حمایت می کنیم

مطالب آموزشی 57

آموزشگاه کامپیوتر

:: ویندوز :: شبکه :: سخت افزار :: نرم افزار آفیس :: امنیت :: عمومی

آموزشگاه موبایل

:: آموزش اندروید :: معرفی موبایل

دانش آموزان 57

دوره آموزش ابتدایی

:: پایه اول :: پایه دوم :: پایه سوم :: پایه چهارم :: پایه پنجم :: پایه ششم

دوره اول آموزش متوسطه

:: پایه هفتم :: پایه هشتم :: پایه نهم

دوره دوم آموزش متوسطه

:: پایه دهم :: پایه یازدهم :: پیش دانشگاهی :: قنی حرفه ای :: کاردانش

علوم پایه

:: ریاضی :: فیزیک :: شیمی :: زیست شناسی

فنی مهندسی 57

:: مهندسی الکترونیک :: مهندسی عمران :: مهندسی برق :: مهندسی کامپیوتر :: مهندسی شیمی :: مهندسی صنایع :: مهندسی معدن :: مهندسی مکانیک :: مهندسی دریا :: مهندسی تاسیسات :: مهندسی کشاورزی :: مهندسی نفت :: مهندسی معماری :: مهندسی طبیعی و محیط زیست :: مهندسی صنایع غذایی

علوم انسانی 57

:: مدیریت :: ادبیات :: حسابداری :: حقوق :: فلسفه :: دسته بندی نشده

پزشکی

:: بیماری‌ها و اختلالات و درمان :: رشته‌های پزشکی و پیراپزشکی :: تجهیزات پزشکی :: تجهیزات پزشکی :: کمک‌های اولیه :: کالبدشناسی انسان

پیوند ها

:: راهنمای خرید :: شماره حساب ها :: شرايط و قوانين :: پرسشهای متداول
تماس با ما
:: بازدید امروز : 6196 بار
:: بازدید دیروز : 8488 بار
:: بازدید کل : 4347295 بار
:: مطالب ارسال شده : 74 پست
:: فایل های ارسال شده : 438 پست
:: بروز رسانی : 10 اسفند 1395
:: نسخه سایت: Beta 0.10
تبلیغات
تعرفه ها
مراقبت از چشم ها

نکاتی برای مراقبت از چشم ها

بدون شک بينايي يكي از مهمترين حس‌ های انسان است و نه تنها به اين علت كه در ارتباط با محيط خارج از بدن نقش مهمي دارد بلكه بيشتر از اين رو كه اختلال ديد سبب كاهش يادگيري نيز مي شود. فرد با حس بينايي از خود محافظت نموده تعادل خود را حفظ كرده قدرت خلاقيت پيدا نموده و بالاخره از ديدن محيط اطراف لذت مي برد. داشتن بينايي نعمت بسيار بزرگي است و اگر انتظار داريم كه چشمانمان براي تمام مدت عمر به ما خدمت كنند بايستي نهايت دقت را در مراقبت از آنها به عمل آوريم. در زیر با برخي نكات بهداشتي جهت مراقبت از چشم ها آشنا می شویم :

۱- استفاده از مواد غذايي متناسب و حاوي ويتامين هاي مختلف به ويژه ويتامين A

  • ويتامين A در منابع گياهي به صورت پيش ويتامين (انواع كاروتن ها به ويژه بتاكاروتن) و در منابع حيواني به شكل رتينول فعال يافت مي شود.
  • بهترين منابع حيواني ويتامين A جگر، قلوه، زرده تخم مرغ، شير پرچربي، كره، روغن كبد ماهي و ماهي هاي كوچك با جگر (كيلكا) مي باشد.
  • بهترين منابع گياهي ويتامين A سبزي هاي با برگ سبز تيره مانند: اسفناج، كاهو، سبزي هاي زرد مثل هويج و كدو حلوايي، ميوه هاي زرد و نارنجي مثل: زردآلو، قيسي، خرمالو، نارنگي و طالبي، موز، خربزه وانواع مركبات مي باشد.

 ۲- خواب و استراحت كافي

باید بین کارتان استراحت داشته باشید. اگر فراموش می کنید پس زنگ موبایلتان را تنظیم کنید تا برایتان یادآوری شود. کمی در محل کار راه رفته و یا به بیرون از پنجره نگاه کنید.همچنین نگاه کردن مداوم به صفحه نمایش کامپیوتر بسیار مضر است.

۳- مراقبت از چشم ها در برابر تاثیر اشعه ماوراء بنفش با استفاده از عینک‌

۴- از ورزش های تقویت چشم استفاده کنید

این نوع ورزش ها لازم هستند و با انجامشان به تدریج تاری کاهش پیدا می کند. انگشتان را چن سانتی متر جلوی صورت نگه دارید. حالا روی انگشت تمرکز کرده و چند لحظه بعد روی چیزی که چند متر از شما فاصله دارد تمرکز کنید. نگاه کردن همزمان به اشیای دور و نزدیک باعث تقویت چشم می شود. وقتی چشم ها خسته هستند دائم پلک بزنید. این کارها به عضلات کمک می کنند تا آرام شده و تاری دید کاهش پیدا کند.

سمعک به افراد کم شنوا چه کمکی می کند؟

سَمعَک، یا شنوک وسیله‌ای است برای کمک به افرادی که از قدرت شنوایی کامل برخوردار نیستند. سمعک در قدیم یک مخروط قیف‌مانند تقویت‌کننده بود.

