حمایت می کنیم

دانش آموزان 49

دوره آموزش ابتدایی

:: پایه اول :: پایه دوم :: پایه سوم :: پایه چهارم :: پایه پنجم :: پایه ششم

دوره اول آموزش متوسطه

:: پایه هفتم :: پایه هشتم :: پایه نهم

دوره دوم آموزش متوسطه

:: پایه دهم :: سال سوم :: پیش دانشگاهی :: قنی حرفه ای :: کاردانش

علوم پایه 37

:: ریاضی :: فیزیک :: شیمی :: زیست شناسی

فنی مهندسی 49

:: مهندسی الکترونیک :: مهندسی عمران :: مهندسی برق :: مهندسی کامپیوتر :: مهندسی شیمی :: مهندسی صنایع :: مهندسی معدن :: مهندسی مکانیک :: مهندسی دریا :: مهندسی تاسیسات :: مهندسی کشاورزی :: مهندسی نفت :: مهندسی معماری :: مهندسی طبیعی و محیط زیست :: مهندسی صنایع غذایی

علوم انسانی 49

:: مدیریت :: ادبیات :: حسابداری :: حقوق :: فلسفه :: دسته بندی نشده

پزشکی 2

:: بیماری‌ها و اختلالات و درمان :: رشته‌های پزشکی و پیراپزشکی :: تجهیزات پزشکی :: تجهیزات پزشکی :: کمک‌های اولیه :: کالبدشناسی انسان

پیوند ها 3

:: راهنمای خرید :: شماره حساب ها :: شرايط و قوانين :: پرسشهای متداول
تماس با ما
:: بازدید امروز : 222 بار
:: بازدید دیروز : 724 بار
:: بازدید کل : 234082 بار
:: مطالب ارسال شده : 50 پست
:: فایل های ارسال شده : 359 پست
:: بروز رسانی : 23 مهر 1396
:: نسخه سایت: Beta 0.10
تبلیغات
تعرفه ها
چرا در مرغداری ها از کاغذ و مقوا استفاده می کنند؟

مرغداری ها سالن ها یا سوله های بزرگی هستند که در آنجا مرغ ها تخم گذاری میکنند و یا جوجه ها پرورش می یابند.

در هر دو حالت تر کاغذ و مقوا برای کف مرغ داری ها استفاده میشود.ولی سالن پرورش مرغ ها و جوجه ها اغلب از هم مجزا است.

دلایل استفاده از کاغذ و مقوا:

کاغذ و مقوا از خمیر کاغذ که بصورت رول و ورقه ورقه ای تولید شده و در بازار موجود است، تهیه شده و در مرغداری در اندازه های داخواه بریده شده و بصورت سرتاسری پهن می گردد:

مزایا و فایده ها:

۱)چون به فضای گرمی در مرغ داری در فصل سرد نیاز است ، کاغذ مانند عایق حرارتی عمل می کند.

۲) از مصرف بی رویه آب برای نظافت پی در پی مرغداری جلوگیری می کند.

۳) از به هدر رفتن دانه ها و مواد غذایی طیور جلوگیری می کند.

۴) جلوی فاسد شدن تخم ها و مواد غذایی (مانند کپک زدگی) و گندیدگی را می گیرد.

۵) سطح صاف و هموار و مناسبی را برای راه رفتن و خوابیدن طیور بوجود می آورد.

۶) از گسترش نم و رطوبت جلوگیری می شود.

۷) جلوی انتشار بوی نامطبوع فضولات پرندگان را می گیرد.

۸) با ایجاد سطح صاف و ایمن از محصولات و فرآورده ها مانند تخم مرغ محافظت می کند.

معایب و ضررها:

۱)  گران شدن کاغذ و مقوا سبب صرف هزینه های زیادی می شود.

۲)  کاغذ زیادی در صنعت کاغذ مصرف می شود.

۳)  هر چند وقت یکبار باید سطح کاغذ را جمع اوری و دوباره تعویض کرد.که مستلزم صرف زمان و هزینه زیادی است.

تاریخ: 1396/7/23 بازديد: 9 ادامه
یخچال‌ های طبیعی

یخچال‌ها توده‌های بزرگی از یخ و برف می‌باشند که در مناطقی که آب و هوا سرد و یخبندان است تشکیل می‌شوند. در این نوع مناطق ریزش برف بیش از مقدار ذوب و تبخیر آن می‌باشد. البته وجود سرما در یک منطقه برای تشکیل یخچال کافی نیست. برای تشکیل یخچال علاوه بر وجود سرما حتما ریزش زیاد برف نیز لازم است. هرچه از مناطق استوایی به مناطق قطبی نزدیکتر شویم به علت کم شدن درجه حرارت خورشید یخچال‌ها در ارتفاع کمتری تشکیل می‌شوند.

در دوران‌های گذشته مخصوصا در دوره پلیستوسن یخچال‌های طبیعی بخش وسیعی از قاره‌ها را می‌پوشاندند. ولی از آن زمان تابحال این یخچال‌ها پس ‌روی کرده‌اند و اثر زیادی بر توپوگرافی زمین گذاشته‌اند. امروزه در حدود ۱۰ درصد از سطح زمین (حدود ۱۶ میلیون کیلومتر مربع) توسط یخچال‌ها اشغال شده‌اند.

برف و بهمن

برف در اثر یخ‌زدن قطرات آب در هوا بوجود می‌آید که بصورت بلورهای بسیار زیبا و به انواع اشکال هگزاگونال دیده می‌شود. برف تازه بسیار سبک بوده و وزن مخصوصی در حدود ۰.۱ دارد. این برف در دامنه کوههایی که دارای شیب هستند جمع شده و بعد از مدتی در اثر انباشته شدن و سنگین شدن تحت اثر وزن خود به نقاط پست‌تر حرکت کرده و موجب تشکیل بهمن می‌شوند.

حرکت یخچال‌ها

در مناطقی که درجه حرارت متوسط سالیانه در حدود صفر درجه است اکثرا مقداری برف برروی زمین باقی می‌ماند که هر ساله به مقدار آن اضافه می‌شود. وقتی ضخامت این توده زیاد باشد در اثر وزون خودش به طرف پایین شروع به حرکت کرده و در نتیجه یخچال‌های طبیعی را تشکیل می‌دهد.

سرعت حرکت یخچال‌ها متفاوت بوده و به عواملی چون شیب دره یخچالی ، ضخامت توده یخ ، صاف بوده دیواره‌ها و بستر دره و بالاخره به مقدار آب موجود در یخ بستگی دارد. اندازه گیری‌هایی که درباره سرعت حرکت یخچال‌های به عمل آمده است، نشان می‌دهد که یخچال‌ها بطور متوسط بین ۳۰ سانتیمتر تا ۱ متر در روز تغییر مکان می‌دهند.

انواع یخچال

یخچال‌ها را بر حسب محل تشکیلشان به ۳ دسته عمده تقسیم می‌کنند :

  • یخچال‌های کوهستانی یا دره‌ای (از نوع آلپ) :

این نوع یخچال‌ها در قلل کوهها و دامنه‌های آنها تشکیل می‌شوند. برای مثال می‌توان یخچال‌های آلپی را نام برد. این توده‌های یخی در گودی‌ها و ناودیس‌ها تشکیل می‌گردند.

  • یخچال‌های قطبی :

در اثر نزدیکی به قطب وسعت زیادی از سطح قاره را اشغال کرده‌اند. این نوع یخچال‌ها در قطب جنوب و گرینلند دیده می‌شوند. یخچال‌های قطبی (که به آنها یخچال‌های قاره‌ای نیز اطلاق می‌شود) ۹۰% سطح قطب جنوب و ۸۰% جزیره گرینلند را می‌پوشاند. این نوع یخچال‌ها در دره‌ها حرکت نمی‌کنند. بلکه حرکت آنها به صورت یک توده وسیعی در سطح قاره‌ها می‌باشد.

  • کلاهک‌های یخی :

کلاهک‌های یخی ، وسعت زیاد در کوههای مناطق قطب جنوب ، گرینلند و ایسلند دیده می‌شوند. کلاهک‌های یخی کوچکتر در قله کوههای مرتفع مانند اورست دیده می‌شوند.

تخریب و حمل مواد بوسیله یخچال‌ها

برف‌های یخچال‌ها در اثر وزن خود به تدریج متراکم شده و بعد از مدتی به یخ تبدیل می‌گردد. سپس این یخچال‌ها به آهستگی به طرف دره و ناحیه‌ای که ذوب می‌گردند حرکت می‌کنند. قدرت حمل یخچال‌ها بسیار بالا بوده و می‌توانند قطعات سنگ‌های بسیار بزرگی را همراه با قطعات سنگ‌ها کف و دو طرف بستر خود را حمل نمایند. حمل این قطعات توسط یخچال‌ها باعث ساییدگی کف و بستر رودخانه‌ها می‌شوند. به همین خاطر بستر یخچال و قطعات سنگ‌های همراه یخچال اغلب صاف و یا در سطح خطوطی را نشان می‌دهند.

