مطالب آموزشی 32

آموزشگاه کامپیوتر

:: ویندوز :: شبکه :: سخت افزار :: نرم افزار آفیس :: امنیت :: عمومی

آموزشگاه موبایل

:: آموزش اندروید :: معرفی موبایل

دانش آموزان 25

دوره آموزش ابتدایی

:: پایه اول :: پایه دوم :: پایه سوم :: پایه چهارم :: پایه پنجم :: پایه ششم

دوره اول آموزش متوسطه

:: پایه هفتم :: پایه هشتم :: پایه نهم

دوره دوم آموزش متوسطه

:: پایه دهم :: پایه یازدهم :: پیش دانشگاهی :: قنی حرفه ای :: کاردانش

علوم پایه

:: ریاضی :: فیزیک :: شیمی :: زیست شناسی

فنی مهندسی 69

:: مهندسی الکترونیک :: مهندسی عمران :: مهندسی برق :: مهندسی کامپیوتر :: مهندسی شیمی :: مهندسی صنایع :: مهندسی معدن :: مهندسی مکانیک :: مهندسی دریا :: مهندسی تاسیسات :: مهندسی کشاورزی :: مهندسی نفت :: مهندسی معماری :: مهندسی طبیعی و محیط زیست :: مهندسی صنایع غذایی

علوم انسانی 69

:: مدیریت :: ادبیات :: حسابداری :: حقوق :: فلسفه :: دسته بندی نشده

پزشکی

:: بیماری‌ها و اختلالات و درمان :: رشته‌های پزشکی و پیراپزشکی :: تجهیزات پزشکی :: تجهیزات پزشکی :: کمک‌های اولیه :: کالبدشناسی انسان

پیوند ها

:: راهنمای خرید :: شماره حساب ها :: شرايط و قوانين :: پرسشهای متداول
تماس با ما
تبلیغات
تعرفه ها
:: بازدید امروز : 10 بار
:: بازدید دیروز : 290 بار
:: بازدید کل : 12507 بار
:: مطالب ارسال شده : 94 پست
:: فایل های ارسال شده : 480 پست
:: بروز رسانی : 16 خرداد 1396
:: نسخه سایت: Beta 0.10
یخچال‌ های طبیعی

یخچال‌ها توده‌های بزرگی از یخ و برف می‌باشند که در مناطقی که آب و هوا سرد و یخبندان است تشکیل می‌شوند. در این نوع مناطق ریزش برف بیش از مقدار ذوب و تبخیر آن می‌باشد. البته وجود سرما در یک منطقه برای تشکیل یخچال کافی نیست. برای تشکیل یخچال علاوه بر وجود سرما حتما ریزش زیاد برف نیز لازم است. هرچه از مناطق استوایی به مناطق قطبی نزدیکتر شویم به علت کم شدن درجه حرارت خورشید یخچال‌ها در ارتفاع کمتری تشکیل می‌شوند.

در دوران‌های گذشته مخصوصا در دوره پلیستوسن یخچال‌های طبیعی بخش وسیعی از قاره‌ها را می‌پوشاندند. ولی از آن زمان تابحال این یخچال‌ها پس ‌روی کرده‌اند و اثر زیادی بر توپوگرافی زمین گذاشته‌اند. امروزه در حدود ۱۰ درصد از سطح زمین (حدود ۱۶ میلیون کیلومتر مربع) توسط یخچال‌ها اشغال شده‌اند.

برف و بهمن

برف در اثر یخ‌زدن قطرات آب در هوا بوجود می‌آید که بصورت بلورهای بسیار زیبا و به انواع اشکال هگزاگونال دیده می‌شود. برف تازه بسیار سبک بوده و وزن مخصوصی در حدود ۰.۱ دارد. این برف در دامنه کوههایی که دارای شیب هستند جمع شده و بعد از مدتی در اثر انباشته شدن و سنگین شدن تحت اثر وزن خود به نقاط پست‌تر حرکت کرده و موجب تشکیل بهمن می‌شوند.

حرکت یخچال‌ها

در مناطقی که درجه حرارت متوسط سالیانه در حدود صفر درجه است اکثرا مقداری برف برروی زمین باقی می‌ماند که هر ساله به مقدار آن اضافه می‌شود. وقتی ضخامت این توده زیاد باشد در اثر وزون خودش به طرف پایین شروع به حرکت کرده و در نتیجه یخچال‌های طبیعی را تشکیل می‌دهد.

سرعت حرکت یخچال‌ها متفاوت بوده و به عواملی چون شیب دره یخچالی ، ضخامت توده یخ ، صاف بوده دیواره‌ها و بستر دره و بالاخره به مقدار آب موجود در یخ بستگی دارد. اندازه گیری‌هایی که درباره سرعت حرکت یخچال‌های به عمل آمده است، نشان می‌دهد که یخچال‌ها بطور متوسط بین ۳۰ سانتیمتر تا ۱ متر در روز تغییر مکان می‌دهند.

انواع یخچال

یخچال‌ها را بر حسب محل تشکیلشان به ۳ دسته عمده تقسیم می‌کنند :

  • یخچال‌های کوهستانی یا دره‌ای (از نوع آلپ) :

این نوع یخچال‌ها در قلل کوهها و دامنه‌های آنها تشکیل می‌شوند. برای مثال می‌توان یخچال‌های آلپی را نام برد. این توده‌های یخی در گودی‌ها و ناودیس‌ها تشکیل می‌گردند.

  • یخچال‌های قطبی :

در اثر نزدیکی به قطب وسعت زیادی از سطح قاره را اشغال کرده‌اند. این نوع یخچال‌ها در قطب جنوب و گرینلند دیده می‌شوند. یخچال‌های قطبی (که به آنها یخچال‌های قاره‌ای نیز اطلاق می‌شود) ۹۰% سطح قطب جنوب و ۸۰% جزیره گرینلند را می‌پوشاند. این نوع یخچال‌ها در دره‌ها حرکت نمی‌کنند. بلکه حرکت آنها به صورت یک توده وسیعی در سطح قاره‌ها می‌باشد.

  • کلاهک‌های یخی :

کلاهک‌های یخی ، وسعت زیاد در کوههای مناطق قطب جنوب ، گرینلند و ایسلند دیده می‌شوند. کلاهک‌های یخی کوچکتر در قله کوههای مرتفع مانند اورست دیده می‌شوند.

تخریب و حمل مواد بوسیله یخچال‌ها

برف‌های یخچال‌ها در اثر وزن خود به تدریج متراکم شده و بعد از مدتی به یخ تبدیل می‌گردد. سپس این یخچال‌ها به آهستگی به طرف دره و ناحیه‌ای که ذوب می‌گردند حرکت می‌کنند. قدرت حمل یخچال‌ها بسیار بالا بوده و می‌توانند قطعات سنگ‌های بسیار بزرگی را همراه با قطعات سنگ‌ها کف و دو طرف بستر خود را حمل نمایند. حمل این قطعات توسط یخچال‌ها باعث ساییدگی کف و بستر رودخانه‌ها می‌شوند. به همین خاطر بستر یخچال و قطعات سنگ‌های همراه یخچال اغلب صاف و یا در سطح خطوطی را نشان می‌دهند.

تمام مواد تخریبی که بوسیله یخچال‌ها حمل می‌شوند مورن (Moraine) نامیده می‌شوند که برحسب موقعیت و محل آن در یخچال‌ها به نام مورن‌های کناری (آنهایی که در کناره‌های یخچال جمع گشته‌اند) مورن‌های میانی (معمولا از برخورد دو مورن کناری تشکیل می‌شوند) و مورن‌های پیشانی (در اثر ذوب شدن یخچال در پیشانی یخچال جمع می‌گردند) نامیده می‌شوند.

تقسیم‌بندی دیگری که برای مورن‌ها انجام داده‌اند برحسب این است که این مواد در روی یخچال ، در میان یخچال و یا در زیر یخچال می‌باشند آنها را به ترتیب مورن‌های روی یخچالی ، درون یخچالی و زیریخچالی نامگذاری می‌کنند. مورن‌ها تا پیشنای تا زمانی که یخچال ذوب می‌شود حمل می‌شوند.

رسوبگذاری بوسیله یخچال‌ها

در اثر ذوب یخچال مواد حمل شده که شامل قطعات ریز و دشت می‌باشد، رسوب می‌نمایند که این نوع رسوبات را Glacial drift می‌نامند. رسوبات یخچالی را به دو دسته رسوبات در هم یا تیل و رسوبات لایه‌لایه تقسیم می‌نمایند.

 تیل‌ها

به رسوبات غیر منظم و طبقه‌بندی نشده یخچالی اطلاق می‌شود. مواد تشکیل دهنده این رسوبات از نظر ابعاد و قطعات و دانه‌ها تفاوت خیلی زیادی دارند و هیچگونه نظمی در آنها دیده نمی‌شود و کاملا فاقد جورشدگی می‌باشند. اندازه دانه‌ها در این رسوبات از قطعه سنگ‌های بسیار بزرگ تا رس تغییر می‌کند.

تیل‌ها بیشتر شامل تخته‌سنگ‌های بسیار بزرگ و کوچک ، قلوه سنگ ، شن ، ماسه ، همراه با ذرات ریزتر از قبیل رس هستند. قطعات درشت‌تر در تیل‌ها در اثر فرسایش یخچالی دارای سطحی صاف و صیقلی شده و گاهی نیز مخطط می‌باشند. موقعی که تیل سخت گردد و به سنگ تبدیل شود، تیلیت نامیده می‌شوند.

رسوبات لایه لایه

آب حاصل از ذوب یخچال‌ها بصورت جوی و رودخانه جریان می‌یابد که دارای مقادیری ذرات ریز از قبیل رس و دانه‌های ریز ماسه می‌باشد. این مواد در محلی دورتر از یخچال و در محیط آرام رسوب می‌کنند. این رسوبات دارای لایه‌بندی بوده و دانه‌های آنها نیز از یکدیگر تفکیک شده‌اند.

فرسایش یخچالی

قدرت حمل مواد بوسیله یخچال‌ها بسیار زیاد می‌باشد و می‌توانند قطعات بسیار بزرگ را تا مسافت‌های طولانی حمل نمایند. در نتیجه موقعی که یخچال به حرکت در می‌آید سنگ‌های کف و بستر و دیواره‌های یخچال را با خود حمل کرده و همچنین باعث ساییدگی ، خراش و صیقلی شدن آنها می‌شود. این عمل فرسایش بوسیله یخچال‌ها را Earation می‌نامند. از پدیده‌هایی که در اثر فرسایش یخچالی بوجود می‌آید دره‌‌های یخچالی هستند. این دره‌ها معمولا دارای شکل U می‌باشند. در واقع دره‌هایی که مدت زمان زیادی توسط یخچال‌ها اشغال شده‌اند در اثر فرسایش به صورت U در می‌آیند.

