پیوند ها

:: راهنمای خرید :: شماره حساب ها :: شرايط و قوانين :: پرسشهای متداول
تماس با ما پورتال سازمان آموزش فنی و حرفه ای کشور
نماد های اعتماد
تعرفه ها
logo-samandehi
:: بازدید امروز : 108 بار
:: بازدید دیروز : 200 بار
:: بازدید کل : 111568 بار
:: مطالب ارسال شده : 131 پست
:: فایل های ارسال شده : 510 پست
:: بروز رسانی : 30 آذر 1395
:: نسخه سایت: Beta 0.10
سبد خرید
پرداخت

تعداد موارد موجود در سبدخرید: 0

  • سبد خریدتان خالی است.
  • صفحه اول روزنامه ها
    آرشیو

    اشاره:

    عنوان ادبیات پایداری معمولاً به آثاری اطلاق می‌شود که تحت تأثیر شرایطی چون اختناق و استبداد داخلی،نبود آزادیهای فردی و اجتماعی، قانون‌گریزی و قانون‌ستیزی با پایگاههای قدرت، غصب قدرت و سرزمین و سرمایه‌های ملی و فردی و… شکل می‌گیرند. بنابراین جان‌مایه این آثار با بیداد داخلی یا تجاوز بیرونی در همه حوزه‌های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی و ایستادگی در برابر جریانهای ضد آزادی است.

    صرف‌نظر از ویژگیهای کلی این نوع ادبیات، آن‌چه وجه ممیزه آن از سایر مقوله‌های ادبی است، در پیام و مضمون آن نهفته است. بدین معنا که آثاری از این دست اغلب آیینه دردها و مظلومیتهای مردمی هستند که قربانی نظامهای استبدادی شده‌اند. این آثار ضمن القای امید به آینده و نوید دادن پیروزی موعود؛ دعوت به مبارزه و ایستادگی در برابر ظلم و ستم، ستایش آزادی و آزادگی، ارج نهادن به سرزمین مألوف و شهیدان و جان‌باختگان وطن را در بطن خود دارند.

    یکی از دغدغه‌های اصلی نویسندگان و شاعران این نوع ادبیات، بی‌هویتی نسلی است که رفاه غربت، آنها را از درد و رنج ملت خویش غافل کرده است. از این روست که می‌کوشند با طرح نمادهای اسطوره‌ای ملی و تاریخی، عرق وطن‌دوستی و دفاع از آب و خاک و تلاش برای رسیدن به وضع مطلوب (به جای تن دادن به وضع موجود) را در افراد ایجاد کنند.

    نخستین و بایسته‌ترین گام در بحث و تحلیل هر مقوله‌ای، شناخت جغرافیایی آن موضوع و ترسیم مرزهای آن است. بی‌گمان برای بسیاری از موضوعات، فراخنا و گستره‌ای بی‌مرز می‌توان قائل شد و این شیوه‌ای است که در حوزه علوم انسانی متداول‌تر است و البته جز گره‌افکنی در کار و ایجاد ابهام و سردرگمی ره‌آوردی ندارد. ادبیات مقاومت یا پایداری نیز مصون از این خطرگاه نیست. می‌توان دامنه ادبیات پایداری را به هر نوع ایستادگی و رویارویی انسان که در قالب شعر و نثر ظهور و بروز می‌یابد گسترش داد. در این صورت سروده‌های نخستین انسان در ستیز با عناصر طبیعت و عوامل مرموز مؤثر در سرنوشت، نوشته‌ها و سروده‌هایی که ستیز انسان با خویش و خواهشهای شکننده و اسارت‌آفرین را باز می‌گویند و همه آثاری که به جنگهای تاریخ ملتها برمی‌گردند در قلمرو ادبیات پایداری قرار می‌گیرند.

