خواجه عبدالله انصاری - دانش آنلاین


مطالب آموزشی 30

آموزشگاه کامپیوتر

:: ویندوز :: شبکه :: سخت افزار :: نرم افزار آفیس :: امنیت :: عمومی

آموزشگاه موبایل

:: آموزش اندروید :: معرفی موبایل

دانش آموزان 25

دوره آموزش ابتدایی

:: پایه اول :: پایه دوم :: پایه سوم :: پایه چهارم :: پایه پنجم :: پایه ششم

دوره اول آموزش متوسطه

:: پایه هفتم :: پایه هشتم :: پایه نهم

دوره دوم آموزش متوسطه

:: پایه دهم :: پایه یازدهم :: پیش دانشگاهی :: قنی حرفه ای :: کاردانش

علوم پایه

:: ریاضی :: فیزیک :: شیمی :: زیست شناسی

فنی مهندسی 67

:: مهندسی الکترونیک :: مهندسی عمران :: مهندسی برق :: مهندسی کامپیوتر :: مهندسی شیمی :: مهندسی صنایع :: مهندسی معدن :: مهندسی مکانیک :: مهندسی دریا :: مهندسی تاسیسات :: مهندسی کشاورزی :: مهندسی نفت :: مهندسی معماری :: مهندسی طبیعی و محیط زیست :: مهندسی صنایع غذایی

علوم انسانی 67

:: مدیریت :: ادبیات :: حسابداری :: حقوق :: فلسفه :: دسته بندی نشده

پزشکی

:: بیماری‌ها و اختلالات و درمان :: رشته‌های پزشکی و پیراپزشکی :: تجهیزات پزشکی :: تجهیزات پزشکی :: کمک‌های اولیه :: کالبدشناسی انسان

پیوند ها

:: راهنمای خرید :: شماره حساب ها :: شرايط و قوانين :: پرسشهای متداول
تماس با ما
نماد های اعتماد
logo-samandehi
:: بازدید امروز : 53 بار
:: بازدید دیروز : 1622 بار
:: بازدید کل : 6095744 بار
:: مطالب ارسال شده : 91 پست
:: فایل های ارسال شده : 472 پست
:: بروز رسانی : 10 اسفند 1395
:: نسخه سایت: Beta 0.10

ابواسماعیل عبدالله بن ابی‌ منصور محمد (۳۹۶-۴۸۱ ق)، مفسر، محدث، فقیه و عارف قرن پنجم است که به سبب رسیدن نسبش به ابوایوب انصاری معروف به خواجه عبدالله انصاری است. اثر معروف او «مناجات نامه» است.

 

ولادت

ابواسماعیل عبدالله بن ابی‌ منصور محمد متولد دوم شعبان سال ۳۹۶ هجری قمری در كهندژ هرات می باشد، پدرش از نوادگان ابو ایوب انصاری صحابی رسول الله(ص) است. ابوايوب كسي است كه رسول خدا(ص) هنگام هجرت از مكه به مدينه مدتی در خانه‌‌اش سکنی گزید.

 

القاب

این عارف نامدار، معروف به پیرهرات، پیر انصار، خواجه عبدالله انصاری، انصاری هروی و شیخ الاسلام می باشد که این لقب آخر را ظاهراً نخستین بار خلیفه عباسى “المقتدى” در سال ۴۷۴ ق به او داد و از آن پس این لقب براى پیر هرات علم شده و رسمیت یافته است.

دوران کودکی و نوجوانی

خداوند به عبدالله هوش و حافظه ای خارق العاده عطا کرده بود و شايد بدليل همين هوش سرشار وشگفت بود که او را خيلی زود یعنی در سن چهار سالگی به مدرسه فرستاند، اﺑﻮﻣﻨﺼﻮر ﭘﺪر خواجه عبدالله در ﺗرﺑﻴﺖ و ﺁﻣﻮزش ﻓﺮزﻧﺪ بسیار کوشید.

عبداالله مراحل و مراتب کسب علم و فضل و دانش و کمال را يکی پس از ديگری می پيمود. استعداد و حافظه او از همان زمان توجه استادان او را که با دقت بوسيله پدرش انتخاب شده بودند به خود جلب ميکرد. روش او در کسب علم و دانش چنين بود که بامداد برای قرآن خواندن نزد مقری ميرفت و پس از آن به درس خواندن مشغول ميشد، مشق روی ورق مينوشت و از حفظ ميکرد، هنگامی که از اين کارها فراغت می يافت چاشتگاه بود و زمان رفتن نزد اديب و نوشتن و حفظ کردن. او ساعات روز و شب را برای انجام درسهای مختلف تقسيم کرده بود.

