ تهرانی ودیگران اشاره نمود.

شهر مقدس سامرا در دوره میرزای شیرازی که اندیشه تشیع را به آن انتقال داد به شکوفایی خود رسید. محمد حسین مظفری در صفحه ۱۰۳ کتاب تاریخ شیعه می‌نویسد: وقتی رهبر اهل دین در آن روزگار یعنی سید میرزا حسن شیرازی در سامرا سکونت گزید تشیع بار دیگر در این شهر جان گرفت وبسیاری از اهل علم وکسبه به آن شهر مهاجرت کردند. این ظهور ناگهانی تشیع، خشم عثمانی‌ها را که تلاش داشتند فعالیت‌های میرزا را محدود کنند برانگیخت. دکتر علی الوردی در صفحه ۹۳ از جلد سوم کتاب لمحات اجتماعیه عن تاریخ العراق می‌نویسد: انتقال میرزای شیرازی به سامرا ودر پی آن افزایش چشمگیر حضور شیعیان در این شهر موجب نگرانی عثمانی‌ها از بابت انتقال اندیشه تشیع به این شهر گردید واین خشم ونگرانی به خصوص پس از اعلام فتوای میرزا درباره تحریم تنباکو طی نهضت تنباکو در ایران (۱۸۹۱ ـ ۱۸۹۲) افزایش یافت. این مسئله برخی از مسؤلان دولت عثمانی را در عراق واداشت که به شکلی پیوسته استانبول را به مقابله با انتشار تشیع در عراق فرا خوانند والبته واکنش استانبول در این خصوص عبارت بود از تأسیس دو مدرسه در سامرا که اداره آنها به یکی از شیوخ متصوفه واگذار شد.
ولی با این حال مکتب میرزای شیرازی به فعالیت خود هم چنان ادامه داد وسامرا در روزگار مجدد شیرازی وپس از آن هیچ گاه از جویندگان دانش که از شهرهای گوناگون به سامرا می‌آمدند خالی نشد. پس از میرزای شیرازی نیز شاگردان ایشان حوزه علمیه استاد را حفظ کردند وآن را پویا وپرنشاط وپیوسته نگاه داشتند. این همان چیزی بود که میرزا نسبت به آن اصرار داشت وآنان برای وفاداری نسبت به استادشان چنین کردند. پس از میرزا، شاگرد برجسته او میرزا محمد تقی شیرازی بیش از یک دهه ونیم وظیفه درس وبحث را ادامه داد و این مسؤلیت را بر عهده گرفت وآموزگار شاگردان میرزا شد. این وضعیت تا سال ۱۹۱۷ که سامرا توسط بریتانیا اشغال شد و میرزا محمد تقی شیرازی به کربلا رفت همچنان ادامه یافت.
نهضت تنباکو
یکی از اتفاقات روزگار میرزای شیرازی مسئله نهضت تنباکو بود که آوازه آن در همه جا پیچید ودرباره آن سخنان بسیاری گفته شد. دکتر حسین علی محفوظ در این باره مفصل سخن گفته ویک نسخه خطی فارسی درباره این موضوع را که نزد میرزا محمد تهرانی در سامرا موجود بود، ترجمه وبه صورت کامل در موسوعة العتبات المقدسة (بخش سامرا وباب مفاخر بزرگان در تاریخ سامرا، صفحه ۱۴۵) درج نموده‌است.

ما در این جا به نوبه خود آن مقدار که وافی به غرض ماست می‌آوریم. این کتاب در ابتدا درباره چیرگی دولت-های بیگانه برکشور ایران وغارت ثروت‌های آن سخن می‌گوید تا این که به دیدار ناصرالدین شاه از لندن در سال ۱۳۰۶ می‌رسد که ابتدای ماجرا است. ناصرالدین شاه در این سفر با استقبال فراوان غربی‌ها مواجه شد ولی از نیت‌های پلید آنان آگاه نبود.

