حمایت می کنیم

دانش آموزان 35

دوره آموزش ابتدایی

:: پایه اول :: پایه دوم :: پایه سوم :: پایه چهارم :: پایه پنجم :: پایه ششم

دوره اول آموزش متوسطه

:: پایه هفتم :: پایه هشتم :: پایه نهم

دوره دوم آموزش متوسطه

:: پایه دهم :: سال سوم :: پیش دانشگاهی :: قنی حرفه ای :: کاردانش

علوم پایه

:: ریاضی :: فیزیک :: شیمی :: زیست شناسی

فنی مهندسی 35

:: مهندسی الکترونیک :: مهندسی عمران :: مهندسی برق :: مهندسی کامپیوتر :: مهندسی شیمی :: مهندسی صنایع :: مهندسی معدن :: مهندسی مکانیک :: مهندسی دریا :: مهندسی تاسیسات :: مهندسی کشاورزی :: مهندسی نفت :: مهندسی معماری :: مهندسی طبیعی و محیط زیست :: مهندسی صنایع غذایی

علوم انسانی 35

:: مدیریت :: ادبیات :: حسابداری :: حقوق :: فلسفه :: دسته بندی نشده

پزشکی

:: بیماری‌ها و اختلالات و درمان :: رشته‌های پزشکی و پیراپزشکی :: تجهیزات پزشکی :: تجهیزات پزشکی :: کمک‌های اولیه :: کالبدشناسی انسان

پیوند ها

:: راهنمای خرید :: شماره حساب ها :: شرايط و قوانين :: پرسشهای متداول
تماس با ما
:: بازدید امروز : 168 بار
:: بازدید دیروز : 458 بار
:: بازدید کل : 145554 بار
:: مطالب ارسال شده : 36 پست
:: فایل های ارسال شده : 277 پست
:: بروز رسانی : ۳۰ بهمن ۱۳۹۵
:: نسخه سایت: Beta 0.10
تبلیغات
تعرفه ها

مبانی کلامی حکومت جهانی حضرت مهدی(عج)

علی‌نقی فیاض

چکیده

تشکیل امت واحده جهانی، جهان‌گیر ‌شدن حاکمیت اسلام و گسترش عدل و قسط در سراسر جهان از اهداف کلیدی دین مقدس اسلام است. در این زمینه، اسلام ساختار اجرایی دست‌یابی به این اهداف را تحت عنوان حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) معرفی کرده است که گستره حاکمیت خود را در سطح جهانی و فراتر از دایره دولت‌های سرزمینی و قالب‌بندی‌های زمانی جست‌و‌جو می‌کند. این مدل، مبانی خود را از سرچشمه‌هایی می‌گیرد که به موجب آنها، ضرورتی مقطعی و زود‌گذر تلقی نمی‌‌شود و تنظیم منطقی و عادلانه روابط اجتماعی را در سطح جهانی و همه جوامع بشری دنبال می‌کند. باور به جهان‌شمول بودن دین اسلام، نقش زیربنایی در پیدایش نظریه حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) دارد. وقتی ما باور داشتیم که دین در تمام زوایای زندگی آدمی از جمله زندگی اجتماعی دخالت دارد و ره‌نمودها و دستورهای اجتماعی آن بسان احکام فردی، جاودانه است و حوزه نفوذ و حاکمیت این تعلیمات در سطحی فراتر از مرزهای جغرافیایی قرار دارد، آن‌گاه بایستگی تشکیل حکومت با ویژگی‌های یاد شده به روشنی آشکار می‌شود. در حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) که همه‌جا سخن از بسط ارزش‌های انسانی و توسعه عدالت اجتماعی به منظور دست‌یابی بشر به کمال و سعادت واقعی است، گستره عدالت او در سراسر جهان و نسل‌های متمادی در طول تاریخ امتداد می‌یابد.

واژگان کلیدی

امت واحده جهانی، جهان‌شمول، حکومت جهانی، مبانی کلامی.

