حمایت می کنیم

مطالب آموزشی 59

آموزشگاه کامپیوتر

:: ویندوز :: شبکه :: سخت افزار :: نرم افزار آفیس :: امنیت :: عمومی

آموزشگاه موبایل

:: آموزش اندروید :: معرفی موبایل

دانش آموزان 59

دوره آموزش ابتدایی

:: پایه اول :: پایه دوم :: پایه سوم :: پایه چهارم :: پایه پنجم :: پایه ششم

دوره اول آموزش متوسطه

:: پایه هفتم :: پایه هشتم :: پایه نهم

دوره دوم آموزش متوسطه

:: پایه دهم :: پایه یازدهم :: پیش دانشگاهی :: قنی حرفه ای :: کاردانش

علوم پایه

:: ریاضی :: فیزیک :: شیمی :: زیست شناسی

فنی مهندسی 59

:: مهندسی الکترونیک :: مهندسی عمران :: مهندسی برق :: مهندسی کامپیوتر :: مهندسی شیمی :: مهندسی صنایع :: مهندسی معدن :: مهندسی مکانیک :: مهندسی دریا :: مهندسی تاسیسات :: مهندسی کشاورزی :: مهندسی نفت :: مهندسی معماری :: مهندسی طبیعی و محیط زیست :: مهندسی صنایع غذایی

علوم انسانی 59

:: مدیریت :: ادبیات :: حسابداری :: حقوق :: فلسفه :: دسته بندی نشده

پزشکی

:: بیماری‌ها و اختلالات و درمان :: رشته‌های پزشکی و پیراپزشکی :: تجهیزات پزشکی :: تجهیزات پزشکی :: کمک‌های اولیه :: کالبدشناسی انسان

پیوند ها

:: راهنمای خرید :: شماره حساب ها :: شرايط و قوانين :: پرسشهای متداول
تماس با ما
:: بازدید امروز : 96 بار
:: بازدید دیروز : 1684 بار
:: بازدید کل : 4878856 بار
:: مطالب ارسال شده : 79 پست
:: فایل های ارسال شده : 441 پست
:: بروز رسانی : 30 بهمن 1395
:: نسخه سایت: Beta 0.10
تبلیغات
تعرفه ها
جهانی شدن و مهدویت

جهانی‌شدن و مهدويت

مهدي نكویي ساماني

چکیده

این نوشتار به بحث در مورد مفهوم جهانی‌شدن و جهانی‌سازی می‌پردازد و با اشاره اجمالی به تمایزات مفهومی و عینی این دو جریان، زمینه‌های فكری و تاریخی فرآیند جهانی‌شدن را بررسی و تحلیل می‌کند. آن‌گاه با اشاره به دیدگاه‌های تبیین‌گرایانه و برداشت‌های مختلف و رایج در مورد جهانی‌شدن و مدل‌های گوناگون جهانی‌شدن، به تمایزگذاری بین این فرآیندها و جریان‌ها می‌پردازد. نویسنده، امكان جهانی‌شدن سرمایه‌داری غرب و جهانی‌شدن بر مبنای مدرنیته و پست‌مدرنیته و هم‌چنین جهانی‌شدن فرهنگ غرب یا غربی‌سازی جهان را تحقق‌‌ناپذیر می‌شمارد و تنها الگوی ممكن و تحقق‌پذیر جهانی‌شدن غیردینی را جهانی‌شدن بر مبنای علم و تكنولوژی اطلاعات و شكسته شدن مرزهای سیاسی و جغرافیایی و تسهیل و تشدید ارتباطات در سطح جهان می‌داند. پس با نقد و بررسی هر یك از دیدگاه‌های مختلف در مورد جهانی‌شدن، مخاطرات جهانی‌شدن و جهانی‌سازی و تحمیل فرهنگ غرب در پوشش جهانی‌سازی را بیان می‌کند و تعارض اسلام با جهانی‌شدن را بر مبنای نظام‌‌های سیاسی حاكم بر جهان، جدّی و گریزناپذیر می‌داند. سپس بر ضرورت خیزش و آگاهی مسلمانان و ضرورت در پیش گرفتن راه‌بردهای فكری و عملی در این زمینه تأكید می‌كند. در بخش دیگری از این جستار، با توجه به قابلیت‌های ذاتی اسلامی برای جهانی‌شدن از منظر درون‌دینی و برون‌دینی، جهانی‌شدن اسلام را در آستانه ظهور حضرت حجت(عج) قطعی می‌شمارد. آن‌گاه با بیان تفاوت‌ها و تمایزات جهانی‌سازی و جهانی‌شدن اسلامی با جهانی‌سازی كنونی، ویژگی‌های حكومت جهانی امام عصر(عج) را از منظر متون دینی و آموزه‌های نورانی اهل بیت (علیهم السلام) بررسی می‌کند.

واژگان كلیدی

جهانی‌شدن، جهانی‌سازی، مدرنیته، پست‌مدرنیته، سرمایه‌داری غرب، اسلام، مهدویت، جهانی‌سازی مهدوی.

مقدمه

جهانی‌شدن چيست؟ چگونه مي‌توان مفهوم اين پديده را به درستي شناخت؟ در اين زمينه مطالعات و تحقيقات نسبتاً گسترده‌اي صورت گرفته است و از ديدگاه‌هاي گوناگون به اين موضوع پرداخته شده است.

برخي از نظریه‌پردازان از ديدگاه جامعه‌شناختي، به بررسي روابط اجتماعي و بين‌المللي در عصر جهانی‌شدن پرداخته‌اند، طيف ديگري از ديدگاه سياسي، زمينه‌هاي پيدايش و گسترش آن را تحليل و مناسبات و روابط جهاني را از اين بُعد بررسی کرده‌اند و برخي ديگر از انديشه‌‌ورزان معاصر و برجسته در زمينه جهانی‌شدن، مانند: گيدنز و رابرتسون، اشكال جديد و ابعاد ناشناخته‌تر جهانی‌شدن را محور مطالعات خود قرار داده و رابطه آن را با ساختارهاي كنوني علمي و تكنولوژيك نشان داده‌اند.

اين نوشتار با مروري گذرا به مفهوم، پيشينه و زمينه‌هاي فكري و فلسفي جهانی‌شدن، مراحل و تحولات پيدايش جهانی‌شدن با تأكيد بر جنبه‌هاي فرهنگي آن، به بررسي پی‌آمدهاي جهانی‌شدن و چالش‌ها و تأثيرات آن در ساختارهاي ديني و فرهنگي جوامع پرداخته و تبیین رابطه جهانی‌شدن كنوني با جهانی‌شدن اسلام و جهاني‌سازي مهدوي، ويژگي‌ها و مباني اين دو مدل از جهانی‌شدن را به بحث گذاشته است.

مفهوم جهانی‌شدن

جهانی‌شدن «globaliziotin»، به معناي جهانی‌شدن، جهاني‌سازي و جهان‌گرايي و جهان‌شمولي به كار رفته است. ريشه آن از واژه «golobal» است كه به معاني زير به كار مي‌رود:

  1. ۱. گِرد مثل توپ و شكل كره؛
  2. ۲. هر چيز عام و كلي و جهان‌شمول كه معناي «Tatal» را افاده كند؛
  3. ۳. همه مقوله‌هاي فراگير كه شامل تمام كره زمين باشد.

