دانش مدیا
آرشیو

پیوند ها

:: راهنمای خرید :: شماره حساب ها :: شرايط و قوانين :: پرسشهای متداول
تماس با ما پورتال سازمان آموزش فنی و حرفه ای کشور
حمایت می کنیم
تازه های نقطه‌ ویرگول
آرشیو
تبلیغات
تعرفه ها
امروز : شنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۹
جدول تناوبی

جدول تناوبی یا جدول مندلیف، یکی از مهم‌ترین جداول نوشته شده تاریخ بشر است. در این جدول عناصر شیمیایی بر اساس عدد اتمی (تعداد پروتون‌ها) چیده‌ شده‌اند. با این چینش، عناصری که خواص مشابه دارند در کنار هم قرار گرفته‌اند.

نظم بسیار زیبایی در این جدول برقرار است. ده‌ها نکته می‌توان ازین جدول استخراج کرد. اولین جدول تناوبی در سال ۱۸۶۹ توسط دیمیتری مندلیف نوشته شد. از آن زمان تا کنون عناصر زیادی به این جدول اضافه شده‌اند. ولی کلیت جدول همان است. در همان زمان مندلیف توانست بر اساس جدول، خواص برخی از عناصر ناشناخته را هم پیش‌بینی کند.

در این مقاله قصد داریم نکات جدول تناوبی را شرح دهیم. پس بدون اتلاف وقت و مقدمه چینی به سراغ نکات می‌رویم:

نکات کلی جدول تناوبی

نکته : در جدول تناوبی عناصر بر اساس عدد اتمی یا Z مرتب شده‌اند. عدد اتمی برابر است با تعداد پروتون‌های هسته اتم. بنابراین ایزوتوپ‌ها در جدول تناوبی از هم جدا نمی‌شوند. تمام ایزوتوپ‌های یک اتم در جدول تحت یک نام هستند.

نکته : جدول تناوبی دارای ۱۱۸ عنصر است.

نکته : ۹۴ عنصر اول جدول تناوبی در طبیعت یافت می‌شوند (در شیمی ۲، ۹۱ عنصر ذکر شده است). ۲۴ عنصر دیگر (از ۹۵ تا ۱۱۸) در آزمایشگاه ساخته شده‌اند.

نکته : از ۹۴ عنصری که در طبیعت یافت می‌شوند، ۸۴ عدد پایدارند. ۱۰ عنصر دیگر در طی فرآیند شکست عناصر دیگر به وجود می‌آیند و ناپایدارند.

نکته : تا کنون هیچ عنصر سنگین‌تر از اینستنیم (عنصر ۹۹) در ابعاد ماکروسکوپیک و مقدار زیاد دیده نشده است. عناصر استاتین (۸۵) و فرانسیم (۸۷) هم تنها به صورت نور ساطع در زیر میکروسکوپ دیده شده‌اند.

https://daneshonline.com/wp-content/uploads/2018/02/D8ACD8AFD988D984_D8AAD986D8A7D988D8A8DB8C.jpg

 

گروه‌ها در جدول تناوبی

نکته : ستون‌های جدول تناوبی را گروه می‌نامند.

نکته : عناصری که در یک گروه قرار دارند، دارای خواص شیمیایی مشابه هستند. زیرا آرایش الکترونی آنها شبیه به هم است. یعنی تعداد الکترون‌های لایه‌ی آخر آنها یکسان است.

نکته : تعداد ۱۸ گروه در جدول تناوبی وجود دارد. شماره‌گذاری از سمت چپ به راست است. نام و خواص گروه‌ها به ترتیب زیر است (از ستون سمت چپ جدول به راست):

 

  • گروه یک، فلزات قلیایی: این گروه یک الکترون در لایه آخر دارند. با از دست دادن یک الکترون به آرایش گازهای نجیب می‌رسند. بسیار واکنش پذیرند. بسیار نرم هستند. در تماس با آب به شدت واکنش داده و محلول بازی تولید می‌کنند.

 

  • گروه دو، فلزات قلیایی خاکی: دارای دو الکترون در اوربیتال بیرونی هستند. واکنش‌پذیری کمتری نسبت به فلزات قلیایی دارند. سخت‌تر و چگال‌تر از فلزات قلیایی هستند.

 

  • گروه سه تا دوازده، فلزهای واسطه: همگلی فلز هستند. واکنش‌پذیری کمتری نسبت به قلیایی خاکی دارند. بی‌نظمی‌های زیادی در آرایش الکترونی و خواص آنها دیده می‌شود.

 

  • گروه ۱۳ تا ۱۶: در این گروه‌ها برخی فلز، برخی نافلز و برخی شبه فلز هستند.

 

  • گروه ۱۷، هالوژن‌ها: این گروه همگی نافلزند و تنها یک الکترون در لایه آخر کم دارد. به شدت واکنش‌پذیرند و با فلزهای قلیایی تشکیل نمک می‌دهند. در واکنش با هیدروژن تشکیل اسید می‌دهند. با حرکت از بالا به پایین در هالوژن‌ها، واکنش‌پذیری آنها کاهش می‌یابد زیرا شعاع اتم زیاد می‌شود.

 

  • گروه ۱۸، گازهای نجیب: این گروه آرایش الکترونی کاملی دارند. تمایل آنها به واکنش کم است.

 

تناوب در جدول تناوبی

نکته : سطرهای جدول تناوبی را دوره می‌نامند.

نکته : یک دوره جدید زمانی شروع می‌شود که یک لایه الکترونی اولین الکترون خود را بگیرد.

نکته : جدول تناوبی به چهار دسته تقسیم می‌شود:

    دسته اول: این دسته شامل فلزات قلیایی، قلیایی خاکی، هیدروژن و هلیم است و آن را دسته s می‌نامند. زیرا در تمامی عناصر این دسته، آخرین لایه الکترونی، s است.

    دسته دوم: این دسته شامل شش گروه آخر است. یعنی از گروه ۱۳ تا ۱۸٫ این دسته را p می‌نامند. در تمامی عناصر این دسته، آخرین لایه الکترونی، p است.

    دسته سوم: این دسته گروه‌های ۳ تا ۱۲ را شامل می‌شود. به این دسته d یا فلزات واسطه می‌گویند. در تمامی عناصر این دسته، آخرین لایه الکترونی، d است.

    دسته چهارم: این دسته شامل دو ردیف جدا شده در پایین جدول است. ردیف اول را لانتانیدها و ردیف دوم را اکتینیدها می‌نامند. نام این دسته f است. این دسته شماره گروه ندارد. در تمامی عناصر این دسته، آخرین لایه الکترونی، f است.

روند تغییر الکترونگاتیوی در جدول تناوبی

الکترونگاتیوی یعنی تمایل یک اتم برای جذب الکترون. الکترونگاتیوی به صورت نسبی سنجیده می‌شود. بیشتری الکترونگاتیوی مربوط به فلوئور است و آن را ۴ می‌گیرند. الکترونگاتیوی سایر عناصر را با توجه به فلوئور تعیین می‌کنند.

نکته : در یک گروه، هر چه از بالا به پایین حرکت کنیم، الکترونگاتیوی اتم‌ها کاهش می‌یابد. زیرا فاصله الکترون آخر از هسته اتم بیشتر شده و در نتیجه کشش هسته روی آن کمتر است. پس از دست دادن این الکترون راحت‌تر می‌شود.

نکته : در یک دوره از چپ به راست، الکترونگاتیوی اتم‌ها افزایش می‌یابند. زیر لایه آخر کامل‌تر می‌شود و در نتیجه گرفتن یک الکترون برای تکمیل کردن لایه آخر، آسان‌تر از دادن الکترون می‌شود.

استثنا: گازهای نجیب تمایل به واکنش کمی دارند و کلاً الکترونگاتیوی برای آنها تعریف نمی‌شود. لانتانیدها و اکتینیدها هم از دو قانون بالا پیروی نمی‌کنند.

تاریخ: 1396/11/12 بازديد: 1,215 ادامه
چرا ارزش پول در کشور ها با هم تفاوت دارد؟

ارزش پول ملی دو معنی دارد. یکی از منظر مسائل داخلی و ارزش دارایی‌های بانک مرکزی است (پشتوانه پول‌های چاپ شده) و دیگری از جهت نرخ برابری با پول‌های خارجی (ارز). بحث‌های جاری عمدتا‌ از منظر دوم مطرح می‌شوند. روشن است که نرخ برابری ریال با ارز، برآیند کنش‌ها و واکنش‌های متقابل عرضه و تقاضای ارز است. منبع اصلی فروش ارز صادرات کالاها و خدمات و هدف اصلی از خرید آن، واردات کالاها و خدمات است. علاوه‌ بر صادرکنندگان و واردکنندگان، سفته‌بازان و کسانی که برای حفظ ارزش دارایی‌های خود ارز نگهداری می‌کنند نیز در میان خریداران و فروشندگان آن هستند. البته دسته دوم و سوم، فروشنده یا مشتری همیشگی در بازار ارز نیستند، بلکه عموما به‌دنبال نوسانات بازار ارز که غالبا با بر هم خوردن وضعیت عرضه و تقاضای ارز روی می‌دهد، وارد این بازار می‌شوند.

با این توضیح چنین می‌توان نتیجه گرفت که کاهش ارزش پول ملی که هر از چند گاهی در برابر پول‌های خارجی‌ روی می‌دهد، غالبا نتیجه تمرکز شدید در پرتفوی صادرات کشور است. اقتصاد ایران حداقل طی نیم قرن گذشته، معتاد به نفت و ارز حاصل از آن بوده و ارزش موجود ریال در برابر ارزهای مختلف، نتیجه دوپینگ اقتصاد ایران با دلارهای نفتی برای دهه‌های متمادی است و چنین ارزشی، مصنوعی بوده و دوام و قوام و طبعا افتخار ندارد. پول ملی زمانی ارزش می‌یابد که واردات کشور به‌جای نفت با تولید کالاها و خدمات گوناگون پاسخ داده شود. اینکه گفته می‌شود ارزش پول ملی به قدرت اقتصادی کشورها بسته است، دقیقا به همین معنی است.

علاوه‌بر زمینه‌سازی ایجاد حباب در ارزش خارجی پول ملی، دلارهای نفتی این امکان را فراهم کرده که بتوان فعالیت‌های گسترده‌ای را در قالب بخش‌ دولتی به‌راه انداخت بدون اینکه تقاضای موثری برای آن وجود داشته باشد. روشن است در زمان‌هایی که جریان دلارهای نفتی دچار مشکل می‌شود، نمی‌توان این‌گونه فعالیت‌ها را تعطیل کرد. در این زمان‌ها، دولت برای تامین هزینه‌های خود به‌ناچار دست به دامن بانک مرکزی می‌شود و از طریق افزایش پایه پولی مشکل را حل می‌کند؛ اما این اقدام مترادف با کاهش ارزش پول ملی در داخل است. پس دلارهای نفتی در زمینه ارزش پول ملی از منظر داخلی نیز بسیار تعیین‌کننده است.