مقدمه

پژوهش حاضر در‌پی پاسخ به این پرسش اصلی است که مبانی کلامی تأثیر‌گذار در حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) کدامند.

فرض ما بر این استوار است که جامعیت، جاودانگی و جهان‌شمولی دین از جمله عناصر قوام‌بخش حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) است. علم کلام عهده‌دار تبیین و اثبات پیش‌فرض‌ها و باورهای از قبل پذیرفته شده این سه مبنای کلامی است. هر چند این سه مبنا ذاتاً سیاسی نیستند، در نگاه به سیاست تأثیر سرنوشت‌ساز دارند.

از آن‌جا که گفتمان حکومت جهانی با گفتمان‌های رقیب بر سر معنادهی به دال‌هایی چون جامعیت، جاودانگی و جهان‌شمولی با هم به رقابت بر‌می‌خیزند، در این پژوهش از روش «تحلیل‌ گفتمانی» استفاده می‌کنیم.

نظریه گفتمان با ایده‌های اجتماعی در زندگی سیاسی سروکار دارد. در این روش، ایجاد و تجربه ضدیت‌های اجتماعی، امری محوری است و از طریق ایجاد مرزهای سیاسی و ضدیت‌ها میان «دوستان» و «دشمنان»، گفتمان‌ها هویت خویش را به‌دست می‌آورند.

با عنایت به نکات فوق، مباحث پیش‌ رو بر محوریت سه گزاره کلامی جامعیت، جاودانگی و جهان‌شمولی دین، سامان یافته و در کنار بررسی مفاهیم و ادله اثبات آنها، از میزان تأثیرگذاری این مبانی کلامی بر حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) نیز به‌صورت گذرا سخن به‌میان می‌آید.

جامعیت ‌دین

جامعیت دین به مفهومی که این پژوهش ارائه می‌دهد، نخستین مبنای کلامی است که نقش زیربنایی در پیدایش نظریه حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) دارد. بدون تنقیح این مبنای کلامی، سخن گفتن از دخالت آن حضرت در امور اجتماعی و سیاسی مفهومی نخواهد داشت. در بحث جامعیت دین، نقطه تمرکز مباحث این است که حدود بیانات دین تا کجا بوده و جامعیت آن، چه معنایی دارد.

دانش‌مندان درباره معنای جامعیت و قلمرو دین، تلاش‌هایی صورت داده‌اند که برخی از آنها را در ذیل مرور می‌کنیم:

  1. جامعیت به معنای پرداختن به مسائل فردی و جمعی؛
  2. جامعیت به معنای پرداختن به مسائل عقیدتی، اخلاقی و عملی؛
  3. جامعیت به معنای بیان احکام و برنامه‌ها و شیوه‌های اجرا؛
  4. جامعیت به‌ معنای احکام عبادی و ارزش‌ها در ارتباط انسان با خدا.

با اندکی دقت می‌توان همه‌ نظریه‌های فوق درباره جامعیت و رابطه دین و سیاست را در تقسیم‌بندی کلی به دو محور اساسی برگرداند:

الف) آخرت‌نگری دین

طرف‌داران این دیدگاه، قلمرو دین را در مباحث اخروی و روابط انسان با خدایش محدود می‌کنند. به اعتقاد آنها، دین تنها در قلمرو محدودی دخالت می‌کند و ما باید از دین «حداقل ‌انتظار» را داشته باشیم. طرف‌داران جدایی دین از سیاست، برای تمایز قائل شدن میان مسائلی که دین آنها را بیان می‌کند با سایر مسائلی که از قلمرو دین بیرون است، این نکته را یادآور می‌شوند که دین فقط در اموری که به آخرت ارتباط دارد، دخالت می‌کند و به دنیای مردم کاری ندارد. بنا‌براین، سیاست از زمره امور دنیایی است و دین تنها به آخرت ارتباط دارد؛ نه دین باید در حوزه سیاست دخالت کند و نه سیاست در حوزه دین.