آيا «جهانی‌شدن» و «جهاني‌سازي» كه معناي شايع و رايج اين واژه است، معنایی مشترك را حكايت مي‌كنند يا نه؟ بايد گفت اكثر انديش‌‌ورزانی كه در مورد جهاني‌سازي و جهانی‌شدن به تحقيق پرداخته‌اند، مفهوم اين دو را يكي می‌دانند و معتقدند كه جهانی‌شدن و جهاني‌سازي دو مصداق جداگانه نيستند، بلکه هم از نظر مفهوم و هم از نظر مصداق مشتركند و از یک‌دیگر تمايزي ندارند. به نظر مي‌رسد در این‌جا این خلط و اشتباه اساسي وجود دارد كه برخي مفهوماً و مصداقاً اين دو اصطلاح را با هم خلط كرده‌اند. در حالي كه نمي‌توان مفهوم جهانی‌شدن را با جهاني‌سازي يكي دانست. همان‌گونه كه اين دو در مصداق متفاوت و متمايزند، در معنا نيز بايد بين اين دو تفكيك قائل شد. در واقع، ما شاهد تحقق دو پديده و دو فرآیند هستيم كه داراي دو ماهيت كاملاً متفاوت هستند. از نظر منطقي و مفهوم‌شناختي، يكي از اين فرآیندها را مي‌توان «جهانی‌شدن» ناميد و آن را پروسه، فرآیند و تحولی تكنولوژيكي در سطح جهان تعبير كرد و پديده ديگر را پروژه و طرحی براي تحميل يك مدل و الگوي فرهنگي يا سياسي و اقتصادي غرب دانست و آن را «جهاني‌سازي» ناميد.

جهانی‌شدن به معناي كنوني از نيمه دوم سده بيستم و از حدود سال ۱۹۸۰ به بعد وارد عرصه ادبيات سياسي و اقتصادي و فرهنگي شد. اين واژه و اصطلاح كه در زبان لاتين به عنوان globalizitoin به كار مي‌رود، به معناي كلي و فراگير بودن و جهان‌شمول بودن امري است و به معناي یک‌پارچه‌سازي و هم‌سان‌سازي بر اساس يك مدل در سطح جهان نيز به كار مي‌رود.

در مورد «جهانی‌شدن»، تعاريف متعددي ارائه شده است. واقعيت آن است كه براي اين پديده نوظهور به دليل ابعاد گوناگون و ماهيت نوشونده و دگرگون‌شونده آن، شاید نتوان تعريفي واحد و جامع ارائه كرد. از اين جهت، در مورد جهانی‌شدن بين دانش‌مندان توافق نظر وجود ندارد؛ زيرا اولاً اين پديده به حد نهايي تكامل خود نرسيده است و هر روز وجه تازه‌اي از ابعاد آن نمايان مي‌شود. ثانياً داراي ابعاد گوناگون و جنبه‌هاي متنوع و متفاوت است و از نگرش تك‌بعدي به آن بايد اجتناب كرد. با توجه به اين مقدمه اكنون به برخي از تعاریف جهانی‌شدن اشاره مي‌‌کنیم:

  1. ۱. برخي از نظريه‌پردازان و متفكران، در تعريف جهانی‌شدن بيشتر به بُعد اقتصادي آن نگریسته و جهانی‌شدن را به معناي جهانی‌شدن اقتصاد كه با ادغام بازارهاي جهاني در زمينه تجارت، سرمايه‌گذاري و مقررات‌زدايي، به جهانی‌شدن نظام سرمايه‌داري غرب مي‌انجامد، تعريف كرده‌اند.

  1. ۲. مك گرو از صاحب‌نظران موضوع جهانی‌شدن، جهانی‌شدن را به معناي «گسترش روابط متقابل و متنوع بين دولت‌ها و جوامع كه به ايجاد نظام جهاني مي‌انجامد، دانسته و آن را فرآیندي مي‌داند كه در آن، هر رخداد و فعاليت و تصميمي در يك بخش از جهان پی‌آمدهاي مهمي در ساير جوامع خواهد داشت». وي در جاي ديگر، جهانی‌شدن را به معناي «افزايش شمار پيوندها و ارتباطات متقابلي كه فراتر از دولت‌ها شكل مي‌گيرد و در نتيجه آن، قدرت دولت‌ها كاهش مي‌يابد و هويت‌هاي مبتني بر سرزمين و تاريخ و قوميت، ماهيتي متفاوت مي‌يابد، تعريف كرده است».

  1. ۳. مالكوم واترز نيز جهانی‌شدن را اين گونه تعريف مي‌كند: «فرآیندي كه در نتيجه آن، محدوديت‌هاي جغرافيايي و نظام‌هاي اجتماعي و فرهنگي متحول و برچيده مي‌شوند و به تشديد آگاهي عمومي منجر مي‌شود.»

  1. ۴. مارتين آلبرو در تعريف جهانی‌شدن مي‌گويد: «فرآیندهايي كه تمام مردم جهان را در يك جامعه واحد فراگير جهاني به یک‌دیگر پيوند مي‌دهد.»

  1. ۵. آنتوني گيدنز در تحليل خود، «جهانی‌شدن» را با مدرنيته یک‌سان مي‌گيرد و آن را يكي از فرآیندهاي مدرنيته تلقي مي‌كند. به نظر وي، «مدرنيته ذاتاً جهاني است».

  1. ۶. فوكوياما از نظريه‌پردازان معاصر امریکا، جهانی‌شدن را به معناي گسترش فرهنگ غربي و سيطره تمدن امریکا بر جهان مي‌داند و آن را به «پايان تاريخ» تعبير مي‌كند.

  1. ۷. رابرتسون از نظريه‌پردازان برجسته معاصر نيز جهانی‌شدن را فرآیندي مي‌داند كه به فشرده شدن جهان و تراكم آگاهي بشر مي‌انجامد. وي ضمن تأكيد بر جنبه‌هاي فرهنگي جهانی‌شدن، معتقد است كه در فرآیند جهانی‌شدن، فرهنگ واحد جهاني شكل خواهد گرفت، ولي اين معناي فراگير شدن فرهنگ غرب آن‌گونه كه «فوكوياما» و ديگران مي‌گويند، نيست. هم‌چنین به معناي از بين رفتن تنوع فرهنگ و ارزش‌هاي ديني و اخلاقي نيز نيست.

اِمانوئل والرشتاين در مقاله سياست و فرهنگ در نظام متحول جهاني، شكل‌گيري جهاني واحد را چنين ترسيم مي‌کند: «جهانی‌شدن، فرآیند شکل‌گیری شبكه‌هايي است كه طي آن، اجتماعاتي كه پيش از اين در كره خاكي دور افتاده و منزوي بودند، در وابستگي متقابل و وحدت جهاني ادغام مي‌شوند.»