ارزش واحد پول کشور چیست؟

هرکشوری برای خود واحد پولی دارد که درمعاملات روزمره از آن استفاده می کند و ارزش پول کشورها نیز معمولاً برطبق ضریب تبدیل آن به ارزهای دیگر علی الخصوص ارزهای برتر (ارزهایی که دردنیا درکشورهای مختلف پذیرفته شده وحتی برخی از آنها بعنوان پشتوانه پولی همانند طلا محسوب میشوند همانند دلار،پوند،فرانک،ین) محاسبه وتعیین میگردد.

 واحد پولی یک کشور درصورت رشد اقتصادی و بالفعل آن کشور قدرتمند شده و درصورت تضعیف اقتصادی و سیاسی تضعیف می گردد و به همین دلایل یکی از بهترین شاخصه های ارزیابی رشد وتوسعه را میتوان ازطریق ارزیابی ارزش واحد پول کشول عنوان کرد.

 معمولاً کشورهای توسعه نیافته به دلیل عدم برنامه ریزی صحیح اقتصادی وعدم دستیابی به یک اقتصاد پویا و تثبیت شده منجر می گردد تا درطول زمان واحد پول آنها تضعیف شده و از ارزش مبادلاتی آن کاسته شود که یکی از آثارآن افزایش تورم بی رویه و تغییر قابل ملاحظه در نرخ مبادلاتی آن می باشد همانند اینکه اگر روزی با یک ریال می نوانستیم کالایی را خرید کنیم  مجبور باشیم همان کالا را با یک هزار ریال خرید کنیم که درسطح کلان منجر می شود تا درانجام مبادلات روزمره حجم سنگین پول جا به جا شود .

 دولت ها برای جبران کاهش ارزش پول کشور درصورت عدم امکان افزایش آن از طریق افزایش توان اقتصادی خود و به منظور جبران حجم نقدینگی نسبت به تغییر واحد پول خود اقدام می کنند همانند تبدیل دینار(عباسی) به ریال درایران دردوران شاه عباس بود.

 معمولاً پذیرش تغییر واحد پول کشور برای دولت ها به دلیل اینکه نشانگر کاهش بی رویه ارزش پول کشور بوده و نشانگر مشکلات اقتصادی و تورم های ادامه دار بوده بسیار سخت است و به این دلیل دولتها به جای اقدام به موقع با تاخیر درتصمیم گیری منجر می شوند که شتاب کاهش ارزش پول سرعت بیشتری بخود به گیرد.

 درکشورما خوشبختانه واحد پول کشور به ریال وتومان تعریف شده بود وفاصله این دو واحد پولی به اندازه یک صفر (هرده ریال یک تومان) وخود این بهانه خوبی بود تا سیاست گذاران اقتصادی اگر به موقع نسبت به تبدیل این واحد پولی اقدام می کردند شاید تضعیف واحد پولی کشور با این شتاب صورت نمی گرفت که الان تصمیم گیری به این موکول بشود که آیا نسبت به حذف ۳رقم از واحد پول کشور اقدام کنیم یا نه به سیاستهای پولی اشتباه گذشته که دوباره تبدیل برخی اسکناس ها به سکه(الان سکه های ۱۰۰۰ریالی ۲۰۰۰ریالی و۵۰۰۰ریالی …)و صدوراسکناس های با ارقام بالا !!! سیاستی که درهیچ کشوری استفاده نمی شود که چون خود دلیل موجهی برپذیرش کامل کاهش ارزش پول ونگه داشتن واحد پول تضعیف شده می باشد که از نظر روانی نیز خود درکاهش ارزش روزمره آن موثر واقع خواهد شد.

 بنابراین یکی از راهکارهای اساسی جلوگیری از کاهش ارزش پولی بی رویه واحد پول کشور(بیش از آنی که مربوط به تضعیف اقتصاد کشور می باشد) تغییر واحد پولی کشور به یک سطح کارشناسی شده می باشد تاعلاوه براینکه منجر به رفع اختلال مبادلات روزمره وعملیات حسابداری گردد وهم از کاهش روانی بی رویه واحد پول کشور چلوگیری کند.

دریک بررسی سر انگشتی خواهید دید که هیچ جنگی و یا توطئه سیاسی و مبارزه بین المللی به اندازه کاهش ارزش واحد پول کشور منجر به خروج توان وامکانات کشور دریک لحظه به نفع خارج نمیگردد.

 برای مثال اگر ۱۰% تضعیف پولی کشور صورت می گیرد شما کل منابع وامکانات کشور را تبدیل به ریال کنید و ببینید که درصورت فروش آنها به ارز خارجی وبدون هیچ اتفاقی ودریک لحظه چه منفعت بی رویه ایی به آنهایی که آن ارز را دراختیار دارند منتقل شده است.

عوامل تعیین کننده نرخ ارز

عوامل متعددی بر تعیین ارزش پول یک کشور تاثیر گذار بوده و تمامی آن ها بر ارتباط تجاری بین دو کشور وابسته اند. بخاطر داشته باشید که تعیین نرخ ارز مقداری نسبی بوده و بصورت قیاسی با ارزش پول سایر کشورها مورد بحث قرار می گیرد. موارد ذیل جزء عوامل اساسی تعیین کننده نرخ ارز بین کشورهاست. توجه داشته باشید که این عوامل در هیچ ضابطه و ترتیبی نمی گنجد و بمانند مسائل دیگر اقتصادی همیشه در معرض بحث و مناقشه است.

  • نرخ تورم:

به عنوان یک قاعده کلی،کشوری با نرخ تورم ثابت و پایین، پول باارزش تری را دربردارد، از این بابت که قدرت خرید صاحبان این ارز در مقایسه با ملل سایر کشورها افزایش می یابد. در طی نیمه دوم قرن بیستم کشورهایی با نرخ تورم پایین شامل ژاپن، آلمان، و سوئد بودند در حالی که آمریکا و کانادا بعدا به جمع این کشورها افزوده شدند. کشورهایی با نرخ تورم بالاتر هنگامی که به داد و ستد با کشورهای رقیب می پردازند متوجه کمبود بهای پول ملی خود می شوند که این مقوله خود با نرخ  بهره بالاتر همراه است. ( جهت مطالعه بیشتر به مبحث نرخ تورم خرید در مقابل نرخ تورم تقاضا  مراجعه فرمایید.)

    برای مثال اگر تورم در کشور انگلستان نسبت به کشورهای دیگر کمتر باشد، سپس صادرات کشور انگلستان در رقابت با سایر کشورها برتر بوده و بنابراین تقاضا برای پوند جهت خرید کالاهای انگلیسی بیشتر خواهد شد. همچنین کالاهای خارجی در این ماراتن کم بازده تر و شهروندان انگلیسی کمتر به آن ها تمایل نشان می دهند و نیاز به ارز جهت خرید کالاهایی از خارج کشور کمتر خواهد شد. بنابراین کشوری با نرخ تورم کمتر، با ارزش بیشتر پول ملی همراه خواهد بود. بهترین نرخ تورم ما بعد از انقلاب، در دوره ریاست سید محمد خاتمی با نرخ ۱۱% بود. نرخ تورم فعلی هم ۴۲% گزارش شده است.

  • تفاوت نرخ بهره:

نرخ بهره، نرخ تورم، نرخ ارز اساسا اجزا لاینفک یک نظام اقتصادی اند. با تغییر و تحول نرخ بهره که از سوی بانک مرکزی اعلام می گردد هم بر نرخ تورم و هم بر نرخ ارز تاثیرگذار است و درنتیجه تغییرات نرخ بهره از طریق تغییر در میزان تورم بر ارزش پول ملی اثرگذار واقع می شود. نرخ بهره بالاتر سبب می شود که وام دهندگان در مقایسه با نظام اقتصادی کشورهای دیگر با بازپرداخت بیشتری روبرو شوند. بنابراین نرخ بهره بالاتر سرمایه گذاران خارجی را جذب نموده و سبب می شود که ارزش پول ملی افزایش یابد. اثر نرخ بهره بیشتر درصورتی خفیف می شود که اگر تورم در کشور خیلی بالاتر از سایرین باشد و یا عوامل دخیل دیگر در کاهش ارزش پول ملی وارد مداخله گردد. ارتباط منفی جهت کاهش نرخ بهره مطرح می باشد، یعنی بنظر می رسد که نرخ بهره کمتر سبب کاهش نرخ ارز می شود. (برای مطالعات بیشتر به مفهوم سیاست مالی چیست؟ رجوع نمایید.)

    اگر نرخ بهره در کشور انگلستان در مقایسه با سایرین افزایش یابد، تمایل برای سرمایه گذاری در آن جا بیشتر از سایر کشورها خواهد بود. شما با سپرده گذاری در بانک های انگلستان با بازپرداخت بهتری مواجه خواهید شد یعنی به سود بهتری خواهید رسید و بنابراین تقاضا برای دارایی پوند افزایش می یابد. این عامل سبب افزایش بهای پول ملی می گردد که جریان داغ پول نام دارد و در کوتاه مدت به عنوان عاملی مهم در تعیین ارزش پول ملی محسوب می گردد.

  • کمبود حساب جاری:

حساب جاری بعنوان توازن تجاری میان یک کشور و همتای تجاری آن مطرح است، که بازتاب دهنده تمام درآمدهای موجود مابین کشورها برای کالا، خدمات، نرخ بهره و سهام می باشد. کمبود در حساب جاری مبین این موضوع می باشد که کشور بیش از درآمد خود وارد تجارت خارجی شده است یعنی این که از منابع بیگانه وام گرفته تا بتواند دین کمبود را پوشش دهد. به عبارت دیگر، کشور بیش از فروش محصولات صادراتی خود نیازمند پول خارجی می باشد، بنابراین بیشتر پولش را نسبت به تقاضای خارج برای خرید محصولات به جریان در آورده است. افزایش تقاضای ارز، ارزش پول کشور را کاهش داده تا این که کالا و خدمات داخلی تا حد زیادی برای طرفین خارجی ارزان محسوب می گردد و دارایی های خارجی جهت فروش داخل برای کسب سود پرهزینه تلقی می گردد. (جهت مطالعه بیشتر به مفهوم حساب جاری در توازن و تعادل درآمد مراجعه فرمایید.)