سمعک وسیله‌ای برای تقویت صداها برای افراد دچار کم شنوایی (از حدود ملایم تا عمیق)می باشد. سمعک برای افراد دارای شنوایی طبیعی و یا ناشنوایان مناسب نیست. سمعک از سه قسمت اصلی زیر تشکیل شده‌است: میکروفون، مدار پردازنده و بلندگو (رسیور). البته اجزای دیگری همچون ولوم صدا، کلید برنامه، هوک و… نیز در سمعک‌هایی موجود می‌باشد که جزو ابزار جانبی سمعک به شمار می‌رود. سمعک‌ها را می‌توان از جندین لحاظ طبیق بندی کرد که مهمترین آنها شکل ظاهری و نوع پردازش سمعک می‌باشد.

مزاياي استفاده از سمعك دو گوشي عبارت است از:

  • توانایی جهت یابی اصوات بهتر می شود
  • فهم گفتار در محیط های پر سر و صدا بهبود می یابد
  • صداها بهتر و راحت تر شنیده می شوند
  • درك گفتار در مكالمه هاي گروهي افزايش مي يابد
  • كيفيت صدا بهتر مي شود

نکاتی درباره مراقبت از گوش ها

گوش ها اندام شنوایی بدن هستند که وظیفه دریافت صداهای محیط و حفظ تعادل را بر عهده دارند و اختلال و بیماری در هر یک از قسمت های بیرونی، میانی و داخلی گوش می تواند سبب افت شنوایی خفیف تا ناشنوایی کامل شود، بنابراین برای این که گوش دقیق و سالم داشته باشید، رعایت اصول مراقبت از آن بسیار مهم است.

دکتر فیروز ناظم، متخصص گوش، حلق و بینی در این باره می گوید: گاهی هنگام استحمام، شامپو یا رنگ مو به طور ناخواسته وارد کانال گوش افراد می شود که باعث به وجود آمدن خارش و به دنبال آن عفونت گوش خارجی می شود، بنابراین باید مراقب بود تا این مشکل ایجاد نشود.

 به گفته این پزشک متخصص، فصل تابستان یکی از شایع ترین فصولی است که افراد دچار عفونت گوش خارجی می شوند که دلیل عمده آن را می توان شنا کردن در آب های آلوده جست.

دکتر ناظم با بیان این که در فصول دیگر سال، سرماخوردگی می تواند عامل مهمی در بروز عفونت گوش میانی شود، عنوان می کند: افراد به محض ابتلا به سرماخوردگی و شروع علائم درد باید به پزشک مراجعه و تحت درمان قرار گیرند.

چرا که ممکن است بر اثر این بیماری به ظاهر ساده، دچار پارگی پرده گوش شوند.

  • آلودگی صوتی

این روزها قرار گرفتن دائمی در معرض اصوات بلند، بیماری وزوز و سوت کشیدن گوش را به همراه دارد و صدمات آن به گونه ای است که گاهی اوقات غیرقابل جبران به نظر می آید.این پزشک متخصص با اشاره به این که ضربات صوتی وارده می تواند سلول های شنوایی را از بین ببرد، می افزاید: با از بین رفتن شنوایی، ترمیم آن غیرممکن است.

وی می گوید: در زندگی پیشرفته امروز، استفاده از واکمن ها، تلفن همراه با هندزفری و… در صورت داشتن صوتی بالا، می تواند به مرور زمان، شخص را دچار کاهش شنوایی کند که پس از گذشت مدتی بیمار متوجه این کاهش شنوایی می شود اما آن هنگام برای درمان جراحی و طبی بسیار دیر است. بنابراین توصیه می شود از این وسایل با شدت صوت پایین استفاده شود.

  • گوش پاک کن، آری یا خیر

طبق نظر پزشکان متخصص، معمولا استفاده از گوش پاک کن در تمیز کردن گوش توصیه نمی شود چرا که معمولا جرمی که در گوش تولید می شود، دارای فواید مختلفی است.

دکتر ناظم در این باره می افزاید: بخشی از جرم تشکیل شده در گوش خاصیت اسیدی دارد که در نتیجه عفونت کانال گوش را پایین می آورد و از سویی دیگر، این جرم باعث چرب شدن کانال گوش شده و اجازه وارد شدن حشرات به گوش را نمی دهد، به همین دلیل نباید جرم گوش را تمیز کرد و عملا استفاده از گوش پاک کن بی معنا خواهد بود و چه بسا استفاده از گوش پاک کن باعث فشرده شدن جرم ها شده و فرد را مجبور به شستشوی گوش کند.

بنابر این بهتر است پس از استحمام، مدخل گوش را با دستمال کاغذی پاک کرد، ولی نباید فراموش شود که در پایان هر استحمام، کانال گوش آب کشی شود (مقداری آب به کانال گوش برود تا شامپو، رنگ مو و… از آن خارج شود).

به گفته این پزشک، افراد سالم نباید نگران آبی باشند که داخل گوش نفوذ کرده است چرا که معمولا این آب خود به خود از گوش خارج می شود، مگر این که جرمی در گوش باشد و آن جرم آب را به خود جذب کرده باشد یا پشت آن جرم آب جمع شده باشد که گوش پاک کن توانایی جذب آن را ندارد.