بررسي تعاريف

با بررسي تعاريف ارائه شده پنج مفهوم را می‌توان برشمرد:

ـ جهانی‌شدن به معناي «آزاد‌سازي تجارت و اقتصاد»؛

ـ جهانی‌شدن به معناي «جهان‌گرايي و جهان‌گستري يك حكومت و قلمرو يك دولت»؛

ـ جهانی‌شدن به معناي «غربي‌سازي يا امریکايي شدن جهان»؛

ـ جهانی‌شدن به معناي «جريان آزاد اطلاعات و سرعت روزافزون ارتباطات جهاني و شكستن مرزها به صورت طبيعي و بر اثر پيشرفت علم و تكنولوژي»؛

ـ جهانی‌شدن به معناي «بين‌المللي شدن» و فوق قلمروگرايي و ايجاد «نظام واحد جهاني و فرا ملي».

به نظر مي‌رسد، تعريف دقيق جهانی‌شدن بايد دربردارنده سه مفهوم اساسي و ويژگي مهم باشد:

ـ فشرده شدن زمان و مكان و افزايش حجم و سرعت اطلاعات؛

ـ جريان آزاد و غيرقابل كنترل اطلاعات و تغيير ساختارهاي ملي و بومي در بُعد فرهنگي، اقتصادي و سياسي؛

ـ تشديد روابط و وابستگي متقابل و كنش‌پذيري جوامع و تغيير هويت.

ديدگاه‌ها و روي‌كردهاي مختلف در مورد جهاني‌شدن

الف) جهانی‌شدن سرمايه‌داري

برخي از تحليل‌گران «جهانی‌شدن را مرحله‌اي از نظام سرمايه‌داري غرب و برخي ديگر آن را تداوم مدرنيته و گسترش الگوي مدرنيته به همه جهان تفسير كرده‌اند. برداشت ديگري كه در مورد جهانی‌شدن وجود دارد، آن را به عنوان بین‌المللي شدن شمرده است. پل هرست و گراهام تامپسون، معتقد به چنين ديدگاهي هستند. برداشت ديگري كه از جهانی‌شدن وجود دارد، آن را آزادسازي و برطرف شدن موانع فيزيكي و كوتاه شدن فاصله‌هاي زماني و مكاني و جريان آزاد اطلاعات و تسهيل ارتباطات جهاني در نظر گرفته است و جهانی‌شدن را به معناي «جهان‌گستری و غلبه بر دیگر فرهنگ‌ها و جوامع» مي‌داند. اليور، رايزر وب، ديويس نيز آن را به معناي ادغام فرهنگ‌هاي روي زمين توصيف كرده‌اند.

يكي از رايج‌ترين تفسيرها و تحليل‌ها در مورد جهانی‌شدن، برداشتي است كه جهانی‌شدن را به معناي «غربي‌سازي» و غربي كردن جهان يا جهاني‌سازي توصيف مي‌كند. برخي، اين نوع جهانی‌شدن را به معناي استعمار نو يا سلطه امپرياليسم غرب در عصر جديد دانسته‌اند.

به اعتقاد برخي از صاحب‌نظران، شعارهاي جذاب و فريبنده «دموكراسي»، «جامعه مدني جهاني»، «امنيت جهاني»، «نظم نوين جهاني»، مديريت جهان، دهكده جهاني، جهانی‌شدن يا جهاني‌سازي همه از استعمار نوين جهاني به دست امپرياليسم غرب حکایت دارد. مناديان جهانی‌شدن كه در طرح ايده برخورد تمدن‌ها و نظم نوين جهاني و اشاعه دموكراسي غربي، و فرهنگ غربي موفق نبوده‌اند، براي درهم شكستن و مقاومت و صلابت عقيدتي ملت‌ها، شعارهایي چون پلوراليزم، نسبي‌گرايي، شكاكيت و تبليغ الگوي «جامعه چند فرهنگي» را طرح كردند تا مردم از فرهنگ‌ها و اديان و سنت‌هاي خود دست بكشند يا دچار ترديد شوند. سپس شعار «جهانی‌شدن» و «یک‌سان‌سازي» را القا كردند تا دیگر جوامع و فرهنگ‌ها، آغوش خود را براي پذيرش امپراتوري جهاني و الگوي جديد باز كنند.

از نظر اين گروه، نماد بارز جهانی‌شدن، تحميل قالب و الگوي معيني از حيات است كه بر مبناي تفكر سكولاريستي غرب شكل مي‌گيرد. چنين مدلي از جهانی‌شدن، به معناي تحميل سلطه همه‌جانبه غرب با اكراه و اجبار است و دست‌آورد حقيقي و نهايي آن، استضعاف بيشتر و الحاد و فساد اخلاقي و بي‌عدالتي و فقر و تبعيض و استثمار است، در حالي كه جهانی‌شدن اسلامي برخلاف جهانی‌شدن كنوني، بر پايه عقل، علم، ارزش‌هاي والاي انساني، حفظ حقوق و كرامت انسان‌ها، آزادي، برابري، عدالت و صلح براي همه است.

برخي از طرف‌داران جهانی‌شدن، آن را براي تمام ساكنان كره زمين مفيد مي‌دانند و پروسه و فرآیندی اجتناب‌ناپذير براي توسعه پايدار تلقي مي‌كنند و نتيجه بلافصل تحول فن‌آوري و پيشرفت علم و تكنولوژي مي‌دانند. در مقابل، مخالفان جهانی‌شدن، آن را پروژه‌ای سياسي و اقتصادي به نفع كشورهاي پيشرفته و امپرياليستي تلقي مي‌كنند.

ب) جهانی‌شدن مدرنيته

از ديدگاه گيدنز، «جهانی‌شدن، فرآیندي است داراي مراتب پيچيده‌تر و فراگير و با دامنه شمول گسترده‌تر از صرف توسعه و اشاعه نهادهاي غربي در پهنه جهان كه ساير فرهنگ‌ها در دل آن مستحيل شده‌اند يا در حال مستحيل شدن هستند». به تعبير ديگر، «جهانی‌شدن به معناي هرمنوتيكي آن، فرآیندي است پارادوكسيكال و به همان اندازه كه هم‌آهنگ‌كننده و یک‌پارچه‌ساز است، تجزيه‌ كننده و برهم زننده ساختارهاي سنتي است و اشكال جديدي از وابستگي متقابل جهاني مي‌آفريند».

آنتوني گيدنز معتقد است: «مدرنيته ذاتاً پديده‌اي است كه در حال جهانی‌شدن و فراگير شدن است و داراي خصلت برون‌گستري و آينده‌نگري است.» جهانی‌شدن در چارچوب انديشه گيدنز، به پيدايش هويت‌ها و صورت‌بندي‌هاي جديد اجتماعي منجر مي‌شود. با اين تفسير، معلوم نيست چگونه گيدنز بين جهانی‌شدن و غربي شدن تفكيك قائل مي‌شود و مي‌گويد: «جهانی‌شدن چيزي متفاوت از اشاعه نهادهاي غربي در سراسر جهان و خرد شدن فرهنگ‌هاي ديگر است.»

