دانش مدیا
آرشیو

پیوند ها

:: راهنمای خرید :: شماره حساب ها :: شرايط و قوانين :: پرسشهای متداول
تماس با ما پورتال سازمان آموزش فنی و حرفه ای کشور
حمایت می کنیم
تازه های نقطه‌ ویرگول
آرشیو
تبلیغات
تعرفه ها
امروز : شنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۹
امام در سنگر مبارزه

روحیه مبارزه و جهاد در راه خـدا ریـشـه در بینـش اعـتـقـادى و تربـیت و محیط خانـوادگى و شرایط سـیـاسى و اجـتماعى طـول دوران زندگى امام خمینی (ره) داشـتـه است. مـبارزات ایـشان از آغاز نـوجـوانـى آغـاز و سـیـر تکاملى آن به مـوازات تکـامـل ابـعاد روحى وعـلمى ایـشان از یکـسـو و اوضاع و احـوال سیاسـى و اجتماعى ایـران و جـوامع اسـلامـى از سـوى دیگـر در اشکـال مخـتـلف ادامـه یـافـته است و در ســـال ۱۳۴۰ و ۴۱ ماجراى انجمـنهاى ایالـتى و ولایـتى فرصـتـى پـدیـد آورد تا ایـشان در رهبـریت قـیام و روحـانیـت ایـفاى نقـش کنـد و بـدیـن تـرتـیـب قـیـام سراسرى روحانیت و ملت ایـران در ۱۵ خـرداد سال ۱۳۴۲ با دو ویـژگـى برجستـه یعنى رهـبرى واحد امام خمـیـنى و اسلامـى بـودن انگـیـزه ها, و شعارها و هدفهـاى قیام, سرآغـازى شـد بر فـصـل نـویـن مـبارزات مـلـت ایران که بـعد ها تحت نام انقلاب اسلامى در جهان شناخـتـه و معرفـى شـد . در شرایطـی که روحانیت ایران پـس از وقایع نهـضـت مشروطیت در تنگناى هجـوم بى وقـفـه دولتهـاى وقت و عـمال انگلیسى از یکـسو ودشمـنیهاى غرب باختگان روشنفـکر مـآب از سـوى دیگر قـرارداشت براى دفاع از اسـلام و حـفـظ موجـودیت خـویـش بـه تکاپـو افـتاد. آیت الـلـه العظمى حاج شیخ عـبد الـکریـم حایرى بـه دعـوت علماى وقت قـم از اراک به ایـن شهـر هجرت کرد و اندکـى پـس از آن امـام خـمیـنى که با بـهـره گیرى از استعداد فـوق العاده خـویـش دروس مقـدماتى وسطـوح حـوزه علمیه را در خـمیـن و ارا ک با سـرعـت طى کرده بود به قـم هجرت کـرد و عملا در تـحکیـم موقعیت حـوزه نـو تاسیـس قـم مـشارکـتى فعال داشت.
زمان چندانـى نگذشت که آن حضرت در اعداد فضلاى برجـسته این حـوزه در عرفـان و فلسفه و فقه و اصـول شنـاخته شـد. پـس از رحلت آیـه اللـه العظمى حایرى ( ۱۰ بهمـن ۱۳۱۵ ه-ش ) حـوزه علمیه قـم را خطر انحلال تهـدید مى کرد. عـلماى مـتـعهـد به چاره جویى برخاستند. مدت هشت سال سرپرستى حـوزه علمـیـه قـم را آیات عـظـام :سید محمد حجت, سید صدر الدیـن صدر و سیـد محـمـد تقـى خـوانسارى -رضوان الـلـه علیهـم ـ بر عهده گرفتند.
در ایـن فاصله و بـخصـوص پـس از سقوط رضاخان, شرایط براى تحقق مرجعیت عظمى فراهـم گردید.