  • وام های عمومی

کشورها معمولا درگیر کمبود سرمایه در سطح وسیع جهت پرداخت به پروژه های بخش عمومی و سرمایه گذاری های خارجی خواهند شد. گرچه چنین فعالیت هایی اقتصاد داخل را تحریک می نماید، اما کشورهایی با سطح بدهی و وام های هنگفت عمومی کمتر نظر سرمایه گذاران خارجی را بخود جلب می نماید. دلیل؟ یک وام سنگین با تورم همراه است، و اگر نرخ تورم بالا باشد، این وام با پول کم ارزش تری در آینده خدمات رسانی و بازپرداخت خواهد شد.

    در بدترین سناریوی ممکن، دولت اقدام به چاپ پول جهت پرداخت بخشی از این وام ها و بدهی ها می کند، اما افزایش میزان پول موجود بی شک با تورم همراه خواهد بود. علاوه براین اگر یک دولت از طریق اقدامات داخلی از قبیل فروش اوراق قرضه و افزایش موجودی ارز نتواند این کمبودها را جبران نماید، سپس میزان صادرات خودش را از طریق کاهش قیمت افزایش می دهد. نهایتا بدهی یا وام سنگین موجب نگرانی سرمایه گذاران خارجی می شود؛ در صورتی که آنان به این عقیده برسند که کشور مورد نظر در اجرای الزامات کوتاهی کند، سرمایه گذاران خارجی در چنین حالتی کمتر به خواباندن سرمایه در این گونه کشورها رغبت می کنند. به همین دلیل میزان بدهی های یک کشور بحرانی ترین عامل نرخ ارز محسوب می گردد.

  • دوره داد و ستد:

نسبت قیمت صادرات به قیمت واردات اصطلاح دوره داد و ستد را مطرح می کند که بطور کلی به حساب جاری و تعادل درآمدها وابسته است. اگر نرخ صادرات یک کشور نسبت به واردات آن افزایش یابد، دوره داد و ستد بهبود می یابد. افزایش دوره داد و ستد نشان از تقاضای بیشتر برای محصولات صادراتی یک کشور دارد. این مقوله به نوبه خود موجب افزایش درآمدهای صادراتی آن کشور شده که با افزایش تقاضای پول آن کشور همراه است که موجب افزایش ارزش پول آن ملیت می گردد. اگر قیمت صادرات نسبت به واردات با نرخ کمتری افزایش یابد، ارزش پول ملی نسبت به رقبای تجاری آن مملکت کاهش خواهد یافت.

  • ثبات سیاسی و عملکرد اقتصادی:

سرمایه گذاران خارجی بدون شک بدنبال کشورهایی با عملکرد اقتصادی قوی تر هستند تا به سرمایه گذاری در این کشورها بپردازند. کشورهایی با چنین خصوصیات مثبت درصدند تا سرمایه را از کشورهای دیگر که ریسک های اقتصادی و سیاسی در آن جا قریب الوقوع است در جهت منافع خود به گردش در آورند. آشفتگی سیاسی سبب می شود که سرمایه گذاران نسبت به ارزش و جهت گیری سرمایه بی اعتماد شوند و به سمت کشورهایی با ثبات پولی بهتر گرایش یابند.

  1. احتکار

اگر احتکارگران به این نتیجه برسند که ارزش دارایی ها در آینده افزایش خواهد یافت، آن ها جهت رسیدن به سود بیشتر میزان تقاضای خود را افزایش می دهند. این افزایش میزان تقاضا موجب افزایش ارزش ارز می گردد. (کاهش ارزش پول ملی). بنابراین نهضت میزان ارزش ارز همیشه بازتاب دهنده وضعیت اقتصاد نبوده بلکه گاهی اوقات نشات گرفته از احساسات و جو مالی بازار است. اگر بازار با اخباری مبنی بر احتمال افزایش یا ایجاد نرخ سود مواجه شود، در آینده ای نچندان دور ارزش پول ملی افزایش خواهد یافت. مثال: بهبود ارزش ریال تا چند روز پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران ۹۲ که حاصل از جو روانی بازار ارز تلقی شد.

  1. تحریم ها و فشار اقتصادی

یک مورد دیگر که چند سالی است برخی کشورها مخصوصا جمهوری اسلامی ایران با آن مواجه است بحث تحریم هاست. شخصی که اقدام به نگارش متن بالا کرده بود مطمئنانه کشورشان تا به حال با چنین پدیده ای مواجه نشده بود. کمربند استخوان خردکن تحریم ها که از سوی کشورهای جهان اول بر روی کشورهای جهان سوم اعمال می گردد یکی از مهمترین عوامل در تضعیف نظام اقتصادی یک کشور است. به این موضوع که تحریم ها چگونه اعمال می شوند و چه عواملی سبب می شود که کولاک تحریم ها در کشوری سرازیر شود، خیلی نمی پردازیم؛ فقط می توان گفت که سرپیچی از مقررات بین المللی که ممکن است برخی از بندهای آن اندکی خودخواهانه بنظر آید و کاغذ پاره خواندن قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد و نپرداختن به آن، می تواند چنین مصیبتی را ببار آورد. البته مساله تحریم ها مساله جدیدی هم نیست از اوایل انقلاب تا با حال ما با این پدیده دست و پنجه نرم می کنیم ولی شدت این موضوع در دوره های مختلف متفاوت احساس شده است. بطور خلاصه و با صرف نظر از مسائل حاشیه ای باید گفت که در شرایط تحریم و بلوکه شدن پول ها و سرمایه در بانک های خارجی، بدلیل قطع ارتباط بانک های آن کشورها با کشور ما، و عدم صادرات، ازجمله نفت که پایه محوری صادرات ایران می باشد، بیشتر از همه چیز سبب شده است که ارزش پول ملی ما کاهش یابد. بعلاوه در چنین وضعیتی برخی کشورهای آسیایی مانند چین بیشتر از این فضای معاملاتی یک سویه، سوء استفاده نموده و نفت ایران را با ارزش کم خریداری می کنند و کالاهای بنجل خود را به ما با قیمت گرانتر می فروشند. از طرف دیگر با توجه به فشار تحریم ها موج واردات کالای قاچاق به کشور شدیدتر شده که خود به کم ارزش شدن پول ملی و افزایش نرخ ارز دامن می زند. البته در کنار مساله تحریم، سوء مدیریت و عدم بکارگیری متخصصان خبره اقتصادی در این هشت سال به فلج شدن اقتصاد این سرزمین متمدن دامن زده است…

    اگرچه نرخ ارز توسط عوامل پیچیده مختلفی تعیین می گردد که حتی خبره ترین اقتصاددانان را نیز به چالش می کشاند، اما سرمایه گذاران به آن حد از تجربه رسیده اند که چگونه ارزش پول و نرخ ارز بر میزان بازگشت سرمایه اشان تاثیر گذار خواهد بود.

     اما سوال دیگری که مطرح شده بود، بحث را پیرامون ذاتی بودن یا اکتسابی بودن ارزش پول؟ کشانده بود. در پاسخ باید بگویم در هنگام تشکیل و گسترده تر شدن تمدن ها در ابتدا افراد به مبادله کالا به کالا پرداختند، در آن هنگام افرادی که کالاهای با کیفیت داشتند در این معاملات پیروز بودند در ادامه که پول وارد عرصه گردید بازارها بیشتر داخلی بودند و کم کم جریانات اقتصادی بسمت بازارهای بین المللی توسعه یافت، در این هنگام با توسعه علم و بکارگیری آن در زمینه صنعت و فن آوری کالاهایی تولید گردید که تقاضا را در کشورهای دیگر توانست ایجاد کند. در چنین هنگامی یک سری منابع از تعدادی کشورهای جهان وارد کشورهای توسعه یافته می شد که اقتصاد این ممالک با صادرات این منابع رنگ و بویی تازه گرفت و از طرف دیگر در آن سوی دنیا که علم وارد حوزه صنعت شده بود با تولیدات انبوه و صادرات بیشتر به کشورهای زیرتوسعه یا توسعه نیافته، رشد ارزش پول ملی اشان بر موج نمودار نمایی نشست. با انقلاب صنعتی آن ها بیشتر به بازار تولید و سوی توسعه نیافته دنیا بیشتر به بازار مصرف تبدیل شد. عده ای از کشورهای توسعه نیافته با توجه به جمعیت کم و منابع زیادی که داشتند با صادرات این منابع توانستند اقتصاد خود را احیاء کنند که کشور کویت نمونه بارز آن است، از طرف دیگر کشورهایی که با یکدیگر در رقابت بودند مثل خیلی از کشورهای اروپایی و آمریکا با توجه به این که بازار تولید دنیا بودند توانستند بهتر پایه های اقتصادی خود را محکم کنند، البته ناگفته نماند که توسعه اقتصادی فقط در این دو قطب خلاصه نمی شد، بلکه عده ای دیگر از کشورها در حوزه گردشگری توانستند پایه های محکم اقتصادی بچینند. خب طببیعتا در چنین فضایی کشورهایی که بازار تولید بودند مثل ممالک غربی، در رتبه اول اقتصاد؛ کشورهایی که منابع زیاد داشتند و با فروش این منابع، توانستند رفاه را برای خود فراهم آورند، در رتبه دوم قرار گرفتند؛ و کشورهای دیگری که با تبلیغ به جذب جذب توریست پرداختند و توانستند سالانه میلیون ها انسان را از کشورهای دیگر بسمت خود جذب نمایند، در رتبه های بعدی قرار گرفتند. البته خیلی از کشورهایی که منابع زیادی داشتند تحت استعمار کشورهای غربی در آمدند که اقتصاد آنان نیز نتوانست بخوبی رشد کند. پس بنابراین ارزش پول بیشتر به سمت خصلت اکتسابی گرایش دارد.

و فایل شامل موضوعات دیگری چون:

  • دلایل  کاهش ارزش پول
  • دلایل سقوط ارزش پول ملی
تاریخ: 1396/10/21 بازديد: 1,295 ادامه
برای اینکه استخوان آسیب دیده درست جوش بخورد و ترمیم شود، چه باید کرد؟

در مورد عواملی که در جوش خوردن استخوان‌ پس از شکستگی‌ موثرند باید گفت سه عامل تعیین‌کننده وجود دارد که اگر هر کدام از آنها دچار اشکال شود، جوش‌خوردن استخوان به تاخیر می‌افتد و حتی ممکن است بدرستی صورت نگیرد.

استخوان‌های شکسته ای که طی روند درمان به طور کامل جوش خورده باشند، هیچ فرقی با استخوان های طبیعی نخواهند داشت. توجه داشته باشید که حرکت جزو زندگی است و هرگاه بیمار اصلا حرکت نکند، بی‌شک استخوان‌های آسیب‌دیده‌اش دیرتر جوش می‌خورند. به بیان دیگر، حرکت بموقع عضله باعث تسریع جوش خوردن استخوان می‌شود.