 

تاریخ: 1395/11/30 بازديد: 228 ادامه
تخت جمشيد

تخت جمشيد

تخت جمشيد را مي توان تقريباً همانند ارگ ها و يا دژهاي حكومتي و سكونت گاهي ايران در دوران اسلامي دانست، زيرا پادشاهان يا حاكمان ايالت ها يا شهرهاي بزرگ در ايران بر اساس شيوه اي كهن، فضاهاي سكونت گاهي، حكومتي و تشريفاتي خود را غالباً درون محوطه اي محصور و داراي استحكامات دفاعي مي ساختند كه در برابر تهديدها و مخاطرات خارجي و داخلي حتي الامكان در امان باشند. اين گونه مجموعه ها كه آن ها را دژ، كهندژ، قلعه يا ارگ مي ناميده اند، افزون بر فضاهاي سكونت گاهي، حكومتي و تشريفاتي، عرصه ها و فضاهاي متنوعي براي برخي از انواع فعاليت هاي خدماتي و نظامي داشتند. چنين الگويي در طراحي شهري از دوران پيش از اسلام تا اواخر دوره قاجار در بسياري از نواحي و مناطق سرزمين گسترده ايران وجود داشته است و تخت جمشيد را چنان كه داريوش در كتيبه اي به آن به عنوان يك دژ اشاره كرده است، بايد نمونه اي از اين گونه ارگ هاي سكونت گاهي – حكومتي – تشريفاتي دانست.

به عبارت ديگر تخت جمشيد يكي از پايتخت هاي هخامنشيان بود كه در ايامي كه هواي منطقه پارس مناسب بود، در آنجا اقامت مي كردند و البته مرام و آيين هاي بسيار كهن و با اهميت نوروز از سوي حكومت هخامنشي در اين جايگاه برگزار مي شد.

بايد توجه داشت كه تخت جمشيد مانند ساير ارگ ها يا دژها در ميان بيابان و دور از مركز سكونت گاهي نبود، بلكه آن را در كنار شهري آباد و بزرگ ساخته بودند. پروفسور كخ بر اساس مطالب نوشته شده در لوح هاي به دست آمده در تخت جمشيد اظهار داشته كه شهري بزرگ در دشت واقع در پايين صفه تخت جمشيد به نام خوادايتشيه. وجود داشت كه در منابع بابلي نيز به آن اشاره شده است. در  لوح هاي ديواني عيلامي به خوادايتشيه و پارسه تقريباً به يك نسبت توجه شده است. البته در ابتداي ساختن صفه و بناهاي تخت جمشيد در لوح ها بيشتر از شهر خوادايتشيه به عنوان مقصد سفر يا محل استقرار رئيس تشريفات نام برده شده، زيرا هنوز در روي صفه، ساختمان و تأسيسات كافي ساخته نشده بود، اما به تدريج كه در كارهاي ساختماني صفه تخت جمشيد پيشرفت حاصل مي شد، از پارسه بيشتر نام برده مي شد.

بنابراين، الگوي ساختن تخت جمشيد در كنار يك شهر مانند برخي ديگر از شهرهاي ايراني پيش از اسلام و همچنين در دوران اسلامي بوده است و آنجا را مي توان نوعي ارگ يا دژ حكومتي – سكونت گاهي دانست كه بخشي از امور حكومتي، سياسي، اداري و اقتصادي امپراتوري هخامنشي در آنجا انجام مي شد.

درباره چگونگي ساختن بناهاي روي صفه هنوز اطلاعات روشن و جامعي به دست نيامده و انتشار نيافته است. البته كتيبه اي از داريوش درباره شيوه ساختن كاخي در شوش وجود دارد كه گوياي چگونگي انجام فعاليت هاي بزرگ ساختماني در آن دوران است و مي توان حدس زد كه در ساختن تخت جمشيد از همان شيوه استفاده شده است. متن آن كتيبه به نقل از كتاب معماري ايران، پيروزي شكل و رنگ چنين است:

اين كاخ را من (داريوش) ساختم – زيور آن از راه دور آورده شد… زمين كنده شد تا به خاك سفت (كف سنگي) رسيدم وخندقي درست شد. سپس قلوه سنگ و شفته در آن انباشته شد. در طرفي به بلندي ۴۰ ارش و سوي ديگر تا حدود ۲۰ ارش. روي آن شفته كاخ بنا گرديد. كند و كوب و انباشتن و خشت هايي كه در قالب زده شد كار مردم بابل بود. الوار كاج از كوهي آورده شد كه آن را لبنان گويند. مردم آشور آن را به بابل و مردم كاركه و يونانيان آن را از بابل به شوش آوردند. چوب يكا از گاندهارا و كرمانا آورده شد. زر از سارد و بلخ آمد و در اينجا روي آن كار شد. سنگ لاجورد گران قيمت و عقيق شنگرفي را از سغد آوردند و فيروزه را از خوارزم. سيم و آبنوس از مصر آمد. تزييني كه ديوارها با آن زيور يافته از يونان، عاج از اتيوپي و از هند و از رخج آورده شد ولي در اينجا روي آنها كار شد. سنگ هايي كه در اينجا به صورت ستون درآمده سنگ آن را از شهري در الام به نام آبي رادو آوردند. سنگ بران و سنگ تراشان كه آنها را ساختند از مردم سارد و يونان بودند. آنهايي كه طلاها را به كار گرفتند مادي و مصري بودند. منبت كاران ساردي و مصري بودند. آنان كه از عاج خاتم مي ساختند بابلي و يوناني بودند. آن ها كه به تزيين ديوار پرداختند مادي و مصري بودند. به ياري و لطف اهورامزدا كاخي باشكوه در شوش بنا نهادم. اهورامزدا مرا و پدرم و كشورم را از هر آسيبي نگه دارد.

چنان كه از متن اين كتيبه آشكار است، در ساختن بناهاي بزرگ و مهم از مصالح و مواد غيربومي نيز استفاده مي شد و در برخي از بخش هاي ساختمان از بهترين انواع سنگ، چوب و ساير مواد و مصالح اصلي و نيز مواد تزييني شناخته شده در سرزمين هاي تابع امپراتوري هخامنشي بهره مي بردند. افزون بر اين از معماران، صنعتگران و هنرمندان اقوام غيرايراني نيز استفاده مي شد و به اين ترتيب از همه يا بخش مهمي از تجربيات معماري و هنري آن دوران – در ايران و ساير سرزمين هاي تابع ايران – به بهترين شكل بهره برداري مي شد. البته با اطمينان مي توان اظهار داشت كه برنامه ريزي، طراحي و نظارت كارها در مقياس كلان بر عهده معماران و هنرمندان ايراني بوده است و چنان كه در بخش بعدي اشاره خواهد شد، الگوهاي اساسي طراحي معماري و شهري در اين مجموعه كاملاً ايراني است.