تمام مواد تخریبی که بوسیله یخچال‌ها حمل می‌شوند مورن (Moraine) نامیده می‌شوند که برحسب موقعیت و محل آن در یخچال‌ها به نام مورن‌های کناری (آنهایی که در کناره‌های یخچال جمع گشته‌اند) مورن‌های میانی (معمولا از برخورد دو مورن کناری تشکیل می‌شوند) و مورن‌های پیشانی (در اثر ذوب شدن یخچال در پیشانی یخچال جمع می‌گردند) نامیده می‌شوند.

تقسیم‌بندی دیگری که برای مورن‌ها انجام داده‌اند برحسب این است که این مواد در روی یخچال ، در میان یخچال و یا در زیر یخچال می‌باشند آنها را به ترتیب مورن‌های روی یخچالی ، درون یخچالی و زیریخچالی نامگذاری می‌کنند. مورن‌ها تا پیشنای تا زمانی که یخچال ذوب می‌شود حمل می‌شوند.

رسوبگذاری بوسیله یخچال‌ها

در اثر ذوب یخچال مواد حمل شده که شامل قطعات ریز و دشت می‌باشد، رسوب می‌نمایند که این نوع رسوبات را Glacial drift می‌نامند. رسوبات یخچالی را به دو دسته رسوبات در هم یا تیل و رسوبات لایه‌لایه تقسیم می‌نمایند.

 تیل‌ها

به رسوبات غیر منظم و طبقه‌بندی نشده یخچالی اطلاق می‌شود. مواد تشکیل دهنده این رسوبات از نظر ابعاد و قطعات و دانه‌ها تفاوت خیلی زیادی دارند و هیچگونه نظمی در آنها دیده نمی‌شود و کاملا فاقد جورشدگی می‌باشند. اندازه دانه‌ها در این رسوبات از قطعه سنگ‌های بسیار بزرگ تا رس تغییر می‌کند.

تیل‌ها بیشتر شامل تخته‌سنگ‌های بسیار بزرگ و کوچک ، قلوه سنگ ، شن ، ماسه ، همراه با ذرات ریزتر از قبیل رس هستند. قطعات درشت‌تر در تیل‌ها در اثر فرسایش یخچالی دارای سطحی صاف و صیقلی شده و گاهی نیز مخطط می‌باشند. موقعی که تیل سخت گردد و به سنگ تبدیل شود، تیلیت نامیده می‌شوند.

رسوبات لایه لایه

آب حاصل از ذوب یخچال‌ها بصورت جوی و رودخانه جریان می‌یابد که دارای مقادیری ذرات ریز از قبیل رس و دانه‌های ریز ماسه می‌باشد. این مواد در محلی دورتر از یخچال و در محیط آرام رسوب می‌کنند. این رسوبات دارای لایه‌بندی بوده و دانه‌های آنها نیز از یکدیگر تفکیک شده‌اند.

فرسایش یخچالی

قدرت حمل مواد بوسیله یخچال‌ها بسیار زیاد می‌باشد و می‌توانند قطعات بسیار بزرگ را تا مسافت‌های طولانی حمل نمایند. در نتیجه موقعی که یخچال به حرکت در می‌آید سنگ‌های کف و بستر و دیواره‌های یخچال را با خود حمل کرده و همچنین باعث ساییدگی ، خراش و صیقلی شدن آنها می‌شود. این عمل فرسایش بوسیله یخچال‌ها را Earation می‌نامند. از پدیده‌هایی که در اثر فرسایش یخچالی بوجود می‌آید دره‌‌های یخچالی هستند. این دره‌ها معمولا دارای شکل U می‌باشند. در واقع دره‌هایی که مدت زمان زیادی توسط یخچال‌ها اشغال شده‌اند در اثر فرسایش به صورت U در می‌آیند.

یکی دیگر از فرم‌هایی که در اثر فرسایش یخچالی بوجود می‌آید. دره‌های معلق است. وقتی یخچال دره بزرگی را اشغال می‌کند که شامل دره اصلی و دره‌های فرعی است از آنجایی که دره اصلی دارای یخ بیشتری است در نتیجه کف بستر خود را سریعتر حفر خواهد کرد و کف دره فرعی در بالای دره اصلی قرار خواهد گرفت. این اختلاف سطح که بین دره اصلی و دره فرعی بوجود می‌آید باعث تشکیل دره‌های فرعی می‌شود. یخچال‌ها باعث تخریب قله کوهها می‌شوند و آنها را نوک تیز و هرمی شکل می‌کند. این نوع فرسایش در کوههای آلپ بسیار زیاد دیده می‌شود.

یخچالی شدن

دریا‌ها و رودخانه‌های یخ متحرک که به یخچال طبیعی شهرت یافته‌اند، در قلب قطب شمال ، قطب جنوب و مناطق کوهستانی جهان ، توجه بسیاری از پژوهشگران را به خود جلب کرده‌اند. پژوهشگران دریافتند که یخچالهای طبیعی ، عوامل فعال فرسایش ، ترابری و رسوبگذاری در نواحی یاد شده می‌باشند و این توده‌های جذاب و گیرای یخ ، در گذشته بسیار گسترده‌تر از پهنای کنونی بوده‌اند. زمین‌شناسان نیز آموختند که یخ آخرین دوره یخچالی بزرگ ، مناطق وسیعی از چشم‌اندازهای زمین را در مناطقی که امروزه در نواحی معتدل نامیده می‌شوند، شکل داده و قالب ریزی کرده است.

چگونگی تشکیل یخ یخچال های طبیعی

یخچال یخی است که در اثر تبلور مجدد برف تشکیل شده و و تحت تاثیر نیروی ثقل ، از جریانی رو به جلو برخوردار بوده و یا زمانی در گذشته ، جریان داشته است. این تعریف توده‌های یخی که در عرضهای جغرافیایی قطبی از آب دریا تشکیل می‌شوند و نیز کوههای یخ را از شمول تعریف یخچال طبیعی خارج می‌سازد. هر چند که کوههای یخ قطعاتی درشت هستند که از انتهای رو به دریای یخچالها ، شکسته و جدا شده‌اند. یخچالهای طبیعی نیز مانند رودهای سطحی و مخازن زیر زمینی آب ، برای تغذیه خود به اقیانوسها وابسته هستند. بدین ترتیب که بخشی از آب تبخیر شده اقیانوسها به صورت برف بر روی خشکی می‌بارد.

اگر شرایط اقلیمی مناسب باشد، بخشی از این برف ممکن است که تابستان را بدون ذوب شدن پشت سر بگذارد. به تدریج و همزمان با گذشت سالها ، این انباشتگی ممکن است که رشد عمیق و عمیق‌تری یافته و نهایتا به تولید یخچالی طبیعی منجر شود. در مناطقی که مقدار بارش برف زمستانی بیش از مقدار برفی است که در طول تابستان ذوب می‌شود، گسترده‌ای از برفهای دائمی به نام برفدشت (Snowfield) چشم انداز زمین را می‌پوشاند.

طبقه بندی یخچال های طبیعی

یخچالهای طبیعی جهان ، به چهار دسته اصلی طبقه بندی می‌شوند که عبارتند از :

یخچال دره‌ای : رودهای یخینی هستند که در دره‌های مناطق کوهستانی جریان دارند. پهنا ، عمق و طول این رودها نیز مانند رودهای حاصل از آبهای جاری متفاوت است. گاهی اوقات ، یخچالهای طبیعی را که در دامنه کوههای مرتفع تغذیه شده و از پهلوی کوهها به پایین جریان می‌یابند، یخچال کوهستانی و یا یخچال آلپی می‌نامند. یخچالهای کوهستانی بسیار کوچک را یخچالهای دیواره‌ای ، یخچالهای آویزان و با رخسارک می‌نامند. بعضی اوقات در مناطقی که حضور یک رشته کوهستانی در امتداد ساحل ، حرکت توده‌های بزرگ یخ را سد می‌کند، نوع خاصی از یخچالهای دره‌ای پدید می‌آید.

یخچال کوهپایه‌ای : هنگامی تشکیل می‌شوند که دو یا تعداد بیشتری یخچال دره‌ای ، از دره‌های خود خارج شده و با پیوستن به یکدیگر ، پیش‌بند بزرگی از یخهای متحرک را در دشتهای پایینی بوجود می‌آورند.

 توده‌های پهناور و کومه مانند از یخ یخچالی هستند که تحت تاثیر وزن خود ، ‌سریعا گسترش می‌یابند.