تاریخ: 1395/12/10 بازديد: 223 ادامه
زندگی شیخ محمود شبستری

زندگی شیخ محمود شبستری

شیخ سعد الدین محمود بن امین الدین عبدالکریم بن یحیی شبستری تبریزی ، از عارفان معروف و شاعران متوسط قرن هشتم هجری قمری است.زاد روز شیخ محمود شبستری را به سال ۶۸۷ هجری قمری ، در شبستر ( از شهرستان های حوالی تبریز )  گفته اند . تربیتش در تبریز صورت گرفت .

وی در تصوف شاگرد شیخ بهاء الدین یعقوب تبریزی بوده است  و علاوه بر این ، در سفر های درازی که داشته به خدمت مشایخ بزرگ دیگری نیز رسیده است.

به دلیل اطلاعات گسترده ای که وی از علوم مختلف به دست آورده بود ف به سرعت شهرت و مرجعیت یافت . وی با مشاهیر عصر خود مراوده و مکاتبه داشت.

شیخ شبستری  ضمن سفر هایی که داخل و خارج ایران داشت ، چندی هم در کرمان سکونت گزید  و فرزندان وی در آن سرزمین باقی ماندند و طایفه ای به نام خواجگان را تشکیل دادند.

تاریخ وفات او را به یکی از سال های ۷۱۸ تا ۷۲۰ هجری قمری نوشته اند که سال ۷۲۰ ه.ق مقبول تر از عدد های دیگر است  و بر روی سنگ قبر او نیز این تاریخ ذکر شده است. بر روی سنگ قبر شیخ محمود نوشته شده است که وی هنگام مرگ ، سی و سه ساله بوده است .مقبره شیخ محمود در کنار قبر استادش شیخ بهاء الدین یعقوب  قرار دارد. شیخ محمود شبستری در جوانی در گذشت.

آثار شیخ محمود شبستری

با آن که شیخ محمود شبستری در جوانی در گذشته است اما از وی چند اثر به نظم و نثر وجود دارد که مهم ترین آن ها گلشن راز است.

آثار منظوم:

 

  • سعادت نامه
  • گلشن راز
  • کنزالحقایق

آثار منثور:

  • رساله حق الیقین فی معرفة رب العالمین
  • مرآت المحققین
  • شاهد نامه

گلشن راز شیخ محمود شبستری

گلشن راز منظومه ای است که در بحر هزج مسدس مقصور یا محذوف سروده شده است و دارای ۹۹۳ بیت است.  موضوع این منظومه در حقیقت پاسخ گویی به هفده سؤالی است که امیر سید حسین حسینی هروی ، به نظم از وی پرسیده بود .گفته می شود که چون سؤالات امیر حسینی به مجلس شیخ محمود شبستری رسید ، وی در همان مجلس هر سوالی را در یک بیت پاسخ گفت و جواب را برای امیر حسینی باز فرستاد. بعدها وی به بیت های گفته شده ابیاتی افزود و منظومه گلشن راز را پدید آورد .

تاریخ رسیدن سؤال های امیر حسینی ، که همان تاریخ سرودن گلشن راز است را خود شیخ محمود در اشعارش  به سال ۷۱۷ ه.ق آورده و گفته است که این اولین باری بود که وی زبان به شاعری گشوده بود و قبل از آن فقط آثاری به نثر داشته است ؛ اما از این تاریخ به بعد ، به سرودن منظومه ها نیز توجه کرد و آثاری به نظم پدید آورد.

شرح هایی بر گلشن راز شیخ محمود شبستری

مثنوی گلشن راز به دلیل سادگی ، روانی و اشتمال بر معانی بسیار ، به زودی مورد پسند قرار گرفت و شرح های بسیار بر آن نوشته شد.

از میان شرح هایی که بر این منظومه نوشته شد به چند مورد اشاره می کنیم:

۱.روضه اطهار  اثر شاه نعمة الله ولی

۲.مفاتیح الاعجاز  شرحی از  شمس الدین محمد بن علی لاهیجی متخلص به اسیری ، که در سال ۸۷۷ تالیف شد.

سعادت نامه شیخ محمود شبستری

اثر منظوم دیگر شیخ محمود شبستری سعادتنامه است . این منظومه دارای سه هزار بیت است و در هشت باب سروده شده که هر باب دارای فصل ها و حکایات و تمثیلات است. در این منظومه ، شاعر به شرح سفر های طولانی خود و ملاقاتش علما و مشایخ پرداخته.وی در این منظومه به ذکر مقامات و گفته های پنج تن از مشاهیر عرفای اواخر قرن ششم در آذربایجان پرداخته است ؛ این پنج تن عبارتند از: بابا حسن سرخابی ، بابا فرج تبریزی ، خواجه محمد کمجانی ، خواجه عبدالرحیم تبریزی و خواجه صاین الدین تبریزی

منابع و پیوندها

گرد آوری شده توسط دپارتمان پژوهشی شرکت پاکمن

تاریخ: بازديد: 327 ادامه
سهراب سپهری

سهراب سپهری

سهراب سپهری در ۱۵ مهر ماه ۱۳۰۷ در شهر کاشان به دنیا آمد. پدرش اسدالله سپهری کارمند اداره پست و تلگراف بود و هنگامی که سهراب نوجوان بود پدرش از دو پا فلج شد. با این حال به هنر و ادب علاقه ای وافر داشت. نقاشی می کرد، تار می ساخت و خط خوبی هم داشت.