كاخ ها، تالارها و بخش هاي مهم تخت جمشيد

انواع فضاها و عرصه ها

تخت جمشيد را همان گونه كه داريوش در كتيبه اي به آن اشاره كرده است، مي توان نوعي دژ يا ارگ حكومتي دانست كه جايگاهي براي اداره كشور و برگزاري مراسم رسمي و مذهبي و پذيرايي هاي مهم و باشكوه و تجمع هاي حكومتي و اقامتگاه پادشاه و نزديكان او بود. چنين دژ يا فضايي مانند دژهاي دوران اسلامي كه از برخي از آنها اطلاعات بيشتري در دست است، عرصه هاي گوناگون، اما كمابيش معين و مشخصي داشت. در نزديكي ارگ پارسه يا تخت جمشيد، يك يا چند سكونتگاه بزرگ وجود داشت كه محل زندگي گروه هاي متوسط مردم، كاركنان عادي كاخ ها، گروه هايي از كشاورزان و پيشه وران بود. در برخي لوحه هاي به دست آمده از تخت جمشيد به سكونت گاه هاي واقع در نزديكي تخت جمشيد اشاره شده است، اما هنوز از آنها آثار قابل ملاحظه اي يافت نشده است، زيرا بناهاي آنها با مصالح معمولي و كم دوام ساخته شده بود.

فضاها و عرصه هاي مهم تخت جمشيد را به چند گروه به شرح زير مي توان طبقه بندي كرد:

تالارها يا كاخ هاي حكومتي و تشريفاتي

از تالارها يا كاخ هاي تشريفاتي براي برگزاري تجمع هاي بزرگ حكومتي، به حضور پذيرفتن سفرا و نمايندگان ساير كشورها، بار دادن و به حضور پذيرفتن فرماندهان و فرستادگان سرزمين ها يا اقوام زير فرمان پادشاهي هخامنشي، و ساير تجمع هاي مهم اداري و حكومتي استفاده مي شد. در تخت جمشيد دو تالار يا كاخ بسيار باعظمت و باشكوه وجود داشت كه چنين كاركردهايي داشتند، آنها عبارتند از:

– تالار يا كاخ آپادانا در جبهه شمال غربي صفه تخت جمشيد و در نزديكي پلكان اصلي و بزرگ ورودي.

– تالار يا كاخ صد ستون در جبهه شمال شرقي صفه.

كاخ هاي سكونتگاهي يا سكونتگاهي – تشريفاتي

كاخ هاي سكونتگاهي يا سكونتگاهي – تشريفاتي، تالارها و كاخ هايي را در بر مي گيرد كه بيشتر به براي سكونت و نيز براي پذيرايي ها، مراسم، جشن ها، و تجمع

تاریخ: بازديد: 190 ادامه
معرفی سازمان اوقاف و امور خیریه و بررسی عملکرد آن

معرفی سازمان اوقاف و امور خیریه و بررسی عملکرد آن

سازمان اوقاف و امور خيريه، سازمانی است که در سطح کلان احياء، حفظ و اداره موقوفات کشور و ساير موارد اختصاص يافته به امور خيريه وعام المنفعه و همچنين اداره و نظارت بر اماکن مذهبی، مساجد و بقاع متبرکه، و نشر و گسترش معارف اسلامی و فرهنگ نيکوکاری وقف را برعهده دارد. اين سازمان در شهرستا نها و استا نهای کشور نيز از طريق اداره کل و ادارات شهرستان، اهداف فوق را پيگيری می کند.
وظايف سازمان اوقاف و امور خيريه مطابق ماده يک قانون تشکيلات و اختيارات سازمان اوقاف و امور خيريه مصوب۲/۱۰/۱۳۶۳به شرح زير است:

  1. اداره امور موقوفات عام که فاقد متولی بوده يا مجهول التوليه است و موقوفات خاصه درصورتی که مصلحت وقف و بطون لاحقه و يا رفع اختلاف موقوف عليهم متوقف بر دخالت ولی فقيه باشد؛
  2. اداره امور اماکن مذهبی اسلامی که ترتيب خاصی برای اداره آنها داده نشده است؛
  3. اداره امور موسسات و انجمن های خيري های که از طرف دولت يا ساير مراجع ذیصلاح محول شده يا بشود؛
  4. اداره موسسات و انجمن های خيري های که به تشخيص دادستان محل، فاقد مدير باشند(تا تعيين تکليف از طرف دادگاه) ضم امين در موسسات و انجمن های خيري های که به تشخيص دادستان محل، مدير آن فاقد صلاحيت باشد (تا تعيين تکليف از طرف دادگاه) و همچنين است در صورت نبودن ناظر يا عدم صلاحيت وی(در اموری که ناظر پيش بينی شده باشد)
  5. انجام امور مربوط به گورستا نهای متروکه موقوف های که متولی معين ندارد و اتخاذ تصميم لازم در مورد آنها؛
  6. تبليغ و نشر معارف اسلامی؛
  7. صدقات و هر مال ديگری که غير از عنوان وقف برای امور عام المنفعه و خیریه اختصاص یافته است.

مزایای قانونی

به  منظور کمک به موقوفات و تشويق افراد خيّر به امر وقف و امور خيريه در جمهور ی اسلامی ايران، قوانين مختلفی در جهت کمک به موقوفات به تصويب رسيده و مورد عمل است که استفاده از اين قوانين، چنا نکه در ذيل مي آيد، می تواند کمک زيادی به موقوفات نموده و نظر افراد علاقه مند و مومن را به موضوع وقف جلب نمايد که به برخی از اين موارد قانونی ب هطور مختصر اشاره مي شود:

به موجب بند ۳ ماده قانون ماليات های مستقيم مصوب سال ۱۳۷۱ هجری شمسی، موقوفات عام از پرداخت ماليات معاف شده اند. بند مزبور به اين شرح است: موقوفات عام که درآمد آنها طبق موازين شرعی به مصرف اموری از قبيل تبليغات اسلامی، تحقيقات فرهنگی، علمی، دينی، فنی، تحقيقاتی، اختراعات، اکتشافات، تعليم و تربيت، بهداشت، بناء و تعمير و نگهداری مساجد و مصلی ها و مدارس علوم اسلامی، مراسم تعزيه و اطعام، تعمير آثار باستانی، امور عمرانی و آبادانی، هزينه يا وام تحصيلی دانشجويان و دانش آموزان، کمک به مستضعفين و آسيب ديدگان حوادث ناشی از سيل، زلزله، آت شسوزی، جنگ و حوادث غيرمترقبه ديگر و… مشروط بر اينکه درآمد و هزينه اين قبيل موقوفات مورد گواهی سازمان اوقاف و امور خيريه باشند، از پرداخت ماليات ساليانه معاف می باشند. به موجب بند ۴ همين ماده، موسسات عام المنفعه که به ثبت رسيده و درآمد آنها به موجب اساسنامه به مصرف امور مذکور در بند ۳ فوق برسد نيز مشروط بر آنکه از طرف دولت بر درآمد و هزينه آنها نظارت شود، از پرداخت ماليات معاف می باشند.