بی‌حرکتی محل شکستگی چه با استفاده از امکانات داخل استخوان و چه به صورت گچ‌گیری و آتل‌گذاری یا استفاده از ابزاری به نام فیکساتور خارجی، اولین و مهم‌ترین اصل جوش‌خوردگی استخوان‌های آسیب‌دیده است.

دومین اصل مهم، حرکت هرچه سریع‌تر عضله شکسته شده با کمک ابزار کمکی مثل واکر یا چوب زیربغل و نیز وزن‌گذاری و یا وزن‌کشی روی عضله تا حد تحمل است.

عامل سوم نیز به داشتن بستر خوب خون‌رسانی در عمل شکستگی بازمی‌گردد. هرچه شکستگی چند قطعه‌ای باشد یا شکستگی همراه با آسیب عضلات یا بافت‌های اطراف باشد، خون‌رسانی سطحی‌تر است و جوش‌خوردن دیر انجام می‌شود.

عواملی که جوش‌خوردگی را تند می‌کنند
استفاده از ابزار یا وسایل اولیه برای بی‌حرکتی و جلوگیری از نفوذ عوامل بیماری‌زایی چون میکروب و عفونت در شکستگی‌های باز، جزو اقدامات اولیه ضروری برای کمک به درمان قطعی و مطلوب شکستگی‌هاست.

جوش‌خوردگی استخوان‌ها در کودکان و نوجوانان نسبت به بزرگسالان سریع تر است. البته بهبود شکستگی گردن و ران در بچه‌ها و نوجوانان یک استثناست که به دلیل کامل نشدن صفحات رشدی در سنین کودکی و نوجوانی، نتایج خوبی ندارد

خوردن زیاد پاچه، پای مرغ و امثال آن نه‌تنها نقشی در جوش‌خوردن شکستگی‌ها ندارد، بلکه جوش خوردن را عقب می اندازند.

معمولا نوع تغذیه در افراد سالم، تاثیر چندانی در بهبود سریع شکستگی ندارد، ولی اگر شخصی دچار مشکل جدی تغذیه‌ای و یا کمبود مواد مغذی باشد، مواد اولیه حیاتی به بهبود وی کمک می‌کند.

از سوی دیگر، کاهش وزن در افراد چاق در تمام زمینه‌ها به سلامت بیمار کمک می‌کند، به شرط این که یکدفعه ای نبوده و بنا به توصیه پزشک و یا متخصص تغذیه و طبق اصول علمی باشد.

مصرف هر نوع قرص ویتامین و املاح، در صورت سالم بودن بیمار و تغذیه مناسب او، تاثیری در تسریع جوش‌خوردگی ندارد.

البته اگر شخصی، کمبود املاح و ویتامین داشته باشد، تجویز این مکمل‌ها به طبیعی شدن بدن کمک می‌کند و روند جوش خوردن استخوان را از کندی نجات می‌دهد.

سیگار یکی از عوامل مهم جوش‌نخوردن یا تاخیر در جوش خوردن استخوان‌ها، بخصوص در افراد با سابقه بیماری‌های عمومی مثل دیابت و کم‌کاری بعضی از غدد است.

به همین دلیل، اکنون در اروپا افراد را قبل از هر عمل جراحی مهمی در استخوان و مفاصل که اورژانسی نباشد، مجبور به ترک سیگار می‌کنند.

عواملی که جوش‌خوردگی را آهسته می‌کنند
بیماری‌های خاصی هستند که روند التیام شکستگی‌ها را به تعویق می‌اندازند.

بیماری‌های عمومی مثل نداشتن هورمون‌های تولید استخوان و یا بیماری دیابت، بیماری‌های موضعی مثل سرطان استخوان یا سرطان‌هایی که باعث ضعف عمومی و شکستگی می‌شود، دوره درمان شکستگی‌ها را طولانی تر می‌کنند و گاهی نیز به جوش‌نخوردن استخوان منجر می‌شوند.

جوش‌خوردگی استخوان‌ها در کودکان و نوجوانان نسبت به بزرگسالان سریع تر است. البته بهبود شکستگی گردن و ران در بچه‌ها و نوجوانان یک استثناست که به دلیل کامل نشدن صفحات رشد استخوانی در سنین کودکی و نوجوانی، نتایج خوبی ندارد.

در سنین پیری در صورتی که شخص، بیماری خاصی نداشته باشد، جوش‌خوردگی طبیعی بوده و گاهی زودتر از حد انتظار نیز انجام می‌شود.

درمان کامل شکستگی‌ها، طی چند ماه
دوره درمان شکستگی‌ها بسته به نوع و محل شکستگی، سن فرد و روش درمانی متفاوت است، ولی به طور کلی برای استخوان‌هایی مثل ران، ساق، مچ پا و زانو که وزن بدن روی آنهاست، جوش‌خوردگی استخوان‌ها دیرتر از زمان مورد انتظار اتفاق می‌افتد. البته حداقل جوش‌خوردگی اولیه، سه ماه طول می‌کشد و در اندام فوقانی، این زمان به نصف کاهش پیدا می‌کند.

تصویر کناری مراحل جوش خوردن و ترمیم استخوان شکسته را نشان می دهد. روی آن کلیک کنید.

در مورد کودکان زیر ۱۱ سال نیز این مدت نصف می‌شود، مگر این که شکستگی در ناحیه ران و گردن باشد. توجه داشته باشید که بیشترین علت جوش‌نخوردن شکستگی به خود شکستگی، محل خون‌رسانی و آسیب‌ به بافت‌های خون‌رسان اطراف مربوط می‌شود.

برای جوش‌خوردن استخوان نیز باید استخوان‌ها بیش از ۵۰ درصد با هم ارتباط استخوانی داشته باشند و بافت‌های اطراف آن نیز صدمه کمی دیده باشند.

یکی از بزرگ‌ترین عوامل ، عفونت است. توجه داشته باشید که به دلیل خون‌رسانی کم و محیط مساعد استخوان برای عفونت، جوش نخوردن در محیط عفونی بدترین عارضه‌ای است که ممکن است پس از شکستگی‌ها رخ دهد.

البته بیماران دارای زمینه بیماری عمومی مثل دیابت، بیشتر مساعد عفونت و جوش نخوردن هستند.

دکتر رضا شهریار کامرانی، متخصص ارتوپدی و عضو هئیت مدیره انجمن جراحان ارتوپدی نیز در این باره می گوید:
«هر چند درمان های غیر جراحی متعددی برای جوش خوردن استخوان معرفی شده اند، اما اصلی ترین و بهترین روش درمان، عمل جراحی است.

جوش نخوردن استخوان شکسته بعد از عمل جراحی یکی از عوارض خطیر برای مفاصل به ویژه استخوان های بلند اندام است که موجب از کار افتادگی آن اندام می شود.

عوامل متعددی برای جوش نخوردن استخوان شکسته وجود دارد که کمبود پروتئین های خون به علت سوء تغذیه، مصرف سیگار، شکستگی در اثر ضربات شدید، آسیب بافت همراه با شکستگی استخوان، شکستگی همراه با آسیب های عروقی، استفاده از روش های نادرست جراحی و عفونت استخوان برخی از این عوامل هستند.

میزان درصد جوش نخوردگی با توجه به نوع موقعیت استخوان ها متفاوت است. به طور کلی بین یک تا پنج درصد احتمال جوش نخوردگی وجود دارد.

در استخوان پاشنه یا لگن که بافت اسفنجی دارند احتمال جوش نخوردگی خیلی کم است، در استخوان ساق که بافت نرم محافظ کمی دارد نسبتا زیاد و در استخوان اسکافویید مچ دست (استخوان اصلی) که جریان خون کمی دارد شایع تر است.

بهترین روش درمان برای جوش نخوردگی بافت و استخوان، پیوند است که بهتر است از استخوان ناحیه لگن بیمار استفاده شود.

برخی افراد مایل به استفاده از استخوان های خود نیستند که در این صورت می توان از بانک استخوان استفاده کرد.

«در مواردی می توان جانشین های مصنوعی استخوان بکار برد. ایران در زمینه تولید استخوان های مصنوعی پیشرفت زیادی نداشته، اما در مورد تکمیل بانک استخوانی پیشرفت قابل توجهی داشته است.»

تاریخ: 1396/10/19 بازديد: 1,848 ادامه
در محیط مدرسه تحمل افکار دیگران، احترام به افکار دیگران را چگونه تمرین کنیم؟

با توجه به اینکه تحمل اختلاف نظر ها و احترام به عقاید دیگران از محیط آموزشی و بخصوص مدرسه آغاز می گردد ،هنگامی که این مهم را دانش آموزان آموزش ندیده باشند و دانش آموزی تک بعدی به مسئله نگاه کند و حرف خود را مبنا قرار می‌دهد و دیگران را سرکوب می‌کند او توانایی پذیرش عقاید مخالف را ندارد که این موضوع مربوط به شخصیت پرورش یافته وی می‌شود.این مشکل سبب می گردد تضاد بین دانش آموزان مدرسه تا حد زیادی ایجاد شکاف کند. و تعدادی از دانش آموزان منزوی گردند. ریشه بسیاری از اختلافات عمیق در این مسئله وجود دارد و در موارد حادتر اگر از حد معین تجاوز کند به مشکلات بیشتری می انجامد.درک این مسئله که به پرسش مهر ۹۷-۱۳۹۶ رئیس جمهور انجامید به عقاید و مخالفت‌های دیگران، تربیت افراد، سطح تحصیلات، میزان اعتقادات و باورهای دینی بستگی دارد. اینکه شخصیت فرد در چه خانواده‌ای پرورش یافته از اهمیت برخوردار است. شاید می توان گفت هنری که امروز مانند دیروز‌ها نیست و به دست فراموشی سپرده شده است، احترام به دیگران، علی الخصوص به بزرگان است. در واقع یکی از مهارت‌های ارتباطی که در گذشته قدر و قیمتی داشت و همه برای آن سر و دست می‌شکانند، احترام به یکدیگر بود.حال آنکه در جامعه امروز بی‌توجهی به این امر در رفتار‌ها دیده می‌شود و تنها با کمک و راهنمایی والدین، رفتار فرزندان در جامعه بهبود می‌یابد..در مقاله حاضر قصد داریم به این مقوله و راهکارها و پیشنهادات راجع به این موضوع بپردازیم.

مقدمه

یکی دیگر از عوامل مهم در جلب احترام اطرافیان، احترام گذاشتن به خود است. احترام به خود یعنی درک ارزش وجودی خود و داشتن برخوردی مؤدبانه و محترمانه با خود است. داشتن رفتار محترمانه با دیگران اهمیت زیادی دارد، اما نباید از داشتن رفتاری محترمانه با خود چشم پوشی کنید. ممکن است برای کنار آمدن با ناتوانایی های خود خود را تحقیر کنید اما این نوع رفتار به دیگران نشان می دهد که شما ارزش احترام آنها را ندارید. پس برای جلب احترام دیگران، اول باید خودتان به خودتان احترام بگذارید.