سپهری در سال های نوجوانی پدرش را از دست داد و در یکی از شعرهای دوره جوانی از پدرش یاد کرده است (خیال پدر) یکسال بعد از مرگ او سروده است:

در عالم خیال به چشم آمدم پدر

کز رنج چون کمان قد سروش خمیده بود

دستی کشیده بر سر رویم به لطف و مهر

یک سال می گذشت، پسر را ندیده بود

مادر سپهری فروغ ایران سپهری بود. او بعد از فوت شوهرش، سرپرستی سهراب را به عهده گرفت و سپهری او را بسیار دوست می داشت.

دوره کودکی سپهری در کاشان گذشت. سهراب دوره شش ساله ابتدایی را در دبستان خیام این شهر گذرانید.

سپهری دانش آموزی منظم و درس خوان بود و درس ادبیات را دوست داشت و به خوش نویسی علاقه مند بود.

سپهری در سال های کودکی شعر هم می گفت، یک روز که به علت بیماری در خانه مانده و به مدرسه نرفته بود با ذهن کودکانه اش نوشت:

ز جمعه تا سه شنبه خفته نالان

نکردم هیچ یادی از دبستان

ز درد دل شب و روزم گرفتار

ندارم من دمی از درد آرام

در مهرماه ۱۳۱۹ سپهری به دوره دبیرستان قدم گذارد و در خرداد ماه ۱۳۲۶ آن را به پایان رساند.

سهراب از سال چهارم دبیرستان به دانش سرا رفت و در آذر ماه ۱۳۲۵ یعنی اندکی بیش از یک سال بعد از به پایان رساندن دوره دو ساله دانش سرای مقدماتی به استخدام اداره فرهنگ کاشان (اداره آموزش و پرورش) در آمد و تا شهریور ۱۳۲۷ در این اداره ماند.

در این هنگام در امتحانات ادبیات شرکت کرد و دیپلم کامل دوره دبیرستان را نیز گرفت.

سال بعد او به دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران رفت. وقتی که در این دانشکده بود، نخستین دفتر شعرهایش را چاپ کرد و مشفق کاشانی با دیدن شعرهای سپهری پیش بینی کرد که او در آینده آثار ارزشمندی به ادبیات ایران هدیه خواهد داد.

اولین کتاب سپهری با نام “مرگ رنگ” در تهران منتشر شد که به سبک نیما یوشیج بود.

سپهری دومین مجموعه شعر خود را با نام “زندگی خواب ها” در سال ۱۳۳۲ سرود و در همین سال بود که دوره لیسانس نقاشی را در دانشکده هنرهای زیبا با رتبه اول و دریافت نشان اول علمی به پایان رساند.

از سال ۱۳۳۲ به بعد، زندگی سپهری در گشت و گذار و مطالعه نقاشی و حکاکی در پاریس، رم و هند و شرکت در نمایشگاه ها و آموختن و تدریس نقاشی گذشت، تا جایی که بعضی او را “شاعری نقاش” خوانده اند و بعضی دیگر “نقاشی شاعر”.

سهراب در سال ۱۳۳۷ دو کتاب “آوار آفتاب” و “شرق انده” را آماده چاپ کرد ولی موفق به چاپ آنها نشد و سرانجام در سال ۱۳۴۰ این دو کتاب به انضمام “زندگی خواب ها” زیر عنوان “آوار کتاب” منتشر شد.

در این کتاب می توان به جلوه های زبان خاص سپهری برخورد کرد و همچنین شور و شوق آمیختگی با طبیعت را- که در شعرهای بعدی کاملاً واضح می شود- بیشتر دید.

در «شرق اندوه» سپهری از هر نظر تحت تاثیر غزلیات مولوی است و شعرهای این مجموعه همه شادمانه و شورانگیزند.

دو شعر بلند “صدای پای آب” و “مسافر” پنجمین و ششمین کتاب های او هستند.

شهرت سپهری از سال ۱۳۴۴ و با انتشار شعر بلند “صدای پای آب” آغاز شد. در “صدای پای آب” است که محتوای ویژه ی شعر سپهری فرمش را می یابد. فرم و محتوای شعر سپهری، از “صدای پای آب” به بعد به هماهنگی می رسند.

« صدای پای آب »، کنایه از صدای پای مسافری در سفر زندگی است.

این شعر که روز به روز بر شهرت و محبوبیت او افزود، اولین بار در فصلنامه ی آرش در آبان همان سال منتشر شد.

سپهری که تمام عمرش را به دور از جنجال روزنامه ها و مجلات و فقط با دوستان اندک و تنهایی خود می زیست و بدین سبب از طرف نشریات جدی گرفته نشده بود، در سال ۱۳۴۵ با انتشار شعر بلند “مسافر” که یکی از درخشان ترین شعرهای فارسی است، بزرگی و شاعری اش را بر نشریات تحمیل کرد.

“مسافر” تأمل و سیر و سفر شاعر است در فلسفه ی زندگی.

“جحم سبز” هفتمین مجموعه شعری سپهری و کامل ترین آنها است.

“حجم سبز” پایان آخرین جستجوی های سپهری در شعر “مسافر” اوست. گویی پاسخ همه پرسش ها را یافته و به همه حقایق رسیده است.

شاعر دیگر منتظر مژده دهندگان نمی ماند بلکه خود قصد می کند که بیاید و پیام آورد: روزی خواهم آمد و پیامی خواهم آورد …

هشتمین و آخرین مجموعه شعری سهراب سپهری “ما هیچ، ما نگاه” است.