یکی دیگر از فرم‌هایی که در اثر فرسایش یخچالی بوجود می‌آید. دره‌های معلق است. وقتی یخچال دره بزرگی را اشغال می‌کند که شامل دره اصلی و دره‌های فرعی است از آنجایی که دره اصلی دارای یخ بیشتری است در نتیجه کف بستر خود را سریعتر حفر خواهد کرد و کف دره فرعی در بالای دره اصلی قرار خواهد گرفت. این اختلاف سطح که بین دره اصلی و دره فرعی بوجود می‌آید باعث تشکیل دره‌های فرعی می‌شود. یخچال‌ها باعث تخریب قله کوهها می‌شوند و آنها را نوک تیز و هرمی شکل می‌کند. این نوع فرسایش در کوههای آلپ بسیار زیاد دیده می‌شود.

یخچالی شدن

دریا‌ها و رودخانه‌های یخ متحرک که به یخچال طبیعی شهرت یافته‌اند، در قلب قطب شمال ، قطب جنوب و مناطق کوهستانی جهان ، توجه بسیاری از پژوهشگران را به خود جلب کرده‌اند. پژوهشگران دریافتند که یخچالهای طبیعی ، عوامل فعال فرسایش ، ترابری و رسوبگذاری در نواحی یاد شده می‌باشند و این توده‌های جذاب و گیرای یخ ، در گذشته بسیار گسترده‌تر از پهنای کنونی بوده‌اند. زمین‌شناسان نیز آموختند که یخ آخرین دوره یخچالی بزرگ ، مناطق وسیعی از چشم‌اندازهای زمین را در مناطقی که امروزه در نواحی معتدل نامیده می‌شوند، شکل داده و قالب ریزی کرده است.

چگونگی تشکیل یخ یخچال های طبیعی

یخچال یخی است که در اثر تبلور مجدد برف تشکیل شده و و تحت تاثیر نیروی ثقل ، از جریانی رو به جلو برخوردار بوده و یا زمانی در گذشته ، جریان داشته است. این تعریف توده‌های یخی که در عرضهای جغرافیایی قطبی از آب دریا تشکیل می‌شوند و نیز کوههای یخ را از شمول تعریف یخچال طبیعی خارج می‌سازد. هر چند که کوههای یخ قطعاتی درشت هستند که از انتهای رو به دریای یخچالها ، شکسته و جدا شده‌اند. یخچالهای طبیعی نیز مانند رودهای سطحی و مخازن زیر زمینی آب ، برای تغذیه خود به اقیانوسها وابسته هستند. بدین ترتیب که بخشی از آب تبخیر شده اقیانوسها به صورت برف بر روی خشکی می‌بارد.

اگر شرایط اقلیمی مناسب باشد، بخشی از این برف ممکن است که تابستان را بدون ذوب شدن پشت سر بگذارد. به تدریج و همزمان با گذشت سالها ، این انباشتگی ممکن است که رشد عمیق و عمیق‌تری یافته و نهایتا به تولید یخچالی طبیعی منجر شود. در مناطقی که مقدار بارش برف زمستانی بیش از مقدار برفی است که در طول تابستان ذوب می‌شود، گسترده‌ای از برفهای دائمی به نام برفدشت (Snowfield) چشم انداز زمین را می‌پوشاند.

طبقه بندی یخچال های طبیعی

یخچالهای طبیعی جهان ، به چهار دسته اصلی طبقه بندی می‌شوند که عبارتند از :

یخچال دره‌ای : رودهای یخینی هستند که در دره‌های مناطق کوهستانی جریان دارند. پهنا ، عمق و طول این رودها نیز مانند رودهای حاصل از آبهای جاری متفاوت است. گاهی اوقات ، یخچالهای طبیعی را که در دامنه کوههای مرتفع تغذیه شده و از پهلوی کوهها به پایین جریان می‌یابند، یخچال کوهستانی و یا یخچال آلپی می‌نامند. یخچالهای کوهستانی بسیار کوچک را یخچالهای دیواره‌ای ، یخچالهای آویزان و با رخسارک می‌نامند. بعضی اوقات در مناطقی که حضور یک رشته کوهستانی در امتداد ساحل ، حرکت توده‌های بزرگ یخ را سد می‌کند، نوع خاصی از یخچالهای دره‌ای پدید می‌آید.

یخچال کوهپایه‌ای : هنگامی تشکیل می‌شوند که دو یا تعداد بیشتری یخچال دره‌ای ، از دره‌های خود خارج شده و با پیوستن به یکدیگر ، پیش‌بند بزرگی از یخهای متحرک را در دشتهای پایینی بوجود می‌آورند.

 توده‌های پهناور و کومه مانند از یخ یخچالی هستند که تحت تاثیر وزن خود ، ‌سریعا گسترش می‌یابند.

یخچال قاره‌ای : معمولا در مورد صفحات یخی بزرگ بکار می‌رود که کوهستانها و دشتهای تشکیل‌دهنده‌ بخش بزرگی از یک قاره را می‌پوشانند، مانند صفحات بزرگ و یخی گرینلند و قطب جنوب.

ادامه مطالب در فایل شامل موضوعاتی چون:

  • پراکندگی یخچالهای طبیعی جدید
  • تغذیه و تباهی یخچالهای طبیعی
  • یخچال های طبیعی ایران
  • یخچال طبیعی
  • یخچال های سرد و گرم

این فایل دارای تصویر می باشد.