    اما این شیوه تحلیل و تبیین و اعتقاد به چنین میدان فراخ و بی‌مرزی نه علمی است و نه منطقی. از نظرگاه علمی، ادبیات پایداری به مجموعه آثاری اطلاق می‌شود که از زشتیها و پلشتیهای بیداد داخلی یا تجاوزگر بیرونی، در همه حوزه‌های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی؛ با زبانی هنری (ادیبانه) سخن می‌گوید. برخی از این آثار، پیش از رخ نمودن فاجعه، برخی در میان جنگ یا پس از گذشت زمان ـ به نگارش تاریخ آن می‌پردازند (شکری، ص ۱۱ـ۱۰).

    کاربرد عنوان ادبیات پایداری بسیار جوان است و عمدتاً به سروده‌ها، نمایشنامه‌ها، داستانهای کوتاه و بلند، قطعات ادبی، طنزها، حسب حالها، نامه‌ها و آثاری گفته می‌شود که در همین سده، نوشته و آفریده شده‌اند و روح ستیز با جریانهای ضد آزادی و ایستادگی در مقابل آنها را نشان می‌دهند و متضمن رهایی و رشد و بالندگی جامعه‌های انسانی هستند.

    ویژگیهای کلی ادبیات مقاومت

    بین ادبیات مقاومت با دیگر حوزه‌های ادبیات، گذشته از بیان هنرمندانه، ویژگیهای مشترک زیر به چشم می‌خورد:

    ۱ـ بهره‌گیری از نماد

    آنچه این نوع ادبیات را به استفاده از نماد ناگزیر کرده است، نه فقط حاکمیت فضای اختناق، تهدید و ارعاب، که زیبایی، ایجاز و قدرت در رساندن مراد و مقصود بوده است.

    ۲ـ چهره انسانی عام داشتن

    نمونه‌های شاخص و برجسته ادب پایداری هرچند نمودها و نمادهای قومی، منطقه‌ای و ملی را در خویش دارند، اما به دلیل آنکه زبان وجدان عام بشری هستند، همه انسانها در هر زمان و مکان می‌توانند با آنها ارتباط درونی بیابند. به دیگر زبان ادبیات پایداری، فرازمانی و فرامکانی است و هرکس در همه گاه و همه‌جا می‌تواند در آیینه آن آثار خود را بیابد یا چهره سیاه زشت‌کاران و اندوه نشسته بر چهره دردمندان و شکوه ایستادن و ستیز با بیدادگریها را در آنها تماشا کند.

    ۳ـ مشترکات ادبی، زبانی، فکری

    آثار ماندگار و موفق ادب پایداری همچون آثار بزرگ ادبی در حوزه‌های دیگر، می‌توانند در قالب سبکهای گوناگون تجلی یافته، از نظرگاه و ساختهای گوناگون ادبی، زبانی و فکری تحلیل و ارزیابی شوند. این آثار از زیباییهای لفظی و معنوی سرشارند، از نظرگاه زبانی قابل تحلیل و تأمل‌اند و از نظرگاه فکری و اندیشگی، مضامین بلند و اصیل انسانی در آنها متجلی است.

    شاخصهای ادبیات مقاومت

    گذشته از وجوه مشترک با دیگر مقوله‌های ادبی، وجوه بارز و متمایزی در ادبیات مقاومت دیده می‌شود که برخی از آنها عبارتند از:

    ۱ـ ترسیم چهره رنج کشیده و مظلوم مردم

    مردم، قربانیان نخستین نظامهای بیدادگر و استثمارپیشه‌اند. فقر، فساد، سرگردانی، مرگ و حتی جنایت محصول استبداد و بیداد است. ادب پایداری آیینه دردها، رنجمویه‌ها، شروه‌ها و مرثیه‌های مردم است؛ مردمی که گدازه‌های درون را در خاکستر نگاهشان فریاد می‌کنند و شاعر، شعرش را تفسیر این دردها می‌سازد:

    فلاتی بی‌باران

    با علف‌چرهای قحطی‌زده‌اش

    و گله‌ای پراکنده

    که در جست‌وجوی خاربنی دندان‌گیر

    بر خاکِ پوکِ سرخ سوخته‌اش

    پوزه می‌مالد

    و چوپان‌بچه‌ای بی‌لبخند

    که با نی‌لبکش

    چهار ترانه غمگین را

    پی‌درپی می‌نوازد

    ?‏

    مرگی ساده و پردرد

    در طبیعت زیبا و فقیر

    این است سهم ما

    از تمامی بولیوی!