در این کتاب بر خلاف مجموعه”حجم سبز” و دو شعر بلند “صدای پای آب” و “مسافر” شاعر روی به یأس دارد. اما یأسی که جز از حوزه ذهن رنگین سپهری بیرون نمی تراود.

سپهری در سال ۱۳۵۵ تمام هشت دفتر و منظومه خود را در “هشت کتاب” گرد آورد.

“هشت کتاب” نموداری تمام از سیر معنوی شاعر جویای حقیقت است، از اعتراضات سیاسی تا شور جست و جو و ره سپردن در عرفانی زمینی.

“هشت کتاب” یکی از اثر گذارترین و محبوب ترین مچموعه ها، در تاریخ شعر نو ایران است.

سپهری در سال ۱۳۵۷ به بیماری سرطان خون مبتلا شد و در سال ۱۳۵۸ برای درمان به انگلستان رفت، اما بیماری بسیار پیشرفت کرده بود و سرانجام در اول اردیبهشت ماه ۱۳۵۹ ، سهراب سپهری به ابدیت پیوست.

نخست قرار بود که طبق خواست خودش او را در روستای”گلستانه” به خاک بسپارند، اما به پیشنهاد یکی از دوستانش برای اینکه طغیان رود، مزارش را از بین نبرد او را در صحن “امامزاده سلطان علی” دهستان مشهد اردهال به خاک سپردند.

نمونه ای از شعر سهراب سپهری از مجموعه « حجم سبز»

به باغ هم‌سفران

صدا کن مرا

صدای تو خوب است.

صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است

که در انتهای صمیمیت حزن می‌روید.

*****

کسی نیست،

بیا زندگی را بدزدیم، آن وقت

میان دو دیدار قسمت کنیم.

بیا با هم از حالت سنگ چیزی بفهمیم.

بیا زودتر چیزها را ببینیم.

ببین، عقربک‌های فواره در صفحه ساعت حوض

زمان را به گردی بدل می‌کنند.

بیا آب شو مثل یک واژه در سطر خاموشی‌ام.

بیا ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را.

***

مرا گرم کن

(و یک‌بار هم در بیابان کاشان هوا ابر شد

و باران تندی گرفت

و سردم شد، آن وقت در پشت یک سنگ،

اجاق شقایق مرا گرم کرد.)

***

در این کوچه‌هایی که تاریک هستند

من از حاصل ضرب تردید و کبریت می‌ترسم.

من از سطح سیمانی قرن می‌ترسم.

بیا تا نترسم من از شهرهایی که خاک سیاشان چراگاه جرثقیل است.

مرا باز کن مثل یک در به روی هبوط گلابی در این عصر معراج پولاد.

مرا خواب کن زیر یک شاخه دور از شب اصطکاک فلزات.

اگر کاشف معدن صبح آمد، صدا کن مرا.

و من، در طلوع گل یاسی از پشت انگشت‌های تو، بیدار خواهم شد.

و آن وقت

حکایت کن از بمب‌هایی که من خواب بودم، و افتاد.

حکایت کن از گونه‌هایی که من خواب بودم، و تر شد.

بگو چند مرغابی از روی دریا پریدند.

در آن گیروداری که چرخ زره‌پوش از روی رویای کودک گذر داشت

قناری نخ زرد آواز خود را به پای چه احساس آسایشی بست.

بگو در بنادر چه اجناس معصومی از راه وارد شد.

چه علمی به موسیقی مثبت بوی باروت پی برد.

چه ادراکی از طعم مجهول نان در مذاق رسالت تراوید.

***

و آن وقت من، مثل ایمانی از تابش “استوا” گرم،

تو را در سرآغاز یک باغ خواهم نشانید. ~~

 

تاریخ: بازديد: 206 ادامه
زندگینامه زنده یاد رهی معیری

زندگینامه زنده یاد رهی معیری

محمدحسن معيري ( بيوک ) متخلص به « رهي » فرزند مويد خلوت نوه ي معيرالممالک ( نظام الدوله ) از شاعران غزلسراي بسيار نامي معاصر است . وي در سال ۱۲۸۸ خورشيدي در تهران متولد شد. پس از طي تحصيلات ابتدايي و متوسطه وارد خدمات دولتي شد و مشاغل متعدد يافت در سال ۱۳۲۲ خورشيدي به رياست کل انتشارات و تبليغات « وزارت پيشه و هنر » منصوب گرديد.

رهی معیری از دوران کودکي به شعر و موسيقي و نقاشي علاقه ي فراوان داشت و در اثر ممارست در اين سه فن بهره اي به سزا يافت .در آغاز شاعري در انجمن ادبي حکيم نظامي که به مدیريت استاد وحيد دستگردي مدير مجله ارمغان تشکيل مي شد ، شرکت مي جست و يکي از اعضاء فعال و موثر آن انجمن بود .

در انجمن موسيقي ملي و انجمن فرهنگستان ايران نيز عضويت يافت و رفته رفته با چاپ و نشر غزلهاي دلنشين رهی معیری در روزنامه ها و مجله هاي کشور شهرت بسيار يافت. آثار و اشعار فکاهي و انتقادي وي نيز به امضاهاي مستعار ” زاغچه ” و ” شاپريون ” در روزنامه هاي ” بابا شمل ” و ” تهران مصور ” و غيره چاپ و انتشار يافت.