غربی‌ها در این سفر از شاه می‌خواهند که امتیاز توتون وتنباکو را به مدت پنجاه سال در انحصار آنان قرار دهد. سپس یازده شرط مطرح می‌کنند که خلاصه آن این است که بدون توجه به سود وزیان، سالانه پانزده هزار لیره به خزانه سلطان بفرستند واین مبلغ به تمامی در مدت پنج ماه ارسال گردد وکشاورزان حق خرید وفروش یا انتقال محصول خود را بدون اجازه صاحب امتیاز ندارند وصاحب امتیاز باید کل محصول تنباکو را خریداری کند وفروشنده حق امتناع ندارد. هم چنین مقرر شد صاحب امتیاز حق دارد به منظور ایجاد انبار دخانیات زمین خریداری کند وباید طی یک سال پس از انعقاد قرارداد به این شرط‌ها عمل شود.

شاه با این قرارداد موافقت کرد وسند این امتیاز در دو نسخه تنظیم گردید و ناصرالدین شاه آن را مهر وامضا کرد ودر پی آن هیئتی به اسم کمپانی به تهران آمد وفعالیت‌های خود را آغاز کرد. در پی انتشار این خبر در ایران غوغایی به پا شد ومردم درباره نادرستی این معامله شعار سر دادند واز جمله گفتند: فقط عوائد دخانیات اصفهان به تنهایی بیست هزار لیره در سال است وبرشاه خرده گرفتند. وقتی کار هیئت یاد شده تمام شد، قصد رفتن به شیراز کردند ولی اهالی شیراز اجتماع کردند و مانع ورود هیئت یاد شده به شهر شدند. ولی حکومت دخالت نمود وبعد از تبعید پنهانی سید علی اکبر شیرازی، بزرگ ترین عالم شیراز، به زور اعضای هیئت را وارد شهر نمود.

در پی این اقدام اوضاع شهر متشنج وبازارها تعطیل شد و سید علی اکبر شیرازی به همراه گروهی از علما راهی سامرا شد واز میرزای شیرازی کمک خواست. مردم آذربایجان هم به همین نحو عمل کردند وشکایت‌های فراوانی صورت گرفت.

یکی از کسانی که درباره این موضوع برای میرزای شیرازی نامه فرستاد سید جمال الدین افغانی بود که به مخالفت باشاه برخاسته ونسبت به اعطای امتیاز تنباکو از سوی شاه به انگلستان به شدت اعتراض کرده بود. شاه نیز او را از ایران بیرون راند ووقتی سید جمال الدین اسدآبادی به بصره رسید نامه‌ای طولانی ورسا خطاب به میرزای شیرازی نوشت وطی آن از میرزا استدعای فریادرسی ویاری کرد. خبر نگارش این نامه در آن زمان در همه جا پیچید ونسخه‌ای از آن به نجف رسید. در این نامه پس از بسم الله چنین آمده بود: حقیقت را می‌گویم، این نامه خطاب به روح شریعت محمدی است در هر جا باشد وهر مکان قرار گیرد و درخواست عاجزانه امت اسلام است که به پیشگاه علما و نفوس پاکی که زمام امور امت را به دست گرفته‌اند عرضه می‌شود دوست دارم این نامه را بر همه دانشمندان عرضه کنم هر چند عنوان آن خاص است.

پیشوای دین! پرتو درخشان انوار ائمه! پایتخت دیانت! زبان گویای شریعت! جناب حاجی میرزا محمد حسن شیرازی (خدا قلمرو اسلام را به وسیله او محفوظ بدارد و نقشه شوم کفار پست را به واسطه وجود او به هم زند). خدا نیابت امام زمان را به تو اختصاص داده و از میان طائفه شیعه تو را برگزیده و زمام ملت را از طریق ریاست دینی به دستت نهاده و حفظ حقوق ملت را به تو واگذارده و بر طرف ساختنِ شک و شبهه را از دل‌های مردم جزء وظایف تو قرار داده‌است.

وی در ادامه می‌نویسد: فرمان شما در میان همه نافذ است وهیچ کس یارای مقابله با آن را ندارد وشما اگر بخواهید می‌توانید احاد ملت را بر سر یک کلمه گرد هم آورید؛ کلمه‌ای که از کیان حق خطاب به جان اهل حق صادر می-شود تا مایه هراس دشمنان خدا ودشمنان امت گردد.