امام خمینـى که با دقـت شـرایط سیاسـى جامعه و وضعـیـت حـوزه ها را زیر نظر داشت و اطـلاعات خـویش را از طریق مطالـعه مـستمر کتب تاریخ معاصـر و مجلات و روزنـامـه هاى وقـت و رفـت و آمـد بـه تهـران و درک محضر بزرگانى همچون آیـه الـلـه مـدرس تکـمیل مى کرد دریافـته بـود که تـنها نقـطـه امـیـد بـه رهـایـى و نجات از شـرایط ذلت بارى که پـس از شکست مشروطیت و بخصـوص پـس از روى کار آوردن رضا خان پدید آمده است, بیدارى حوزه هاى عـلمـیـه و پیش از آن تضـمیـن حیات حوزه ها و ارتبـاط معنـوى مـردم بـا روحـانیت مـى بـاشـد. امام خمینى در تعقیب هدفهاى ارزشمند خویش در سال ۱۳۲۸ طرح اصلاح اساس ساختار حـوزه علمیه را با هـمـکارى آیـه الـلـه مـرتضـى حایـرى تهـیـه کرد و بـه آیـه الـلـه بـروجردى (ره) پـیشـنهاد داد. ایـن طرح از سوى شاگردان امام و طلاب روشـن ضمیر حـوزه مـورد اسـتقبال و حمایت قرار گرفت . اما رژیـم در محاسباتـش اشـتـبـاه کرده بـود. لایحه انجـمـنـهاى ایالتى و ولایتى کـه به مـوجـب آن شـرط مسـلمان بودن, سوگـند به قرآن کریـم و مرد بـودن انـتخاب کـنـنـدگان و کاندیـداها تغییر مـى یافت در ۱۶ مهـر ۱۳۴۱ ه – ش به تصـویب کـابـیـنـه امیـر اسـد الـلـه علـم رسیـد. آزادى انتخابات زنان پـوششـى براى مخفى نگـه داشـتـن هـدفـهاى دیگر بـود حذف و تغییر دو شـرط نخـست دقـیـقا بـه منظور قانـونـى کـردن حضـور عناصر بهایـى در مصـادر کـشـور انتخاب شـده بـود. چـنانکه قـبـلا نـیـز اشاره شد پـشتـیـبـانى شـاه از رژیـم صهـیـونیـستـى در تـوسعه مناسبات ایران و اسرائـیل شرط حمایـتهاى آمـریـکـا از شـاه بـود. نـفـوذ پـیـروان مـسـلک استعـمـارى بهـائـیت در قـواى سه گانه ایران ایـن شرط را تحقق مـى بخشید. امام خمـیـنـى به هـمراه عـلماى بزرگ قـم و تهـران به محض انتشار خبر تصویب لایحه مـزبور پـس از تبادل نـظـر دسـت به اعـتـراضات همه جانبه زدند .
نقـش حضرت امام در روشـن ساختـن اهداف واقعى رژیـم شـاه و گوشـزد کـردن رسالت خطیر علما و حـوزه هاى علمـیـه در ایـن شـرایـط بـسیـار مـوثـر وکارساز بـود. بدیـن ترتـیـب ماجراى انجـمنهاى ایـالـتى و ولایـتـى تجربـه اى پیروز و گرانقدر براى ملت ایران بـویژه از آن جهـت بـود کـه طى آن ویـژگـیـهـاى شخصیتـى را شناخـتـنـد که از هر جهـت براى رهـبـرى امت اسلام شایسته بـود. باو جـود شکست شـاه در ماجـراى انجـمـنها, فـشـار آمریکـا بـراى انجـام اصلاحـات مـورد نظر ادامـه یافت. شـاه در دیـماه ۱۳۴۱ هجـرى شمسى اصـول ششگانه اصلاحات خویـش را بر شمرد و خـواستار رفـراندوم شد . امام خمینى بار دیگـر مراجع و عـلمـاى قـم را بـه نـشـست و چاره جویى دوباره فراخواند . با پیشنهاد امام خمینى عـیـد باسـتانـى نـوروز سـال ۱۳۴۲ در اعـتراض به اقدامات رژیم تحریـم شد. در اعلامـیه حضـرت امام از انـقـلاب سـفـیـد شاه بـه انقـلاب سـیـاه تعـبـیـر و هـمـسـویـى شـاه بـا اهـداف آمریکا و اسرائیل افـشا شده بود . از سـوى دیگـر, شـاه در مـورد آمادگى جامـعـه ایـران بـراى انجام اصلاحات آمـریکا به مـقامات واشـنگـتـن اطـمـیـنان داده بـود و نام اصـلاحات را انقـلاب سـفـیـد نهاده بـود. مخالـفت عـلما براى وى بسیار گران می آمد . امام خمـیـنى در اجـتماع مردم, بى پروا از شخـص شـاه به عنـوان عـامل اصلـى جنایات و هـمـپـیـمان بـا اسـرائـیـل یاد مـى کـرد و مـردم را بـه قـیام فرا مـى خـوانـد.