یخچال قاره‌ای : معمولا در مورد صفحات یخی بزرگ بکار می‌رود که کوهستانها و دشتهای تشکیل‌دهنده‌ بخش بزرگی از یک قاره را می‌پوشانند، مانند صفحات بزرگ و یخی گرینلند و قطب جنوب.

ادامه مطالب در فایل شامل موضوعاتی چون:

  • پراکندگی یخچالهای طبیعی جدید
  • تغذیه و تباهی یخچالهای طبیعی
  • یخچال های طبیعی ایران
  • یخچال طبیعی
  • یخچال های سرد و گرم

این فایل دارای تصویر می باشد.

تاریخ: 1396/3/16 بازديد: 74 ادامه
نوسانات اقليمي و تأثير آن بر تغييرات محيطي

مقدمه
تغيير اقليم يكي از مهم ترين چالش هاي قرن جاري است وقوع سيل هاي با شدت بالا، گرم ، سرماهاي بي موقع، تكرار بيشتر خشكسالي ها، بالا آمدن سطح آب درياها، طغيان آفات و بيماريهاي گياهي، كاهش ضخامت لايه ازن، گرم شدن جهاني هوا و ذوب شدن يخهاي دائمي از جمله مواردي است كه بحث تغيير اقليم را در دهه جاري در جهان بيشتر مطرح كرده است.
در سال ۲۰۰۳ سازمان هواشناسي جهاني شعار سالانه خود را تحت عنوانOur future climate اقليم آينده ما نامگذاري نموده است. كه مقدار تغيير اقليم در آن از اهميت ويژه اي برخوردار است. در سال ۲۰۰۳ چندين كنفرانس بين المللي و منطقه اي با عناوين تغيير اقليم در كشورهاي مختلف دنيا برگزار شده است. سازمان هواشناسي كشور سومين كنفرانس منطقه اي تغيير اقليم را با همكاري دانشگاه اصفهان در سال ۱۳۸۲ در دستور كار خود قرار داد.
آب و هوا يكي از اركان بنيادين زندگي بشر محسوب مي شود و با پيشرفت و توسعه در جهان حفاظت از آن روز به روز اهميت بيشتر مي يابد. تغيير آب و هوا يكي از پيچيده ترين مشكلاتي است كه بشر در حال و آينده با آن مواجه است. انسان با بي توجهي به قوانين حاكم بر طبيعت و عدم شناخت مسائل زيست محيطي مرتبط با آن عامل اصلي اين تغييرات محسوب مي گردد. تغييرات ثبت شده در ايستگاههاي هواشناسي و كشتي ها نشان مي دهد كه از اوايل قرن بيستم هواي سطح زمين و دريا به طور متوسط ۴۵/۰‌درجه سانتي گراد گرمتر شده است. عقب نشيني و ذوب شدن يخهاي قطبي از پايان قرن ۱۹ شواهد تاريخي مبني بر گرم شدن هواي كره زمين مي باشد. تحقيقات و بررسي هاي اخير در ايران نشان مي دهد كه از بارشهاي منجمد كاسته شده و به جاي آن بارندگيهاي رگباري كه اغلب با سيل همراه است در غير فصل و با شدت بيشتري ريزش مي نمايد.
در سالهاي اخير همه شاهد وقوع اين گونه پديده هاي ناگوار در جهان و كشور بوده ايم كه حاصل آن خسارات مالي و جاني فراوان بوده است.
در رابطه با تغيير اقليم و اثرات آن كشور ايران با دارا بودن تنوع اقليمي نسبتاً زياد از حساسيت بيشتري برخوردار است و مطالعات مقايسه اي تغييرات بارندگي در دو مقطع زماني۳۰ ساله ۱۹۶۱ تا ۱۹۹۰ و دوره ده ساله ۱۹۸۱ تا ۱۹۹۰ نشان مي دهد كه تغييرات شديد بارندگي در نواحي شمال غربي، غربي و بعضي از نواحي مركزي و نواحي شرقي درياي خزر اتفاق افتاده است كه نمايانگر افزايش بارندگيهاست.
كاهش بارندگي در ده سال اخير در شمال خراسان ـ جنوب سيستان و بلوچستان و اكثر نواحي ساحل درياي خزر مشاهده شده است.
وقوع تغييرات اقليمي و آثار ناخوشايند آن به نوبه خود اثرات اقتصادي، اجتماعي فراواني را به همراه دارد كه سياست گذاران و مديران برنامه ريزكشور بايستي از هم اكنون راه چاره براي مقابله با تغييرات زيانبار اين تغييرات بينديشند.
با مطرح شدن مباحث مربوط به تغيير اقليم و فعاليت هاي انساني در زمينه انتشار گازهاي گلخانه اي مانند دي اكسيد كربن متان و همچنين مطرح شدن مباحث مربوط به تغيير اقليم در دانشكده ها و مراكز علمي و تحقيقاتي و خسارات بسيار زيادي كه در زمينه تغييرات اقليم ايجاد مي شودو با عنايت به تأثيرات اجتماعي، اقتصادي آن بر محيط زيست در سال ۱۹۸۸ هيئت بين الدول تغيير اقليم (IPCC) در سازمان هواشناسي جهاني (WMO)‌ و برنامه محيط زيست سازمان ملل (UNEP) ايجاد گرديد.
به طور كلي (IPCC) با توجه به اطلاعات و گزارش ها به اتخاذ سياست هاي مناسب در خصوص مباحث مربوط به تغيير اقليم مي پردازد. IPCC يك هيئت بين الدول است كه مجموعه اطلاعات ويژه اي در زمينه مباحث علمي، اقتصادي، اجتماعي و فني تغيير اقليم براي جامعه جهاني ارائه مي نمايد و داراي سه گروه كاري است كه وظيفه هر كدام از آنهادر زمينه كنترل و تأثير گازهاي گلخانه اي مي باشد و در هر گروه كاري يك حمايت كننده فني نيز وجود دارد.
تحولات اقليم در دوران زمين شناسي
اقليم گرچه پديده اي ثابت به نظر مي رسد، اما مطالعه گذشته زمين نشان مي دهد كه شرايط آب و هوا با ساير تحولات دروني و بيروني كره زمين پيوسته دستخوش تغيير قرار گرفته و دوره هاي سرد و گرم يا خشك و مرطوب، مكرر جاي يكديگر را گرفته اند. نوسانهاي اقليمي حتي در ۲۰۰ سال اخير كه به آمارهاي هواشناسي دسترسي داريم، درپاره اي از مناطق سطح كره زمين، كاملاً محسوس بوده است.
شاخه اي از اقليم شناسي را كه به مطالعه وضعيت اقليم گذشته زمين مي پردازد، ديرينه اقليم شناسي مي نامند. روش مطالعه در ديرينه اقليم شناسي، يافت و شناخت آثاري است كه روند اقليم از گذشته هاي دور به جا گذاشته است. بديهي است كه مطالعه تظاهرات آب و هوا در زمان حال، در تحليل صحيح اين شواهد نقش اساسي دارد.