 به موجب تبصرة ذيل مادة ۹ قانون تشکيلات و اختيارات سازمان اوقاف و امور خيريه مصوب ۱۳۶۳ هجری شمسی موقوفات عام، بقاع متبرکه، اماکن مذهبی اسلامی، مدارس علوم دينی و موسسات و بنيادهای خيريه از پرداخت مخارج و هزينه های داوری در محاکم قضايی و هزين ههای مربوط به ثبت تفکيک و افراز املاک موقوفه و هزينه های مربوط به اجرای احکام معاف شده اند.

  به موجب تبصرة ۳ مادة ۲۶ قانون نوسازی و عمران شهری، موقوفات عام از پرداخت عوارض نوسازی شهردار یها نيز معاف شده اند. اعطای اين امتيازات به املاک وقفی مسلماً در جهت تشويق افراد نيکوکار اين قبيل امتيازات برای موقوفات در نظر گرفته می شود

تاریخچه تشکیل سازمان اوقاف و امور خیریه

امروزه اطلاعات ما در زمينه تشكيلات وقف کامل نيست؛ مثلا از تشكيلات اداري اوقاف در دورة صفاريان كه اولين سلسله حكومت ايرانيان پس از اسلام بوده است، اطلاع دقيقي در دست نداریم ،  ولی در تشکیلات اداری دوره سامانیان (۳۸۹-۲۶۱ هجری) از دیوان موقوفات یا اوقاف نام برده شده که به کار مساجد و اراضی موقوفه رسیدگی می کرده است. قبل از ایجاد دیوان اوقاف، وظیفه اداره اوقاف به عهده ی قضاوت بوده است.

با توجه به آنچه در دست ماست، قدیمی ترین مورد دخالت حکومت در امور وقف مربوط به عضدالدوله بویی که مفتشان و ممیزاتی بر اوقاف سواد گماشت و حقوقی برایشان مقرر کرد.

در دوران سلجوقی گسترش موقوفات، حکومت مرکزی را واداشت که بر موقوفات نظارت کند و متولیان اوقاف را تحت سیطره حکومتی در آورد.

با رو یکارآمدن صفويه در قرن دهم، سنت وقف رونق چشمگيری يافت و شاهان صفوی نيز بسياری از اموال خود را وقف نمودند و اداره اوقاف به روحانیان مورد نظر حکومت واگذار گردید. متصدي اين مقام صدرالصدور، وزیر اوقاف و مستوفی موقوفات خوانده می شد.

رشدی که در سازمان اوقاف در این دوره پدید آمده بود ،چندان دوام نیاورد چراکه نادر شاه افشار موقوفات را از حالت وقف خارج و جزو اموال خالصه دولتی قرار داد تا عایدی موقوفات را صرف هزینه لشکریان کند. (۶)

به رغم تلاشهای نافرجام نادرشاه در تصرف موقوفات، کريم خان زند به احيای دوباره موقوفات پرداخت و به اين منظور وزيری منفرد و مستقل برای رسيدگی به امور اوقاف برگزيد.

کیفیت اداره موقوفات در دوره قاجاریه آشفته و نامشخص است ولی در دوره سپهسالار یک سلسله اقدامات اصلاحی در جهت بهبود اوقاف انجام شده است.

انقلاب مشروطيت و استقرار حكومت مشروطه، نقطة عطفی است که گرايش به قانون سبب شد اوقاف کشور با نظم و نسق خاص ناشی از وضع قوانين اداره شوند. با تأسيس ((وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه))در سال ۱۲۸۹ ه. ش، علاوه بر آموزش و پرورش کشور، امور موقوفات نيز زيرنظر وزارت مزبور اداره ميشد.

در ۱۵ آذرماه ۱۳۴۳ ه ش، با تصويب قانون تفكيك اوقاف از وزارت فرهنگ، اداره کل اوقاف به سازمان اوقاف بدل گرديد و به اين ترتيب، سازمان اوقاف از وزارت فرهنگ منفک و به نخست وزيري ملحق وسرپرستي آن به يكي از معاونين نخس توزير سپرده شد. ضمناً در همين قانون، شوراي عالي اوقاف نيزپیش بيني شده بود که در سال ۱۳۴۵ ه ش آيين نامه آن تصويب شد.

در حکومت پهلوی به خصوص در جریان اصلاحات اراضی با تصویب قوانین ناصواب در خصوص وقف، موقوفات کشور دچار آسیب های فراوانی شد.

پس از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي ايران، تشكيلات و اختيارات سازمان اوقاف مورد تجديدنظر قرار گرفت و در تاريخ۲/۱۰/۱۳۶۳به تصويب مجلس شوراي اسلامي رسيد. براساس آن قانون، سازمان اوقاف از نخست وزيري منتزع و با عنوان» سازمان حج و اوقاف و امور خيريه« به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي وابسته گرديد. به موجب اين قانون، سرپرست سازمان بايد از طرف ولي فقيه، در تصدي اموري كه متوقف بر اذن ولي فقيه است، مجاز باشد. نمايند هاي از سوي ولي فقيه در نظر گرفته شده است تا تصميمات لازم را در انطباق با موازين فقهي و شرعي اتخاذ نمايد. همچنين در اين قانون، وظايف و اختيارات سازمان مشخص شده است.

سرانجام شورای اداری کشور در جلسه مورخ ۱۵/۸/۱۳۷۰ با تصويب دستو رالعملی، کليه امور مربوط به حج وزیارت را از سازمان حج و اوقاف و امور خیریه جدا و بر عهده سازمان حج و زیارت نهاد و نام این سازمان را به »سازمان اوقاف و امور خیریه «تغییر داد.

سازمان اوقاف و امور خيريه با توجه به اهداف و وظايف خود، چشم انداز و سياست های کلی خويش جهت نيل به آرمان هايش را چنين ترسيم کرده است:

سند چشم انداز سازمان اوقاف و امور خيريه در افق ۱۴۰۴ هجري شمسي

با استعانت از درگاه ايزد متعال و با اتّکال به قدرت لايزال الهي، با نگاه آرماني به حکومت حضرت مهدي(عج)در مسير تحقق آرمانهاي حضرت اما م(ره) و رهنمودهاي مقام معظم رهبري(مدظله العالي) و ارزشهاي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران و در چارچوب چشم انداز کشور، سازمان اوقاف و امور خيريه در پرتو عزم مسئولين و تلاش جمعي کارکنان، در افق بيست ساله، سازماني است:

ارزشمدار، امانتدار، مردمي، عدالت محور، کارآمد و پاسخگو، حافظ و تعالي بخش سنت حسنه وقف و امور خيريه و توسعه دهنده نقش آن در زيرساختهاي جامعه، اعتلابخش و تعميق دهنده نقش محوري بقاع متبرکه، مساجد و ساير اماکن مذهبي.

