حمایت می کنیم

دانش آموزان 49

دوره آموزش ابتدایی

:: پایه اول :: پایه دوم :: پایه سوم :: پایه چهارم :: پایه پنجم :: پایه ششم

دوره اول آموزش متوسطه

:: پایه هفتم :: پایه هشتم :: پایه نهم

دوره دوم آموزش متوسطه

:: پایه دهم :: سال سوم :: پیش دانشگاهی :: قنی حرفه ای :: کاردانش

علوم پایه

:: ریاضی :: فیزیک :: شیمی :: زیست شناسی

فنی مهندسی 49

:: مهندسی الکترونیک :: مهندسی عمران :: مهندسی برق :: مهندسی کامپیوتر :: مهندسی شیمی :: مهندسی صنایع :: مهندسی معدن :: مهندسی مکانیک :: مهندسی دریا :: مهندسی تاسیسات :: مهندسی کشاورزی :: مهندسی نفت :: مهندسی معماری :: مهندسی طبیعی و محیط زیست :: مهندسی صنایع غذایی

علوم انسانی 49

:: مدیریت :: ادبیات :: حسابداری :: حقوق :: فلسفه :: دسته بندی نشده

پزشکی 2

:: بیماری‌ها و اختلالات و درمان :: رشته‌های پزشکی و پیراپزشکی :: تجهیزات پزشکی :: تجهیزات پزشکی :: کمک‌های اولیه :: کالبدشناسی انسان

پیوند ها 3

:: راهنمای خرید :: شماره حساب ها :: شرايط و قوانين :: پرسشهای متداول
تماس با ما
:: بازدید امروز : 222 بار
:: بازدید دیروز : 724 بار
:: بازدید کل : 234082 بار
:: مطالب ارسال شده : 50 پست
:: فایل های ارسال شده : 359 پست
:: بروز رسانی : 12 خرداد 1396
:: نسخه سایت: Beta 0.10
تبلیغات
تعرفه ها

اگرچه مكتب خانه تا چند دهه بعد از انقلاب مشروطه نيز باقي ماندند – و بخصوص در شهرها و روستاهاي دورافتاده – وظيفه آموزش به كودكان را پيش بردند، اما نخستين مدرسه جديد ايراني در زمان ناصرالدين شاه قاجار در تبريز تاسيس شد، مدرسه اي كه عمري كوتاه داشت. در زمان مظفرالدين شاه و در بستر آگاهي هايي كه در آستانه انقلاب مشروطيت به وجود آمده بود، تاسيس مدارس جديد به شكل يك جريان در تهران با حمايت صدراعظم اصلاح طلب مظفرالدين شاه، يعني ميرزا علي خان امين الدوله دنبال شد و نخستين گام هاي »گذر از مكتب خانه به مدرسه» برداشته شد و پس از انقلاب مشروطه بود كه اين گذر شكلي حقوقي به خود گرفت و قوانين آن تصويب شد. <گذر از مكتبخانه به مدرسه> در ايران چه ويژگي هايي دارد؟ اين ويژگي ها را مي توان به شرح زير صورتبندي كرد؟

گذر وارونه
۵۰ سال پيش از اينكه تاسيس مدارس ابتدايي مورد توجه قرار بگيرد، «دارالفنون» كه در آغاز يك موسسه آموزش عالي بود و بعدها آموزش متوسطه نيز در آن راه اندازي شد، تاسيس شد. نخستين دانشجويان دارالفنون كساني بودند كه بدون گذراندن دوره هاي ابتدايي در مدارس با قبول شدن در آزمون به اين موسسه راه يافته بودند. اغلب آنان آموزش هاي مقدماتي را با معلم <سرخانه> گذرانده بودند. اين فاصله ۵۰ ساله مي تواند از ناشكيبي نخستين اصلاح طلبان ايراني در دستيابي به « ترقي» و «پيشرفت» باشد كه در آن روزگار تصور مي كردند دروازه اش فنون جديد است. تاسيس دارالفنون در كشوري كه فاقد نظام آموزشي منسجم است و ساختارهاي آموزشي اش در مكتبخانه ها خلاصه مي شد، البته اقدامي گلخانه اي به شمار مي رفت، اما نبايد تصور كنيم كه دارالفنون در تاسيس مدارس بي تاثير بود. دارالفنون از يك سو به شكل گيري مفهوم « مدرسه » و آموزش مدرن در جامعه ايراني آن روزگار كمك كرد. )بالايي كريستف، كويي پرس ميشل، ص ۱۷( و از سوي ديگر نسلي از افراد باسواد را تحويل جامعه داد كه بعد خود توانستند در آموزش كودكان در مدارس نقش ايفا كنند. به عبارت ديگر اگرچه گذر به مدارس جديد، گذري وارونه بود، اما نمي توان تاثير آن را انكار كرد، ضمن اينكه از نظر مالي و امكانات نيز تاسيس مدارس ابتدايي در آن شرايط دشوار به نظر مي رسيد.