شواهد اقليمي را بر اساس ويژگيهايشان به سه گروه، زيست شناختي، سنگ شناختي، ريخت شناختي تقسيم مي كنند. از شواهد زيست شناختي، با توجه به نزديكي سيستماتيك كه بين انواع نباتات و حيوانات وجود دارد و همچنين شناختي كه امروزه از شرايط زيست محيطي و فيزيولوژيكي جانداران در دست داريم، استفاده مي شود.از مطالعه شواهد سنگ شناختي، نحوه جريانهاي فرسايشي و شرايط رسوب گذاري در دوره هاي گذشته، مشخص مي شود كه خود مي تواند بيانگر روند شرايط اقليم در گذشته باشد و بالاخره شواهد ريخت شناختي تاثير بعضي عناصر اقليمي را بر روي پاره اي از تظاهرات كه مي توانند معرف شرايط اقليم در زمان تاثير خود باشد مورد بررسي قرار مي دهد.
مطالعه اقليم در دورانهاي گذشته، حاكي از اين است كه حتي قبل از دوران اول، يك رشته عصر يخبندان وجود داشته است كه آثار آن در افريقاي جنوبي و امريكاي شمالي به دست آمده است، وجود اين يخبندانها در دوره گذار پره كامبرين به كامبرين مطمئن و قطعي است و به نام يخبندان رائوكامبرين مشهور است، شواهد اين يخبندان در بخشهاي وسيعي از سطح كره زمين به استثناي آمريكاي جنوبي و قطب جنوب پيدا شده كه از اقليم سرد و پرباران دوره مزبور حكايت مي كند.
تصوير اقليم در پالئوزوئيك، به دليل فراواني يافته هاي حيواني و گياهي روشن تر و دقيقتر است و نشانه هايي از يخبندان وسيع در نيمكرده جنوبي به دست مي دهد كه به ويژه براي دوره گذار از كربونيفر به پرمين كاملاً صادق است. در اين دوره، مناطقي كه امروزه از يكديگر فاصله زيادي دارند(شمال آفريقا، هند، استراليا و برزيل جنوبي) از يخ پوشيده بود و اقليم حاره اي جنگلهاي باراني در اروپاي مركزي و آمريكا گسترده بوده است. ظاهراً موقعيت خشكيها و قاره ها در آن روزگار، طوري بوده است كه قطب جنوب در جنوب افريقا و قطب شمال در بخش شمالي اقيانوس آرام قرار داشته و استوان از اروپاي مركزي و آمريكا، مي گذشته است.
مناطق پوشيده از يخ هم مرز بوده و پهنه هاي وسيعي تشكيل مي داده اند. اما در دوره هاي بعد تا دوران سوم، قطبها و همراه با آن مناطق اقليمي به موقعيت امروزي خود جابجا شده اند. به عبارت ديگر، تحولاتي اساسي در وضع آب و هوا پيش آمد، به طوري كه دوران سوم كاملاً گرم و فاقد دوره ها ي يخبندان بوده است و سرانجام در اواخر اين دوران، دما به تدريج كاهش مي يابد، تا آنجا كه به ايجاد يخچالهاي كواترنر منتهي شده است.
كواترنر كه با شرايط طبيعي بسيار ناپايدار و تحولات عظيم اقليمي همراه بوده است دوره ظهور انسان تلقي مي شود. در اين زمان آب و هوا به تناوب تغيير كرده و دوره هاي يخچالي و بين يخچالي متعددي به وجود آمده است. اين دوران را به دو قسمت پليئستوسن و هولوسن(دوره يخچالي و بعد يخچالي) تقسيم مي كنند. در پليئستوسن،‌چندين عصر يخبندان به وقوع پيوسته كه هر كدام از آنها خود تعدادي يخبندان متوالي و مستقل از يكديگر را شامل شده است. از آنجا كه اين يخبندانها در مناطق وسيع يخچالي مانند اريكاي شمالي، اروپا و آلپ كاملاً يكسان نبوده اند، هماهنگي لازم تنها بين يخچالهايي ديده مي شود كه به دوره هاي جديد تعلق دارند.
دوره هاي يخچالي را در اروپاي شمالي به دوره آلستر، ساله، وارته، ويستول و يخچالهاي آمريكاي شمالي رانبراسكا، ايلينوبز، ويسكانسين ناميده اند. همچنين آغاز و پيشروي چهار دوره يخبندان آلپ را به نام رودخانه هاي واقع در آن از قبيل گوتز، ميندل، ريس و وروم ناميده اند كه تاريخ وقوع آنها را به ترتيب، به ۷۵ ، ۲۰۰ ، ۴۵۰ و بالاخره۶۰۰ هزار سال قبل نسبت داده اند.
به طور كلي نظر اقليم شناسان پيرامون شرايط حرارتي در دوره سر پليئستوسن هماهنگ نيست؛ گرچه بررسيهاي متعدد براي تبيين شرايط گردش عمومي هوا در آن عصرها و مقايسه آن با سيستمهاي سينوپتيك غالب امروزي انجام شده است.
مطالعه شواهد اقليمي و رابطه آن با گردش عمومي هواي جو در حال حاضر نشان مي دهد كه اساس گردش مزبور از دوران سوم به بعد تا زمان حال حفظ شده است. حتي بعضي از اقليم شناسان براين باورند كه هيأت كلي گردش سياره اي از دورانهاي بسيار قديمتر زمين شناسي تا به امروز يكسان، باقي مانده است. با اين حال، شدت و توزيع سيستمهاي فشار و در نتيجه موقعيت كمربندهاي اقليمي در زمانهاي مختلف كاملاً متفاوت بوده است.
پسروي يخبندان دوران چهارم در اواخر پليئوستوسن(تقريبا از ۲۰۰۰۰ سال قبل) با ذوب يخها از حاشيه جنوبي شمال اروپا به تدريج آغاز گرديد و آهنگ عقب نشيني تدريجي آن تا حدود ۶۵۰۰ سال قبل از ميلاد ادامه داشته است. زمين در طول دوره«پس يخچالي» دستخوش نوسانهاي اقليمي بسيار واقع شده است، به طوريكه بقاياي يخچالها گهگاه پيشرويهاي ضعيفي داشته و سپس عقب نشسته اند. اين پسروي در آغاز قرن اخير بسيار محسوس بوده است.
در جمع بندي نظريه هايي كه تاكنون در اين مورد ارائه شده است، به نظر مي رسد كه به دو عامل تكيه شده است: اول عامل زميني(درون زمين، سطح زمين،مقدار نمك آب اقيانوس ها، جو زمين، جابجايي قطب و اشتقاق قاره ها) دوم عامل كيهاني(تغيير مدار زمين، جذب انرژي به وسيله ذرات و غبارهاي كيهاني، و بالاخره تغييرات ابتدايي در انرژي تابش خورشيد). از اين نظر، نظريه رانش قاره اي، به ويژه از ديدگاه زمين شناسي اهميت بسيار دارد.