تاریخ: 1396/3/16 بازديد: 1,217 ادامه
نوسانات اقليمي و تأثير آن بر تغييرات محيطي

مقدمه
تغيير اقليم يكي از مهم ترين چالش هاي قرن جاري است وقوع سيل هاي با شدت بالا، گرم ، سرماهاي بي موقع، تكرار بيشتر خشكسالي ها، بالا آمدن سطح آب درياها، طغيان آفات و بيماريهاي گياهي، كاهش ضخامت لايه ازن، گرم شدن جهاني هوا و ذوب شدن يخهاي دائمي از جمله مواردي است كه بحث تغيير اقليم را در دهه جاري در جهان بيشتر مطرح كرده است.
در سال ۲۰۰۳ سازمان هواشناسي جهاني شعار سالانه خود را تحت عنوانOur future climate اقليم آينده ما نامگذاري نموده است. كه مقدار تغيير اقليم در آن از اهميت ويژه اي برخوردار است. در سال ۲۰۰۳ چندين كنفرانس بين المللي و منطقه اي با عناوين تغيير اقليم در كشورهاي مختلف دنيا برگزار شده است. سازمان هواشناسي كشور سومين كنفرانس منطقه اي تغيير اقليم را با همكاري دانشگاه اصفهان در سال ۱۳۸۲ در دستور كار خود قرار داد.
آب و هوا يكي از اركان بنيادين زندگي بشر محسوب مي شود و با پيشرفت و توسعه در جهان حفاظت از آن روز به روز اهميت بيشتر مي يابد. تغيير آب و هوا يكي از پيچيده ترين مشكلاتي است كه بشر در حال و آينده با آن مواجه است. انسان با بي توجهي به قوانين حاكم بر طبيعت و عدم شناخت مسائل زيست محيطي مرتبط با آن عامل اصلي اين تغييرات محسوب مي گردد. تغييرات ثبت شده در ايستگاههاي هواشناسي و كشتي ها نشان مي دهد كه از اوايل قرن بيستم هواي سطح زمين و دريا به طور متوسط ۴۵/۰‌درجه سانتي گراد گرمتر شده است. عقب نشيني و ذوب شدن يخهاي قطبي از پايان قرن ۱۹ شواهد تاريخي مبني بر گرم شدن هواي كره زمين مي باشد. تحقيقات و بررسي هاي اخير در ايران نشان مي دهد كه از بارشهاي منجمد كاسته شده و به جاي آن بارندگيهاي رگباري كه اغلب با سيل همراه است در غير فصل و با شدت بيشتري ريزش مي نمايد.
در سالهاي اخير همه شاهد وقوع اين گونه پديده هاي ناگوار در جهان و كشور بوده ايم كه حاصل آن خسارات مالي و جاني فراوان بوده است.
در رابطه با تغيير اقليم و اثرات آن كشور ايران با دارا بودن تنوع اقليمي نسبتاً زياد از حساسيت بيشتري برخوردار است و مطالعات مقايسه اي تغييرات بارندگي در دو مقطع زماني۳۰ ساله ۱۹۶۱ تا ۱۹۹۰ و دوره ده ساله ۱۹۸۱ تا ۱۹۹۰ نشان مي دهد كه تغييرات شديد بارندگي در نواحي شمال غربي، غربي و بعضي از نواحي مركزي و نواحي شرقي درياي خزر اتفاق افتاده است كه نمايانگر افزايش بارندگيهاست.
كاهش بارندگي در ده سال اخير در شمال خراسان ـ جنوب سيستان و بلوچستان و اكثر نواحي ساحل درياي خزر مشاهده شده است.
وقوع تغييرات اقليمي و آثار ناخوشايند آن به نوبه خود اثرات اقتصادي، اجتماعي فراواني را به همراه دارد كه سياست گذاران و مديران برنامه ريزكشور بايستي از هم اكنون راه چاره براي مقابله با تغييرات زيانبار اين تغييرات بينديشند.
با مطرح شدن مباحث مربوط به تغيير اقليم و فعاليت هاي انساني در زمينه انتشار گازهاي گلخانه اي مانند دي اكسيد كربن متان و همچنين مطرح شدن مباحث مربوط به تغيير اقليم در دانشكده ها و مراكز علمي و تحقيقاتي و خسارات بسيار زيادي كه در زمينه تغييرات اقليم ايجاد مي شودو با عنايت به تأثيرات اجتماعي، اقتصادي آن بر محيط زيست در سال ۱۹۸۸ هيئت بين الدول تغيير اقليم (IPCC) در سازمان هواشناسي جهاني (WMO)‌ و برنامه محيط زيست سازمان ملل (UNEP) ايجاد گرديد.
به طور كلي (IPCC) با توجه به اطلاعات و گزارش ها به اتخاذ سياست هاي مناسب در خصوص مباحث مربوط به تغيير اقليم مي پردازد. IPCC يك هيئت بين الدول است كه مجموعه اطلاعات ويژه اي در زمينه مباحث علمي، اقتصادي، اجتماعي و فني تغيير اقليم براي جامعه جهاني ارائه مي نمايد و داراي سه گروه كاري است كه وظيفه هر كدام از آنهادر زمينه كنترل و تأثير گازهاي گلخانه اي مي باشد و در هر گروه كاري يك حمايت كننده فني نيز وجود دارد.
تحولات اقليم در دوران زمين شناسي
اقليم گرچه پديده اي ثابت به نظر مي رسد، اما مطالعه گذشته زمين نشان مي دهد كه شرايط آب و هوا با ساير تحولات دروني و بيروني كره زمين پيوسته دستخوش تغيير قرار گرفته و دوره هاي سرد و گرم يا خشك و مرطوب، مكرر جاي يكديگر را گرفته اند. نوسانهاي اقليمي حتي در ۲۰۰ سال اخير كه به آمارهاي هواشناسي دسترسي داريم، درپاره اي از مناطق سطح كره زمين، كاملاً محسوس بوده است.
شاخه اي از اقليم شناسي را كه به مطالعه وضعيت اقليم گذشته زمين مي پردازد، ديرينه اقليم شناسي مي نامند. روش مطالعه در ديرينه اقليم شناسي، يافت و شناخت آثاري است كه روند اقليم از گذشته هاي دور به جا گذاشته است. بديهي است كه مطالعه تظاهرات آب و هوا در زمان حال، در تحليل صحيح اين شواهد نقش اساسي دارد.
شواهد اقليمي را بر اساس ويژگيهايشان به سه گروه، زيست شناختي، سنگ شناختي، ريخت شناختي تقسيم مي كنند. از شواهد زيست شناختي، با توجه به نزديكي سيستماتيك كه بين انواع نباتات و حيوانات وجود دارد و همچنين شناختي كه امروزه از شرايط زيست محيطي و فيزيولوژيكي جانداران در دست داريم، استفاده مي شود.از مطالعه شواهد سنگ شناختي، نحوه جريانهاي فرسايشي و شرايط رسوب گذاري در دوره هاي گذشته، مشخص مي شود كه خود مي تواند بيانگر روند شرايط اقليم در گذشته باشد و بالاخره شواهد ريخت شناختي تاثير بعضي عناصر اقليمي را بر روي پاره اي از تظاهرات كه مي توانند معرف شرايط اقليم در زمان تاثير خود باشد مورد بررسي قرار مي دهد.
مطالعه اقليم در دورانهاي گذشته، حاكي از اين است كه حتي قبل از دوران اول، يك رشته عصر يخبندان وجود داشته است كه آثار آن در افريقاي جنوبي و امريكاي شمالي به دست آمده است، وجود اين يخبندانها در دوره گذار پره كامبرين به كامبرين مطمئن و قطعي است و به نام يخبندان رائوكامبرين مشهور است، شواهد اين يخبندان در بخشهاي وسيعي از سطح كره زمين به استثناي آمريكاي جنوبي و قطب جنوب پيدا شده كه از اقليم سرد و پرباران دوره مزبور حكايت مي كند.
تصوير اقليم در پالئوزوئيك، به دليل فراواني يافته هاي حيواني و گياهي روشن تر و دقيقتر است و نشانه هايي از يخبندان وسيع در نيمكرده جنوبي به دست مي دهد كه به ويژه براي دوره گذار از كربونيفر به پرمين كاملاً صادق است. در اين دوره، مناطقي كه امروزه از يكديگر فاصله زيادي دارند(شمال آفريقا، هند، استراليا و برزيل جنوبي) از يخ پوشيده بود و اقليم حاره اي جنگلهاي باراني در اروپاي مركزي و آمريكا گسترده بوده است. ظاهراً موقعيت خشكيها و قاره ها در آن روزگار، طوري بوده است كه قطب جنوب در جنوب افريقا و قطب شمال در بخش شمالي اقيانوس آرام قرار داشته و استوان از اروپاي مركزي و آمريكا، مي گذشته است.
مناطق پوشيده از يخ هم مرز بوده و پهنه هاي وسيعي تشكيل مي داده اند. اما در دوره هاي بعد تا دوران سوم، قطبها و همراه با آن مناطق اقليمي به موقعيت امروزي خود جابجا شده اند. به عبارت ديگر، تحولاتي اساسي در وضع آب و هوا پيش آمد، به طوري كه دوران سوم كاملاً گرم و فاقد دوره ها ي يخبندان بوده است و سرانجام در اواخر اين دوران، دما به تدريج كاهش مي يابد، تا آنجا كه به ايجاد يخچالهاي كواترنر منتهي شده است.
كواترنر كه با شرايط طبيعي بسيار ناپايدار و تحولات عظيم اقليمي همراه بوده است دوره ظهور انسان تلقي مي شود. در اين زمان آب و هوا به تناوب تغيير كرده و دوره هاي يخچالي و بين يخچالي متعددي به وجود آمده است. اين دوران را به دو قسمت پليئستوسن و هولوسن(دوره يخچالي و بعد يخچالي) تقسيم مي كنند. در پليئستوسن،‌چندين عصر يخبندان به وقوع پيوسته كه هر كدام از آنها خود تعدادي يخبندان متوالي و مستقل از يكديگر را شامل شده است. از آنجا كه اين يخبندانها در مناطق وسيع يخچالي مانند اريكاي شمالي، اروپا و آلپ كاملاً يكسان نبوده اند، هماهنگي لازم تنها بين يخچالهايي ديده مي شود كه به دوره هاي جديد تعلق دارند.
دوره هاي يخچالي را در اروپاي شمالي به دوره آلستر، ساله، وارته، ويستول و يخچالهاي آمريكاي شمالي رانبراسكا، ايلينوبز، ويسكانسين ناميده اند. همچنين آغاز و پيشروي چهار دوره يخبندان آلپ را به نام رودخانه هاي واقع در آن از قبيل گوتز، ميندل، ريس و وروم ناميده اند كه تاريخ وقوع آنها را به ترتيب، به ۷۵ ، ۲۰۰ ، ۴۵۰ و بالاخره۶۰۰ هزار سال قبل نسبت داده اند.
به طور كلي نظر اقليم شناسان پيرامون شرايط حرارتي در دوره سر پليئستوسن هماهنگ نيست؛ گرچه بررسيهاي متعدد براي تبيين شرايط گردش عمومي هوا در آن عصرها و مقايسه آن با سيستمهاي سينوپتيك غالب امروزي انجام شده است.
مطالعه شواهد اقليمي و رابطه آن با گردش عمومي هواي جو در حال حاضر نشان مي دهد كه اساس گردش مزبور از دوران سوم به بعد تا زمان حال حفظ شده است. حتي بعضي از اقليم شناسان براين باورند كه هيأت كلي گردش سياره اي از دورانهاي بسيار قديمتر زمين شناسي تا به امروز يكسان، باقي مانده است. با اين حال، شدت و توزيع سيستمهاي فشار و در نتيجه موقعيت كمربندهاي اقليمي در زمانهاي مختلف كاملاً متفاوت بوده است.
پسروي يخبندان دوران چهارم در اواخر پليئوستوسن(تقريبا از ۲۰۰۰۰ سال قبل) با ذوب يخها از حاشيه جنوبي شمال اروپا به تدريج آغاز گرديد و آهنگ عقب نشيني تدريجي آن تا حدود ۶۵۰۰ سال قبل از ميلاد ادامه داشته است. زمين در طول دوره«پس يخچالي» دستخوش نوسانهاي اقليمي بسيار واقع شده است، به طوريكه بقاياي يخچالها گهگاه پيشرويهاي ضعيفي داشته و سپس عقب نشسته اند. اين پسروي در آغاز قرن اخير بسيار محسوس بوده است.
در جمع بندي نظريه هايي كه تاكنون در اين مورد ارائه شده است، به نظر مي رسد كه به دو عامل تكيه شده است: اول عامل زميني(درون زمين، سطح زمين،مقدار نمك آب اقيانوس ها، جو زمين، جابجايي قطب و اشتقاق قاره ها) دوم عامل كيهاني(تغيير مدار زمين، جذب انرژي به وسيله ذرات و غبارهاي كيهاني، و بالاخره تغييرات ابتدايي در انرژي تابش خورشيد). از اين نظر، نظريه رانش قاره اي، به ويژه از ديدگاه زمين شناسي اهميت بسيار دارد.

مهمترين تأثيرات اقليم بر بيابان زدايي، هيدرولوژي و منابع آب، بالا آمدن آب دريا، خشكسالي، كشاورزي، منابع طبيعي و جنگل ها، بلاياي طبيعي، اكولوژي، محيط زيست مسائل شهرنشيني و توسعه شهرها، ذخائر غذايي انسان، انرژي و ديگر مسائل اقتصادي و اجتماعي جامعه است.