رهی معیری در سال‌های آخر عمر در برنامه گل‌های رنگارنگ رادیو، در انتخاب شعر با داوود پیرنیا همکاری داشت و پس از او نیز تا پایان زندگی آن برنامه را سرپرستی می‌کرد. رهی در همان سال‌ها سفرهایی به خارج از ایران داشت از جمله: سفر به ترکیه در سال ۱۳۳۶، سفر به اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۳۳۷ برای شرکت در جشن انقلاب کبیر، سفر به ایتالیا و فرانسه در سال ۱۳۳۸ و دو بار سفر به افغانستان، یک بار در سال ۱۳۴۱ برای شرکت در مراسم یادبود نهصدمین سال در گذشت خواجه عبدالله انصاری و دیگر در سال ۱۳۴۵. عزیمت به انگلستان در سال ۱۳۴۶ برای عمل جراحی، آخرین سفر معیری بود.

خود استاد رهی معیری در برنامه رادیویی قصه شمع چنین می گویند:من در همه انواع شعر از قبیل غزل،قصیده،مثنوی،رباعی و… آثاری دارم.نخستین ترانه را در سال ۱۳۱۳ بر روی آهنگ آقای بدیع زاده ساختم که به شد خزان معروف شد.

 گذشته از غزل های بسیار زیبای رهی معیری که از احساسات پاک او سرچشمه گرفته،ترانه های رهی زبانزد خاص و عام است.آهنگسازانی که با رهی کار کرده اند همه از بهترین ها بوده اند. چون آنچه در کار او مهم است قدرت تلفیق و تطبیق شعر با آهنگ است که ترانه های رهی را جاودانه و ماندگار کرده است.

استاد رهی معیری ترانه های بسیار زیبایی سروده اند که از آنها می توان به کاروان،نوای نی،من از روز ازل،اشک و آه،دیدی که رسوا شد دلم،شب جدایی،لاله خونین،دیدی ای مه،راز دل،داغ جدایی و … اشاره کرد.استاد رهی با آهنگسازان بزرگی همکاری کرده اند.آهنگسازانی چون مرتضی محجوبی،روح اله خالقی،مهدی خالدی،علی تجویدی،بدیعی و… اما رهی دوستی عمیقی با استاد محجوبی داشت.چنانکه آهنگ زیبای کاروان در مایه دشتی با صدای استاد بنان حاصل این همکاری و دوستی است که نشان دهنده ارتباط عاطفی تنگاتنگ این دو استاد است.

رهی معیری در تصنيف سازي نيز مهارت خود را به خوبي نشان داد و ترانه هاي بسيار زيبا و خاطره انگيزي از او توسط خوانندگان مشهور ايران در راديو ايران پخش شد که بيش از پيش موجبات شهرت و محبوبيت او را فراهم ساخت .

مشهورترين ترانه هاي رهی معیری

-” خزان عشق ” ،

-” به کنارم بنشين ” ،

-” ديدي که رسوا شد دلم “

– ” نواي ني ” ،

-” دارم شب و روز “

– ” شب جدايي “

و چند ترانه ديگر است که در بين مردم شهرت به سزايي دارد .در سالهاي آخر عمر چند سال براي انتخاب شعر در برنامه ي” گلهاي رنگارنگ ” راديو با شادروان داوود پيرنيا همکاري داشت و در شوراي شعر راديو ايران نيز شرکت مي کرد.

رهی معیری در حالي که تا آخر عمر مجرد زيسته بود در سال ۱۳۴۷ خورشيدي پس از تحمل چند سال رنج بيماري  در ۵۹ سالگي زندگي را بدرود گفت.

از رهي دو مجموعه ي شعر به نام هاي” سايه ي عمر “و ” آزاده “به جاي مانده و هر دو کتاب به چاپ رسيده است .” سايه ي عمر ” مجموعه ي غزلهاي اوست که تا کنون چندين بار تجديد چاپ شده است .” آزاده ” نيز مجموعه ترانه هاي وي مي باشد .علاوه بر آن مجموعه اي از مقاله هاي ادبي او به نام” گلهاي جاويدان ” در سال ۱۳۶۳ خورشيدي در تهران چاپ و منتشر گرديده است.

همچنين کتاب رهاورد رهي ( مجموعه شعر رهي )نيز در سال ۱۳۷۵ به کوشش داريوش صبور در تهران توسط نشر زوّار به زيور چاپ آراسته شد .

منبع : delgarm.com

 

تاریخ: بازديد: 197 ادامه
خواجه عبدالله انصاری

ابواسماعیل عبدالله بن ابی‌ منصور محمد (۳۹۶-۴۸۱ ق)، مفسر، محدث، فقیه و عارف قرن پنجم است که به سبب رسیدن نسبش به ابوایوب انصاری معروف به خواجه عبدالله انصاری است. اثر معروف او «مناجات نامه» است.

 

ولادت

ابواسماعیل عبدالله بن ابی‌ منصور محمد متولد دوم شعبان سال ۳۹۶ هجری قمری در كهندژ هرات می باشد، پدرش از نوادگان ابو ایوب انصاری صحابی رسول الله(ص) است. ابوايوب كسي است كه رسول خدا(ص) هنگام هجرت از مكه به مدينه مدتی در خانه‌‌اش سکنی گزید.

 

القاب

این عارف نامدار، معروف به پیرهرات، پیر انصار، خواجه عبدالله انصاری، انصاری هروی و شیخ الاسلام می باشد که این لقب آخر را ظاهراً نخستین بار خلیفه عباسى “المقتدى” در سال ۴۷۴ ق به او داد و از آن پس این لقب براى پیر هرات علم شده و رسمیت یافته است.