مهمترين تأثيرات اقليم بر بيابان زدايي، هيدرولوژي و منابع آب، بالا آمدن آب دريا، خشكسالي، كشاورزي، منابع طبيعي و جنگل ها، بلاياي طبيعي، اكولوژي، محيط زيست مسائل شهرنشيني و توسعه شهرها، ذخائر غذايي انسان، انرژي و ديگر مسائل اقتصادي و اجتماعي جامعه است.

وضعيت اقليم جهان در سال ۲۰۰۱ ميلادي
يكي از وقايع مهمي كه در سال۲۰۰۱ ميلادي اتفاق افتاد اتمام دوره طولاني پديده لانينا بود كه از اواسط سال ۱۹۹۸ ميلادي شروع شده بود. تأثيرات اين پديده بر روي اقليم جهان شامل دو اثر سرد شدن و گرم شدن مناطق مختلف كره زمين بود كه حالت سرد شدن در نواحي جنوب خاورميانه، قسمت هايي از آفريقا و سواحل ايالات متحده آمريكا بروز كرد. حالت گرم شدن نيز در نواحي استوايي اقيانوس آرام رخ داد.
در سال ۲۰۰۱ مقدار بارندگيها بر روي اندونزي، نيمه شرقي بخش استوايي اقيانوس هند، جنوب شرقي آسيا، شمال استراليا و نواحي مركزي و غربي بخش هاي زير استوايي اقيانوس آرام جنوبي به نحو چشمگيري افزايش يافت، برعكس در غرب نواحي استوايي اقيانوس آرام مقادير حدي ميانگين بارندگي رخ داد كه اين حالت جزء يكي از اثرات شديد پديده النينو بود.
گرمترين ماه اكتبر كه در ۳۴۳ سال اخير بي سابقه بوده است در بخش هاي مركزي انگلستان رخ داد و گرمترين ماه اكتبر كه در يكصد سال اخير بي سابقه بوده است در دانمارك و آلمان به وقوع پيوست. همچنين ميانگين دماي ماهيانه ماههاي نوامبر و دسامبر سال گذشته كه در ايالات متحده آمريكا ثبت گرديد فقط اندكي با بيشترين دماي ثبت شده در آن كشور، فاصله داشت.
يكي از قوي ترين هاريكن هاي ثبت شده از سال ۱۹۵۲ تا كنون بوده كه در كشور كوبا باعث رانش زمين در منطقه وسيعي گرديد كه در نوع خود بي سابقه بود. در اقيانوس آرام غربي نيز بروز طوفان هاي معروف Chebi Toraji,و Utor باعث كشته شدن بيش از ۴۵۰ نفر گرديد.
يكي ديگر از پديده هاي حادي كه در سال ۲۰۰۱ ميلادي رخ داد، پديده خشكسالي بودكه كشورهاي افغانستان، جمهوري اسلامي ايران، پاكستان، نواحي شاخ آفريقا، كانادا، نواحي مركزي ايالات متحده آمريكا، شمال چين و شبه جزيره كره و ژاپن را به شدت تحت تأثير قرار داد.
در حيطه مطالعه نوسانات اقليمي، مقياس زماني از اهميت زيادي برخوردار است زيرا اقليم به عنوان يك سيستم، خود حاصل مجموعه اي از شرايط هواشناختي تلقي شود كه توسط داده هاي چند دهه گذشته قابل لمس بوده، وقوع و تكرارآن براي دهه هاي آينده محتمل مي باشد. بنابراين اقليم حال كه به خوبي با آن سازش پيدا نموده ايم، توسط داده هاي چند دهه گذشته توصيف مي شود. با اين حال در صورت گسترش دوره زماني خود ـ مثلاً چند دهه به يك ميليون سال به اين نتيجه مي رسيم كه ما در حال حاضر در يك دوره غير متعارف گرم و به عبارت ديگر دوره اي كه غالباً به عنوان دوره بين يخچالي تعبير مي شود زندگي مي كنيم. در فواصل آن دوره طولاني سرد، قاره هاي نيمكره شمالي در سيطره قطعات بزرگ يخ قرار داشتند و آخرين ظهور استيلاي آن به ۱۸۰۰۰ سال قبل مي رسد. حال در صورتي كه مقياس زماني خود را به گذشته هاي دورتر مثلاً به ۵۰۰ ميليون سال قبل گسترش دهيم، ملاحظه مي كنيم كه ما در يك دوره نامتعارف سرد زندگي مي كنيم. بررسي هاي موجود نشان مي دهد كه در اثناي آن زمان برف و يخهاي دائمي تنها در حوالي قطبين زمين متمركز بوده و تنها ۱۵ درص از اوقات آن زمان برف و يخ هاي دائمي شكل مي گرفته اند.
درباره علل تغيير اقليم در جهان دو ديدگاه متفاوت به شرح زير وجود دارد:
بر اساس اطلاعات به دست آمده از يخهاي قطبي و حبابهاي هواي محبوس شده در آنها، سنگهاي قديمي و مقاطع تنه درختان، عده اي معتقدند كه در ميليون ها ۱۰ سال گذشته كرده زمين همواره با تغيير اقليم مواجه بوده و دوره هاي طولاني و متناوبي را از عصر يخبندان با دوره تناوب يكصد هزار سال و تداوم ده تا بيست هزار سال و پس از آن با افزايش دماي متوسط در حدود ۴ تا ۶ درجه سانتيگراد را گذرانده است.
اين گروه اعتقاد دارند كه اين دوره هاي تغيير اقليمي ناشي از عوامل نجومي هستند كه در دورانهاي مختلف بروز كرده و بستگي به حركات مختلف زمين از جمله تغيير زاويه ميل محور زمين، تغيير مدار بيضوي زمين و حركات ژيروسكوپي زمين دارد. اين دانشمندان بروز اين تغييرات در مدار زمين و نيز عواملي چون فعل و انفعالات خورشيدي، فعاليت هاي آتشفشاني و حركت قاره ها را در فواصل بيست تا چهل هزار سال باعث تغييرات درجه حرارت زمين دانسته و به نقش پديده گلخانه اي در اين تغييرات، اعتقاد چنداني ندارند.
ديدگاه ديگري كه در اين مورد وجود دارد نيز با استفاده از اطلاعات به دست آمده از لايه هاي يخ قديمي و هواي محبوس در آنها چنين استنباط مي كنند كه هنگامي كه آب و هواي منطقه قطب جنوب در گرمترين حالت بوده، ميزان هوا نيز در بيشترين ميزان خود قرار داشته است.
آنچه مسلم است، افزايش گازهاي جاذب گرما(گازهاي گلخانه اي) در جو زمين، درجه حرارت زمين را افزايش خواهد داد. از آنجا كه ميزان درجه حرارت با ساير مؤلفه هاي اقليمي در اندركنش متقابل قرار دارد ممكن است كه موجب پيدايش تغيير آب و هوايي در مقياس جهاني گردد.
نياز انرژي و چشم انداز تغييرات اقليمي در قرن ۲۱
در سده هاي اخير انسان به عنوان يك عامل در عرصه سيستم اقليمي ظهور نموده و به نوسانات مزبور و زيست محيط زمين جهت تازه اي بخشيده است. تغييرات مزبور در طي چند دهه گذشته بسيار پر شتاب بوده است. اين تغييرات حاصل رشد سريع اقتصاد صنعتي كشورهاي غربي و اتحاد جماهير سابق شوروي و ساير كشورهاي بلوك شرق از يك سو، گذار بسياري از كشورهاي جهان سوم به جامعه مدرن صنعتي در دهه هاي ۷۰ و ۸۰ از سوي ديگر بوده است. گرچه بهبود سريع درتكنولوژي كالاهاي صنعتي و تدوين قوانين مناسب در حفظ و كنترل منابع آلودگي هوا و آب، تدريجاً زمينه كاهش انتشار آلاينده ها را فراهم نموده است، با اين حال، راه كارهاي مزبور توسط افزايش شديد نياز انرژي و تقاضاهاي فزاينده، براي مصنوعات صنعتي و مسأله تأمين غذا كه حاصل افزايش جمعيت جهاني است خنثي گرديده و به تخريب هر چه بيشتر محيط زيست انجاميده است، سنجش هاي مستقيم گازهاي ، ، متان و كاهش غلظت اوزون در رابطه با افزايش جمعيت جهان در طي سه چهار دهه گذشته، تصويري نگران كننده از تخريب محيط زيست و ناهنجاري هاي اقليمي به دست داده است.
مجموع نياز انرژي جهان در دهه ۸۰ به ۵/۷ تراوات و در سالهاي اخير به بيش از ۱۰ تراوات رسيده است كه روند صد سال گذشته آن افزايش در حد ۲ درصد نشان مي دهد. حدود ۹۰ درصد از نياز انرژي كشورهاي صنعتي از سوخت هاي فسيلي تأمين مي شود. نياز فزاينده جهان به انرژي در آينده نيز به سه دليل يعني افزايش جمعيت جهان، ادامه رشد شديد كشورهاي صنعتي و رشد كشورهاي در حال توسعه همچنان ادامه خواهد يافت(هه فه له ۱۹۷۷). با توجه به داده هاي واقعي مرگ و مير و زاد و ولد و از اين رو توليد خالص جهاني، روند افزايش جمعيت جهان در پايان قرن آينده طبق برآورد كنگره جمعيت، سازمان ملل كه در سال ۱۹۷۴ در بوداپست برگزار گرديد، ادامه يافته و به حدود ۱۲ ميليارد پيش بيني شده است.
يك دليل مهم ديگر براي نياز فزاينده انرژي در آينده، توزيع سرانه مصرف جهاني آن مي باشد. مصرف انرژي مردم ۸۰ كشور جهان در سال ۱۹۷۱ در حد ۲/۰ كيلو وات به ازاء هر نفر بوده است. ۷۲% از جمعيت جهان مصرفي كمتر از ۲ كيلو وات، ۲۲ درصد حدود ۲ تا ۷ و حدود ۶ درصد بيش از ۷ كيلو وات انرژي مصرف نموده اند. كشور آلمان با ۵ ، كويت ۲/۷ و آمريكا ۱۱ كيلو وات بالاترين مصرف كننده انرژي در جهان محسوب مي شوند. طرح شمال ـ جنوب كه ظاهراً در جهت تعديل اختلافات شديد اقتصادي بين كشورهاي صنعتي و كشورهاي در حال رشد تدوين گشته بود در صورت موفقيت مي بايست به توزيع مصرف سرانه اي دست يابد كه در نمودار شماره ۲ براي سال ۲۱۴۰ پيش بيني شده است. اين خود نشان دهنده افزايش شديد يا مصرف انرژي در جهان آينده…

ادامه مطالب در فایل شامل موضوعاتی چون :

۶ـ اثرات تغيير اقليم بر منابع آب    
(۱ـ۶)كميت منابع آب
(۲ـ۶)بالا آمدن سطح آب دريا
(۳ـ۶)افزايش دما
(۴ـ۶)بارش برف و رواناب
(۵ـ۶)آب زيرزميني ـ آبرساني ـ آبياري
(۶ـ۶)اثرات تغيير اقليم بر كيفيت آب
– نتايج اين بحث
۷- اثر افزايش گرماي زمين در افزايش مصرف آب كشاورزي    
۸ـ پيامدهاي نوسان آب و هوا بر بيابان زايي    
(۱ـ۸)نگرش بر بيابان زايي        
(۲ـ۸)بررسي تاثير النينو ـ نوسانات جنوبي بر بارندگي
(۳ـ۸)النينو چيست؟
(۴ـ۸)داده ها و روش محاسباتي    
نتايج اين بحث    
(۵ـ۸) ارتباط SOI و بارندگي فصلي
(۶ـ۸) ارتباط SOI  و بارندگي پاييزه
(۷ـ۸) ارتباط SOI و بارندگي نواحي شمالي ايران
(۸ـ۸) همبستگي بين SOI و بارندگي در مناطق مركزي ايران
۹- تغييرات اقليمي بر تردد و تصادفات جاده اي    
– نتايج اين بحث

تاریخ: 1396/3/13 بازديد: 84 ادامه
اثر املاح معدنی بر بدن انسان

مقدمه
تمام غذاها علاوه بر اجزای اصلی دارای مقادیر متفاوتی مواد معدنی هستند . مواد معدنی ممکن است بصورت نمکهای آلی یا غیر‌آلی یا بصورت ترکیب شده با مواد آلی وجود داشته باشند . برای مثال می‌توان به فسفر موجود در فسفوپروتئین و فلزات موجود در آنزیم‌ها اشاره کرد.
بیش از ۶۰عنصر در غذاها وجود دارد. معمولا مواد معدنی را به دو دسته تقسیم می‌کنند.
۱- اجزاء نمکی اصلی ۲- عناصر ناچیز
اجزای نمکی اصل شامل پتاسیم ، سدیم کلسیم منیزیم ، کلرید، سولفات ، فسفات و بی‌کربنات هستند. . عناصر ناچیز را می‌توان به سه گروه تقسیم کرد.