راههای رشد احساس احترام به خود

۱- شناختن ویژگی‌های مثبت خود

۲- تشخیص موارد و محدوده‌های بسیار موفقیت‌آمیز

۳- برنامه‌ریزی برای حمایت از دوستان و خویشاوندان

۴- تمرکز بر فضیلت‌ها و توانایی‌های خود و نه، ماندن و غرق شدن در ناتوانایی‌ها و واماندگی‌ها

۵- عدم اندازه‌گیری و تعریف ویژگی‌های خود با استانداردهای دیگران

مونتسکیو: آنکه توقع احترام از دیگران دارد، خود نیز باید توقع احترام دیگران را برآورده کند و به آنان حرمت کند.

آدام اسمیت: هر قدر به دیگران احترام بگذاری برای خودت احترام خریده‌ای.

فرانتس فانون: احترام صفتی اکتسابی است. آن را به فرزندان خود بیاموزید.

آندره وزالیوس: اگر همه مردم ارزش احترام را می‌دانستند و در زندگی به آن عمل می‌کردند دنیا گلستان می‌شد.

ماری کوری: احترام، بزرگی و کوچکی، فقر و ثروت، زشتی و زیبایی نمی‌شناسد.

 آندره موروآ: احترام را باید در خانه آموخت. در مدرسه تمرین کرد و در جامعه کامل نمود.

ژاک ژان روسو: احترام به دیگران را باید از همان دوران کودکی به کودکان آموخت.

پرل. س. باک: احترام در حقیقت همان رعایت حال دیگران در موارد و مواقع مختلف است.

آلفونس دوده: اگر می‌خواهی محترم باشی، باید همه را محترم بداری.

اگر به دیگران احترام نگذارید مردم شما را به چشم یک انسان بی محبت نگاه می کنند که قادر به درک ارزش وجودی دیگران نیست. اگر انتظار دارید که دیگران با شما با احترام رفتار کنند اولین قدم این است که با دیگران با احترام رفتار کنید. افراد خوب ؛ با مهربانی، سخاوت و تعاون اجتماعی بیشتری با دیگران برخورد می‌کنند.

بیان مسئله

مراد از همدردی و همدلی با دیگران تلاش برای حس کردن تجارب فرد مقابل است . دراین حالت باید سعی کرد دنیا را از چشم فرد مقابل دید و از گوش او شنید و خود را جای او احساس کرد و برای فهم دقیق افکار و احساسات او که در لحظه لحظه ارتباط در فرد مقابل ظاهر می شود حساسیت نشان داد و احساسات خود را نسبت به او بیان کرد . البته باید دقت داشت که بیان احساسات همیشه از طریق گفتار و کلام نیست . حالات و چهره بدن ، لحن صدا و امثال اینها خیلی وقتها نشان دهنده  عواطف واحساسات هستند. افرادی که بتوانند این حالات را شناسایی کنند و به آنها پاسخ دهند  افرادی هستند که می توانند با طرف مقابل خود همدلی و همنوایی داشته و بالطبع با همدلی و پاسخ مناسب دادن به احساسات اطرافیان می توان مورد توجه افراد قرار گرفت و در دید آنها فردی محبوب و مورد قبول جلوه نمود . بنابراین برای جذب کردن قلوب دیگران و محبوبیت نزد آنها ابتدا باید آنها را درک کرد.

فروتنی و تواضع

فروتنی نه علم است که خوانده شود و نه نظریه که حفظ گردد و نه سخنرانی که ایراد شود بلکه هنری است که احتیاج به تمرین دارد. فروتنی و تواضع یعنی همان کارهایی را انجام دهیم که مردم انجام می دهند و ما هم مانند آنها باشیم افتاده باشیم و متکبر و مغرور نباشیم.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) در این زمینه می فرمایند :

 خداوند دربرابر گذشت بنده بر عزت او می افزاید.

امام علی (علیه السلام) در وصف مومن می فرماید :

مومن، نرمخو و مهربان است از صخره سخت تر و از بنده ذلیلتر است.

این جمله را که «باید آنچه را که هست بپذیریم» زیاد می‌شنویم، اما درک معنای واقعی آن سخت است. آیا این یعنی پذیرفتن کاری که دیگران انجام می‌دهند؟ پذیرفتن ماهیت دنیا؟ و یا پذیرفتن آنچه که دوروبرمان روی می‌دهد؟

پذیرش

پذیرش یعنی اینکه بگذاریم همه چیز همین طور پیش برود یا باشد، در حرف ساده است و نتایج آن خوشایند ما نیست. اما تمامی رنج‌هایی که می‌کشیم نتیجه مقاومت در برابر «آنچه که هست» و یا مقاومت در برابر میل به پذیرش چیزهایی است که در زندگی روزانه تجربه می‌کنیم.

فکر نکنید، واکنش نشان ندهید، تجزیه و تحلیل نکنید و…؛ بگذارید خودش درست شود…

اگر به عقب نگاه کنید خواهید دید که ما همه چیز را تجربه می‌کنیم. هرآنچه که ما تجربه می‌کنیم، مخلوق ذهنمان است. یعنی چیزی را که در ذهنمان داریم حس می‌کنیم. تفکر ماست که ما را نا‌امید، عصبانی، زود رنج یا برعکس خوشحال، شاد و آرام می‌کند.

همین که متوجه شویم تجربه انواع احساسات امری طبیعی است، در می‌یابیم تنها چیزی که آن‌ها را طولانی کرده یا کاهش می‌دهد مبارزه ذهنمان با آن‌ها است. برای مثال: رنجیدن، ترسیدن یا عصبانی شدن احساساتی طبیعی هستند، هر چیزی می‌تواند آن‌ها را بد‌تر کند و معمولاً خارج از کنترل شما هستند. همانطور که روزهای خوب و بد می‌گذرند، این احساسات در صورتی که توجهی به آن‌ها نکنید و اجازه بدهید جسمتان آن‌ها را تجربه کند، به طور طبیعی رفع می‌شوند. شاید احساسات خوشایندی نباشند، اما طبیعی هستند. آنچه باعث طولانی شدن این احساسات می‌شود مقاومت ما در برابر آن‌ها است، یعنی زمانی که شروع به مبارزه با آن‌ها کرده و از آن‌ها می‌ترسیم، این احساسات را طولانی‌تر می‌کنیم. وقتی در ذهن خود شروع به بحث و جدل می‌کنیم و با خود می‌گوییم «نباید چنین احساسی را به خودم راه دهم، می‌خواهم آرام باشم، چرا اینقدر زود ناراحت می‌شوم» تمامی این سوال‌ها و فکر مبارزه با آن‌ها، احساسات منفی را طولانی کرده و منجر به عذاب بیشتری می‌شود و تا زمانی که یک چیزی حواستان را پرت کند و یا همه چیز بعد از ساعت‌ها کشمکش درونی تمام شود، ادامه خواهند داشت.

درباره احساسات مثبت نیز همین طور است. بسیاری از مردم عادت دارند از خودشان بپرسند که چرا احساس خوبی دارند یا در پوست خود نمی‌گنجند. حقیقت این است که این احساسات هرگز تا ابد دوام نمی‌آورند و باید از آن‌ها لذت ببریم و آن‌ها را بپذیریم تا به احساسات خوب اجازه بدهیم در تمام جسم مان جاری شوند. این تنها چیزی است که آن را طولانی می‌کند.

هر چند بسیاری از مردم به دنبال یافتن علت احساس خوبشان هستند، «چرا چنین احساسی دارم؟»، «چگونه می‌توانم دوباره چنین احساسی را داشته باشم؟» پاسخ آن شاید ساده باشد اما معمولاً می‌تواند زاییده چندین عامل مرکب از قبیل سرحال بودن، داشتن آرامش خاطر و یا کمک کردن به دیگران باشد. اما همین که شروع کنید به مورد سوال قرار دادن آن یا جستجوی علت آن، عمر آن را کوتاه کرده و احساسات مثبتتان را از بین می‌برید.

یاد بگیرید با عواطف و احساسات خود نجنگید

همین که یاد بگیرید با احساستان مبارزه نکنید، ذهن و جسمتان آرامش طبیعی خود را باز می‌یابد. بدن ما به گونه‌ای برنامه ریزی شده است که شاد بوده و احساسات مثبت را تجربه کند، ذهن ما [به طور طبیعی] به این سمت و سو گرایش دارد. مطمئناً هر از گاهی احساسات منفی را تجربه خواهید کرد و برایتان خوشایند نخواهند بود. فقط آن‌ها را بپذیرید، به خودتان بقبولانید که این احساس را همین حالا دارید و آن‌ها را مورد سوال قرار ندهید، در ذهنتان با آن‌ها نجنگید، فقط اجازه بدهید این احساسات جریان پیدا کنند و تمام جسمتان را در بربگیرند. همین که این کار را انجام دهید خواهید دید که کمتر و کمتر احساس منفی را تجربه می‌کنید و ذهنتان به سمت آنچه که بیشتر دوست دارد، یعنی خوشحالی، گرایش خواهد یافت!

درباره احساسات مثبت نیز همین طور است. وقتی احساس خوبی دارید، بی‌‌‌نهایت خوشحال هستید، آن را مورد سوال قرار ندهید. یک موسیقی که حالتان را خوب می‌کند، بگذارید و به چیزهایی بیاندیشید که آن‌ها را می‌خواهید یا چیزهایی که خوشحالتان می‌کند. فقط به یاد داشته باشید که این نیز می‌گذرد، اما توجه داشته باشید که وجود احساس‌های بد است که باعث می‌شود اوقات خوش اینقدر خوشحالتان کند.

کار سختی است، اما پی بردن به مفهوم آن کار ساده‌ای می باشد. در حالی که شاید ترک عادت بدِ مورد سوال قرار دادن افکار و احساساتمان کار سختی باشد، اما فقط یک عادت است و با تمرین می‌توانیم عادت‌های جدیدی را ایجاد کنیم. ایجاد عادت پذیرش احساسی که دارید، یکی از بهترین کارهایی است که می‌توانید انجام دهید…

تاریخ: 1396/9/8 بازديد: 1,126 ادامه
پراکندگی زیست بوم های جهان

مناطق زندگی تمام گیاهان ، حیوانات و سایر موجودات با شرایط طبیعی محیط در یک منطقه ویژه بنام زیست بوم شناخته شده است . یک زیست بوم با انواع حیات گیاهی مشخصی با توجه به موقعیت ، شرایط آب وهوائی ، عرض جغرافیائی و ارتفاع تعیین می شود .