تاریخ: 1395/11/30 بازديد: 966 ادامه
شیخ فضل‌الله نوری

تولد
آیت اللّه شیخ فضل اللّه نوری روز دوم ذیحجّه سال ۱۲۵۹ ق در روستای «له شک» در منطقه کجور مازندران چشم به جهان گشود. پدرش از روحانیان صالح و مورد اعتماد به حساب می آمد. او زندگی خویش را وقف خدمت به مردم و رفع مشکلات دینی و اجتماعی آنان کرده بود. وی فرزند خود را «فضل الهی» دانسته، نام او را «فضل اللّه» نهاد.
فضل اللّه دوران کودکی را در محیط با صفا و هوای پاک و دل پذیر جنگل های سرسبز شمال سپری کرد و تحصیلات ابتدایی را در «بلده» مرکز منطقه نور گذراند.

تحصیلات
شیخ فضل اللّه نوری پس از پایان تحصیلات ابتدایی، به تهران هجرت کرد و دوره سطح حوزه را در محضر استادان آن سامان گذراند. شیخ برای تکمیل تحصیلات به نجف اشرف رفت و از محضر استادان بزرگی چون میرزا حبیب اللّه رشتی، شیخ راضی و میرزای شیرازی بهره ها برد. وی به میرزای شیرازی چنان علاقه پیدا کرد که با وی به سامرا رفت. شیخ فضل اللّه به دلیل تیزهوشی و مداومت در درس استادان بزرگ به مقام اجتهاد دست یافت و رسیدگی و توجهات خاص میرزای شیرازی، از او عالمی وارسته و مدبّر و کاردان ساخت. شیخ فضل اللّه بر علوم متداول زمان یعنی فقه، اصول، رجال، کلام، حکمت و عرفان احاطه کامل یافت و در فضل و کمال و دانش، سرآمد عصر خود شد، به گونه ای که علاوه بر دوستان، حتی مخالفان سیاسی ـ فکری وی نیز مرتبه علمی او را انکار ننمودند.

مقام علمی شیخ فضل اللّه نوری
میرزا محمدعلی معلم حبیب آبادی، شیخ فضل اللّه را از اجله علمای معقول و منقول و دارای برخی از علوم غریبه می داند. ضیاء الدین درّی اصفهانی معتقد است وی قطع نظر از جنبه فقاهتی، در بقیه علوم نظیر تاریخ و جغرافیا هم اطلاع کافی داشته است.
مرحوم شیخ محمد حرزالدین در کتاب معارف الرجال، شیخ فضل الله را از اعلام اسلام، حامل رایت حق و ایمان و بزرگ ترین پیشوای دینی که با بی دینان و زشتکاران می ستیزد و از انحراف بازشان می دارد، نامیده، می افزاید: او ادیب و شاعر بود و اشعاری به زبان تازی و پارسی از وی روایت شده است. او در میان علمای تهران از چهره های برجسته بود.

بر مسند تدریس
شیخ فضل الله در تهران به اقامه جماعت و تألیف و تدریس علوم اسلامی و حوزوی پرداخت. مهارت او در فقه و اصول و دیگر علوم اسلامی و شناخت وی از مسائلِ روزِ جامعه موجب شد تا به سرعت مورد استقبال طلاب و روحانیان قرار گیرد. مجلس درس شیخ در تهران دارای اعتبار و اهمیت فوق العاده بود و بسیاری از روحانیان به شرکت در درس او مباهات داشتند و اغلب علمای تهران از افادات علمی او بهره می بردند. به همین سبب بود که از این حوزه درس شخصیت های بزرگی بیرون آمدند که از آن جمله اند حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی (مؤسس حوزه علمیه قم) حاج آقا حسین قمی، سید محمود مرعشی (پدر آیت اللّه مرعشی نجفی)، سید اسماعیل مرعشی شریف الاسلام، ملاّ علی مدرّس، میرزا ابوالقاسم قمی، شیخ حسن تهرانی و علامه محمد قزوینی.
عالم زمان خویش
شیخ شهید نسبت به علوم زمان و رویدادهای عصر آگاهی داشت و هرگاه احساس می کرد چیزی را که باید بداند، به یادگیری آن همت می گماشت. یکی از هم عصران شیخ می گوید: در این اواخر نزد مرحوم میرزا جهان بخش منجّم مشغول خواندن علم نجوم و اسطرلاب بود. من عرض کردم آقا در این آخرعمر برای چه علم نجوم تحصیل می کنید؟ فرمود: من از این علم بی بهره ام و این مسئله برای من، یعنی برای اهل علم، خوب نیست که از آن بی بهره باشند. بمیرم و این علم را بدانم بهتر است که نادانسته بمیرم.