  • عناصر مغذی ضروری که شامل آهن،‌مس، ید، کبالت، منگنز و روی می‌باشند.
  • عناصر غیر رسمی مغذی، که شامل آلومینیوم ، بر، نیکل ، قلع، کروم هستند.
  • عناصر سمی غیر مغذی که شامل جیوه، سرب ارسنیک ،‌کادمیم و آنتیموان می‌باشد.

معمولا مواد معدنی موجود در غذاها توسط خاکسترسازی یا سوزاندن معین می‌گردد. این عمل مواد آلی موجود در غذا را نابود می‌کند و فقط مواد معدنی باقی می‌ماند.
در اواسط قرن ۱۹دانشمندان نشان دادند که مخلوطی از کربوئیدارت – چربی ، پروتئین و اب، بتنهایی قادر به تامین رشد نمی‌باشد بدینجهت دانشمندان به خاکسر باقیمانده غذا که غیر قابل احتراق بود توجه بیشتر کردند. از سال ۱۸۸۰تاکنون پی‌بردند که این خاکستر از عناصر بسیاری که در تغذیه انسان نقش حیاتی دارد تشکیل شده است.
یک عنصر معدنی وقتی ضروری شناخته می شود که .
۱- اضافه کردن ان به یک غذای خالص سبب رشد و سلامت حیوان گردد.
۲- که حذف آن از غذائی که حاوی مقدار کافی و نه مقدار زیاد بوده سبب ایجاد علائم کمبود گردد
۳- که مصرف کمرا بتوان با کاهش آن عنصر در خون یا بافتهای دیگر ارتباط داد.
۴- عناصر معدنی ضروری اغلب به ماکرو (عناصر که باندازه زیاد وجود دارد) و میکرو (عناصری که با اندازه کم وجود دارد ) تقسیم بندی شده‌اند .

عناصر ماکرو اغلب بمقدار زیادتر و عناصر میکرو یا (Trace Element) بمقدار کم تر از ۰۰۵/۰ درصد (یعنی ۵۰ قسمت در میلیون) وزن بدن می‌باشد. در غذاهائی که منشا حیوانی دارند مواد معدنی در غلظت بیشتری وجود دارد و جذب آنها نیز بسهولت بیشتری انجام می‌شود. بنابراین غذاهای حیوانی از مواد معدنی به منابع گیاهی ارجحیت دارند.

مقدار مواد معدنی که نیاز را برآورده کند از چند میکروگرم برای برخی از مواد مانند کوبالت تا ۲ گرم برای سدیم متغیر است . بدون توجه به مقدار لازم، مصرف مقدار ناکافی منجر به تغییرات مشخصی مانند پائین بودن هموگلوبین در کمبود آهن یا مسائل قلبی در کمبود پتاسیم می گردد.

عناصر معدنی ماکرو کلسیم
کلسیم یک عنصر معدنی نسبتا بی‌اثری است که در ساختمان دندانها و استخوان شرکت دارد. استفاده از واژه کالسیفیکاسیون یا آهکی اهمیت علمی را می‌رساند که کلسیم در آن سبب استحکام و مقاومت استخوانها می‌گردد. کلسیم نقش مهمی در این جریان دارد اما تنها یکی از عوامل موثر لازم در تشکیل ساختمان استخوان و دندان است ضمنا نقش کلسیم در ساختمان استخوان و دندانها یکی از وظایف حیاتی این عنصر در بدن می‌باشد.
نقش تشکیل استخوان:
در ابتدای مرحله تکامل جنینی یک قالب یا الگوی پروتئینی قوی و قابل انعطاف و تغییر (کلاژن) برای استخوان تشکیل میشود. شکل این الگو بهمان شکل استخوان طبیعی است ولی فاقد قدرت و استحکام است الگو تا بعد از تولد نسبتا قابل انعطاف باقی میماند تا جریان تولد را آسنان و امکانپذیر سازد. این قالب استخوان که بحساب ۳۰ درصد استخوان است از الیاف پروتئینی کلاژن در یک زمینه ژلاتینی متشکل از یک کربوهیدرات موکوپولی ساکارید احاطه شده است. اندکی بعد از تولد این قالب در نتیجه ذخیره و رشد کریستالهای کلسیم در عملی به نام آهکی شدن قوی و سخت می‌شود این کریستالها ترکیبی است از فسفات و هیدروکسید کلسیم که از نظر فیزیولوژیکی ترکیب پایدار بنامه هیدروکسی آپاتیت را میسازد چون کلسیم و فسفر عمده ترین عناصر در هیدروکسی آپاتیت هستند لذا حضور مقدار کافی دو مادة معدنی قبل از اینکه آنها بتوانند از مایعات اطراف در داخل قالب استخوان برای رشد بافت استخوانی رسوب کنند لازم می‌باشد.
هنگامیکه محصول کلسیم و فسفر غیر آلی متجاوز از ۳۰ میلی‌گرم درصد میلی‌لیتر خون و مایعات خارج سلول شود آهکی شدن انجام می‌شود.
بدنة اصلی استخوانها قبل از اینکه طفل شروع به راه رفتن کند بعضی اوقات حتی قبل از ۸ ماهگی ، کلسیفیه و سخت و محکم می‌شود تا بدینوسیله قابل تحمل برای وزن بدن کودک شود. مقدار کلسیم مورد لزوم جهت برآورده کردن رشد استخوان با میزان نمو اسکلت استخوانی متغیر است.
تشکیل دندان:
مواد معدنی دانتین و مینای دندان همان هیدروکسی آپاتیت موجود در استخوانهاست اما غلظت کریستالها بیشتر و آب آنها کمتر است. پروتئین مینای دندان کراتین و در دانتین کلاژن است بر عکس استخوانها از لحاظ متابولیکی نسبتا فعال هستند تغییر در دندانها پس از ظهورشان بسیار ناچیز است میزان تعویض بین کلسیم دندان و بدن کند و کاملا محدود به لایه دانتین است. اگرچه مدارک جمع آوری شده حاکی از آنست که مقدار فعل و انفعال میکروشیمیائی شامل تعویض کلسیم مینای دندان با بزاق انجام می‌شود و این تعویض با پوسیده شده دندان تسریع می‌گردد.
آهکی شدن دندانهای شیری در هفته بیستم زندگی جنین شروع و اندکی قبل از ظاهر شدن در حفره دندانی کامل میشوند دندانهای دائمی موقعی شروع به آهکی شدن میکنند که سن شیرخوار بین ۳ ماهگی تا ۳ سالگی باشد رد صورتیکه آهکی شدن دندانهای عقل ممکن است تا سن ۱۸ تا ۲۰ سالگی هم انجام نشود. یک دندان کامل در افراد بالغ حاوی ۱۱ گرم کلسیم یا حدود یک درصد کل کلسیم بدن است.
چون دندانها بعد از ظهور قادر به ترمیم و جبران کردن خود نیستند ، احتیاج به رژیمی که حاوی کلسیم بیشتری برای نگهداری یا مرمت دندان باشد لازم بنظر نمی‌آید . کمبود کلسیم در دوران تشکیل دندان ممکن است بشکل ضعف در ساختمان و اف زایش حساسیت دندان به خراب شدن حتی اگر از لحاظ بافت شناسی یک دندان معمولی باشد منعکس شود. همچنانکه در مورد استخوان ذکر شد در ساختمان دندان هم علاوه بر کلسیم کمبود مواد مغذی دیگر نیز دخالت دارند.
انعقاد خون :
نقش کلسیم در انعقاد خون یکی از وظایف روشن و آشکار آن است وقتیکه سلولها آسیب دیده باشند کلسیم یونیزه که بیش از نیمی از مجموع کلسیم خون را تشکیل میدهد سبب تحریک و بالنتیجه‌ رها شدن ترومبوپلاستین از پلاکتهای خون میگردد. ترومبوپلاستین کاتالیزور تبدیل پروترومبین به ترومبین است. سپس ترومبین حاصله در پلی مریزاسیون فیبرینوژن و تبدیل آن به فیبرین و در نتیجه انعقاد خون کمک می‌کند.
کاتالیزور واکنش‌های بیولوژیکی :
نقش کلسیم بعنوان یک کاتالیزور در واکنش‌های بیولوژیکی است و بدینجهت برای اعمال طبیعی بدن حیاتی است . جذب کوبالامین (ویتامین B12) از دیوارة روده بستگی به وجود کلسیم دارد. لیپاز لوزالمعده که آنزیم جدا کننده چربی است همچنین بسیاری از آنزیم‌هائی که از کربوهیدرات‌، چربی و پروتئین انرژی آزاد میکنند بوسیله کلسیم فعال می‌شوند.
نگهداری و عمل غشاء سلول
کلسیم موجود در غشاء سلول بطور نزدیکی با فسفولیپید، لسیتین ،‌متصل شده است در آنجاست که کلسیم باعث نفوذپذیری مواد مختلف مغذی از غشاء سلول میشود و بنابراین جذب آن مواد مغذی بوسیلة سلول را کنترل می‌کند به همین طریق کلسیم نقش بزرگی را در انقباض و انبساط فیبرهای عضلانی و عبور تحریک از سلولهای عصبی بازی میکند.