برای مثال در قسمت های شمال آمریکا و آسیا جنگلهای مخروطی و جنب قطبی وجود داردن که دارای شرایط طاقت فرسایی بوده و فصل رشد درختان در آن کوتاه است . بجای درختان گیاه کوتاه قد توندرا در این مناطق رشدو نمو می کنند . با افزایش ارتفاع پدیده مشابهی اتفاق می‌افتد بطوریکه درختان جای خود را در مناطق بلند کوهستانی به گیاهان کوتاه قد می‌دهند .

یک زیست بوم از اکوسیستم های زیادی با جمعیت اندکی از گیاهان و جانوران به همراه شرایط محیط زندگی شان (‌قسمت های طبیعی موثر در آنها ) ساخته شده است . در حالی که مرزهای یک زیست بوم بوسیله آب وهوا تعیین شده مرزهای جمعیتی یک اکوسیستم با ویژگی های طبیعی مانند : رشته کوهها یا دیواره بالائی رودخانه‌ها از همدیگر جدا هستند . یک اکوسیستم با زیست بوم ویژه به داشتن اشکال رشد همانند گیاهان و حیوانات با عادت غذایی مشابه گرایش دارد .

زیست بوم های اصلی کره زمین شامل : جنگل های بارانی استوائی ، جنگلهای مخروطی شمال ، توندرا ، بیابان ، مراتع ساوان و بلوط کوتاه قد است . اگر چه بعضی اوقات بصورت اختیاری اصطلاح زیست بوم در مورد محیط های وابسته به دریا بکاربرده شده که بیانگر مناطق زیســت دریائی مانند منطــــــقه ساحــلی وآب کم عمق ، منطقه آبهای آزاد اقیانــوس های باز ومنطقه عمیق کف اقیانوسی است .

جنگل های باران‌های استوائی پیچیده ترین زیست بوم ‌های جهان است . این زیست بوم در ارتفاعات پایین منطقه استوائی پیدا می شود جائی که همیشه گرم ومرطوب است . درختان جنگلهای بارانی توسط سایه شاخ و برگ متراکم بالائی و در هم تنیدگی درختان جنگلی متمایز می شوند . ارتفاع این سایبانها ممکن است به بیش از ۵۰ متر ( ۱۶۰ فوت )برسد . سایبانهای ضخیم به نور آفتاب و باران بندرت اجازه می دهند که به کف جنگل که پوشش کم تراکمی دارند نفوذ نمایند . خاک آنها مواد غذائی ناچیـــزی دارد و بسـیاری از گیاهان قادر هستـــند اندک مواد غـــذائی موجـــود را جذب و ذخیره نمایند .

جنگل های مخروطی شمالی را بنام تایگای روسیه می شناسیم ، نواری در امتداد آلاسکا ، کاندا ، روسیه ، و چین یافت شده ودر جاهایی که زمستانهایی با دوره سرمای طولانی هستند . مخروطیان عبارتند از : صنوبر ،کاج سیاه ، شاه درخت و گیاهان غالب حتی گل سنگ ها و همچنین خزه‌ها زیادی که در تمام مانداب ها و باتلاق های تمام مناطق رشد می کنند .

توندرای مناطق جلگه‌ای فاقد درخت است ودر نیمکره شمالی در قسمت شمال جنگل های مخروطی و در نیمکره جنوبی در پنینسولای قطب جنوب قرار دارد . در این زیست بوم درختان به دلیل برودت ، یخبندان دائمی و وجود یک لایه یخ زده در زیر خاک نمی توانند جان سالم ببرند .

زیست گیاهی تمایل اندکی به رشد ونمو در سطح زمین دارد . در تابستان تعداد زیادی از پرندگان به توندرا مهاجرت می کنند تا از حشرات آن تغذیه نمایند . جانوران دیگر یافت شده در این منطقه شامل : گوزن شمالی ، گرگ ، روباه و موش های آبی است. یک زیست بوم مشابهی بنام زیست بوم کوهستانی نامیده می‌شود که در مناطق بلند کوهستانی در نقاط مختلف جهان یافت شده است . گیاه بعلت شرایط طاقت فرسای دارای رشد پایینی در علفزارهای مناطق کوهستانی است .

زیست بوم کویر با بارش ۲۵۴ میلیمتر ( ۱۰ اینچ) در سال و درجه حرارت بالا تعریف شده است . گیاهان بیابانی برای مقابله با کمبود رطوبت و حفظ آب دارای ویژگی های از قبیل رنگ روش ، برگهای کوچک ، ضخیم و یا مومی هستند . اغلب حیواناتی که در بیابان زندگی می کنند به همراه محیطشان دارای رنگ روشنی هستند . و بدلیل حرارت بالای روز معمولا در شب فعال‌تر هستند .

زیست بوم های مراتع در هر قاره‌ای بجز در قطب جنوب یافت می‌شوند و یک چهارم سطح زمین را پوشانده‌اند. معمولا مراتع در زمین های مسطح و در حال لغزش یافت می‌شود و تمایل دارند در داخل قاره‌ها جائی که مقدار بارش کمتر است رشد نمایند. . خشکسالی های زیاد دوره‌ای در مراتع اتفاق می افتد که در پی آن حرارت سوزان گیاهان زیادی را از بین می‌برد . مراتع بوسیله گندمیان ، جگن ها وسایر گیاهان کوچک و پایدار پوشانده شده‌اند . خشکسالی ، آتش سوزی چرای آنها توسط گیاهخوارانی مانند گوزن و گاومیش های کوهان دار امریکائی رشد درختان را محدود می‌سازد . هم اکنون مراتع زیادی بطور وسیع به زیر کشت برده شده و در آنجا محصولاتی مانند گندم ، ذرت و سایر غلات کاشته شده است .

ساوانهای مناطق استوائی بوسیله مراتع و درختان منفرد و قابل گسترش هستند . بزرگترین و مشهور ترین ساوانهای جهان ساوان افریقا است که قسمت جنوبی قاره تا بیابان صحرا پوشانده است. در ساوانهای افریقا گله‌هایی از حیوانات در چمن های آن به چرا مشغول بوده وزرافه‌ها هم از بالای درختان تغذیه می کنند . ساوانهایی استوائی دیگری در امریکای جنوبی و هند و استرالیا یافت شده است .

زیست بوم بلوطهای کوتاه قد با بیشه های از برگ های کوچک بوته های همیشه سبز را احاطه کرده است . ویژگی های آن تابستانهای گرم و خشک و زمستانهای خنک و مرطوب دارد . این زیست بوم در ارتاعات پای کوهی کالیفرنیا و مناطق آب وهوائی مدیترانه‌ای یافت می شود . گیاهان بلوط با آتش سوزهای فراوان ناشی از رعد وبرق و شرایط خشک سازگاری پیدا کرده‌اند.

تاریخ: 1396/9/5 بازديد: 3,110 ادامه
کشیدگی ماهیچه ها، درد ماهیچه ها، گرفتگی ماهیچه ها

کشیدگی ماهیچه‌

کشیدگی یا کشیدگی ماهیچه‌ای هر گونه آسیب در ساختار ماهیچه است که در چهار ناحیه می‌تواند ایجاد گردد:

  • بطن ماهیچه
  • تاندون ماهیچه
  • محل اتصال تاندون-ماهیچه
  • محل اتصال تاندون به استخوان

کشیدگی، بیشتر به علت نیروی کششی بیش از حد به بخش عضلانی-تاندونی ایجاد می‌گردد. گاهی انقباض شدید عضله‌ای که در برابر یک مقاومت بالا قرار می‌گیرد منجر به کشیدگی می‌گردد.

درجات کشیدگی ماهیچه‌ای

کشیدگی ماهیچه‌ای یا عضلانی، که به آن «استرین» هم می‌گویند، یک عامل مهم در ایجاد دردهای عضلانی است. بسیاری از دردهای ناحیه کمری به علت صدمات عضلانی یا لیگامانی (اسپرین) به وجود می آید. استرین‌ها یا کشیدگی‌های ناتوان کننده عضلانی اکثراً در عضلات بزرگی همانند همسترینگ و چهارسر رانی (کوادری‌سپس) در اندام‌های تحتانی اتفاق می‌افتند.

شدت آسیب در کشیدگی‌های عضلانی سه درجه دارد که عبارتند از:

    درجه ۱: میزان آسیب و درد کم بوده و تورم ماهیچه خفیف است.

    درجه ۲: آسیب متوسط بوده و بنابراین درد و تورم وجود دارد. خونریزی بافتی ایجاد می‌شود.

    درجه۳: پارگی بافتی که همراه با خونریزی است. فرد درد شدیدی را در لحظه آسیب حس می‌کند. تاندون ماهیچه دوسر بازویی و تاندون آشیل دو محل شایع پارگی هستند.

گرفتگی ماهیچه

وقتی ماهیچه ای می گیرد, تمام تارهای آن با هم منقبض می شوند این حالت بیشتر وقتی که حرکتی ناگهانی می کنید یا ماهیچه را بیش از حد می کشید روی می دهد

– چه وقت به پزشک مراجعه کنیم؟

– درد و خشک شدن ماهیچه ظرف سه روز خوب نمی‌شود.

– اگر گرفتگی پشت یا گردن همراه با گزگز، کرختی، یا ضعف است، فوراً نزد پزشک بروید.

– گرفتگی ماهیچه نشانه چیست؟

دولا می‌شوید که چیزی بردارید، گوشی تلفن را با چانه‌تان نگاه داشته‌اید، یا چیزی را بالای سرتان گرفته‌اید که ناگهان، دچار گرفتگی و حرکت دردناک ماهیچه‌ می‌شوید.

وقتی ماهیچه‌ای می‌گیرد، تمام تارهای آن با هم منقبض می‌شوند. این حالت بیشتر وقتی که حرکتی ناگهانی می‌کنید یا ماهیچه‌ را بیش از حد می‌کشید روی می‌دهد.

مثلاً خم شدن سریع به‌هنگام نشستن ماهیچه‌های پشت را کشیده و آن را می‌آزارد. در پاسخ به آن، تارهای ماهیچه‌ای اطراف فوراً سفت می‌شوند و نوعی تخته‌بند محافظتی برای جلوگیری از آسیب بیشتر تشکیل می‌دهند. این واکنش ناراحتی را تشدید می‌کند، انقباض تارهای ماهیچه‌ای جریان خون را کنده کره و ناحیهٔ آزرده را بیشتر تحریک و دردناک می‌کند که باز انقباض بیشتر تارها را به‌دنبال دارد. حالا گرفتار حالتی شده‌اید که ماهیچه‌ها نمی‌‌توانند شل شوند.

برخلاف چنگ‌شدن معمولی، که آن هم انقباض ناگهانی است، گرفتگی ماهیچه معمولاً با حرکت برطرف نمی‌شود. اگر پشتتان بگیرد، نمی‌‌توانید حرکت کنید.