وضعيت اقليم جهان در سال ۲۰۰۱ ميلادي
يكي از وقايع مهمي كه در سال۲۰۰۱ ميلادي اتفاق افتاد اتمام دوره طولاني پديده لانينا بود كه از اواسط سال ۱۹۹۸ ميلادي شروع شده بود. تأثيرات اين پديده بر روي اقليم جهان شامل دو اثر سرد شدن و گرم شدن مناطق مختلف كره زمين بود كه حالت سرد شدن در نواحي جنوب خاورميانه، قسمت هايي از آفريقا و سواحل ايالات متحده آمريكا بروز كرد. حالت گرم شدن نيز در نواحي استوايي اقيانوس آرام رخ داد.
در سال ۲۰۰۱ مقدار بارندگيها بر روي اندونزي، نيمه شرقي بخش استوايي اقيانوس هند، جنوب شرقي آسيا، شمال استراليا و نواحي مركزي و غربي بخش هاي زير استوايي اقيانوس آرام جنوبي به نحو چشمگيري افزايش يافت، برعكس در غرب نواحي استوايي اقيانوس آرام مقادير حدي ميانگين بارندگي رخ داد كه اين حالت جزء يكي از اثرات شديد پديده النينو بود.
گرمترين ماه اكتبر كه در ۳۴۳ سال اخير بي سابقه بوده است در بخش هاي مركزي انگلستان رخ داد و گرمترين ماه اكتبر كه در يكصد سال اخير بي سابقه بوده است در دانمارك و آلمان به وقوع پيوست. همچنين ميانگين دماي ماهيانه ماههاي نوامبر و دسامبر سال گذشته كه در ايالات متحده آمريكا ثبت گرديد فقط اندكي با بيشترين دماي ثبت شده در آن كشور، فاصله داشت.
يكي از قوي ترين هاريكن هاي ثبت شده از سال ۱۹۵۲ تا كنون بوده كه در كشور كوبا باعث رانش زمين در منطقه وسيعي گرديد كه در نوع خود بي سابقه بود. در اقيانوس آرام غربي نيز بروز طوفان هاي معروف Chebi Toraji,و Utor باعث كشته شدن بيش از ۴۵۰ نفر گرديد.
يكي ديگر از پديده هاي حادي كه در سال ۲۰۰۱ ميلادي رخ داد، پديده خشكسالي بودكه كشورهاي افغانستان، جمهوري اسلامي ايران، پاكستان، نواحي شاخ آفريقا، كانادا، نواحي مركزي ايالات متحده آمريكا، شمال چين و شبه جزيره كره و ژاپن را به شدت تحت تأثير قرار داد.
در حيطه مطالعه نوسانات اقليمي، مقياس زماني از اهميت زيادي برخوردار است زيرا اقليم به عنوان يك سيستم، خود حاصل مجموعه اي از شرايط هواشناختي تلقي شود كه توسط داده هاي چند دهه گذشته قابل لمس بوده، وقوع و تكرارآن براي دهه هاي آينده محتمل مي باشد. بنابراين اقليم حال كه به خوبي با آن سازش پيدا نموده ايم، توسط داده هاي چند دهه گذشته توصيف مي شود. با اين حال در صورت گسترش دوره زماني خود ـ مثلاً چند دهه به يك ميليون سال به اين نتيجه مي رسيم كه ما در حال حاضر در يك دوره غير متعارف گرم و به عبارت ديگر دوره اي كه غالباً به عنوان دوره بين يخچالي تعبير مي شود زندگي مي كنيم. در فواصل آن دوره طولاني سرد، قاره هاي نيمكره شمالي در سيطره قطعات بزرگ يخ قرار داشتند و آخرين ظهور استيلاي آن به ۱۸۰۰۰ سال قبل مي رسد. حال در صورتي كه مقياس زماني خود را به گذشته هاي دورتر مثلاً به ۵۰۰ ميليون سال قبل گسترش دهيم، ملاحظه مي كنيم كه ما در يك دوره نامتعارف سرد زندگي مي كنيم. بررسي هاي موجود نشان مي دهد كه در اثناي آن زمان برف و يخهاي دائمي تنها در حوالي قطبين زمين متمركز بوده و تنها ۱۵ درص از اوقات آن زمان برف و يخ هاي دائمي شكل مي گرفته اند.
درباره علل تغيير اقليم در جهان دو ديدگاه متفاوت به شرح زير وجود دارد:
بر اساس اطلاعات به دست آمده از يخهاي قطبي و حبابهاي هواي محبوس شده در آنها، سنگهاي قديمي و مقاطع تنه درختان، عده اي معتقدند كه در ميليون ها ۱۰ سال گذشته كرده زمين همواره با تغيير اقليم مواجه بوده و دوره هاي طولاني و متناوبي را از عصر يخبندان با دوره تناوب يكصد هزار سال و تداوم ده تا بيست هزار سال و پس از آن با افزايش دماي متوسط در حدود ۴ تا ۶ درجه سانتيگراد را گذرانده است.
اين گروه اعتقاد دارند كه اين دوره هاي تغيير اقليمي ناشي از عوامل نجومي هستند كه در دورانهاي مختلف بروز كرده و بستگي به حركات مختلف زمين از جمله تغيير زاويه ميل محور زمين، تغيير مدار بيضوي زمين و حركات ژيروسكوپي زمين دارد. اين دانشمندان بروز اين تغييرات در مدار زمين و نيز عواملي چون فعل و انفعالات خورشيدي، فعاليت هاي آتشفشاني و حركت قاره ها را در فواصل بيست تا چهل هزار سال باعث تغييرات درجه حرارت زمين دانسته و به نقش پديده گلخانه اي در اين تغييرات، اعتقاد چنداني ندارند.
ديدگاه ديگري كه در اين مورد وجود دارد نيز با استفاده از اطلاعات به دست آمده از لايه هاي يخ قديمي و هواي محبوس در آنها چنين استنباط مي كنند كه هنگامي كه آب و هواي منطقه قطب جنوب در گرمترين حالت بوده، ميزان هوا نيز در بيشترين ميزان خود قرار داشته است.
آنچه مسلم است، افزايش گازهاي جاذب گرما(گازهاي گلخانه اي) در جو زمين، درجه حرارت زمين را افزايش خواهد داد. از آنجا كه ميزان درجه حرارت با ساير مؤلفه هاي اقليمي در اندركنش متقابل قرار دارد ممكن است كه موجب پيدايش تغيير آب و هوايي در مقياس جهاني گردد.
نياز انرژي و چشم انداز تغييرات اقليمي در قرن ۲۱
در سده هاي اخير انسان به عنوان يك عامل در عرصه سيستم اقليمي ظهور نموده و به نوسانات مزبور و زيست محيط زمين جهت تازه اي بخشيده است. تغييرات مزبور در طي چند دهه گذشته بسيار پر شتاب بوده است. اين تغييرات حاصل رشد سريع اقتصاد صنعتي كشورهاي غربي و اتحاد جماهير سابق شوروي و ساير كشورهاي بلوك شرق از يك سو، گذار بسياري از كشورهاي جهان سوم به جامعه مدرن صنعتي در دهه هاي ۷۰ و ۸۰ از سوي ديگر بوده است. گرچه بهبود سريع درتكنولوژي كالاهاي صنعتي و تدوين قوانين مناسب در حفظ و كنترل منابع آلودگي هوا و آب، تدريجاً زمينه كاهش انتشار آلاينده ها را فراهم نموده است، با اين حال، راه كارهاي مزبور توسط افزايش شديد نياز انرژي و تقاضاهاي فزاينده، براي مصنوعات صنعتي و مسأله تأمين غذا كه حاصل افزايش جمعيت جهاني است خنثي گرديده و به تخريب هر چه بيشتر محيط زيست انجاميده است، سنجش هاي مستقيم گازهاي ، ، متان و كاهش غلظت اوزون در رابطه با افزايش جمعيت جهان در طي سه چهار دهه گذشته، تصويري نگران كننده از تخريب محيط زيست و ناهنجاري هاي اقليمي به دست داده است.
مجموع نياز انرژي جهان در دهه ۸۰ به ۵/۷ تراوات و در سالهاي اخير به بيش از ۱۰ تراوات رسيده است كه روند صد سال گذشته آن افزايش در حد ۲ درصد نشان مي دهد. حدود ۹۰ درصد از نياز انرژي كشورهاي صنعتي از سوخت هاي فسيلي تأمين مي شود. نياز فزاينده جهان به انرژي در آينده نيز به سه دليل يعني افزايش جمعيت جهان، ادامه رشد شديد كشورهاي صنعتي و رشد كشورهاي در حال توسعه همچنان ادامه خواهد يافت(هه فه له ۱۹۷۷). با توجه به داده هاي واقعي مرگ و مير و زاد و ولد و از اين رو توليد خالص جهاني، روند افزايش جمعيت جهان در پايان قرن آينده طبق برآورد كنگره جمعيت، سازمان ملل كه در سال ۱۹۷۴ در بوداپست برگزار گرديد، ادامه يافته و به حدود ۱۲ ميليارد پيش بيني شده است.
يك دليل مهم ديگر براي نياز فزاينده انرژي در آينده، توزيع سرانه مصرف جهاني آن مي باشد. مصرف انرژي مردم ۸۰ كشور جهان در سال ۱۹۷۱ در حد ۲/۰ كيلو وات به ازاء هر نفر بوده است. ۷۲% از جمعيت جهان مصرفي كمتر از ۲ كيلو وات، ۲۲ درصد حدود ۲ تا ۷ و حدود ۶ درصد بيش از ۷ كيلو وات انرژي مصرف نموده اند. كشور آلمان با ۵ ، كويت ۲/۷ و آمريكا ۱۱ كيلو وات بالاترين مصرف كننده انرژي در جهان محسوب مي شوند. طرح شمال ـ جنوب كه ظاهراً در جهت تعديل اختلافات شديد اقتصادي بين كشورهاي صنعتي و كشورهاي در حال رشد تدوين گشته بود در صورت موفقيت مي بايست به توزيع مصرف سرانه اي دست يابد كه در نمودار شماره ۲ براي سال ۲۱۴۰ پيش بيني شده است. اين خود نشان دهنده افزايش شديد يا مصرف انرژي در جهان آينده…

ادامه مطالب در فایل شامل موضوعاتی چون :

۶ـ اثرات تغيير اقليم بر منابع آب    
(۱ـ۶)كميت منابع آب
(۲ـ۶)بالا آمدن سطح آب دريا
(۳ـ۶)افزايش دما
(۴ـ۶)بارش برف و رواناب
(۵ـ۶)آب زيرزميني ـ آبرساني ـ آبياري
(۶ـ۶)اثرات تغيير اقليم بر كيفيت آب
– نتايج اين بحث
۷- اثر افزايش گرماي زمين در افزايش مصرف آب كشاورزي    
۸ـ پيامدهاي نوسان آب و هوا بر بيابان زايي    
(۱ـ۸)نگرش بر بيابان زايي        
(۲ـ۸)بررسي تاثير النينو ـ نوسانات جنوبي بر بارندگي
(۳ـ۸)النينو چيست؟
(۴ـ۸)داده ها و روش محاسباتي    
نتايج اين بحث    
(۵ـ۸) ارتباط SOI و بارندگي فصلي
(۶ـ۸) ارتباط SOI  و بارندگي پاييزه
(۷ـ۸) ارتباط SOI و بارندگي نواحي شمالي ايران
(۸ـ۸) همبستگي بين SOI و بارندگي در مناطق مركزي ايران
۹- تغييرات اقليمي بر تردد و تصادفات جاده اي    
– نتايج اين بحث

تاریخ: 1396/3/13 بازديد: 590 ادامه
گنبد نمکی

بطور کلی برجستگیهایی که توسط نمک به علت حرکات و بالا آمدن آن ایجاد می‌گردد، گنبد نمکی ( Saltdom ) نامیده می‌شود. بدیهی است اشکال خارجی تمامی گنبدهای نمکی یکسان و یک شکل نبوده و بستگی به سنگهای پوششی آن ، فشار درونی و میزان آن دارد. به عبارت دیگر گنبد نمکی عبارت است از ساختمان زمین ‌شناسی گنبدی شکلی که هسته آن از نمک تشکیل شده است. از نظر مکانیسم تغییر شکل ، نمونه تغییر شکل پلاستیکی است. حرکت اینگونه مواد پلاستیکی سبب ایجاد چین‌های دیاپیری می‌شود و به همین جهت از نظر زمین شناسی ساختمانی نیز قابل مطالعه و بررسی است.