او در سـخـنـرانى خـود در روز دوازده فـروردیـن ۱۳۴۲ شدیـدا از سـکـوت عـلماى قـم و نجف و دیگر بلاد اسلامى در مقابل جنایات تازه رژیـم انـتـقـاد کرد . سال ۱۳۴۲ با تحریـم مراسـم عـیـد نوروز آغـاز و با خـون مظـلـومیـن فیضیه خـونرنگ شد. شـاه بر انجام اصـلاحات مـورد نظـر آمـریکـا اصـرار مـى ورزیـد و امام خـمـیـنى بر آگاه کردن مردم و قـیـام آنـان در بـرابـر دخـالتهاى آمـریکـا و خیـانـتهاى شاه پـافـشـارى داشـت. در چهـارده فروردیـن ۱۳۴۲ آیـه الله العظمـى حکیـم از نجف طـى تلگـرافـهـایى بـه علما و مراجع ایران خـواستار آن شد کـه همگـى به طـور دسـتـه جمـعى به نجف هجرت کنند. این پیشنهاد براى حفـظ جان عـلما و کیان حـوزه ها مطرح شده بود . حضرت امام بـدون اعـتـنا بـه ایـن تهـدیـدها, پاسخ تلگـراف آیـه الـلـه العـظـمى حکیـم را ارسال نمـوده و در آن تاکیـد کرده بـود کـه هـجـرت دسـتـه جمـعى علما و خالـى کـردن حـوزه علمیه قـم به مصلحت نیست . امام خمیـنـى در پیامـى( بـه تایخ ۱۲ / ۲ / ۱۳۴۲ ) بـمناسـبـت چهـلـم فاجعـه فـیـضـیـه بـر همـراهـى عـلما و مـلت ایران در رویارویـى سـران ممـالک اسلامـى و دول عربـى بـا اسـرائیل غاصب تـاکید ورزید وپیمانهاى شـاه و اسـرائیل را محکـوم کرد .
قیام ۱۵خرداد
محرم ۱۳۴۲ که مـصادف با خرداد بـود فـرا رسـید. امام خمینى از ایـن فـرصت نهـایت اسـتفاده را در تحـریک مردم بـه قیام عـلیـه رژیـم مستبدشاه بعمل آوردامام خمینى در عـصـرعاشـوراى سال ۱۳۸۳ هجرى قمـرى (۱۳ خرداد ۱۳۴۲شمسى ) در مـدرسه فیضـیـه نطق تاریخـى خـویـش را که آغازى بر قیام ۱۵ خرداد بود ایراد کرد . در همیـن سخنرانى بـود که امام خمـیـنى بـا صداى بلند خطاب به شاه فرمـود : آقا مـن به شما نصیحت مـى کنـم , اى آقاى شـاه ! اى جنـاب شاه! مـن به تو نصیحت مى کـنم دسـت بـردار از این کارها , آقا اغـفـال مى کنند تو را. مـن مـیل ندارم کـه یـک روز اگر بـخـواهـند تـو بـروى, همه شکر کـنند … اگر دیکـته مى دهند دسـتت و مى گـویند بخـوان, در اطـرافـش فکـر کـن …. نصـیحت مرا بـشـنـو … ربط ما بـیـن شـاه و اسرائیل چیست که سازمان امنیت مـى گـوید از اسرائـیـل حرف نزنـیـد … مگر شاه اسـرائـیلـى است ؟ شاه فـرمان خامـوش کـردن قـیـام را صادر کـرد. نخست جمع زیادى از یاران امام خمینـى در شـامگاه ۱۴ خرداد دستگیـر و ساعت سه نیمه شب ( سحـرگاه پانزده خـرداد ۴۲ ) صـدها کماندوى اعـزامـى از مرکز, منزل حضرت امـام را محاصره کردند و ایشان را در حالیکه مشغول نماز شب بـود دستگیـر و سـراسـیـمـه بـه تهـران بـرده و در بازداشــتگاه باشگاه افـسـران زنـدانـى کـردنـد و غروب آنروز به زندان قـصر مـنتقل نمـودنـد . صـبحگاه پـانـزده خـرداد خبـر دستگیرى رهـبـر انقلاب بـه تهـران, مـشهـد, شیـراز ودیگـر شهرها رسیـد و وضعیتـى مشـابه قـم پـدید آورد . امام خمینـى, پـس از ۱۹ روز حبـس در زنـدان قـصـر بـه زنـدانـى در پـادگـان نظامـى عشـرت آبـاد منتقل شـد .با دستگیرى رهبـر نهـضـت و کـشتار وحشیانه مـردم در روز ۱۵ خـرداد ۴۲, قیام ظاهرا سرکوب شد. امـام خمـینى در حبـس از پاسخ گفتـن بـه سئوالات بازجـویان, با شهـامت و اعلام ایـنکه هـیـئـت حاکمه در ایـران و قـوه قضائیه آنرا غـیر قـانـونـى وفـاقـد صلاحـیت مـى داند, اجتـناب ورزیـد.