اين سازمان در افق چشمانداز، چنين ويژگي هايي خواهد داشت:

  برخوردارا ز قابليت جمع آوري، طبقه بندي، مستند سازي،ا جرايي کردن و نهادينه سازي تدابير و رهنمودهاي خاص مقام معظم رهبري (مدظله العالی) در سازمان؛

داراي سامانه توانمند و اثربخش در شناسايي، احياء و اداره موقوفات و نظاير آن؛

برخوردار از قابليت ترويج فرهنگ وقف، تأثيرگذاري بر نيّات واقفين و متناسب سازي کارکرد وقف با نيازمنديهاي جامعه؛

گسترش دهنده ظرفيت ها و کارکردهاي فرهنگي، علمي و اجتماعي بقاع متبرکه، مساجد و ساير اماکن مذهبي در جامعه؛

 تروج فرهنگ قرآني، معارف اسلامي، سيره و سنت نبوي(ص)و ائمه اطهار(عليهم السلام)؛

 مشوق و توسعه دهنده مشارکت هاي مردمي در امور خيريه، بقاع متبرکه، مساجد و ساير اماکن مذهبی؛

 برخوردار از سامانه هدايت و نظارت بر موقوفات، بقاع متبرکه، مساجد و اماکن مذهبی، مؤسسات وبنيادهاي خيريه کشور؛

 داراي قابليت مديريت اقتصادي بر منابع موقوفات، بقاع متبرکه، مساجد و ساير اماکن مذهبي و مؤسسات و بنيادهاي خيريه کشور؛

 داراي نيروي انساني دين باور، ولايت مدار، متعهد، امين، بصير، کارآمد و متخصص؛

  برخوردار از مديريت علمي، آينده نگر، کارآمد، مسئوليت پذير، تحول آفرين، دارای سامان ههاي پيشرفته مديريتي و اشراف اطلاعاتی؛

 داراي بانک جامع و گنجينه غني اسناد و مدارک موقوفات، بقاع متبرکه، مساجد و ساير اماکن مذهبي وزمينه ساز بهره گيري مطالعاتي پژوهشي از آن؛

 برخوردار از تعامل مؤثر و سازنده با سازما نهاي داخلي وخارجي؛

  اثرگذار در تحقق جامعة عدالت محور به عنوان حامي محرومان و نيازمندان جامعه.

عملکرد

با توجه به ساختار سازمان وقف و وظايفی که قانون برعهده سازمان نهاده است، اين سازمان فعاليت های گسترد ه ای در عرصه فرهنگی، اجتماعی و عمرانی دارد.

يکی از فعاليت های فرهنگی سازمان، فعاليت های قرآنی است.برگزاری مسابقات سراسری قرآن کريم که تاکنون سی دوره آن برگزار شده است، برگزاری بيست وچهارمين دوره مسابقات بین المللی قرآن کريم، تربيت افراد تحصيل کرده در زمينه علوم قرآنی در دانشکده های علوم قرآنی، اقدام به ترجمه قران کريم به

تاریخ: بازديد: 288 ادامه
تعريف و کاربرد کمپرسور رفت و برگشتي

تعريف و کاربرد کمپرسور رفت و برگشتي:

کمپرسورهاي رفت و برگشتي از نوع کمپرسورهاي جابجايي مثبت هستند که در آنها گاز در سيلندر واز طريق حرکت رفت و برگشتي پيستون انجام ميشود. كمپرسورهاي رفت و برگشتي از جمله قديمي ترين كمپرسورها مي باشند كه در حال حاضر جايگاه مهمي را در ميان كمپرسورهاي كوچك و متوسط بدست آورده اند. اين نوع از كمپرسورها شبيه تلمبه باد دوچرخه  كار ميكنند.کمپرسورهاي رفت و برگشتي از نظر تعداد مورد استفاده در صنايع، نسبت به ديگر انواع کمپرسورها مقام اول را دارند. اين کمپرسورها براي تمام فشارها از خلا تا حدود psi  ۱۰۰۰۰۰ مناسب هستند و نيز براي مقادير جريان از ۵۲ فوت مکعب بردقيقه تا ۱۰۰۰۰ فوت مکعب در دقيقه به ازاي هر سيلندر طراحي و ساخته میشوند.

راندمان آنها از% ۹۰-%  ۸۰  تغيير مي کند و براي نسبت هاي تراکم بالاتر از ۵ بيشترين راندمان را نسبت به  ديگر انواع دارند.

 

محدودیت ها کمپرسورهای رفت و برگشتی:

علي رغم مزاياي زياد، کمپرسورهاي رفت و برگشتي داراي محدوديتهايي هستند که عبارتند از:

۱- براي سرويسهاي جريان پيوسته با حجم زياد بيش از يک کمپرسور نياز خواهد بود.

۲- غالباً بزرگ و گران بها هستند.

۳- هزينه تعميرات بالايي دارند خصوصاً براي جا به جايي گازهاي داراي ذرات مايع، ذرات

جامد و خورنده.

۴- با توجه به نيروهاي لرزشي بالا، نياز به فونداسيون هاي بزرگ دارند.

در كمپرسورهاي رفت و برگشتي همان گونه كه انتظار ميرود، رفت يا بازگشت پيستون عمل تراكم را انجام مي دهد. در اين حالت موتور تنها در نصف دوره تحت بار قرار گرفته و در نيمه بعدي بدون بار كار مي كند. اين روشكار كردن موتور ميتواند مشكلاتي را براي موتور ايجاد كرده و در كل ميتواند راندمان كاري را پايين آورد. براي رفع اين مشكل معمولا ً در كمپرسورها تراكم هم در عمل رفت و هم در عمل بازگشت انجام ميشود. روش معمول براي اين كار استفاده از دو پيستون در دو جهت مختلف مي باشد. بدين ترتيب هنگامي كه يك پيستون در حال تراكم است پيستون ديگر در حال مكش بوده و درنيم دوره بعد، عمليات هر كمپرسور تعويض مي گردد. اين نوع از كمپرسورها به شكلهاي مختلفي طراحي و ساخته شده اند.

كمپرسورهاي چند مرحلهاي و Double acting در بين كمپرسورهاي رفت و برگشتي داراي بالاترين بازدهي مي باشند. انواع مختلفي از اين كمپرسورها با توانهاي مختلف ساخته شده است.در صورتي که فشار مورد نياز براي گاز خروجي بالا باشد استفاده از يك مرحله تراكم ممكن نيست.

راه حل پيشنهادي در اين مورد، استفاده از دو يا چند كمپرسور پشت سر هم مي باشد كه خروجي متراكم شده در هر كمپرسور وارد كمپرسور بعدي شود. اين روش مقدور بوده و قابل استفاده مي باشد. اما به دليل هزينه بالاي كمپرسورها، طراحان ترجيح مي دهند تا جايي كه ممكن است مراحل تراكم را در تعدادكمتري كمپرسور قرار دهند. به طور مثال زماني كه نياز به دو كمپرسور براي انجام دو مرحله تراكم مي باشد، دو مرحله را در يك كمپرسور قرار داده و به اين ترتيب صرفه جويي قابل ملاحظ هاي در هزينه ساخت كمپرسور صورت ميگيرد.