اجزای گنبدهای نمکی

هر گنبد نمکی شامل یک هسته مرکزی که از نمک تشکیل شده است و بخشی که اطراف هسته مرکزی را احاطه می‌کند و از سنگهای رسوبی محلی تشکیل شده است، می‌باشد. معمولا از رسوبات نمکی هسته مرکزی جوانتر است. در بیشتر گنبدهای نمکی ، سطح فوقانی بوسیله طبقات رسوبی پوشیده شده و تشکیل پوششی را می‌دهد که به آن پوش سنگ می‌گویند. در بعضی از گنبدهای نمکی ، ضخامت پوش سنگ به چند صد متر می‌رسد و بعضی از گنبدهای نمکی نیز فاقد پوش سنگ است. مثلا گنبد نمکی قم که در شمال ارتفاعات زنگار منطقه قم قرار دارد، فاقد پوش‌سنگ است. پوش سنگها معمولا از سنگهای آهکی ، ژیپس و انیدریت تشکیل می‌شود. در بعضی موارد پوش سنگ حاوی ذخایری از مواد گوگردی است.

شکل گنبد نمکی

از نظر جکسون و تالبوت (۱۹۸۶) ، ساختمانهای نمکی ممکن است به صورت تاقدیس نمکی (Salt anticlines) بالشهای نمکی (Salt pillows) ، برجستگیهای تیغه مانند نمکی (Saltridges) ، امواج نمکی (Salt Waves) ، استوکهای نمکی (Salt stocks) و غیره باشد. شکل گنبد نمکی متغیر است. دیواره بسیاری از گنبدهای نمکی دارای شیب زیاد در حدود ۸۰ تا ۹۰ درجه به طرف خارج است. گنبدهای نمکی متقارن ، کمیاب و اغلب گنبدها نامتقارن و شیب دیواره‌ها در جهت مختلف متفاوت است. مقطع بیشتر گنبدهای نمکی نزدیک به دایره و در بعضی از گنبدها بیضی شکل است. گسترش افقی گنبدها بسیار متغیر و اغلب چندین کیلومتر است.

انوع گنبدهای نمکی از نظر عمق سطح فوقانی

گنبدهای نمکی کم عمق :

معمولا سطح فوقانی این گنبدها از سطح زمین کمتر از یک کیلومتر است. مانند گنبدهای نمکی ایران.

گنبدهای نمکی دارای عمق متوسط :

سطح فوقانی آنها بین یک یا ۱.۵ کیلومتری سطح زمین قرار دارد.

گنبدهای نمکی عمیق :

فاصله آنها از سطح زمین از ۱.۵ کیلومتر متجاوز است. اطلاعات حاصل از حفاریها نشان می‌دهد که بعضی از گنبدهای نمکی در اعماق بیش از ۳۰۰۰ متر از سطح دریا توسعه دارد.

مکانیسم تشکیل گنبدهای نمکی

حرکت نمک با توجه به خاصیت شکل پذیری آن به سمت بالا به علت ضخامت قابل توجه طبقات روی آن است و این ضخامت باید به اندازه‌ای باشد که نیروی محرکه‌ای جهت جابجایی آن بوجود آید. بنابراین سرعت حرکت نمک نمی‌تواند در همه جا یکسان باشد. در این صورت با حرکت نمک به سمت بالا قدرت و نیروی محرکه فوق کاهش پیدا کرده و با افزایش بار ، رسوبات نمک حرکت قائم خود را ادامه می‌دهد. این حرکت می‌تواند در هر سال از ۰.۱ تا یک میلیمتر باشد.

منشا گنبدهای نمکی

در نقاطی که گنبدهای نمکی یافت می‌شود، اغلب در زیرزمین لایه‌های ضخیمی از نمک موجود است که به لایه‌های تغذیه کننده گنبد نمک موسوم است. ضخامت این لایه‌های نمک متفاوت و در موارد استثنایی از هزار متر بیشتر است. به نظر نتلتن (‌‌Nettelton) اگر در بالای یک طبقه نمک اصلی ، تاقدیسی با شیب بسیار ملایم وجود داشته باشد حرکت نمک به طرف بالا شروع می‌شود و نمک از لایه‌های تغذیه کننده بیرون کشیده می‌شود. عاقبت نمک در طبقات نمکدار مجاور ممکن است به اندازه‌ای نازک و فشرده شود که افزایش بیشتر نمک غیرممکن گردد. نازک شدن طبقات نمکدار موجب فرو نشستن طبقات رویی آنها و ایجاد شیب به طرف خارج از گنبد می‌شود. این شیب در فاصله دور به طرف گنبد است و در نتیجه ناودیسی بوجود می‌آید که به نام ناودیس حاشیه‌ای یا کناری معروف است. ضخامت لایه‌های تغذیه کننده نمک متفاوت است و یکی از راههایی که برای تعیین ضخامت این لایه‌ها بکار می‌رود، تعیین گودی ناودیس‌های کناری گنبدهای نمک است. از آنجایی که این ناودیسها به احتمال زیاد بر اثر تغذیه نمک به گنبدهای نمکی در اطراف گنبد تشکیل می‌شود، باید لایه نمک حداقل برای ضخامتی معادل گودی ماکزیمم ناودیس کنار ‌باشد.

مراحل تشکیل گنبد نمکی

  • تشکیل طبقات با شیب ملایم.
  • تشکیل تاقدیس ساده گنبدی شکل.
  • تشکیل گنبد نمکی حقیقی.

اشکال مختلف گنبدهای نمکی (Salt dom) یا (Diapiricfolds)

گنبدهای نمکی متقارن :

کمیاب تر بوده و شیب آنها در طرفین تقریبا مساوی است.

گنبدهای نمکی نامتقارن :

این گنبدها فراوان تر بوده و شیب دامنه اطراف آن نامساوی است. شکل کلی مقطع عرضی گنبدهای نمکی بیشتر دایره و در برخی از آنها بیضی شکل است و گسترش آن در روی زمین از ۵۰۰ متر تا ۸ کیلومتر (در آمریکا) و در شمال شرقی دریای خزر بین ۵ تا ۱۲ کیلومتر گزارش شده است.

اهمیت ساختمان گنبدهای نمکی در زمین شناسی نفت

نفتگیرهای گنبد نفتی (Salt dom traps)

نمک در گنبدهای نمکی ، ابتدا به صورت لایه‌های رسوبی بوده‌اند که در حوضه‌های مختلف به سن پرکامبرین – کامبرین (مثلا حوضه زاگرس ایران) تا دوران سنوزوئیک (حوضه زاگرس ، ایران مرکزی و رومانی) وجود داشته‌اند. وزن مخصوص نمک از دیگر سنگهای رسوبی کمتر و خاصیت شکل پذیری (Plasticity) آن بیشتر است. چنانچه نمک در زیر طبقات ضخیم قرار گیرد، بعلت حرارت زمین گرمائی و فشار ناشی از وزن طبقات به حال نیمه سیال در می‌آید و چون وزن مخصوصش از سنگهای فوقانی کمتر است، به نقاط ضعف لایه‌های بالایی که معمولا قله تاقدیسها و یا سطوح گسلی است، نفوذ نموده و به طرف سطح زمین حرکت می‌کند. هنگامی که توده نمک به صورت ستون استوانه‌ای شکل درآمد، اختلاف فشار استاتیک در ستونی که استوانه نمک در آن قسمت قرار دارد و قسمتهای مجاور آن بیشتر شده و به حرکت توده نمک شتاب بیشتر می‌دهد. نفتگیرهای گنبد نمکی نسبت به سایر انواع نفتگیرهای ساختمانی وضع پیچیده تری داشته و بعلت مکانیسم تشکیل آن که شکافتن طبقات فوقانی را در پی دارد، با گسلهای متعدد همراه است.

گنبدهای نمکی هرمز

گنبدهای نمکی هرمز در خلیج فارس جزایر کوچکی را تشکیل می‌دهد. نمکهای هرمز در جنوب ایران ، چین‌های دوران سوم کوههای زاگرس را بدون داشتن جهت خاصی سوراخ کرده است. بطوری که در تمام موارد و محلهای ممکن از قبیل قله ، پهلو ، محور تاقدیس و ناودیس و در روی گسلها دیده می‌شود. این گنبدهای نمکی با رسوبات دوران سوم ، کرتاسه و بطور محلی با ژوراسیک دارای سطح برخورد ریاپریک است. بنابراین بطور محقق سن آنها از ژوراسیک قدیمی تر است. بطور کلی فعلا سن این تشکیلات را به پروتروزوئیک یا اینفراکامبرین نسبت می‌دهند و آن را هم ارز جانبی تشکیلات دولومیتی سلطانیه در ایران شمالی می‌دانند. به نظر می‌رسد که حرکات کوهزایی آسینتیک حداقل در شمال کرمان موجب پیدایش حوضه و یا حوضه‌هایی جهت تشکیل رسوبات نمکی هرمز گردیده است.

گنبدهای نمکی هرمز در طی حرکات کوهزایی آلپ در طبقات فوقانی خود تزریق شده است. وجود گنبدهای نمکی نتیجه تزریق پلاستیکی سنگ نمک در سنگهای رسوبی اطراف است. نمک هسته گنبدهای نمکی از طبقات زیرین مشتق می‌شود. علت اساسی حرکت نمک و گنبدهای نمکی بطور دقیق معلوم نیست. عده‌ای از زمین ‌شناسان عقیده دارند که نیروهای تکتونیکی ، عامل اصلی حرکت گنبدهای نمکی است. چنانکه در رومانی ، فشارهای افقی عامل اصلی حرکت نمک و تشکیل گنبدهای نمکی است و طرز توسعه و وضع گنبدهای نمکی با محور چین خوردگیهای مهم ناحیه تطبیق می‌کند.