در شامگاه ۱۸ فـروردیـن سال ۱۳۴۳ بـدون اطلاع قـبـلى, امام خمینى آزاد و به قـم منتقل مـى شـود. بـه محض اطلاع مردم, شـادمـانى سراسر شهر را فرا مـى گیرد وجشنهاى باشکـوهى در مـدرسه فـیـضـیـه و شهـر بـه مـدت چـنـد روز بـر پا مـى شـود . اولیـن سالگـرد قـیام ۱۵خـرداد در سال ۱۳۴۳ با صـدور بیانیه مـشتـرک امام خمـیـنـى و دیگر مراجع تقلید و بیانیه هاى جداگانه حـوزه هاى علمـیه گرامـى داشـتـه شـد و به عنـوان روز عزاى عمـومـى معرفـى شـد.امـام خمـینـى در هـمـیـن روز ( ۴ آبـان ۱۳۴۳ ) بـیانـیـه اى انقلابـى صادر کرد و درآن نـوشـت : دنـیا بـدانـد که هر گرفـتارى اى کـه ملـت ایـران و مـلـل مسلمـیـن دارنـد از اجـانب اسـت, از آمـریکاست, ملـل اسلام از اجـانب عمـومـا و از آمـریکـا خصـوصـا متنفــر است … آمـریکـاست که از اسـرائیل و هـواداران آن پشتیبـانـى مـى کنـد. آمریکاست که به اسرائیل قـدرت مـى دهـد که اعراب مسلـم را آواره کند. افشاگرى امام علیه تصـویب لایحه کاپیتـولاسیون, ایران را در آبان سـال ۴۳ در آستـانه قیـامـى دوبـاره قرار داد . سحرگاه ۱۳ آبان ۱۳۴۳ دوباره کماندوهاى مـسلح اعـزامى از تـهـران, مـنزل امام خمـیـنى در قـم را محاصره کـردنـد. هـمـاننـد سال قـبـل مصادف با نیایـش شبـانه امام خمینـى بـود .حضرت امام بازداشت و بـه هـمراه نیروهاى امـنـیـتى مـستقیما بـه فرودگاه مهرآباد تهران اعـزام و بـا یک فـرونـد هـواپـیـماى نظامى کـه از قبل آماده شـده بـود, تحت الحـفـظ مامـوریـن امـنیـتى و نظامى بـه آنکارا پـرواز کـرد. عـصـر آنـروز سـاواک خـبـر تـبـعـیـد امـام را بـه اتهام اقـدام علیه امنیت کشـور ! در روزنـامه ها مـنتـشـر سـاخت.علیرغم فضاى خفقان موجى از اعتراضها بـه صـورت تـظـاهـرات در بـازار تهران, تعطیلى طولانى مدت دروس حوزه ها و ارسال طومارها و نامـه ها به سازمانهاى بیـن المللـى و مـراجع تقلیـد جلـوه گـر شد.اقامت امام در ترکیه یازده ماه به درازا کشید در این مدت رژیم شاه با شدت عمل بـى سابقه اى بقایاى مقاومت را در ایران در هـم شکـست و در غیاب امام خمینى به سرعت دست به اصلاحات آمریکا پـسند زد. اقـامت اجبارى در تـرکیـه فـرصتـى مغـتـنـم بـراى امـام بـود تا تـدویـن کتـاب بزرگ تحـریـر الـوسیله را آغاز کند.