در نه سالگی بدان درجه از فهم و دانش رسيده بود که می توانست از محضر استادانی چون قاضی ابومنصور ازدی و جارودی استفاده نموده، املای حديث کند و در چهارده سالگی بدان پايه رسيد که بر منبر بر آمد و مجلس گفت. در همين سن او بيش از هفتاد هزار و به روايتی صد هزار بيت شعر از شعرای عرب از حفظ داشت

از جمله استادانش يحيي بن عمار شيباني را نام برده‌‌اند كه از شيراز به هرات آمده و به تعليم و تدريس مشغول بود وی در تفسیر، حدیث، شعر و ادب بسیار توانا بود و خواجه از محضر او استفادۀ بسیار کرد.

مسافرتهای خواجه برای گرد آوری احادیث

خواجه عبدالله انصاری در سال ۴۱۷ قمری در سن ۲۱ سالگی برای تکمیل تحصیلات به نیشابور رفت. سپس به طوس و بسطام سفر کرد و به شنیدن و ضبط و ثبت احادیث همت گماشت و در این راه تلاش بسیاری نمود چنانچه خود گفته است : “سیصد هزار حدیث و هزار هزار سَـند حفظ كرده ام.”

وی در اين راه رنجهايی را بر خويش هموار کرد که کمتر کسی کرده بود و يک نمونه از آن پيمودن راه ميان نيشابور و دزبار بحالت رکوع در زير باران بود تا جزوه های حديث را که بر شکم خود گرفته بود خيس نشود.

خواجه در سال ۴۲۳ خواجه عازم سفر حج شد و بر سر راه مکه در بغداد توقف کرد تا مجلس درس ابومحمد خلال بغدادی را درک کند.

در بازگشت از سفر حج به زیارت شیخ ابوالحسن خرقانی رفت که این زیارت در وي تاثیر گذاشت و ذوق عرفاني او را بارورتر کرد.

ديدار خواجه عبدالله انصاری با شيخ ابوالحسن خرقاني

داستان ديدار خواجه عبدالله با ابو الحسن خرقاني از آغاز با نوعي جذبه و شوق همراه بوده است. خواجه عبدالله انصاري در سال ۴۲۴ق براي بار دوم به عزم سفر حج از هرات خارج شد. در بازگشت از ري به سوي خراسان به ديدار شيخ ابوالحسن خرقاني رسيد. خرقاني چنانکه از گفتار خواجه عبدالله انصاری در طبقات و منابع ديگر بر مي آيد، شخصي عامي بود که “الحمد” را “الهمد” ميخواند. ولی خواجه عبدالله می گوید من از وي پنج سؤال کردم؛ سه به زبان و دو به دل، همه را جواب گفت. و در تمام اين احوال دستهاي مرا در ميان دو دست خويش گرفته بود. خواجه پيران فراوان ديده بود و سخنان فراوان شنيده بود، ولي در يک ساعت که با خرقاني بود، همه سخنان که شنيده بود وهمه پيران که ديده بود، را رها کرد. چنانچه گفته است: “مشايخ من در حديث و علم شرع بسيارند، اما پير من در اين کار يعني در تصوف و حقيقت شيخ ابوالحسن خرقاني است.” و باز گفته است: “اگر من خرقانی را ندیدمی، حقیقت ندانستمی و همواره این با آن در می آمیختمی، یعنی نفس با حقیقت.” و البته خرقانی نیز به خواجه عبدالله توجه خاصی داشت چنانچه مریدان خرقانی گفته اند: « سی سال است که تا با وی صحبت می داریم. هرگز ندیده ایم که کسی را چنان تعظیم کند که تو را و چنان نیکو داشت که تو را.»

خواجه عبدالله همچنین از ديگر مشايخ صوفيه عصر خود مانند شيخ ابوسعيد ابوالخير نيز درك فيض كرده است.

خواجه عبدالله انصاری در اواخر عمر که دورۀ اوج شهرت او محسوب می شد با خواجه نظام الملک و پادشاهان ادب پرور سلجوقی (الب ارسلان و ملکشاه) هم عصر بود.

خواجه عبداالله نه تنها محدث و مفسر عاليمقام و عارفی وارسته و پُر سوز و بزرگ بود، بلکه خطيبی بليغ و واعظی توانا و شاعری استاد نيز بود، به گفتهء او شايد تا سالهای آخر عمر شش هزار شعر تازی بر وزن درست و راست سروده بود .

نابینا شدن خواجه عبدالله انصاری

هشت سال آخر عمر او يعنی از سال چهارصد و هفتاد و سه به بعد در کوری و نابينايی گذشت ولی نه کوری و نه پيری هيچکدام او را از تفسير و تذکير و مخالفت با مخالفان باز نداشت.

آثار

خواجه عبدالله انصاری ، آثار خود را با نثر زیبای مسجع به زبانهای عربی و دری نوشته است. وی چندین کتاب را تالیف نموده که تعداد نوشته هایش به ۳۲ اثر می رسد. چند کتاب معروف ایشان عبارت است از: صد میدان، کتابی است فارسی که خواجه عبدالله انصاری هزار مقام میان انسان و خدا را به رشته تحریر درآورده است.