پدیده‌های مؤید جریان و شکل پذیری نمک در گنبدهای نمکی

  • حرکت نمک به صورت یخچال در اطراف گنبد.
  • انحنا و گنبدی شکل شدن طبقات روی نمک در گنبدهایی که نمک آنها هنوز به سطح زمین نرسیده اند.
  • وجود کلاهک (Cap rock) در روی گنبدهای نمکی.

 

تاریخ: 1395/12/8 بازديد: 636 ادامه
طبيعت ايران

طبيعت ايران

  تنوع جغرافيايي، تاريخ کهن و فرهنگ غني ايرانيان با همه فراز و نشيب‌هاي تاريخي خود، به قدري در طبيعت، شهرهاي قديمي، آثار باستاني و بناهاي تاريخي نمود دارد که ايران را از نظر جاذبه‌هاي تاريخي، طبيعي و توريستي در رديف ممتازترين کشورهاي جهان در آورده است.

ايران آميزه‌اي از ميراث‌هاي فرهنگي باشكوه و طبيعت زيباست كه پيشينه‌اي به قدمت آغاز تاريخ تمدن و فرهنگ انسان دارد. آثار تاريخي بازمانده از دوره‌هاي مختلف زندگي انسان در فلات ايران در كنار چشم‌اندازهاي طبيعي متنوع كرانه‌اي، كوهستاني، بياباني و كويري همراه و هماهنگ با بناهاي تاريخي و ميراث‌هاي مذهبي و فرهنگي، مجموعه‌اي از انگيزه‌هاي گوناگون براي ديدار از ايران فراهم مي‌سازد.

آمارها نشان مي‌دهند كه طي سال‌هاي گذشته مجموع اندك گردشگران وارد شده به ايران كمي بيش از ‌٢ درصد اكوتوريست بوده‌اند. اين در حاليست كه امروزه طبيعت‌گردي به يكي از اركان اصلي گردشگري تبديل شده و روز به روز بر طرفداران اكوتوريسم در جهان افزوده مي‌شود.

آمارها نشان مي‌دهند كه طي سال‌هاي گذشته مجموع اندك گردشگران وارد شده به ايران تنها ‌‌٢‎/‌‌٢درصد اكوتوريست بوده‌اند. اين در حاليست كه امروزه طبيعت‌گردي به يكي از اركان اصلي گردشگري تبديل شده و روز به روز بر طرفداران اكوتوريسم در جهان افزوده مي‌شود.

در سال‌هاي اخير روند رشد سالانه توريسم در كليه رشته‌ها ‌‌٤ درصد بوده است، در صورتيكه در شاخه‌ي توريسم بر پايه‌ي طبيعت يا طبيعت‌گردي اين رقم به ‌‌١٠ تا ‌‌٣٠ درصد رسيده است. اما كارشناسان عنوان مي‌كنند كه ملاحظات اجتماعي – فرهنگي در ايران اجازه‌ي رشد گردشگري تفريحي يكي از شاخه‌هاي درآمدزايي اين صنعت را نداده و اكوتوريسم ايران در مدار بسته‌ گير كرده است. مداري بسته‌اي كه اگر تمهيدات لازم براي رفع آن به وجود نيايد، ايران همين معدود اكوتوريست‌هاي موجود را نيز به كشورهاي همسايه تقديم خواهد كرد!

اهميت توسعه اكوتوريسم زماني نمايان مي‌شود كه بدانيم متوسط سفر ‌‌٥٠ درصد اكوتوريست‌هاى جهان بين ‌‌٨ تا ‌‌١٤ روز است و براساس آمارها هر اكوتوريست به طور متوسط بين ‌‌١٠٠٠ تا ‌‌١٥٠٠ دلار درآمد ارزى به ارمغان مى‌آورد. اگر اين آمار با آمار و حجم بالاي توانمندي‌هاي اكوتوريستي ايران سنجيده شود، آنگاه پي مي‌بريم كه ايران قادر است تا چه مقدار ارز از طريق توسعه اكوتوريسم عايد كشور كند.

اكنون به توضيح يكي از مناطق ايران مي پردازيم كه ثابت كنيم مشت

       نمونه خروار است واين نمونه كوچكي از طبيعت ايران است .

جبهه سبز ايران

دماوند، نماد طبيعت ايران

دماوند، برجسته‌ترين پديده‌ي طبيعي ايران، نماد اين سرزمين، خاستگاه اسطوره‌ها و داستان‌هاي دلكش ايراني، و كوهي است با تاريخ سرشار از صعودهاي ديرين.

از نظر طبيعي، دماوند زيست بوم بي‌نظيري است در ايران كه به دليل اختلاف ارتفاع چشم‌گير و دارا بودن دره‌ها و دامنه‌هاي پرشمار، گونه‌هاي گياهي و جانوري متنوعي را در خود جا داده است. اين كوه و محدوده‌ي آن، شايد آخرين پناهگاه بسياري از گونه‌ها باشدكه با از ميان رفتن طبيعت دشت‌ها و آسيب ديدن بسياري از كوه‌هاي پست‌تر، فقط در آنجا باقي مانده‌اند. در دماوند، پديده‌هاي طبيعي چندي وجود دارد كه هر يك در نوع خود كم نظير، و داراي ارزش ذاتي و تفرجي بسيار است: در اين كوه، چند يخچال طبيعي دايمي كه پديده‌ي بسيار كم‌نظيري در ايران است، به چشم مي‌خورد؛ در ميان آنها «يخار» با ديواره و برج‌هاي يخ بلور، وحشي‌ترين و مرتفع‌ترين دره‌ي يخچالي ايران است. پديده‌ي ديگر، حفره‌هاي متعددي است كه گاز و بخار با فشار زياد از آنها بيرون مي‌زند، و اينها در كنار توده‌هاي گوگرد، دماوند را به صورت يك آتش‌فشان كمي فعال درآورده‌اند. چشمه‌هاي آب گرم و آب معدني در كوه‌پايه‌هاي دماوند، وجود دهانه‌اي بزرگ با حوضچه‌ي يخي در ميان آن، شكل مخروطي پرشيب و خوش تراش كه در بسياري مواقع، ابرهايي به شكل‌هاي شگفت‌انگيز در نوك آن به چشم مي‌خورد، از ديگر ويژگي‌هاي اين تك كوه سرافراز است.

در اطراف دماوند، محيط‌هاي كوهستاني چندي وجود دارد كه هر يك داراي ويژگي‌هاي منحصر به فرد هستند: دشت لار (پارك ملي)، دشت پرگل و گياه نمارستاق، دره‌ي پرپيچ و خم سه سنگ با آبي بلورين و آبگيرهاي خيال‌انگيز در دره‌هاي فرعي، گردنه‌ي بسيار عظيم سرداغ، ستيغ هفت سران با پرتگاه‌هاي پرهيبت، رودخانه‌ي پر آب هراز، ستيغ طولاني دو برار و …. اين محيط‌ها، زيستگاه جانوراني مانند خرس، گراز، گرگ، روباه، پلنگ، كل و بز، قوچ و ميش، عقاب طلايي، كبك، انواع مار، ماهي قزل‌آلا، و بسياري گونه‌هاي كمياب ديگر است.

ظاهر چشم نواز دماوند با كلاهك و رگه‌هاي برفي پركشش، تجسم واقعي آن چيزي است كه از واژه‌ي «كوه» به نظر مي‌آيد. به دليل شكل خيال‌انگيزو به دليل آن كه چكاد دماوند بلندترين نقطه‌ي ايران و مشرف بر تمامي اين سرزمين است، ارزش نمادين آن در رديف پرچم كشور است، با اين تفاوت كه ميراثي ميليون‌ها ساله است و در صورت تخريب چهر‌ه‌ي طبيعي آن، نمي‌توان آن را بازسازي كرد.

از نظر نفوذ در اسطوره‌ها و داستان‌هاي ايراني، دماوند مقام نخست را در ادبيات فارسي دارد و ماجراي تعدادي از شاهكارهاي اسطوره‌اي جهان در ارتباط با اين كوه شكل گرفته است. از نظر جايگاه در كوه‌نوردي، شايد در ميان كوه‌هاي بلند جهان، دماوند بيشترين پيشينه‌ي تاريخي را داشته باشد، و قطعاً مي‌توان گفت كه جايگاهي برجسته در ميان كوه‌هايي كه از ديرباز مورد توجه جغرافي‌دانان، جهان‌گردان، ماجراجويان و كوه‌نوردان بوده است، دارد (۱).

چراي مفرط؛ هيچ تناسبي ميان ظرفيت توليد مراتع و تعداد بي‌شمار دام‌ها وجود ندارد. حتي در محدوده‌ي «پارك ملي» لار، هنوز سازمان حفاظت محيط زيست نتوانسته از ورود دام‌ها جلوگيري كند كه يك علت آن، وجود مراكز متعدد تصميم‌گيري و اعمال نفوذ در اين گونه قضايا است. به جز اثر فرسايشي روي خاك، يك تاثير مخرب ديگر حضور گله‌هاي بزرگ در منطقه، اين است كه سگ‌هاي پرشمار گله، در تمام شبانه‌روز از نزديك شدن جانوران وحشي به چشمه‌ها و ديگر آبشخورها جلوگيري مي‌كنند و در اين مورد پيوسته رقابتي نابرابر در جريان است. نتيجه‌ي اين امر (در كنار تاثير حضور شكارچيان) رانده شدن جانوران به بلندترين نقطه‌هاي كوهستان (مكان‌هاي نامناسب براي زيست) است. ديده شده كه بزهاي كوهي روي يخچال خطرناك سيوله، و گرازها روي يال‌هاي بي‌آب ارتفاع ۴۰۰۰ متر سرگردان‌اند.

امروزه، دماوند – همچون بسياري از ديگر محيط‌هاي كوهستاني كشور – با چند عامل تهديد مي‌شود:

چراي بيش از حد، با از ميان بردن پوشش گياهي، موجب فرسايش خاك مي‌شود. با توجه به اين كه عمق مفيد خاك در دماوند بسيار ناچيز است و لايه‌هاي زيرين آن به طور عمده از خاكستر و سنگ‌هاي آتش‌نشاني تشكيل شده، آسيب‌پذيري آن بسيار زياد است. در ۱۵-۱۰ سال گذشته بارها ديده شده كه بارش باران يا ذوب برف‌ها در بهار موجب روان شدن سيل يا «بهمن»هاي پردامنه از گل و لاي شده و موجب گل آلود شدن رودخانه‌ها و حتي سد شدن مسير رود هراز شده است. فرسايش خاك اثر تشديدكننده‌اي بر رانش و لغزش زمين در منطقه‌ي پرزمين لرزه‌ي دماوند دارد. اين چند عامل سبب مي‌شوند كه: ۱- ارزش مرتعي دامنه‌هاي دماوند به سرعت و تا حد جبران‌ناپذير كاهش يابد. ۲- زادآوري طبيعي ماهيان در رودخانه‌ها مختل، و حوضچه‌هاي پرورش ماهي دچار آسيب‌هاي پي در پي شود. ۳- جاده‌هاي منطقه بر اثر زمين لغزه و ريزش سنگ و خاك، تخريب و بدل به راه‌هاي پرخطر شود.