    ‏ (در فکی، ص ۳۹)

    ‏ ۲ـ دعوت به مبارزه

    ادب مقاومت، پرخاشگر و تندخو و بی‌پرواست و دعوت‌کننده به قیام، ایستادگی و ایثار؛ دعوتی که گاه به صورت فریاد اعتراض است و گاه در چهره نبرد مسلحانه:

    فریادهای وطن را

    بر گیتارهایتان بنوازید

    تا ترانه‌های ناخوانده

    چون خونی جوان

    در رگها بجوشد

    و عشق

    چون زیباترین دختر بومی

    در حلقه آزادی و بهار

    دست بیفشاند

    آرزوهای سوخته

    در حنجره‌هاتان تازه می‌شود.

    و سرودهاتان

    زحمتکشان را رویین‌تن می‌کند

    میراث تازیانه‌خوردگان را

    ـ هرچه هست ـ

    بر گیتارهایتان بنوازید

    زخمه‌هاتان

    پرواز کبوترانی خون‌رنگ

    و آوایتان

    جرعه‌ای خوش

    برای عطشناک گلوی وطن است

    عصیانهای وطن را

    بی‌آنکه نفس تازه کنید

    بر گیتارهایتان بنوازید

    (پیشین، ص ۹۸-۹۷)

    ‏ ۳ـ بیان جنایتها و بیدادگریها

    در نظامهای مستبد و بیدادگر، شکنجه و تازیانه و زندان، خفه کردن فریادها در گلو، تبعید و ترور، قانون است. جواد جمیل شاعر عراقی در شعری با عنوان ترور می‌گوید:

    …صدای تق‌تق قدمهایشان بلند بود

    صدایشان طعم مرگ می‌داد.

    و چشمهایشان چون چشمان وحوشی بود

    که شب جنگ آن را پوشانده باشد

    ـ کیستند؟

    ـ اسم لازم نیست

    آمده‌ایم تا چیزهایی را بشناسی.

    و آرامش شب

    با صدای تیری لرزید

    و ریسمان باریکی از خون

    خاموشانه پیچید

    بر جسد زرد

    یک تکه ورق پیدا کردیم

    تروریستها

    نصّ قانون برایشان اجرا شد.

    ‏ (جمیل، ص ۷۸)

    و جبرا ابراهیم جبرا شاعری از سرزمین فلسطین در مجموعه شعر در بیابانهای تبعید از تبعید و خیانت می‌گوید:

    بهارهای پیاپی را در بیابانهای تبعید می‌گذرانیم.

    با عشق خود چه کنیم

    درحالی‌که چشمانمان پر از خاک و شبنم یخ‌زده است؟

    (بدوی، ص ۵۲۴)

    ادامه مطالب را بعد از دانلود در فایل مطالعه نمایید...

    می توانید برای دریافت بروز مطالب در کانال تلگرام ما عضو شوید.

    کد مطلب:341

    :: Information 708
    این فایل از نظر فونت ، اندازه و ساختار کاملا استاندارد است و آماده چاپ می باشد.
    موضوع :
    نوع فایل: ورد | doc
    حجم: 108 کیلوبایت
    تعداد صفحه: 22
    تاریخ بروزرسانی: 30 آذر 1395
    راهنما : برای مشاهده راهنما اینجا را کلیک نمایید
    :: Related Posts
    :: Comments
    

    نظرات بسته شده.