آثار علمی
شیخ فضل اللّه نوری علاوه بر تدریس و ارشاد و رسیدگی به امور مردم و قضاوت، در کار تألیف و رسائل فقهی و اصولی و فلسفی و سیاسی و نیز در تصحیح و تحشیه کتاب های معروف و معتبر علمای گذشته اهتمامی فراوان داشت. عناوین برخی از آثار باقی مانده از او چنین است:

۱. صحیفه قائمیه حاوی مجموعه ادعیه امام دوازدهم(عج)؛
۲. رساله اصولی المشتق، تقریرات درس میرزای شیرازی که در تهران به تاریخ ۱۳۰۵ منتشر شد؛
۳. رساله سؤال و پاسخ شماره (۱)، حاوی ۲۳۶ پرسش از میرزای شیرازی، تهران ۱۳۰۵ ق؛
۴ ـ رساله عملیه، حاوی ۶۰ پرسش و پاسخ از میرزای شیرازی، تهران ۱۳۰۶ ق؛
۵. تذکرة الغافل و ارشاد الجاهل، در ردّ سیاست مشروطه که به فرمان شیخ و به دست میرزا علی اصفهانی تحریر شده و به تاریخ ۱۳۶۲ ق در تهران انتشار یافته است؛
۶. تحریم مشروطیت، در بیان علت موافقت اولیه و مخالفت ثانویه ایشان با مشروطیت که به تاریخ ۱۳۲۶ ق در تهران انتشار یافت.
تلاش های اجتماعی
شیخ فضل اللّه در زمانی به ایران آمد که استعمار انگلیس با عقد قراردادهایی از قبیل سیم تلگراف، راه شوسه، راه آهن سازی، بانک شاهی و امتیازدارسی با وارد کردن کالاهای غربی می کوشید تا با نفوذ فرهنگ غربی بیشترین بهره را از منابع و منافع کشور عاید خود سازد. شیخ پس از بررسی اوضاع و احوال کشور در صدد مقابله با نفوذ فرهنگی بیگانه برآمد. اقدامات شیخ مصادف با فعالیت های مَلْکُم خان ناظم الدوله بود که پایه گذار فراماسونری در ایران بود. شیخ با هوشیاری دریافته بود که نفوذ فرهنگی استعمار ارکان دین و استقلال اقتصادی، سیاسی و فرهنگی را تهدید خواهد کرد. لذا در فعالیت های خود مردم را به دوری از مظاهر کفر و پیروی بیگانگان فرا می خواند.