ساخت و ساز، معدن كاوي؛ جاده‌هاي غيرضروري و بسيار بدساخت كه موجب رانش دامنه‌ها، قطعه قطعه شدن زيستگاه‌ها، بد منظر شدن محيط طبيعي، و ساده‌سازي دسترسي به مراتع و شكارگاه‌ها مي‌شود، بي‌هيچ ضابطه‌اي در يكي دو دهه‌ي گذشته، گسترش يافته‌اند. نمونه‌ي بارز آن، جاده‌اي است كه از دامنه‌هاي جنوبي دماوند تا چال چال، چاك اسكندر و گردنه‌ي سرداغ (ارتفاع نزديك به ۴۰۰۰ متر) و از آنجا به سوي شمال كوه مي‌رود. اين جاده كه بدون هماهنگي با سازمان حفاظت محيط زيست و حتي وزارت راه ساخته شده، غيرضروري و مضر به حال منطقه است، و آرامش با شكوه گردنه‌ي سرداغ را خدشه‌دار كرده است.

خانه‌سازي بي‌ضابطه و تصرف منابع طبيعي براي استفاده‌ي غيرقانوني و شخصي به ميزان بس گسترده در روستاهاي منطقه در جريان است كه متاسفانه در چند سال اخير شدتي باور نكردني يافته است.

معدن كاوي در دماوند، از ديگر عوامل مخرب منطقه است؛ برداشت ماده‌ي كم ارزشي مانند پوكه از معدن‌هاي روباز قرقه و ملار، هيچ تناسبي با اين محيط پرارزش و كم‌نظير ندارد، و چهره‌ي دماوند را لكه‌دار كرده است.

آلودگي؛ در بيشتر روستاهاي اطراف دماوند و در سياه چادرهاي دام‌داران، زباله‌هاي خانگي در كوه و دره رها مي‌شوند. اين پسماندها به علت وجود انبوه مواد تجزيه نشدني كه مصرف آنها در سال‌هاي اخير شدت يافته، چشم‌انداز منطقه را خراب كرده و موجب آسيب ديدن حيات طبيعي شده است. چند نقطه از جاده‌ي پلور به رينه، به زباله‌زارهايي بدل شده كه گويا محل تخليه‌ي زباله‌هاي چندين روستا و شهرك منطقه و حتي مناطقي از شمال است. جالب توجه اين كه اين جاده، مهم‌ترين و پر رفت و آمدترين راه دسترسي به كوه دماوند است كه هر ساله پذيراي انبوه طبيعت دوستان و كوه‌نوردان ايراني و خارجي است.

تمامي مناطق اطراف دماوند، داراي آثار و محوطه‌هاي تاريخي است. ژاك دومرگان، باستان‌شناس معروف فرانسوي كه در ايران بسيار كار كرده، در سال ۱۳۱۰ پيشنهاد ثبت شهر دماوند را در فهرست آثار ملي داد كه مورد قبول دولت وقت قرار گرفت و شهر به شماره‌ي ۵۶ در اين فهرست به ثبت رسيد (۲). گو آن كه متاسفانه آثار تاريخي و طبيعي اين شهر و مناطق اطراف كوه دماوند – به ويژه در دو دهه‌ي اخير- سخت مورد تجاوز و تخريب و سودجويي‌هاي غيرقانوني قرار گرفته، اما هنوز مي‌توان در جاي جاي اين ناحيه، مسجدها، بقعه‌ها، برج‌ها، قلعه‌ها، حمام‌ها، كاروانسراها، پل‌ها، و حتي راه‌هايي را ديد كه ارزش كم مانندي دارند. در مورد راه‌هاي تاريخي، يك مورد جالب توجه قابل ذكر است: در سمت غرب روخانه‌ي لار، نزديك آبشار باشكوه و بهشتي «اسپي او» (به معناي آب سفيد) يك منزلگاه (كاروانسراي كوچك) سنگي وجود دارد كه تا حد زيادي سالم مانده است و با كمي تعمير و استحكام‌سازي مي‌تواند احيا شود. با حركت از اين نقطه به سوي گردنه‌ي كبود و قله‌ي چپكرو، در بسياري نقاط آثار مشخص جاده‌اي قديمي به وضوح به چشم مي‌خورد. تركيب هم‌ساز آثار تاريخي و زيبايي‌هاي طبيعي، پياده‌روي در اين منطقه را به تجربه‌اي به يادماندني بدل مي‌سازد.

در نقاط معدودي از جهان مي‌توان آثار تاريخي صدساله و حيات وحش را در كنار هم ديد. با جلوگيري از تجاوز به ميراث‌هاي طبيعي و فرهنگي، و با ترميم آنها مي‌توان محدوده‌ي دماوند را به يك جاذبه جهاني بدل ساخت كه براي كشور اعتبار فراهم آورد، و پشتوانه‌ي اقتصاد ما هم باشد. ارزش‌هاي اين محدوده به اندازه‌اي است كه شايد بتوان آن را به كمك يونسكو در فهرست «ميراث جهاني» ثبت كرد. در اين راه، گرچه دولت بايد با اجراي قانون و بستن راه تخطي از آن، و اختصاص بودجه كمك كند، اما لازم است عموم مردم، و سازمان‌هاي مردمي (غيردولتي) هم با اصلاح نگاه خود، و جايگزين ساختن آينده‌نگري به جاي سودجويي‌هاي كوتاه مدت، رفتاري شايسته‌ي توجه جهاني در پيش گيرند.

در سال ۱۳۸۱ (به مناسبت سال جهاني كوه‌ها ۲۰۰۲) در بيست و يكمين جلسه شوراي عالي محيط زيست، قله‌ي دماوند (و قله‌هاي سبلان، علم كوه، تفتان) به عنوان «اثر طبيعي ملي» ثبت شد. محدوده‌ي تعيين شده براي دماوند از حدود ۴۵۰۰ متر به بالا است كه

تاریخ: 1395/12/7 بازديد: 506 ادامه
انواع کویرهای ایران

انواع کويرهاي ايران

حدود یک چهارم کشور ایران را مناطق کویری تشکیل می دهند. این مناطق در حد فاصل میان رشته کوه های شمالی یا البرز و رشته مرکزی و کوه های خاوری قرار گرفته ند. معروف ترین کویرهای ایران دشت لوت و دشت کویر است که مساحتی بیش از ۳۶۰ هزار کیلومتر مربع را فراگرفته اند.

مناطق کویری در ایران به دسته های، کویر مرکزی،‌ کویر کوچک،‌ کویر ریگ جن و کویر لوت تقسیم می شوند.

دشت لوت

در نوشته‌ های جغرافیایی از دشت لوت به ‌نام های چاله ی لوت و یا  دشت لوت و در نزد عوام به ‌دلیل برخی مشابهت ‌ها با دشت کویر اغلب به ‌نام کویر لوت نام برده می ‌شود.

بیابان لوت محدوده‌ ای است بین استان‌ های خراسان جنوبی، سیستان و بلوچستان و کرمان. این بیابان بین دو گسل نهبندان در شرق و نای بند در غرب قرار دارد. طول آن از شمال به جنوب حدود ۹۰۰ کیلومتر و غرب به شرق حدود ۳۰۰ کیلومتر است. وسعت حوضه ی آبگیر دشت لوت، حدود ۱۷۵ هزار کیلومتر مربع است که حدود یک دهم مساحت کشور را شامل می شود.

فرضیه ی قطب گرمایی زمین در لوت ابتدا در سال ۱۹۵۲ توسط پروفسور استراتیل استاد دانشگاه وین در اتریش مطرح شد. وی پس از بررسی های هوایی، غرب نصرت آباد واقع در ریگ یلان را به عنوان گرمترین نقطه زمین مطرح کرد. درسال های بعد تئودور مونو همان مکان را به عنوان قطب گرمایی زمین تایید کرد. با استناد به نقشه ثبت شده ناسا بالاترین دمای ثبت شده در کره زمین ۷۰.۳ درجه سانتیگراد در سال ۲۰۰۳ در منطقه ریگ یلان در شرق لوت به ثبت رسیده است. این دما هرگز در لوت تکرار نشد ولی بعد از این سال منطقه ریگ یلان تا سال ۲۰۰۹ بالاترین دمای هر سال زمین را به خود اختصاص داد.

دشت لوت به ‌صورت بیابان وسیع ماسه ‌ای و ریگی است. در دشت لوت حوضه‌ های محلی متعددی وجود دارد که هرکدام دسته ‌ای از رواناب‌ های سطحی اطراف را دریافت می‌ کنند. در دشت لوت پهنه‌ های کویری در داخل یا حاشیه‌ این حوضه‌ ها و یا در قسمتی از مسیر جریان ‌های فصلی و موقتی پدید آمده ‌اند. به‌طور کلی وسعت کویر در دشت لوت نسبت به زمین ‌های ماسه ‌ای و ریگی چندان زیاد نیست. از این نظر دشت لوت درست در مقابل دشت کویر قرار دارد که بیشتر وسعت آن را کویر پوشش داده است. بنابراین همان ‌طور که محققان جغرافیا در نوشته ‌های خود به کرات تاکید کرده‌اند، اطلاق کویر لوت بر این منطقه صحیح نبوده و باید از آن به عنوان دشت لوت یا بیابان لوت نام برد. (علایی طالقانی، محمود. ژئومورفولوژی ایران. نشر قومس، ۱۳۸۶)

در پای کوه‌ های مشرف به کویر لوت، آثاری از سکونت انسان از هزاره چهارم پیش از میلاد مسیح مشاهده شده‌است. (شهداد و جغرافیای تاریخی دشت لوت ، نگارش دکتر احمد مستوفی، نشریه شماره ۸ گزارش‌های جغرافیایی ، دیماه ۱۳۵۱)

در مورد نام گذاری این دشت اتفاق نظر وجود ندارد. در شرح محمد ابن ابراهیم از فرار حشم غزها از کرمان به نام «لوط» اشاره شده که آن هم نامی بوده است که به شهر خیالی کلوت ها اطلاق می گردیده است. می توان نتیجه گرفت که در زمان های گذشته تمام بیابان لوت کنونی، نام لوت نداشته و تنها  بخشی از منطقه کلوت ها، «لوط» نامیده می شده است.