تاریخ: 1395/10/24 بازديد: 648 ادامه
آیت الله طالقانی

مرحوم آیت الله طالقانی در سال ۱۲۸۹ ه. ش در روستای گلیرد شهرستان طالقان دیده به جهان گشود. دوران کودکی خود را در همان جا گذراند و در مکتب پدر عالم خود که به امور سیاسی توجه داشت ، مقدمات علوم اسلامی و مبارزه با استبداد و استعمار را آموخت.
دوران جوانی و نوجوانی او مصادف با دوران رضا خان بود و ایشان با واقعه کشف حجاب درآن زمان به شدت مقابله کرد.
آیت الله طالقانی در نوزده سالگی پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی ، به قصد تکمیل دانش اسلامی وارد حوزه علمیه قم شد.
آیت الله سید محمود علایی طالقانی از فعالان عرصه دین و سیاست بود، هر چند او در امور سیاسی مشهورتر است، اما آموزه ها و صبغه و سابقه دینی وی بود که او را به عرصه سیاست کشاند. از همین رو هیچگاه در این عرصه کسوت دینی خود را رها نکرد و از پایگاه دین به مبارزه پرداخت .
آقا سید ابوالحسن ، پدر آیت الله طالقانی در منش وسیره فرزند بسیار موثر بوده است . او از یاران آیت الله حسن مدرس بود و در اواخر دوران سردار سپهی رضا خان جلساتی علیه او برگزار می کرد. جلساتی که سرانجام به تعطیلی کشیده شد، اما اقا سید ابوالحسن همچنان ارتباطش را با مخالفان رضا شاه از جمله مدرس حفظ کرد و این ارتباط در دوران تبعید مدرس نیز از طریق نوشتن نامه بر روی کاغذ سیگار ادامه پیدا کرد. آقا سید ابوالحسن با وجود مراتب بالای علمی هیچ گاه از سهم امام (ع) ارتزاق نمی کرد و از طریق ساعت سازی امرار معاش می نمود. سید محمود در نزد چنین پدری در دو حوزه علم و عمل ، آموخت و پس از طی تحصیلات ابتدایی به حوزه علمیه قم رفت. در مدارس رضویه و فیضیه این شهر در نزد استادانی چون آیات حجت کوه کمری و سید محمد تقی خوانساری تلمذ نمود. همچنین از سوی آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی اجازه اجتهاد یافت. پس از ان مدت کوتاهی در نجف اشرف رحل اقامت افکند وچندی از محضر آیت الله حاج سید ابوالحسن اصفهانی بهره برد. پس از آن به تهران بازگشت و در سال ۱۳۱۷ در مدرسه سپهسالار به تدریس علوم دینی پرداخت.
طالقانی از همان دوره رضا شاه زندان را تجربه کرد. محکومیت حبس شش ماهه او در نتیجه دفاع وی از یک زن محجبه بود. فضای باز پس از شهریور ۲۰ موجب شد که طالقانی در تاسیس کانون اسلام بکوشد. مجمعی که جوانان و قشرهای تحصیل کرده را با مبانی دینی آشنا می ساخت. مدتی هم در رادیو تهران برنامه های مذهبی اجرا کرد. بدین ترتیب حتی از ابزار مدرن روز برای ارتباط با اقشار گوناگون جامعه غافل نماند.
علاوه بر این فعالیت ها در عرصه سیاسی با نهضت ملی شدن صنعت نفت همراه گردید و به هنگام اختلاف مصدق و کاشانی ، برای اتفاق و آشتی میان این دو تلاش فراوان نمود. هر چند که برخی از مخالفانش برای تخطئه این تلاشها و فرو کاهیدن از مقامش او را سید محمود واعظ خطاب کردند. اما آیت الله طالقانی تعلق ناپذیر بود و با هرگروه و جمعی که در مبارزه با رژیم بود، همدلی داشت. به طوری که نواب صفوی را به سال ۱۳۳۴ در منزلش مخفی کرد و به این دلیل چندی را در زندان سپری کرد.