دوران کودکی و نوجوانی

خداوند به عبدالله هوش و حافظه ای خارق العاده عطا کرده بود و شايد بدليل همين هوش سرشار وشگفت بود که او را خيلی زود یعنی در سن چهار سالگی به مدرسه فرستاند، اﺑﻮﻣﻨﺼﻮر ﭘﺪر خواجه عبدالله در ﺗرﺑﻴﺖ و ﺁﻣﻮزش ﻓﺮزﻧﺪ بسیار کوشید.

عبداالله مراحل و مراتب کسب علم و فضل و دانش و کمال را يکی پس از ديگری می پيمود. استعداد و حافظه او از همان زمان توجه استادان او را که با دقت بوسيله پدرش انتخاب شده بودند به خود جلب ميکرد. روش او در کسب علم و دانش چنين بود که بامداد برای قرآن خواندن نزد مقری ميرفت و پس از آن به درس خواندن مشغول ميشد، مشق روی ورق مينوشت و از حفظ ميکرد، هنگامی که از اين کارها فراغت می يافت چاشتگاه بود و زمان رفتن نزد اديب و نوشتن و حفظ کردن. او ساعات روز و شب را برای انجام درسهای مختلف تقسيم کرده بود.

در نه سالگی بدان درجه از فهم و دانش رسيده بود که می توانست از محضر استادانی چون قاضی ابومنصور ازدی و جارودی استفاده نموده، املای حديث کند و در چهارده سالگی بدان پايه رسيد که بر منبر بر آمد و مجلس گفت. در همين سن او بيش از هفتاد هزار و به روايتی صد هزار بيت شعر از شعرای عرب از حفظ داشت

از جمله استادانش يحيي بن عمار شيباني را نام برده‌‌اند كه از شيراز به هرات آمده و به تعليم و تدريس مشغول بود وی در تفسیر، حدیث، شعر و ادب بسیار توانا بود و خواجه از محضر او استفادۀ بسیار کرد.

مسافرتهای خواجه برای گرد آوری احادیث

خواجه عبدالله انصاری در سال ۴۱۷ قمری در سن ۲۱ سالگی برای تکمیل تحصیلات به نیشابور رفت. سپس به طوس و بسطام سفر کرد و به شنیدن و ضبط و ثبت احادیث همت گماشت و در این راه تلاش بسیاری نمود چنانچه خود گفته است : “سیصد هزار حدیث و هزار هزار سَـند حفظ كرده ام.”

وی در اين راه رنجهايی را بر خويش هموار کرد که کمتر کسی کرده بود و يک نمونه از آن پيمودن راه ميان نيشابور و دزبار بحالت رکوع در زير باران بود تا جزوه های حديث را که بر شکم خود گرفته بود خيس نشود.

خواجه در سال ۴۲۳ خواجه عازم سفر حج شد و بر سر راه مکه در بغداد توقف کرد تا مجلس درس ابومحمد خلال بغدادی را درک کند.

در بازگشت از سفر حج به زیارت شیخ ابوالحسن خرقانی رفت که این زیارت در وي تاثیر گذاشت و ذوق عرفاني او را بارورتر کرد.

ديدار خواجه عبدالله انصاری با شيخ ابوالحسن خرقاني

داستان ديدار خواجه عبدالله با ابو الحسن خرقاني از آغاز با نوعي جذبه و شوق همراه بوده است. خواجه عبدالله انصاري در سال ۴۲۴ق براي بار دوم به عزم سفر حج از هرات خارج شد. در بازگشت از ري به سوي خراسان به ديدار شيخ ابوالحسن خرقاني رسيد. خرقاني چنانکه از گفتار خواجه عبدالله انصاری در طبقات و منابع ديگر بر مي آيد، شخصي عامي بود که “الحمد” را “الهمد” ميخواند. ولی خواجه عبدالله می گوید من از وي پنج سؤال کردم؛ سه به زبان و دو به دل، همه را جواب گفت. و در تمام اين احوال دستهاي مرا در ميان دو دست خويش گرفته بود. خواجه پيران فراوان ديده بود و سخنان فراوان شنيده بود، ولي در يک ساعت که با خرقاني بود، همه سخنان که شنيده بود وهمه پيران که ديده بود، را رها کرد. چنانچه گفته است: “مشايخ من در حديث و علم شرع بسيارند، اما پير من در اين کار يعني در تصوف و حقيقت شيخ ابوالحسن خرقاني است.” و باز گفته است: “اگر من خرقانی را ندیدمی، حقیقت ندانستمی و همواره این با آن در می آمیختمی، یعنی نفس با حقیقت.” و البته خرقانی نیز به خواجه عبدالله توجه خاصی داشت چنانچه مریدان خرقانی گفته اند: « سی سال است که تا با وی صحبت می داریم. هرگز ندیده ایم که کسی را چنان تعظیم کند که تو را و چنان نیکو داشت که تو را.»

خواجه عبدالله همچنین از ديگر مشايخ صوفيه عصر خود مانند شيخ ابوسعيد ابوالخير نيز درك فيض كرده است.

خواجه عبدالله انصاری در اواخر عمر که دورۀ اوج شهرت او محسوب می شد با خواجه نظام الملک و پادشاهان ادب پرور سلجوقی (الب ارسلان و ملکشاه) هم عصر بود.