«سر پرسی سایکس»  بدون ذکر منبعی اشاره کرده است که لوت مشتق از نام لوط پیامبر (ع) برادرزاده حضرت ابراهیم نبی (ع) است. توصیفی که از سرزمین قوم لوط در تورات و قرآن آمده است بسیار شبیه به بیابان لوت است که پس از نفرین حضرت لوط به سرزمین خشک و بایر تبدیل شده است.

از سویی کلمه ی لوت در زبان ترکی به معنی برهنه و فاقد هر چیز، است.

جاذبه ها

– کلوت ها: کلوت ها (کلوت اصطلاح محلی است) به خندق‌های بسیار عظیم که حاصل فرسایش آبی و بادی است گفته می شوند. منطقه ی کلوت ها از دور به خرابه‌های شهری بزرگ می‌ماند و از آن به عنوان شهر کلوخی یاد می شود.

– هرم های ماسه ای مرتفع: درلوت ارتفاع برخی هرم‌ها گاه به ۴۸۰ مترمی‌رسد.

– مخروط های آتشفشان: ۴۰ مخروط آتشفشان کواترنر در سطح دشت لوت وجود دارد.

– کویر پا شتری: سطح این نوع زمین‌ها این طور به ‌نظر می‌رسد که پس از بارندگی زیاد خیس شده و تعدادی شتر روی آن راه رفته‌اند.

– هامادا (Hammada): دشت‌هایی از ریگ، شن و پوشیده از خاک‌های ریگی که فاقدگیاه است.

– پهنه‌هایی به شکل چند ضلعی‌های متعدد که حاصل قشر نمکی ضخیم و تبخیر شدید سطح زمین است.

– پهنه‌های وسیع ماسه و ریگ با طیف رنگی قهوه‌ای روشن تا خاکستری و سیاه نظیر «گدارباروت»

– دشت‌هایی از گدازه‌های بازالتی چاله چاله نظیر «گندم بریان»

پوشش گیاهی

در حدود ۲۰ کیلومتری شهداد، درختان و درختچه های گز در گلدان‌ های بیابانی لوت جای گرفته ‌اند که به آن نبکا یا تل‌های گیاهی گفته می‌ شود.

زمین ‌های بین نبکاها (Nebka) پوشیده از ماسه ‌است و نبکاها عموماً در سطح همواری که میزان ماسه ی آن متوسط و سطح آب زیر زمین بالا بوده و یا رطوبت موجود کافی برای حیات پوشش گیاهی باشد ظاهر می ‌شوند. عناصر تشکیل دهنده ی نبکا شامل ماسه – لای، رس و سلت است.

نبکاهای چندین ساله و دائمی در تغییر سطح سفره آب زیر زمینی، هرزآب ها، تبخیر، تعرق و کنترل رسوبات بادی در منطقه نقش اساسی دارند.

ربدوها (Rebdou) با ابعاد بزرگ‌تری از نبکاها متمایز می‌شوند. طول آنها به ۲ تا ۷ متر و عرضشان به ۱ تا ۵ متر می‌رسد. غیر از ابعاد، شکل ربدوها نیز پیچیده تر از نبکاها است. و گاهی چند مخروط را نشان می‌دهد که کنار هم قرار گرفته‌اند. مرتفع‌ترین ربدوها در لوت غربی دیده می‌شود که گاه ارتفاع آنها به ۱۲ متر می‌رسد.

دشت کویر

کویر مرکزی که به نام های چاله ی کویر، دشت کویر و کویر نمک هم شناخته می شود در مرکز فلات ایران قرار گرفته است. این کویر از شمال به دامنه های البرز مرکزی و شرقی و از غرب به جاده ارتباطی دامغان به جندق و کویر ریگجن، ازشرق به کوه های پیرحاجات و ازبک کوه و از جنوب به محور ارتباطی خور- طبس محدود می شود.

طول آن ۸۰۰ کیلومتر و عرض آن در حدود ۶۰۰ کیلومتر می باشد. قسمت عمده ی آن را باتلاق های وسیع فرا گرفته اند و در حاشیه پوشیده از تپه های ماسه ای و ارتفاعات پراکنده است. و پوشش گیاهی آن عمدتا ًهالوفیت است. این بیابان یکی ازقطب‌های حرارتی زمین محسوب می‌شود. دمای آن در تابستان به ۵۰ درجه می‌رسد وگاهی اختلاف دمای بین روز و شب به ۷۰ درجه سانتیگراد می‌رسد.

پارک ملی کویر، پارک ملی خارتوران، کویر بجستان، کویر حاج علیقلی (دامغان)، کویر مسیله، بیابان مرنجاب، بیابان بندریگ در این منطقه واقع شده اند و نام آن از کویرهای گسترده واقع در آن گرفته شده‌است.

دقیقاً مشخص نیست که کلمه کویر از چه زمانی وارد زبان پارسی شده است. بعضی معتقدند که کلمه کویر ریشه ای از کلمه کبیر عربی به معنای بزرگ دارد و دشت کویر به معنای دشتی بزرگ و پهناور است. از دیگر کلماتی که می تواند ریشه اصلی کلمه کویر باشد می توان به گور یا کور اشاره کرد. از آنجایی که این منطقه در زمان های گذشته دارای گله های گور خر بوده است و کور درزبان ساسانی به معنای ساده است میتوان به این نتیجه رسید که کویر از ریشه ساسانی کلمه کور گرفته شده است.

همچنین کپه یا کفه در پارسی پهلوی به معنی فنجان یا کاسه بوده است و از آن جا که کویر مانند کاسه ای محصور به کوه های اطراف بوده می تواند وجه تسمیه کویر باشد. از دیگر کلمات  می توان به کفره اشاره کرد که ریشه ی عربی دارد و کماکان در صحرای آفریقا به کویر های آن اتلاق می شود.

زمین شناسان معتقدند که این کویر درزمان های گذشته دریای کم عمقی به نام تیس بوده است که در مرور زمان وبه علت گرمی هوا خشک شده است. وجود رسوبات لایه ای در این کویر فرضیه فوق را براحتی اثبات می کند.

قسمت عمده این کویر پوشیده از باتلاق و در حواشی شرقی پوشیده از تل ماسه ها و یا تپه های شنی می باشد. در قسمت های غربی، این کویر پوشیده از خاک های رسی پف کرده عاری از پوشش گیاهی می باشد.

در روزگاران گذشته جاده کاروان گذری از طرود به عروسان وجود داشته که به مرور زمان اهمیت خود را از دست داده است. عدم وجود پوشش گیاهی در عمده پهنه این کویر و وجود زمین های پست باعث شده که کوچکترین بارش سبب ایجاد باتلاق های مهیبی در این کویر گردد. ازاین رو عبور ازاین کویر بدون مطالعات لازم و بررسی دقیق ماه های بارش مخاطره آمیز است.

دیگر محور ارتباطی که در زمان های گذشته کاروانیان از آن استفاده میکرده اند محور حلوان به عروسان بوده است که حتی در آن زمان نیز به ندرت و در مواقع ضرورت مورد استفاده قرارمیگرفته.

میزان دمای هوا در گرمترین زمان در روز (ماه تیر) به حدود ۶۰ درجه و درشب در حدود ۲۵ تا ۳۰ درجه می باشد. این اختلاف فاحش دما باعث خرد شدن کامل سنگ ها می شود. در فصول سرما میزان دما در روز در حدود ۱۳ تا ۱۷ درجه و در شب در حدود ۰ تا ۷- می باشد . میانگین بارندگی در این کویر در حدود ۲ تا ۵ میلیمتر در سال می باشد.

درمناطق پست کویر نمک کوه‌هاى منفردى وجود دارد که در اثر حرکات تکتونیکى ارتفاع پیداکرده و چون جنس سختى دارند در مقابل فرسایش مقاومت بیشترى نشان مى‌دهند.

ازنظر ساختمانى کویر نمک با کویر لوت تفاوت بسیار دارد چه چاله لوت حفره‌اى است که در اثر شکستگى طبقات زمین احداث شده در حالى ‌که کویر نمک یک چاله ی بزرگ زمین‌شناسى مى‌باشد. عمده پهنه ی کویر دارای رسوبات نمکی فراوان می باشد که عمده ی رسوبات و مواد فرسایشی آن از دامنه های فرسایش یافته البرز شکل گرفته است.

قسمت اعظم مرکز کویر نمک پوشیده از خاک های رسی نمکی می باشد که در اثر بارش های پراکنده سطحی بسیار سخت و نامنظم شده اند. در قسمت های جنوب و مرکزی کویر، دریاچه های نمکی قابل مشاهده هستند.

جاذبه ها

– آب انبارها: از آب انبارهای پراکنده موجود در مسیرهای عبوری از عرض کویر می توان به عنوان آثار باستانی موجود در این کویر اشاره کرد. از این میان می توان به آب انبارهای سر کویر، میانه و دولاشی در مسیر ارتباطی معلمان به جندق اشاره کرد.

– ناحیه ی بیابانک: همچنین ناحیه ی بیابانک که ناحیه ای قدیمی در حاشیه ی جنوبی دشت کویر بوده و در گذشته بر سر راه نایین به نیشابور قرار داشته است و نشانه هایی از مسکونی بودن این منطقه پیش از اسلام وجود دارد. از جمله می توان به آتشکده ای درحاشیه ی روستای مهرجان اشاره کرد. همچنین،

– شهر جندق: این منطقه به زندان و تبعیدگاه انوشیروان دادگر معروف بوده است و گنبدی قدیمی به نام هشت درب متعلق به دوره ی ساسانیان در آن وجود دارد.

تاریخ: بازديد: 492 ادامه
تلاش ما در این وب سایت افزایش سطح آگاهی علمی و همچنین فراهم کردن منابع اطلاعاتی برای استفاده در تحقیقات و پروژه های دانش آموزی و دانشجویی می باشد، لذا سپاسگذار خواهیم بود اگر تا حد امکان از منابع سایت تنها در پیشینه تحقیق و مقاله خود استفاده نمائید.