همچنانکه پس از سقوط دولت مصدق، در نهضت ملی مقاومت و سپس جبهه ملی حضور داشت . سرانجام به همراه دو دوست دیرینه اش ، مهندس مهدی بازرگان و دکتر یدالله سحابی ، نهضت آزادی ایران را با صبغه مذهبی بنا نهاد.
‍‍‍‍‍پس از شکل گیری نهضت روحانیت به رهبری امام خمینی (ره) در سال ۱۳۴۱ و طرح مسائلی چون انجمنهای ایالتی و ولایتی و انقلاب باصطلاح سفید، به پیروی از امام (ره) به مخالفت با رژیم پرداخت و به دلیل فعالیتهای زیاد در همان سال به زندان افتاد و پس از آزادی مجدداً در سال ۱۳۴۲ در ارتباط با وقایع ۱۵ خرداد دستگیر و به ده سال زندان محکوم شد. آیت الله طالقانی در زندان نیز دست از مبارزه و ارشاد برنداشت، رفتار و گفتار مناسبش حتی روی ماموران زندان اثر مثبت گذاشت و در پی همین تلاشهای فرهنگی و تبلیغی بود که در زندان، با نوشتن تفسیر (پرتوی از قرآن) سعی در آشنا کردن افراد به عظمت و سازندگی قرآن کرد. ایشان درباره خود می گوید:
«من پیش از این که در کسوت یک سیاستمدار متعارف و معمول باشم یک شاگرد کوچک مکتب قرآن و معلم قرآنم.»
زندانی شدن مرحوم آیت الله طالقانی در این مرحله بیش از ۴ سال طول نکشید و در سال ۱۳۴۶ به واسطه فشارهای داخلی و خارجی بر رژیم شاه از زندان آزاد شد. و بعد از آزادی مبارزه را همچون گذشته ادامه داد و در آستانه سال ۱۳۵۰ همزمان با برگزاری جشنهای ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی دستگیر و به مدت سه سال در زابل و ۱۸ ماه در بافت کرمان در بدترین شرایط به حالت تبعید بسر برد. در سال ۱۳۵۴ مجدداً به دست ساواک گرفتار شد و به ۱۰ سال زندان محکوم گردید.
سرانجام در سال ۱۳۵۰ با دستور ساواک به کمیسیون حفظ امنیت اجتماعی تهران به زابل تبعید شد . اقدام مذکور با اعتراض علما از جمله آیت الله حاج شیخ احمد آشتیانی مواجه گردید که منجر به تقلیل مدت تبعید و انتقال وی به بافت کرمان شد. پس از اتمام تبعید برای چندمین باردر سال ۵۴ دستگیر و به ده سال زندان محکوم شد. با بحرانی شدن و ضعیت رژیم و فشار مجامع بین المللی در آزادی زندانیان سیاسی ، در هشتم آبان ۱۳۵۷ آزاد شد. با آزادی از زندان ، منزلش به مرکز فعالیتهای انقلابی تبدیل شد و در برپایی راهپیمایی تاسوعا- عاشورا که به منزله رفراندوم خیابانی برای تغییر رژیم بود ، نقش کلیدی داشت.
آیت الله طالقانی فعالیت سیاسی خود را تنها به فعالیتهای حزبی و گروهی و محروم نساخته بود، بلکه برای آگاه ساختن توده ها و قشر جوان اهمیتی بسزا قائل بود . او اگر در نظر مخالفانش سید محمود واعظ بود، اما او از این وعظ و خطابه در مسجد هدایت برای کادر سازی نیروهای مبارز بهره می برد، به طوری که بارها ممنوع المنبر گردید. گزارشهای ساواک حکایت از آن داشت که مسجد هدایت بر اثر مساعی آیت الله طالقانی ” به پایگاهی جهت اجتماع و فعالیت عناصر وابسته به جناح های مخالف” در آمده است.
ساواک خود به ناتوانی خویش در مقابل وی معترف بود : ” اغلب اوقات در مسجد حضور دارد. مخصوصا هنگامی که جمعیت زیاد باشد، هوس منبر رفتن پیدا می کند. از دادن تعهد امتناع می نماید و هر وقت این موضوع را با او درمیان می گذارند، با تغیر جواب می دهد کتبا به من ابلاغ کنید” . دیگر آن که به صورت ایستاده یا نشسته به ایراد سخنرانی و تفسیر قرآن می پرداخت تا محملی برای گریز از ممنوع المنبر بودن باشد.