عوامل مساعد کننده جذب کلسیم
– ویتامین D
– اسیدیته تودة هضمی
– لاکتوز
– نسبت کلسیم به فسفر
– چربی
– حالت روانی
– نیاز به کلسیم

عواملی که جذب کلسیم را کاهش می‌دهند
– اسید گزالیک
– اسید فنتیک
– پروتئین غذائی
– چربی
– افزایش تحریک معدی – روده‌ای
– تحرک نداشتن

متابولیسم
کلسیم جذب شده از دیواره روده به پلاسمای خون منتقل شده در مایعات بافتی بدن پخش می‌شود از این قسمت سلولها مقدار کلسیمی را که برای اعمال طبیعی و رشد احتیاج دارند میگیرند مقداری از کلسیم بصورت قسمتی از ترشحات دستگاه گوارشی در می‌آید مقدار بیشتر این کلسیم دوباره جذب می‌شود اما بدون در نظر گرفتن مصرف کلسیم مقدار کلسیم داخلی در مدفوع حدود ۱۳۰ میلی‌گرم است همانطور که خون در کلیه صاف و تصفیه می‌شود حدود ۹۹ درصد کلسیم (۱۰ گرم در روز) جذب مجدد میشود ۱ درصد باقیمانده از ادرار دفع می‌شود که معمولا ۱۰۰ تا ۱۷۵ میلی‌گرم در روز است.
کلسیم خون با کلسیم استخوان در حال تعادل است حدود یک چهارم از کلسیم وجود برای نگهداری میزان کلسیم خون بکار میرود (۹ تا ۱۱ میلی‌گرم در ۱۰۰ میلی‌لیتر خون) غدة‌ پاراتیروئید نقش اساسی در نگهداری این مقدار دارد.

متابولیسم غیر عادی کلسیم
پوکی استخوان (استئوپروز)
پوکی استخوان حالتی است که در آن غلظت استخوان کم شده ولی ترکیب باقیمانده تودة استخوانی طبیعی است اینحالت بیشتر در زنان میان سال مشاهده شده است این مسئله در کوتاه شدن جثه قابلیت شکنندگی استخوان و نشانه‌های از پشت درد موثر می باشد. برآورد شیوع این بیماری در اشخاص ۵۰ ساله به بالا بین ۱۰ تا ۵۰ درصد است.
در حال حاضر استئوپروز ریشه‌های متعددی دارد بهمین دلیل است که کلسیم به مقدار زیاد لزوما پیشگیری کننده نبوده و بمقدار کم نیز توان با مقدار کم ضایعات استخوانی نمی‌باشد استئوپروز ممکنست مربوط به کم شدن توده استخوان در نتیجه مصرف ناکافی مواد غذایی حاوی کلسیم در طی سالیان دراز و کاهش جذب و مورد استفاده کلسیم باشد علل احتمالی دیگر عبارتست از عمل پاراتیروئید در تحریک رها کردن کلسیم از استخوان ، احتمالا در اثر عکس العملی به مصرف مقدار زیاد فسفات،‌قصور در سنتز قالب کلاژن استخوان ، عدم حرکت و از دست رفتن موادیکه محرک تشکیل استخوان است و از استروژن بدست می‌آید میباشد عقیده بر اینست که در استئوپروز سرعت تشکیل استخوان معمولی است ولی رها شدن کلسیم از استخوان به سرعت زیادی که باعث کم شدن غلظت استخوان می‌گردد اتفاق میافتد . افزایش رها شدن کلسیم از استخوان ممکن است برای نگهداشتن سطح کلسیم خون در زمانیکه مصرف روزانه کم است یا وقتیکه احتیاجات روزانه به دلیل جذب کم، خیلی بالاست اتفاق افتد.
در افراد مبتلا به استئوپروزیر معمولا مصرف کلسیم در مدت زمان طولانی‌ کمتر از میزان طبیعی بوده است افراد مسن کمتر از جوانترها و مبتلایان به استئوپروز کمتر از افراد سالم و طبیعی کلسیم جذب می‌کنند.

اسئومالاسی (نرمی استخوان)
در شرائطی که کاهشی در مواد معدنی استخوان و نه در مقدار کل آن روی دهد اسئومالاسی ایجاد میشود نرمی استخوان بیشتر در بین زنان نواحی کم آفتاب و یا زنانی که لباسهای تیره که مانع نفوذ نور خورشید است می‌پوشند کسانی که رژیمشان کم کلسیم است. آنهائی که داروی ضد تشنج مصرف میکنند و بالاخره زنانی که حاملگی پی در پی و دوره شیردهی طولانی داشته و ذخایر معدنی‌شان تهی گشته است ایجاد میشود در بیشتر موارد به درمان ویتامین D پاسخ داده می‌شود.

تاریخ: 1396/1/11 بازديد: 115 ادامه
گنبد نمکی

بطور کلی برجستگیهایی که توسط نمک به علت حرکات و بالا آمدن آن ایجاد می‌گردد، گنبد نمکی ( Saltdom ) نامیده می‌شود. بدیهی است اشکال خارجی تمامی گنبدهای نمکی یکسان و یک شکل نبوده و بستگی به سنگهای پوششی آن ، فشار درونی و میزان آن دارد. به عبارت دیگر گنبد نمکی عبارت است از ساختمان زمین ‌شناسی گنبدی شکلی که هسته آن از نمک تشکیل شده است. از نظر مکانیسم تغییر شکل ، نمونه تغییر شکل پلاستیکی است. حرکت اینگونه مواد پلاستیکی سبب ایجاد چین‌های دیاپیری می‌شود و به همین جهت از نظر زمین شناسی ساختمانی نیز قابل مطالعه و بررسی است.

اجزای گنبدهای نمکی

هر گنبد نمکی شامل یک هسته مرکزی که از نمک تشکیل شده است و بخشی که اطراف هسته مرکزی را احاطه می‌کند و از سنگهای رسوبی محلی تشکیل شده است، می‌باشد. معمولا از رسوبات نمکی هسته مرکزی جوانتر است. در بیشتر گنبدهای نمکی ، سطح فوقانی بوسیله طبقات رسوبی پوشیده شده و تشکیل پوششی را می‌دهد که به آن پوش سنگ می‌گویند. در بعضی از گنبدهای نمکی ، ضخامت پوش سنگ به چند صد متر می‌رسد و بعضی از گنبدهای نمکی نیز فاقد پوش سنگ است. مثلا گنبد نمکی قم که در شمال ارتفاعات زنگار منطقه قم قرار دارد، فاقد پوش‌سنگ است. پوش سنگها معمولا از سنگهای آهکی ، ژیپس و انیدریت تشکیل می‌شود. در بعضی موارد پوش سنگ حاوی ذخایری از مواد گوگردی است.

شکل گنبد نمکی

از نظر جکسون و تالبوت (۱۹۸۶) ، ساختمانهای نمکی ممکن است به صورت تاقدیس نمکی (Salt anticlines) بالشهای نمکی (Salt pillows) ، برجستگیهای تیغه مانند نمکی (Saltridges) ، امواج نمکی (Salt Waves) ، استوکهای نمکی (Salt stocks) و غیره باشد. شکل گنبد نمکی متغیر است. دیواره بسیاری از گنبدهای نمکی دارای شیب زیاد در حدود ۸۰ تا ۹۰ درجه به طرف خارج است. گنبدهای نمکی متقارن ، کمیاب و اغلب گنبدها نامتقارن و شیب دیواره‌ها در جهت مختلف متفاوت است. مقطع بیشتر گنبدهای نمکی نزدیک به دایره و در بعضی از گنبدها بیضی شکل است. گسترش افقی گنبدها بسیار متغیر و اغلب چندین کیلومتر است.