هدف‌های عمده گرفتگی ماهیچه‌های گردن و پشت هستند. ماهیچه‌های این نواحی به کشیدە‌شدن بسیار حساسند. مثلاً وزیدن نسیم خنکی به ماهیچه‌های گردن بعد از تنیس یا کار زیاد با کامپیوتر، آنها را وادار به مقابله به‌‌صورت گرفتگی می‌کند. حالا دیگر نمی‌توانید سر را برای دیدن اطرافتان حرکت دهید.

گرفتگی ناگهانی پشت یا گردن همراه با کرفتکی، گزگز یا ضعف ماهیچه‌ها ممکن است نشانهٔ آسیب‌دیدن عصب یا صفحهٔ بین مهره‌ای (دیسک) باشد.

درد ماهیچه

درد ماهیچه نشانه چیست؟

پنجشنبه عصر با بچه ها فوتبال بازی کردید، جمعه صبح سقف آشپزخانه را رنگ زدید و بعدازظهر زیر زمین را تمیز و مرتب کردید. در تمام این مدت احساس ناراحتی نکردید، ولی روز شنبه صبح فریاد ماهیچه هایتان از این کارها بلند شده است. و متأسفانه ناراحتی خود را فقط به صورت درد بیان می کنند.

اگر ماهیچه هایتان گاه گاه می گفتند: کمی به ما استراحت بدهید، حرفشان را گوش نمی کردید. و حالا آنها هم با درد شما را وادار به استراحت می کنند.

اگر نگاهی به درون یک ماهیچه می انداختید، متوجه می شدید که چرا کار کشیدن زیاد آنها را آسیب می رساند. وقتی کاری غیر معمول را به ماهیچه تحمیل کنید، تارهای ماهیچه ای شروع به پاره شدن می کنند. و در ماهیچه ای که کار زیادی به آن محول شده است پارگی تارها ممکن است به صدها عدد برسد.

کار بیش از حد تنها تنها دلیل درد ماهیچه نیست. اگر تمام مدت ماهیچه ها را آزار دهید مخصوصاً در نواحی شانه، گردن و لگن دچار درد تار ماهیچه ای می شوید؛ یعنی درد بافت رشته ای ماهیچه ها. درد تار ماهیچه ای ممکن است چنان شدید شود که مانع خواب شبانه گردیده و در تمام روز خستگی بیاورد.

برخی پزشکان معتقدند که درد تار ماهیچه ای با تنش، آسیب، یا بیماری ماهیچه ای شروع می شود. عده ای دیگر آن را ناشی از عدم تحرک و کشش ماهیچه ای می دانند. ماهیچه ها برای حرکت ساخته شده اند، و اگر آنها را بی حرکت نگاه دارید مثلاً تمام روز پشت میز بنشینید ماهیچه ها تا حد درد دچار کشیدگی می شوند که خود یک چرخه معیوب می سازد: درد مانع خواب عمیق می شود، به طوری که خسته و کوفته از خواب بر می خیزید؛ حرکت برایتان مشکل می شود، و ماهیچه ها بیشتر بی حرکت و دردناک می شوند.

اگر با فشار بر روی نواحی حساس گردن، شانه، سینه، پشت و کفل از شدت درد از جا می پرید، ممکن است دچار درد تار ماهیچه ای شده باشید. اگر درد تمام بدن به مدت بیش از سه ماه دارید، به فکر درد تار ماهیچه ای باشید، مخصوصاً اگر در اواخر دهه چهارم عمر یا بعد از آن هستید.

علاوه بر اینها، آزردگی عمومی ماهیچه ها ممکن است ناشی از ویروسی شبیه به آنفلوانزا یا واکنش به داروی فشار خون یا مدر باشد. اگر درد شدیدتر می شود، ممکن است نشانهٔ بیماری تیروئید یا التهاب مفاصل باشد.

درمان درد ماهیچه

اصول چهارگانه را رعایت کنید. ورزشکاران باید همیشه اصول چهارگانه (استراحت، یخ گذاشتن، بستن، و بالا گرفتن) را رعایت کنند، مخصوصاً بعد از اولین روز تمرین. وقتی درد ماهیچه شروع شود، لااقل ۴۸ ساعت به آن استراحت بدهید تا خود را ترمیم کند. در دورهٔ استراحت، بر روی آن یخ (که مؤثرترین عامل ضد التهاب است) بگذارید. یخ رگ های خونی را منقبض کرده، درد را تسکین بخشیده، و تارهای ماهیچه ای را شل می کند. هر بار مقداری یخ در دستمالی پیچیده و ۲۰ دقیقه روی ماهیچه بگذارید.

اگر ماهیچه های دست یا پا درد می کنند، آن را با نواری کشسان باندپیچی کنید. دراز بکشید و اندام دردناک را روی بالشی بالا بگیرید.

مسکن بخورید. خوردن آسپیرین یا ایبوپروفن ظرف نیم ساعت درد را تسکین می دهد. اگر با این مسکن ها درد آرام نشود، نزد پزشک بروید تا علت آن را بیابد.

آن را گرم کنید. اگر ماهیچه متورم نیست، می توانید حمام آب گرم بگیرید. گرما باعث بهتر شدن جریان خون در ماهیچه آسیب دیده شده و اسید لاکتیک (مادهٔ زاد حاصل از کار زیاد ماهیچه و عامل درد آن) را خارج می کند. اگر نمی توانید حمام بگیرید، کیسهٔ آب گرمی را به مدت ۱۵ دقیقه روی آن بگذارید. در دردهای طولانی مدت حمام بخار و سونا بهتر نفوذ می کند.

ماساژ دهید. ماساژ دلیلی است برای اینکه چرا حیوانات زخم خود را می لیسند. عمل ماساژ درد را کم می کند. در انسان، ماساژ دادن ماهیچهٔ دردناک مسکن های طبیعی بدن (اندورفین) را زیاد می کند، با خشک شدن آن مبارزه می کند، و حرکت آن را باز می گرداند. برای نتیجهٔ بهتر، اول ناحیهٔ درد را گرم کنید و بعد آن را ماساژ دهید. اگر با این کار درد بیشتر می شود، آن را متوقف کنید.

پماد بمالید. پمادهای گرم کنندهٔ حاوی منتول باعث گرم شدن ناحیهٔ زیر پوست می شوند. این پمادها را همراه با کیسهٔ آب گرم یا باندپیچی استفاده نکنید، چون بافت را بیشتر آسیب می رسانند یا باعث سوختگی می شوند.

درمان درد تارماهیچه ای

ورزش کنید. مطالعه نشان داده است که ورزش های آرامی مثل پیاده روی یا دوچرخه سواری حساسیت بدن را کم کرده و خواب را بهتر می کند. حرکت مداوم هم اکسیژن و اندورفین بیشتری به ماهیچه ها می رساند. ورزش بهتر است به تدریج زیاد شود. اگر هنگام ورزش، مثلاً پیاده روی، ماهیچه درد گرفت، حرکات را آهسته تر کنید، ولی نایستید. ۳۰ دقیقه ورزش سه بار در هفته بسیار مناسب است.

از پشت میز بلند شوید. نقاط حساس معمولاً در بالای پشت و شانه ها و اغلب ناشی از نشستن یکنواخت در هنگام کار است. هر چند وقت یک بار از پشت میز بلند شوید و دست ها را کشیده و بالا ببرید. سر و گردن را دورانی حرکت دهید. هنگام کشش نفس عمیق بکشید. این کار کشیدگی ماهیچه ها را کم کرده و اکسیژن بیشتری به آنها می رساند.

خوب بخوابید. مبتلایان به درد تار ماهیچه ای که با درد و خستگی از خواب بر می خیزند، خواب عمیق سلامت بخش ندارند. فقدان این خواب ترشح هورمون رشد را که برای ترمیم ماهیچه لازم است کم می کند. خواب خوب التیام را تسریع می کند.

تاریخ: 1396/8/29 بازديد: 30,266 ادامه
نقش حسابرسی داخلی در مدیریت ریسک در عرصه سازمان

مقدمه

طی سالهای گذشته، اهمیت راهبری شرکتی قوی بر مدیریت ریسک به طور فزایندهای تایید شده است. سازمان ها برای شناسایی تمام ریسک هایی که در کسب وکارشان با آنها روبه رو می شوند، اعم از اجتماعی، اخلا‌قی، محیطی، مالی و عملیاتی، و به منظور تشریح چگونگی مدیریت آنها در یک سطح پذیرفتنی، به شدت در فشار هستند. در این اثنا، استفاده از چارچوب های مدیریت ریسک در عرصه سازمان، با شناخت برتریهای آن نسبت به رویکردهای با نظارت پایین، گسترش یافته است.

حسابرسی داخلی، هم در نقش ارائه کننده خدمات  اطمینان بخشی و هم خدمات مشاوره ای، به گونه های مختلف به مدیریت ریسک کمک می کند. در سال ۲۰۰۲ انجمن حسابرسان داخلی بریتانیا و ایرلند، بیانیه ای در رابطه با نقش حسابرسی داخلی در مدیریت ریسک منتشر ساخت تا رهنمودی برای اعضایش در ارتباط با نقشهای مجاز و تضمین های مورد نیاز برای حفظ استقلال و بیطرفی حسابرسی داخلی فراهم کرده باشد. این بیانیه بازبینی شده جدیدکه جایگزین بیانیه پیشین شد، پیشرفت های اخیر جهان را در زمینه مدیریت ریسک و حسابرسی داخلی در نظر می­گیرد.

مدیریت ریسک در عرصه سازمان چیست؟

افراد، فعالیت های مدیریت ریسک را برای شناسایی، ارزیابی، مدیریت و کنترل انواع رویداد ها یا وضعیت ها،  می پذیرند. این گونه فعالیتها ممکن است دامنه ای از پروژه های منفرد یا دقیقاً تعریف شده ریسک، مانند ریسک بازار، تا تهدیدها و فرصتهایی که یک سازمان در کل با آن روبه رو است را دربرگیرد. اصول ارائه شده در این بیانیه می تواند به عنوان رهنمودی جهت حسابرسی داخلی برای تمام حالتهای مدیریت ریسک مورد استفاده قرار گیرد اما هدف ویژه این نوشتار، مدیریت ریسک در عرصه سازمان است زیرا این مدیریت می­تواند فرایندهای راهبری سازمانی را بهبود بخشد.

مدیریت ریسک در عرصه سازمان فرایندی ساختار یافته، سازگار و پیوسته در کل سازمان به منظور شناسایی، ارزیابی، تصمیم گیری راجع به پاسخ ها و گزارشگری فرصت ها و تهدید هایی است که روی دستیابی به هدف ها تاثیر می گذارند.