– منازل السائرین، مهمترین اثر خواجه در سیر و سلوك عرفانی است که به زبان عربى نگاشته شده، که منازل چندگانه اى را كه عارف در طى مقامات خویش مى باید به سر آورد را بیان می دارد، این كتاب را خواجه در اواخر عمر تصنیف كرده است.

– طبقات ا لصوفیه، این كتاب از امالى پیر هرات است. اصل آن كتابى است كه ابوعبدالرحمن سلمى، زاهد و مفسر و محدث و عارف نامدار خراسان ، در ۴۱۲ ق به عربى نگاشته است.

– تفسیرالهروى، این كتاب گذشته از شریعت، به آنچه نزد خواجه تعبیر به طریقت و حقیقت مى شده، نیز نظر دارد.

– الاربعین فى الصفات، کتاب طرز تلقى خواجه از مسائل كلامى و مخصوصاً نماینده رأى او در باب تشبیه و تجسیم است.

– ذم الكلام و اهله، این رساله ظاهراً مربوط به اواخر عمر خواجه است، که شیخ نسبت به مسائل متكلمان اظهار تبرى مى كند، این رساله مجموعه اى است از احادیث در باب ضرورت دورى از خوض در كلام. # مناجات نامه، که بیشتر شهرت خواجه عبدالله به سبب این کتاب است كه به نثر مسجع و روان فارسى نگاشته است. نثر او در مناجات نامه، مانند یك شعر آكنده از شور و ذوق و جذبه و عرفان است.

خواجه عبدالله علاوه بر اینها کتابهای دیگری نیز دارد چون: نصایح، زادالعارفین، کنزالسالکین، قلندرنامه، محبت نامه، هفت حصار، رساله، دل و جان، الهی نامه و… که همگی به نثر مسجع هستند.

مناجات نامه

مناجات نامه، هر چند رساله اي عرفاني است، ولی از جهت تعليمي و حكمي نيز قابل توجه است؛ از همين روست كه محتواي كلمات قصار خواجه را بر سه گونه دانسته اند: عرفاني، حكمي و تعليمي.

از آنجا كه اين رساله گزيده اي از آثار مختلف خواجه است، مباحث عرفاني آن نيز متنوع است و از اصول و مباني عرفاني تا سلوك عملی، احكام و مقررات ديني و زهد آميز را شامل مي شود. مهم ترين مباحث عرفاني اين رساله عبارت است از: توحيد، آفرينش، تجلي ذات و صفات، عشق و عنايت، ابليس و موضوع تقدير، علم و عمل، ذمّ كرامت و نكوهش معرف رسمي و عبادت بر سبيل عادت.

نمونه ای از نثر مسجع در مناجات نامه

الحمدلله. ستایش خدای مهربان، کردگار روزی رسان، یکتا در نام و نشان. خداوندی که ناجُسته، یابند و نادَریافته، شناسند و نادیده، دوست دارند. قادر است بی‌احتیال؛ قیوم است بی‌گشتن حال. در ملک ایمن از زوال؛ در ذات و نعت، متعال. لم یزل و لایزال؛ موصوف به وصف جلال و نعت جمال. عجز بندگان دید در شناخت قدر خود و دانست که اگر چند کوشند، نرسند و هرچه بپویند، نشناسند.

الهی به حرمت آن نام که تو خوانی و به حرمت آن صفت که تو چنانی، دریاب که می توانی

الهی، عمر خود به باد کردم و بر تن خود بیداد کردم؛ گفتی و فرمان نکردم، درماندم و درمان نکردم.

الهی، در دل های ما جز تخم محبت مکار و بر جان های ما جز الطاف و مرحمت خود منگار و برگشت های ما جز باران رحمت خود مبار. به لطف، ما را دست گیر و به کرم، پای دار.

الهی، بهشت و حور چه نازم، مرا دیده ای ده که از هر نظر بهشتی سازم.

الهی، اگر تو مرا خواستی من آن خواستم که تو خواستی.

ادامه مطالب را بعد از دانلود در فایل مطالعه نمایید...

می توانید برای دریافت بروز مطالب در کانال تلگرام ما عضو شوید.

کد مطلب:1138

اشتراک گذاری کنید:گوگل+لینکداینتلگرام
:: Information 750
این فایل از نظر فونت ، اندازه و ساختار کاملا استاندارد است و آماده چاپ می باشد.
نوع فایل: ورد doc
حجم: 71 کیلوبایت
تعداد صفحه: 7
تاریخ بروزرسانی: 10 اسفند 1395
راهنما : برای مشاهده راهنما اینجا را کلیک نمایید
:: Comments


نظرات بسته شده.