خواجه عبداالله نه تنها محدث و مفسر عاليمقام و عارفی وارسته و پُر سوز و بزرگ بود، بلکه خطيبی بليغ و واعظی توانا و شاعری استاد نيز بود، به گفتهء او شايد تا سالهای آخر عمر شش هزار شعر تازی بر وزن درست و راست سروده بود .

نابینا شدن خواجه عبدالله انصاری

هشت سال آخر عمر او يعنی از سال چهارصد و هفتاد و سه به بعد در کوری و نابينايی گذشت ولی نه کوری و نه پيری هيچکدام او را از تفسير و تذکير و مخالفت با مخالفان باز نداشت.

آثار

خواجه عبدالله انصاری ، آثار خود را با نثر زیبای مسجع به زبانهای عربی و دری نوشته است. وی چندین کتاب را تالیف نموده که تعداد نوشته هایش به ۳۲ اثر می رسد. چند کتاب معروف ایشان عبارت است از: صد میدان، کتابی است فارسی که خواجه عبدالله انصاری هزار مقام میان انسان و خدا را به رشته تحریر درآورده است.

– منازل السائرین، مهمترین اثر خواجه در سیر و سلوك عرفانی است که به زبان عربى نگاشته شده، که منازل چندگانه اى را كه عارف در طى مقامات خویش مى باید به سر آورد را بیان می دارد، این كتاب را خواجه در اواخر عمر تصنیف كرده است.

– طبقات ا لصوفیه، این كتاب از امالى پیر هرات است. اصل آن كتابى است كه ابوعبدالرحمن سلمى، زاهد و مفسر و محدث و عارف نامدار خراسان ، در ۴۱۲ ق به عربى نگاشته است.

– تفسیرالهروى، این كتاب گذشته از شریعت، به آنچه نزد خواجه تعبیر به طریقت و حقیقت مى شده، نیز نظر دارد.

– الاربعین فى الصفات، کتاب طرز تلقى خواجه از مسائل كلامى و مخصوصاً نماینده رأى او در باب تشبیه و تجسیم است.

– ذم الكلام و اهله، این رساله ظاهراً مربوط به اواخر عمر خواجه است، که شیخ نسبت به مسائل متكلمان اظهار تبرى مى كند، این رساله مجموعه اى است از احادیث در باب ضرورت دورى از خوض در كلام. # مناجات نامه، که بیشتر شهرت خواجه عبدالله به سبب این کتاب است كه به نثر مسجع و روان فارسى نگاشته است. نثر او در مناجات نامه، مانند یك شعر آكنده از شور و ذوق و جذبه و عرفان است.

خواجه عبدالله علاوه بر اینها کتابهای دیگری نیز دارد چون: نصایح، زادالعارفین، کنزالسالکین، قلندرنامه، محبت نامه، هفت حصار، رساله، دل و جان، الهی نامه و… که همگی به نثر مسجع هستند.

مناجات نامه

مناجات نامه، هر چند رساله اي عرفاني است، ولی از جهت تعليمي و حكمي نيز قابل توجه است؛ از همين روست كه محتواي كلمات قصار خواجه را بر سه گونه دانسته اند: عرفاني، حكمي و تعليمي.

از آنجا كه اين رساله گزيده اي از آثار مختلف خواجه است، مباحث عرفاني آن نيز متنوع است و از اصول و مباني عرفاني تا سلوك عملی، احكام و مقررات ديني و زهد آميز را شامل مي شود. مهم ترين مباحث عرفاني اين رساله عبارت است از: توحيد، آفرينش، تجلي ذات و صفات، عشق و عنايت، ابليس و موضوع تقدير، علم و عمل، ذمّ كرامت و نكوهش معرف رسمي و عبادت بر سبيل عادت.

نمونه ای از نثر مسجع در مناجات نامه

الحمدلله. ستایش خدای مهربان، کردگار روزی رسان، یکتا در نام و نشان. خداوندی که ناجُسته، یابند و نادَریافته، شناسند و نادیده، دوست دارند. قادر است بی‌احتیال؛ قیوم است بی‌گشتن حال. در ملک ایمن از زوال؛ در ذات و نعت، متعال. لم یزل و لایزال؛ موصوف به وصف جلال و نعت جمال. عجز بندگان دید در شناخت قدر خود و دانست که اگر چند کوشند، نرسند و هرچه بپویند، نشناسند.

الهی به حرمت آن نام که تو خوانی و به حرمت آن صفت که تو چنانی، دریاب که می توانی

الهی، عمر خود به باد کردم و بر تن خود بیداد کردم؛ گفتی و فرمان نکردم، درماندم و درمان نکردم.

الهی، در دل های ما جز تخم محبت مکار و بر جان های ما جز الطاف و مرحمت خود منگار و برگشت های ما جز باران رحمت خود مبار. به لطف، ما را دست گیر و به کرم، پای دار.

الهی، بهشت و حور چه نازم، مرا دیده ای ده که از هر نظر بهشتی سازم.

الهی، اگر تو مرا خواستی من آن خواستم که تو خواستی.

تاریخ: بازديد: 291 ادامه
Page 5 of 16« First...34567...10...Last »
تلاش ما در این وب سایت افزایش سطح آگاهی علمی و همچنین فراهم کردن منابع اطلاعاتی برای استفاده در تحقیقات و پروژه های دانش آموزی و دانشجویی می باشد، لذا سپاسگذار خواهیم بود اگر تا حد امکان از منابع سایت تنها در پیشینه تحقیق و مقاله خود استفاده نمائید.