برخی از طرف‌داران این نظرگاه، درباره جهت‌گیری اصلی دین و هدف قرآن کریم معتقدند که غرض اصلی خداوند از ارسال رسل و انزال کتب کارهای این جهانی نیست و قرآن به منظور سامان دادن به معیشت ما در این جهان نازل نگردیده، بلکه تعلیمات دینی علی‌الاصول برای حیات اخروی جهت‌گیری شده‌اند. آنان حد‌اکثر دخالت دین در امور دنیوی را از این جهت می‌دانند که به زندگی اخروی بهتر کمک ‌کند:

دین علی‌الاصول برای تأمین سعادت اخروی آمده است اما چون راه ما آدمیان از دنیا می‌گذرد، به میزانی که دنیا می‌تواند در کار آخرت امداد کند، مورد توجه دین قرار می‌گیرد.

در این سخن که دین هدفی صرفاً اخروی دارد و به میزانی که دنیا بتواند در کار آخرت کمک کند، به آن توجه می‌شود، موارد نقد بسیار است. از جمله با این پرسش اساسی مواجه می‌گردد که در منابع دینی، آموزه‌ها و ره‌نمودهای فراوانی درباره سامان‌دهی و تنظیم روابط انسان‌ها با یک‌دیگر و تنظیم امور دنیوی آنها وجود دارد. با این وصف، چگونه می‌توان پذیرفت که رسالت دین، دخالت در امور دنیایی مردم نبوده و هدفی صرفاً اخروی داشته است؟

تفصیل بیشتر در این مورد را در بحث ادله اثبات جامعیت پی‌می‌گیریم.

ب) واقع‌نگری دین

گرایش غالب در میان متفکران اسلامی به قلمرو دین، نگاهی از بالا به پایین به همه پدیده‌ها، از جمله سیاست است. طرف‌دارن این دیدگاه، معتقدند:

ما وقتی دستورات دین را ملاحظه می‌کنیم، پی می‌بریم که قلمرو دین محدود به مسائل فردی نیست، بلکه مسائل اجتماعی، از قبیل مسائل خانوادگی، مسئله ازدواج، طلاق و تجارت را دربرمی‌گیرد و محدوده حلال و حرام و وجه ارزشی آنها را بیان می‌کند. در واقع دین با بیان وجه ارزشی آن امور، جهت حرکت آنها را تبیین می‌کند و می‌گوید امور با چه شاکله‌ای به سمت خداوند جهت می‌گیرند و با چه شاکله به سوی شیطان تمایل دارند؛ چیزی که علم از بیان آنها عاجز است. بنابراین، همان‌گونه که رفتار فردی ما در سعادت و یا شقاوت ما تأثیر دارند، رفتار ما در امور سیاسی و اجتماعی نیز در شقاوت و یا سعادت ما تأثیر دارند؛ بلکه تأثیر آنها در این بخش افزون‌تر است. براین اساس، آیا می‌توان گفت نحوه اداره جامعه هیچ ارتباطی با سعادت نهایی انسان و یا شقاوت او ندارد و افراد جامعه مختارند که هر سبک و روشی را خواستند برای سامان‌دهی جامعه خود برگزینند و دین دخالتی در آن ندارد.

امام خمینی (ره) یکی از طرف‌داران این دیدگاه است که حوزه دخالت دین در عرصه حیات اجتماعی را در مقایسه با دیگر مکاتب بشری، بسیار گسترده می‌دانند و درباره جهت‌گیری اصلی آن، چنین اظهار می‌دارند:

اسلام مکتبی است که برخلاف سایر مکتب‌های غیر‌توحیدی در تمام شئون فردی و اجتماعی و مادی و معنوی و فرهنگی و سیاسی و نظامی و اقتصادی دخالت و نظارت دارد و از هیچ نکته، ولو بسیار ناچیز که در تربیت انسان و جامعه و پیشرفت مادی و معنوی نقش دارد، فروگذار ننموده است… قرآن کریم و سنت پیامبر آن‌قدر که در حکومت و سیاست احکام دارند در سایر چیزها ندارند.