در آن روزگار که تدریس و تفسیر قرآن به عنوان درسی در رده های پایین حوزه محسوب می شد، با نگاهی نو به تفسیر قرآن همت گماشت و از این طریق نیروهای مذهبی را به بازخوانی آموزه های دینی شان فراخواند. در دوران زندان نیز از این تلاش بازنایستاد و مهمترین اثر خود را در این باره به نام ” پرتوی از قرآن ” به رشته تحریر در آورد . ” پرتوی از قرآن ” ضمن زبان ساده اش نگاهی نوین و علمی به آیات الهی داشت. علاوه بر این ، آیت الله طالقانی دید خاصی به نهج البلاغه داشت. شاید بتوان این امر را ناشی از الگو سازی وی از نظریات حضرت علی (ع) به عنوان یگانه حکومت ائمه شیعه در طول تاریخ دانست . نکته ای که در ترجمه جلد اول کتاب امام علی (ع) نوشته عبدالفتاح عبدالمقصود هم می توان لحاظ کرد.
همچنین وی دردوران کناره گیری بسیاری از علمای دینی از سیاست کتاب فراموش شده ” تنبیه الامه و تنزیه المله” علامه محمد حسین نائینی را با مقدمه ای مفصل منتشر کرد. کتابی که در اندیشه سیاسی شیعه گامی مهم محسوب می شود.
بهمن ۵۷ برهه ای دیگر از زندگی آیت الله طالقانی را رقم زد. آیت الله طالقانی بر خلاف آنچه برخی از گروهها می کوشیدند او را در مقابل رهبری نهضت ، امام خمینی قرار دهند، در شورای انقلاب به ریاست ایت الله مطهری ، شاگرد برجسته رهبر فقید انقلاب حضور یافت. وی حتی به حکم امام خمینی امامت جمعه شهر تهران را بر عهده گرفت. منصبی که او را دیگر بار در ارتباط مستقیم با توده ها قرار داد. او در تاسیس نظام نه تنها بر ارتباط مستقیم حاکمان با توده ها تاکید داشت، بلکه با پیشنهاد ایجاد شوراها بر واگذاری امور به مردم صحه می گذاشت. طالقانی بر اساس همان آموزه های دینی نه به طبقاتی کردن جامعه می اندیشید و نه به دموکراسی نخبه گرا تکیه داشت. بی جهت نبود که به عنوان نماینده مردم در مجلس خبرگان قانون اساسی هیچگاه بر صندلی های قرمز مجلس سنای سابق تکیه نزد که او آن صندلی ها را جایگاه کسانی می دانست که به خاطر قائل شدن حق و امتیاز ویژه برای خود به سرکوب مردم دست یازیدند.
سرانجام آیت الله طالقانی پس از سالها مجاهدت و تحمل سختی های فراوان در نخستین ساعات روز ۱۹ شهریور ۱۳۵۸ دار فانی را وداع گفت . او در حالی از دنیا رفت که نظام نوپای جمهوری اسلامی دوران تاسیس خود را طی می کرد و در این راه به طالقانی سخت نیازمند بود. نیازی که با میراث طالقانی در ارتباط با توده ها، باز خوانی آموزه های دینی و واگذاری امور به مردم تا حدودی مرتفع می شد.
آیت الله طالقانی در زمان طلبگی آشنایی فراوانی با امام (ره) داشت و روابط متقابل آن دو، بسیاری را در شگفتی افکنده بود.

“من انتظار نداشتم که بمانم و دوستان عزیز و پر ارج خودم را یکی پس از دیگری از دست بدهم . او برای اسلام به منزلهحضرت ابوذر بود. زبان گویای او چون شمشیر مالک اشتر بود، برنده بود و کوبنده ، مرگ اوزودرس بود وپر برکت.رحمت بر او و بر همه مجاهدان حق. ”
“بخشی از سخنرانی امام خمینی (ره) به مناسبت رحلت آیت الله طالقانی”

تاریخ: 1395/10/9 بازديد: 767 ادامه