انوع گنبدهای نمکی از نظر عمق سطح فوقانی

گنبدهای نمکی کم عمق :

معمولا سطح فوقانی این گنبدها از سطح زمین کمتر از یک کیلومتر است. مانند گنبدهای نمکی ایران.

گنبدهای نمکی دارای عمق متوسط :

سطح فوقانی آنها بین یک یا ۱.۵ کیلومتری سطح زمین قرار دارد.

گنبدهای نمکی عمیق :

فاصله آنها از سطح زمین از ۱.۵ کیلومتر متجاوز است. اطلاعات حاصل از حفاریها نشان می‌دهد که بعضی از گنبدهای نمکی در اعماق بیش از ۳۰۰۰ متر از سطح دریا توسعه دارد.

مکانیسم تشکیل گنبدهای نمکی

حرکت نمک با توجه به خاصیت شکل پذیری آن به سمت بالا به علت ضخامت قابل توجه طبقات روی آن است و این ضخامت باید به اندازه‌ای باشد که نیروی محرکه‌ای جهت جابجایی آن بوجود آید. بنابراین سرعت حرکت نمک نمی‌تواند در همه جا یکسان باشد. در این صورت با حرکت نمک به سمت بالا قدرت و نیروی محرکه فوق کاهش پیدا کرده و با افزایش بار ، رسوبات نمک حرکت قائم خود را ادامه می‌دهد. این حرکت می‌تواند در هر سال از ۰.۱ تا یک میلیمتر باشد.

منشا گنبدهای نمکی

در نقاطی که گنبدهای نمکی یافت می‌شود، اغلب در زیرزمین لایه‌های ضخیمی از نمک موجود است که به لایه‌های تغذیه کننده گنبد نمک موسوم است. ضخامت این لایه‌های نمک متفاوت و در موارد استثنایی از هزار متر بیشتر است. به نظر نتلتن (‌‌Nettelton) اگر در بالای یک طبقه نمک اصلی ، تاقدیسی با شیب بسیار ملایم وجود داشته باشد حرکت نمک به طرف بالا شروع می‌شود و نمک از لایه‌های تغذیه کننده بیرون کشیده می‌شود. عاقبت نمک در طبقات نمکدار مجاور ممکن است به اندازه‌ای نازک و فشرده شود که افزایش بیشتر نمک غیرممکن گردد. نازک شدن طبقات نمکدار موجب فرو نشستن طبقات رویی آنها و ایجاد شیب به طرف خارج از گنبد می‌شود. این شیب در فاصله دور به طرف گنبد است و در نتیجه ناودیسی بوجود می‌آید که به نام ناودیس حاشیه‌ای یا کناری معروف است. ضخامت لایه‌های تغذیه کننده نمک متفاوت است و یکی از راههایی که برای تعیین ضخامت این لایه‌ها بکار می‌رود، تعیین گودی ناودیس‌های کناری گنبدهای نمک است. از آنجایی که این ناودیسها به احتمال زیاد بر اثر تغذیه نمک به گنبدهای نمکی در اطراف گنبد تشکیل می‌شود، باید لایه نمک حداقل برای ضخامتی معادل گودی ماکزیمم ناودیس کنار ‌باشد.

مراحل تشکیل گنبد نمکی

  • تشکیل طبقات با شیب ملایم.
  • تشکیل تاقدیس ساده گنبدی شکل.
  • تشکیل گنبد نمکی حقیقی.

اشکال مختلف گنبدهای نمکی (Salt dom) یا (Diapiricfolds)

گنبدهای نمکی متقارن :

کمیاب تر بوده و شیب آنها در طرفین تقریبا مساوی است.

گنبدهای نمکی نامتقارن :

این گنبدها فراوان تر بوده و شیب دامنه اطراف آن نامساوی است. شکل کلی مقطع عرضی گنبدهای نمکی بیشتر دایره و در برخی از آنها بیضی شکل است و گسترش آن در روی زمین از ۵۰۰ متر تا ۸ کیلومتر (در آمریکا) و در شمال شرقی دریای خزر بین ۵ تا ۱۲ کیلومتر گزارش شده است.

اهمیت ساختمان گنبدهای نمکی در زمین شناسی نفت

نفتگیرهای گنبد نفتی (Salt dom traps)

نمک در گنبدهای نمکی ، ابتدا به صورت لایه‌های رسوبی بوده‌اند که در حوضه‌های مختلف به سن پرکامبرین – کامبرین (مثلا حوضه زاگرس ایران) تا دوران سنوزوئیک (حوضه زاگرس ، ایران مرکزی و رومانی) وجود داشته‌اند. وزن مخصوص نمک از دیگر سنگهای رسوبی کمتر و خاصیت شکل پذیری (Plasticity) آن بیشتر است. چنانچه نمک در زیر طبقات ضخیم قرار گیرد، بعلت حرارت زمین گرمائی و فشار ناشی از وزن طبقات به حال نیمه سیال در می‌آید و چون وزن مخصوصش از سنگهای فوقانی کمتر است، به نقاط ضعف لایه‌های بالایی که معمولا قله تاقدیسها و یا سطوح گسلی است، نفوذ نموده و به طرف سطح زمین حرکت می‌کند. هنگامی که توده نمک به صورت ستون استوانه‌ای شکل درآمد، اختلاف فشار استاتیک در ستونی که استوانه نمک در آن قسمت قرار دارد و قسمتهای مجاور آن بیشتر شده و به حرکت توده نمک شتاب بیشتر می‌دهد. نفتگیرهای گنبد نمکی نسبت به سایر انواع نفتگیرهای ساختمانی وضع پیچیده تری داشته و بعلت مکانیسم تشکیل آن که شکافتن طبقات فوقانی را در پی دارد، با گسلهای متعدد همراه است.

گنبدهای نمکی هرمز

گنبدهای نمکی هرمز در خلیج فارس جزایر کوچکی را تشکیل می‌دهد. نمکهای هرمز در جنوب ایران ، چین‌های دوران سوم کوههای زاگرس را بدون داشتن جهت خاصی سوراخ کرده است. بطوری که در تمام موارد و محلهای ممکن از قبیل قله ، پهلو ، محور تاقدیس و ناودیس و در روی گسلها دیده می‌شود. این گنبدهای نمکی با رسوبات دوران سوم ، کرتاسه و بطور محلی با ژوراسیک دارای سطح برخورد ریاپریک است. بنابراین بطور محقق سن آنها از ژوراسیک قدیمی تر است. بطور کلی فعلا سن این تشکیلات را به پروتروزوئیک یا اینفراکامبرین نسبت می‌دهند و آن را هم ارز جانبی تشکیلات دولومیتی سلطانیه در ایران شمالی می‌دانند. به نظر می‌رسد که حرکات کوهزایی آسینتیک حداقل در شمال کرمان موجب پیدایش حوضه و یا حوضه‌هایی جهت تشکیل رسوبات نمکی هرمز گردیده است.

گنبدهای نمکی هرمز در طی حرکات کوهزایی آلپ در طبقات فوقانی خود تزریق شده است. وجود گنبدهای نمکی نتیجه تزریق پلاستیکی سنگ نمک در سنگهای رسوبی اطراف است. نمک هسته گنبدهای نمکی از طبقات زیرین مشتق می‌شود. علت اساسی حرکت نمک و گنبدهای نمکی بطور دقیق معلوم نیست. عده‌ای از زمین ‌شناسان عقیده دارند که نیروهای تکتونیکی ، عامل اصلی حرکت گنبدهای نمکی است. چنانکه در رومانی ، فشارهای افقی عامل اصلی حرکت نمک و تشکیل گنبدهای نمکی است و طرز توسعه و وضع گنبدهای نمکی با محور چین خوردگیهای مهم ناحیه تطبیق می‌کند.

پدیده‌های مؤید جریان و شکل پذیری نمک در گنبدهای نمکی

  • حرکت نمک به صورت یخچال در اطراف گنبد.
  • انحنا و گنبدی شکل شدن طبقات روی نمک در گنبدهایی که نمک آنها هنوز به سطح زمین نرسیده اند.
  • وجود کلاهک (Cap rock) در روی گنبدهای نمکی.

 

تاریخ: 1395/12/8 بازديد: 167 ادامه
Page 1 of 812345...Last »
تلاش ما در این وب سایت افزایش سطح آگاهی علمی و همچنین فراهم کردن منابع اطلاعاتی برای استفاده در تحقیقات و پروژه های دانش آموزی و دانشجویی می باشد، لذا سپاسگذار خواهیم بود اگر تا حد امکان از منابع سایت تنها در پیشینه تحقیق و مقاله خود استفاده نمائید.