در مجموع، نظریه «پیوند دین با سیاست» که دارای چارچوب نظری منطبق با واقعیت بوده و معتقد است که دین علاوه بر زندگی اخروی به زندگی دنیوی انسان نیز پرداخته، مستندترین نظریه در باب جامعیت دین محسوب می‌گردد.

برای اثبات جامعیت دین و اشتمال آن بر راه‌بردهای سیاسی و پیوند دین و سیاست، دلایل بسیاری وجود دارد که عمده‌ترین آنها را در دو حوزه بررسی می‌کنیم:

۱٫دلایل برون‌دینی بر پیوند دین و سیاست

مهم‌ترین دلایل و شواهد برون‌دینی بر تلازم دین و سیاست عبارتند از:

یکم. دلیل ‌انسان‌شناختی

مطابق دلیل انسان‌شناختی، اگر دین پیوندی با سیاست نداشته باشد، لازمه آن نظر استقلالی به انسان در عرصه حیات اجتماعی است. در بینش دینی و توحیدی، انسان عین الربط به خداوند و محصور میان مبدأ و مقصد الهی است. طبق نگرش دین، انسان همواره به هدایت خداوند نیاز دارد و این امر در هر شرایطی اجتناب‌ناپذیر است. بنابراین، نظر استقلالی به انسان، معارض نگرشی است که دین الهی به وی دارد. از این‌رو، انسان‌شناسی دینی با تفسیری که تفکر جدایی دین از سیاست برای انسان ارائه می‌دهد، کاملاً متفاوت است. بدین ترتیب، انسان در عرصه حیات اجتماعی نیز به راهنمایی دین و تشکیل حکومت به منظور تنظیم صحیح و عادلانه روابط دنیایی، نیازمند خواهد بود.

دوم. دلیل ‌روان‌شناختی

احساس بی‌نیازی از دین، زمینه‌ساز آزادی‌ها و تمایلات غیر‌مشروعِ مهار ناشدنی است. گستره وسیع آزادی‌ها به طغیان انسان در حیات اجتماعی در برابر محدودیت‌های ارزشی (دینی ـ اخلاقی) می‌انجامد؛ چنان‌که در تعارض آشکار با اهداف خداوند از ارسال رسل و انزال کتب آسمانی قرار می‌گیرد.

سوم. دلیل ‌جریان‌شناختی

عدم تلازم دین و سیاست، در نهایت به غلبه باطل و صعوبت طی کردن مسیر حق در امور اجتماعی می‌انجامد و این درحالی است که انسان مؤمن از یک سو موظف به مقابله و مبارزه با باطل بوده و از سوی دیگر، مکلف است تنها مسیر حق را پیموده و به مقصد (قرب ‌الی‌الله) دست یابد. با توجه به جریان غالب چیرگی ظاهری باطل و تیره شدن فضای حق، دین نمی‌تواند به مسائل مربوط به سیاست بی‌توجه باشد.

چهارم. دلیل ‌غایت‌شناختی

با تفکیک دین از سیاست،‌ اعمال سیاسی فارغ از اهداف غایی (کمال‌یابی و تأمین سعادت واقعی) شکل می‌گیرد و اهداف متعالیِ ارزشی نفی می‌شود. به‌ همین دلیل، دین برای دست‌یابی بشر به اهداف غایی ناگزیر از پیوند با سیاست است……………………………

 

۱۵۰۰ تومان – خرید و دانلود
ادامه مطالب را بعد از دانلود در فایل مطالعه نمایید...
:: Information 81
این فایل از نظر فونت ، اندازه و ساختار کاملا استاندارد است و آماده چاپ می باشد.
نوع فایل: ورد،doc
حجم: 202 کیلوبایت
تعداد صفحه: 32
تاریخ بروزرسانی: ۳۰ بهمن ۱۳۹۵
راهنما : برای مشاهده راهنما اینجا را کلیک نمایید
:: Related Posts
:: Comments


نظرات بسته شده.