بايد توجه داشتکه در اثر اعمال فشار به گاز، دماي آن بالا رفته و در صورتي كه همين گاز را بدون تغيير دما وارد مرحله بعدي نماييم، راندمان كاري كمپرسور بسيار كاهش يافته و علاوه بر اين مي تواند مشكلات ديگري را نيز در كمپرسور ايجاد نمايد. به همين دليل لازم است بعد از هر مرحله تراكم و قبل از مرحله بعد دماي گاز را به نحوي كاهش داد.  استفاده از خنك كنندههاي هوايي و مبدل براي اين كار مرسوم بوده و بسيار مورد استفاده قرار مي گيرد. به اين ترتيب گاز متراكم شده در هر مرحله با خنك شدن در اين دستگاه ها قابليت تراكم تا فشارهاي بالاتر را نيز پيدا مي كند.

کمپرسورهای پيستونی در فشارها و وزن های مولکولی متغير به راحتی کار می کنند. اما نياز به تعميرات بيشتر و زيرساختهای بزرگ و پر هزينه استفاده از اين ماشين ها را محدود می کند. اين کمپرسورها قادرند فشارهای فوق العاده را با مقدار جريان اندک تامين کنند. بنابراين کاربرد اصلی اين کمپرسورها برای ايجاد فشارهای خيلی بالاست.به طور معمول بالاترين راندمان كمپرسورهاي رفت و برگشتي از راندمان كمپرسورهاي سانتريفوژي و پيچشي كمتر است. مكش گاز، تخليه گاز متراكم شده از طريق شيرهاي تخليه  و اصطكاك هاي ايجاد شده از جمله عوامل موثر در كاهش بازدهي در اين نوع از كمپرسورها مي باشند. يكي ديگر از عوامل مؤثر در پايين بودن بازدهي اين نوع از كمپرسورها كوچك بودن اندازه اين كمپرسورها است. در كمپرسورهاي كوچكتر نسبت بيشتري از انرژي ورودي به كمپرسور، صرف اصطكاك ايجاد شده در آن ميگردد. به طور كلي اين نوع از كمپرسورها قابل استفاده براي انواع سيستمهاي تبريد بوده كه يكي از دلايل عمده آن،قابليت كار اين نوع از كمپرسورها در فشارهاي متوسط و بالا مي باشد  .به طور كلي كمپرسورهاي چند مرحلهاي كاربرد بسيار بيشتري نسبت به كمپرسورهاي يك مرحلهاي دارند. بحث ايجاد حرارت در اثر تراكم از اهميت خاصي برخوردار است كه براي رساندن بازدهي كمپرسور به حد قابل قبولي بايد به آن توجه كافي نمود.

 

محدوديتها:

براي سرويسهاي جريان پيوسته با حجم زياد بيش از يک کمپرسور نياز خواهد بود غالبًا بزرگ و گران بها هستند هزينه تعميرات بالايي دارند خصوصاً براي جا به جايي گازهاي داراي ذرات مايع، ذرات جامد و خورنده با توجه به نيروهاي لرزشي بالا، نياز به فونداسيون هاي بزرگ دارند./.

 

تعاريف و اصطلاحات:

برای آشنايی با کمپرسور رفت و برگشتی و عملکرد آن داشتن اطلاعاتی راجع به اصطلاحات مهم وکاربردی در صنعت مفيد و ضروری می باشد. در اين بخش به تعريف اهم اين اصطلاحات پرداخته می شود:

ظرفيت:

ظرفيت يك كمپرسور حجم كلي جريان گازي استكه در دما و فشار معين، متراكم و منتقل میشود.برخي اوقات به معناي ميزان جريان حقيقي مي باشد.

ظرفيت واقعی :

مقدار گازي كه در حالت واقعي و تحت شرايط عملياتی معين متراكم و به سيستم تخليه منتقل می شود.

تريپ:

توقف خودكار دستگاهها در شرايط نامطلوب

نشتی :

خروج گاز يا مايع بصورت ناخواسته و ورود آن به هوا از طريق سوراخها و شكافهاي موجود

منحنی عملکرد :

نموداري از خصوصيات عملياتي مورد نظر مثل فشار بر حسب ظرفيت ورودي يا كار شفت بر حسب ظرفيت

کارتريج :

يك ساختار مكانيكي از قطعات مختلف به صورت يكجا كه به عنوان يك قطعه قابل جابجايي است

آژير:

صدايی که برای هشدار دادن به كاربر بدون توقف عمليات ايجاد میشود.

سرعت:

تعداد گردش دور شفت کمپرسور در واحد زمان مي باشد.

سرعت تريپ:

سرعتي كه در صورت رسيدن به آن کمپرسور خود به خود خاموش مي شود.

مرحله :

به گام هايي كه در يك كمپرسور براي متراكم سازي گاز استفاده مي شود مراحل متراكم سازي مي گويند. براي مثال در كمپرسور رفت و برگشتي هر سيلندر و در کمپرسور سانتريفوژ هر پروانه يك مرحله می باشند.

نسبت تراکم:

نسبت فشار مطلق خروجي به فشار مطلق ورودي در كمپرسور

ونت :

محل خروج گازهای اضافی

Drain :

خروج ميعانات در کمپرسورها

Volumetric efficiency :

در کمپرسورهای رفت و برگشتی عبارت است ازحجمی از گاز که در هر بار رفت و برگشت پيستون جابجا میشود. معمولا ً اين حجم ازکل حجم سيلندر خالی کمتر است؛ مثلا اگر حجم گاز جابجا شده در حالت تئوری m۳۱۴۲۰۰ در هر بار جابجائی پيستون بوده و Volumetric efficiency  آ ن ۹۰ % باشد حجم گاز جابجاشده در شرايط عملياتی موجود در سيلندر  m۳ ۱۲۸۰۰ می باشد.

تراكم آدياباتيك :

نوعي از تراكم است كه طي آن هيچ گونه انتقال گرمايي صورت نمي گيرد……………………………..

تاریخ: بازديد: 788 ادامه
دانلود کتاب کار و فناوری پایه نهم
فایل بخش های کتاب
لینک دانلود حجم
مقدمه ۵۹۰.۸۸ کیلوبایت
بخش اول ۷۶۵.۶۱ کیلوبایت
بخش دوم ۱.۰۱ مگابایت
بخش سوم ۱.۱۳ مگابایت
بخش چهارم ۸۷۸.۸۸ کیلوبایت
بخش پنجم ۱.۱۵ مگابایت
بخش ششم ۱.۳۱ مگابایت
بخش هفتم ۱.۱۱ مگابایت
بخش هشتم ۱.۱۹ مگابایت
بخش نهم ۹۳۴.۸۶ کیلوبایت
بخش دهم ۱.۰۹ مگابایت
بخش یازدهم ۸۴۷.۵۴ کیلوبایت
فایل کامل کتاب
کار و فناوری پایه نهم ۶.۸۷ مگابایت
سال تحصیلی : ۹۶-۹۵ کد کتاب : ۱۳۶
تاریخ: 1395/11/10 بازديد: 309 ادامه
Page 1 of 212
تلاش ما در این وب سایت افزایش سطح آگاهی علمی و همچنین فراهم کردن منابع اطلاعاتی برای استفاده در تحقیقات و پروژه های دانش آموزی و دانشجویی می باشد، لذا سپاسگذار خواهیم بود اگر تا حد امکان از منابع سایت تنها در پیشینه تحقیق و مقاله خود استفاده نمائید.