هیئت مدیره مسئولیت کلی برای اطمینان یافتن از مدیریت ریسکها را به عهده دارد. در عمل، هیئت مدیره اختیار اداره عملیات چارچوب مدیریت ریسک را به گروه مدیریتی خود که مسئولیت تکمیل فعالیت های زیر مجموعه را دارند، تفویض می­کند. ممکن است کارکرد جداگانه ای نیز تعریف شود که هماهنگی و  مدیریت موردی این فعالیت ها را به عهده داشته و از مهارتها و دانش تخصصی نیز بهره­مند باشد. هر فردی در سازمان نقشی را در ارتباط با اطمینان یافتن از اجرای موفقیت آمیز مدیریت ریسک در عرصه سازمان ایفا می کند ولی مسئولیت اولیه شناسایی ریسکها و اداره آنها به عهده مدیریت است.

مزایای مدیریت ریسک در عرصه سازمان

مدیریت ریسک در عرصه سازمان با یاری رساندن به سازمان در زمینه مدیریت ریسک ها به منظور دستیابی سازمان به هدف هایش نقش اساسی را ایفا می کند. مهمترین منافع مدیریت ریسک در عرصه سازمان عبارتند از:

•  شانس بیشتر سازمان برای دستیابی به هدف های خود،

•  گزارش تلفیقی ریسک های مجزا در سطح هیئت مدیره شرکت،

•  درک بهتر ریسک های کلیدی و الزامات وسیع تر آنها،

•  تمرکز بیشتر مدیریت بر موضوع هایی که واقعاً اهمیت دارند،

•  کاهش پدیده های اعجاب آور و بحرانها،

•  تمرکز داخلی بیشتر بر انجام کارهای درست با روشی صحیح،

•  افزایش احتمال این که تغییرات آغاز شده، به انجام برسند،

•   توان تحمل ریسک بیشتر برای دستیابی به بازدهی بالاتر،

•  ریسک پذیری و تصمیم گیری آگاهانه تر.

 

فعالیت های منظور شده در مدیریت ریسک در عرصه سازمان

•  بیان واضح هدفهای سازمان و ارتباط برقرار کردن با آنها،

•  تعیین سطح پذیرش ریسک برای سازمان،

•  استقرار محیط داخلی مناسب، شامل چارچوب مدیریت ریسک،

•  شناسایی تهدید های بالقوه برای دستیابی به هدف ها،

•  انتخاب و پیاده سازی روش واکنش به ریسک ها،

•  پذیرش فعالیتهای کنترلی و سایر فعالیتهای واکنشی،

•  تبادل اطلا‌عات مربوط به ریسک ها به شیوهای سازگار در همه سطوح سازمان،

•  پایش و نظارت بر فرایندهای مدیریت ریسک و نتایج آنها،

•  در نهایت، فراهم آوردن اعتبار لا‌زم برای معیار(های) اثربخشی که ریسک ها براساس آن مدیریت می شوند.

اطمینان بخشی به مدیریت ریسک در عرصه سازمان

یکی از الزامات کلیدی هیئت مدیره یا سطح مشابه آن اطمینان یافتن از این موضوع است که فرایندهای مدیریت ریسک به طور موثر کار می کند و ریسک های کلیدی در سطحی پذیرفتنی مدیریت می شوند.

احتمالا‌ً این اطمینان از منابع مختلفی دست یافتنی است. در این میان اطمینان یافتن از مدیریت، اساسی است. این امر باید به شیوه ای اطمینان بخش و بی طرفانه تکمیل شود و حسابرسی داخلی یک منبع کلیدی در این ارتباط است. سایر منابع شامل حسابرسی مستقل  و بررسی های کارشناسی مستقل اند. حسابرسی داخلی به طور عادی برای سه حیطه زیر اطمینان بخش است:

•  فرایند های مدیریت ریسک،هم  شامل طراحی آنها و هم  کارکرد خوب آنها.

•  مدیریت ریسکهایی که با عنوان کلیدی طبقه بندی شده اند، از جمله اثربخشی کنترل های اعمال شده و سایر پاسخهای داده شده به ریسکها؛

•   ارزیابی اتکا پذیری و مناسب بودن ریسکها، گزارش ریسکها و وضعیتهای کنترل.

نقش حسابرسی داخلی در مدیریت ریسک در عرصه سازمان

حسابرسی داخلی یک فرایند اطمینان بخشی مستقل، بی طرفانه و نوعی فعالیت مشاوره ای است. نقش محوری آن در ارتباط با مدیریت ریسک در عرصه سازمان فراهم آوردن اطمینان بی طرفانه برای هیئت مدیره در رابطه با اثر بخشی مدیریت ریسک است. در واقع، بررسی ها نشان داده است که هیئت مدیره و حسابرسان داخلی هر دو بر این باورند که حسابرسی داخلی به دو شیوه مهم برای سازمان ارزش می­آفریند: یکی اطمینان بخشی بی طرفانه در رابطه با این موضوع که ریسکهای اساسی کسب و کار مدیریت می شوند و دیگری اطمینان بخشی از این موضوع که چارچوب های مدیریت ریسک و کنترل های داخلی به طور اثربخش عمل می کنند.

در شکل ۱ به دامنه ای از فعالیتهای مدیریت ریسک در عرصه سازمان و نقشهایی که یک بخش حسابرسی داخلی حرفه­ای باید ایفا کند، و با همان اهمیت، نقشهایی که نباید بپذیرد، اشاره شده است. عوامل کلیدی که باید به هنگام تعیین نقش حسابرسی داخلی در نظر گرفته شوند عبارتند از اینکه  فعالیت مورد نظر تهدیدی برای استقلا‌ل کارکرد حسابرسی داخلی و بی طرفی آن محسوب می شود یا خیر و این  که آیا کمکی به بهبود مدیریت ریسک، فرایندهای راهبری و کنترل در سازمان می کند یا خیر؟

همه فعالیتهای نشانداده شده در سمت راست شکل ۱، جزو فعالیت های اطمینان بخشی هستند. آنها بخشی از فرایندگسترده تر اطمینان بخشی در رابطه با مدیریت ریسک را تشکیل می دهند. یک کارکرد حسابرسی داخلی که استانداردهای بین المللی و روشهای حرفه­ای حسابرسی داخلی را رعایت می کند می­تواند و باید دست کم تعدادی از این فعالیتها را اجرا کند.

حسابرسی داخلی ممکن است خدماتی مشاوره ای فراهم کند که راهبری یک شرکت، مدیریت ریسک، و فرایندهای کنترلی را بهبود می بخشد. حدود خدمات مشاوره ای حسابرسی داخلی در مدیریت ریسک در عرصه سازمان به سایر منابع داخلی و خارجی که در زمان بلوغ ریسک سازمان برای هیئت مدیره در دسترس است، بستگی خواهد داشت و احتمالا‌ً در طی زمان تغییر خواهد یافت. تخصص حسابرسی داخلی در منظورکردن ریسک و درک پیوند های میان ریسک ها، حاکمیت و آسان سازی، بدان معناست که دارای صلا‌حیت خوبی برای عمل کردن به عنوان حامی و حتی مدیر پروژه مدیریت ریسک در عرصه سازمان، بویژه در مراحل اولیه معرفی آن است. با افزایش بلوغ ریسک سازمان و جا افتادن بیشتر مفاهیم مدیریت ریسک در سازمان، ممکن است نقش حسابرسی داخلی در حمایت از مدیریت ریسک در عرصه سازمان کاهش یابد. به طور مشابه اگر سازمان از خدمات کارشناسان مدیریت ریسک استفاده می کند یا اینکه دارای کارکردی برای مدیریت ریسک است، حسابرسی داخلی احتمالا‌ً به جای انجام فعالیتهای مشاوره ای بیشتر، از طریق تمرکز بر فعالیتهای اطمینانبخشی، ارزش می آفریند. به هر حال، اگر تا کنون حسابرسی داخلی،رویکرد مبتنی بر ریسک را که با فعالیتهای سمت راست شکل ۱ ارائه می شود مورد استفاده قرار نداده است، احتمالا‌ً برای انجام خدمات مشاوره ای که در مرکز شکل نشان داده شده است مجهز نخواهد بود.

نقش های مشاوره ای

بخش میانی شکل ۱، نقشه ای مشاوره ای را نشان می دهد که حسابرسی داخلی ممکن است در ارتباط با مدیریت ریسک در عرصه سازمان ایفا کند.  به طور کلی هر چه  در شکل ۱ حسابرسی داخلی به نقش های سمت چپ متمایل شود، تضمین های بیشتری برای اطمینان یافتن از حفظ استقلال و بی طرفی آن مورد نیاز است. برخی نقشهای مشاوره­ای که حسابرسی داخلی ممکن است ایفا کند به شرح زیر است:

•  در دسترس قرار دادن ابزارها و روشهای مدیریتی مورد استفاده به وسیله حسابرسی داخلی برای تجزیه و تحلیل ریسکها و کنترلها،

•  پیشگام بودن در معرفی مدیریت ریسک در عرصه سازمان به سازمان، استفاده اهرمی از تخصص در زمینه مدیریت ریسک و کنترل و آگاهی کلی در مورد سازمان،

•  ارائه توصیه، کارگاه های تسهیل کننده، هدایت سازمان در رابطه با ریسک و کنترل و افزایش توسعه یک زبان، چارچوب و درک مشترک،

•  عمل به عنوان نقطه محوری برای نظارت، پایش و گزارش ریسکها،

•  حمایت از مدیرانی که برای یافتن بهترین روش کاهش نتایج نامطلوب ریسک تلا‌ش می کنند.

عامل کلیدی در تصمیم گیری در این باره که آیا خدمات مشاوره ای با نقش اطمینان بخشی سازگارند یا خیر، بستگی به تعیین این موضوع دارد که آیا حسابرسی داخلی مسئولیت مدیریتی (در ارتباط با مدیریت ریسک) دارد یا نه. در مورد مدیریت ریسک در عرصه سازمان، حسابرسی داخلی می­تواند خدمات مشاوره­ای را در صورتی فراهم کند که خود نقشی در مدیریت ریسکها که از جمله مسئولیتهای مدیریت محسوب می­شود  نداشته باشد و مدیریت ارشد نیز به طور فعالانه  از مدیریت ریسک در عرصه سازمان  پشتیبانی و حمایت کند. توصیه می­شود که هر جا حسابرسی داخلی به گروه مدیریت کمک می­کند تا فرایندهای مدیریت ریسک را ایجاد کرده و یا بهبود بخشد، برنامه کاریش به گونه­ای باشد که یک راهبرد و برنامه زمانی برای انتقال مسئولیت اینگونه فعالیتها به اعضای گروه مدیریت داشته باشد.

ترجمه: لقمان پاکروان

تاریخ: 1396/8/13 بازديد: 1,447 ادامه