نهضت تنباکو
نهضت تنباکو یکی از اصیل ترین و مردمی ترین حرکت های اجتماعی، سیاسی ایران در دوران استبداد است. در زمانی که اروپا بعد از رنسانس پله های ترقی را می پیمود، برای بهره گیری از امکانات و منابع کشورهای جهان سوّم از طرق مختلف سعی در تسلط بر آنها داشت. از جمله این فعالیت ها گرفتن امتیاز انحصاری دخانیات توسط کمپانی انگلیسی در سال ۱۳۷۰ است، که غیر از زیان های جبران ناپذیر اقتصادی، استقلال سیاسی ایران را نیز نقض می نمود. شیخ فضل اللّه نوری به عنوان یکی از چهره های پیشتاز و مجتهدان پایتخت، نفوذ اجتماعی و بصیرت سیاسی مذهبی خویش را در پیشبرد هرچه بیشتر این جنبش به کار گرفت. شیخ در نهضت تنباکو شرکت فعال داشت و علاوه بر این که به عنوان رابط بین تهران و سامرا، مرکز تشیع در آن دوره عمل می کرد و میرزای شیرازی را از اخبار و اوضاع ایران آگاه می کرد، به آگاه کردن جامعه و حمایت از میرزای آشتیانی می پرداخت و هنگامی که شاه تصمیم به تبعید میرزای آشتیانی گرفت، او اولین عالمی بود که در حمایت از میرزای آشتیانی به منزل او رفت و از این زمان به عنوان شخصیت دوّم نهضت تنباکو در تهران شناخته شد.
وقتی نائب السطنه قصد جعلی نشان دادن فتوای میرزای شیرازی را داشت، شیخ فضل اللّه در جواب سؤال او که پرسید: «این تلگراف نزد کی و در کجا بوده؟» گفت: «نزد من و از سامرا برای من فرستاده شده است».
جنبش عدالت خواهی
شیخ فضل اللّه نوری در تأسیس عدالت خانه و جنبش روحانیت و تدوین قانون اساسی نقش عمده ای داشت. او حوادث جنبش عدالت خواهی را نتیجه بحران های سیاسی و اقتصادی و فقر عمومی و ستم درباریان و هرج و مرج و بی قانونی و بی لیاقتی زمامداران و نفوذ بیگانگان در تصمیم گیری های مهم می دانست و از قیام مردم برای اصلاح کمبودهای کشور حمایت می کرد. بی تردید شیخ در این راه، رواج شریعت را می طلبید و روی هم رفته برای استقرار حکومت شرعی می کوشید. او بر اساس باورهای عمیق خویش اسلام را در همه زمینه های اجتماعی و فرهنگی و جز آن دارای قدرت و غنا می دانست و می گفت: «دین اسلام اکمل ادیان و اتمّ شرایع است و این دین دنیا را به عدل و شورا خوانده است. آیا چه افتاده است که امروز باید دستور عدل ما از پاریس برسد و نسخه شورای ما از انگلیس بیاید؟»

تحصّن در سفارت انگلیس (آغاز تحرک فرماسونرها)
هنگامی که مبارزات در حال رشد و گسترش بود و تغییر نظام حکومتی کشور قطعی به نظر می رسید، انگلیس بوسیله فرماسونرها و روشن فکران وابسته، در میان مبارزان و برخی رهبران نهضت نفوذ کرده، به پخش شایعه احتمال حمله دولت به مردم پرداخت و با این کار، زمینه را برای پناه بردن به سفارت انگلیس آماده کرد. این کوشش ها موجب شد تا فکر تحصّن در سفارت بین مردم رواج یابد. سرانجام با کوشش فراماسون های بازار و جمعی از روشن فکران تحصن در سفارت آغاز شد. بنا به اظهار یکی از شاهدان عینی «این فکر از طرف دو یا سه نفر از تجار عمده که در آن وقت نفوذ زیادی داشتند و با دربار و شاه هم بی ارتباط نبودند، بروز کرد.
شیخ فضل اللّه از بدو آغاز بحث تحصن با آن مخالفت نمود و مردم را از تحصن در سفارت بازداشت. عوامل وابسته، از غیبت علما که در قم تحصن کرده بودند استفاده کرده، تحصن را قوت بخشیدند. شیخ فضل اللّه معتقد بود «مشروطه ای که از دیگ پلو سفارت انگلیس سر بیرون بیاورد به درد ما ایرانی ها نمی خورد».

تاریخ: 1395/10/9 بازديد: 561 ادامه
تلاش ما در این وب سایت افزایش سطح آگاهی علمی و همچنین فراهم کردن منابع اطلاعاتی برای استفاده در تحقیقات و پروژه های دانش آموزی و دانشجویی می باشد، لذا سپاسگذار خواهیم بود اگر تا حد امکان از منابع سایت تنها در پیشینه تحقیق و مقاله خود استفاده نمائید.