گذر مذكر
سال ها پس از اينكه نخستين مدرسه هاي ايراني براي پسران در تهران تاسيس شده بودند، هنوز دختران مدرسه اي براي تحصيل نداشتند. اگرچه پيش از آن برخي دختران )بويژه اقليت هاي مذهبي( در مدارسي كه از سوي خارجي ها تاسيس شده بود، به تحصيل مشغول شده بودند.

نخستين مدرسه دخترانه را خانم طوبي رشديه با نام «مدرسه دخترانه پرورش» در قسمتي از منزل مسكوني اش تاسيس كرد كه با استقبال روبرو شد و در سه روز اول تاسيس ۱۷ نفر در آن ثبت نام كردند، ولي روز چهارم فراشان دولتي تابلوي مدرسه را برداشتند و مدرسه را منحل كردند. )خسروپناه محمدحسين، ص ۳۰( اگرچه پيش از آن نيز تلاش هايي براي تاسيس مدرسه دخترانه در ايران صورت گرفته بود كه با شكست روبرو نشده بود.

پس از تاسيس مجلس شوراي ملي گرچه اميدواري ها براي تاسيس مدرسه دخترانه افزايش يافت، اما عده اي از مشروطه خواهان نيز با مدرسه دخترانه مخالف بودند.

با اين همه سال ۱۲۹۳ شمسي دبستان ديگري با نام «دبستان دوشيزگان» تاسيس شد كه دختران بين هفت تا ۱۲ سال را مي پذيرفت و تمام آموزگارانش زن بودند و به جز يك پيرمرد قاپوچي مردي به آن مدرسه رفت و آمد نداشت. با همه اين توضيح ها گشايش اين دبستان نيز با مخالفت روبرو شد و از آن به ترويج بي عفتي تعبير شد. )خسروپناه محمدحسين، ص ۳۴، ۳۳(، اما اين واكنش ها به بحث هايي نظري – ديني در اين باره دامن زد و زنان در دفاع از درس خواندن زنان به آيه قرآن و احاديث و سيره حضرت فاطمه)س( و حضرت زينب)س( متوسل شدند.

گروهي تصميم گرفتند كه دبستان دوشيزگان را ويران كنند و مشروطه خواهان از بيم تبديل شدن مخالفت با دبستان دوشيزگان به يك بحران سياسي به مقابله با مخالفان مدارس دخترانه برنيامدند. آنان اميدوار بودند كه مخالفت ها به تدريج كاهش يابد و شرايط براي بازگشايي مدرسه در آينده فراهم شود، از اين رو در پاسخ به شكايت مدير دبستان دوشيزگان به او توصيه كردند كه صلاح در تعطيلي مدرسه است. مدرسه تعطيل شد، اما بحث ها و تلاش ها ادامه يافت تا اينكه اين مدرسه يك سال بعد بازگشايي شد.

از عوامل اصلي بازگشايي دبستان دوشيزگان، تصويب متمم قانون اساسي بود كه براساس اصل ۱۸ آن تحصيل و تعليم علوم، معارف و صنايع، بدون ذكر جنسيت و به طور عام آزاد بود. براساس قانون اساسي وزارت معارف از تاسيس و فعاليت مدارس دخترانه حمايت كرد و به نظارت بر اين مدارس پرداخت. (خسروپناه محمدحسين، ص ۳۹) و از آن پس مدارس ديگري نيز تاسيس شد و گذر از مكتبخانه به مدرسه كه تا آن زمان مذكر و پسرانه بود، دختران را نيز دربرگرفت.

گذر معطوف به تكنيك و فن
همان طور كه از ديدگاه هاي اغلب روشنفكران آن دوره پيداست، مدرسه دروازه ترقي تلقي مي شد و صرفا آن را منتقل كننده تكنيك و فنون و مهارت هايي مي دانستند كه از دنياي جديد آمده است. اين نگاه با مروري به برنامه هاي درسي «دارالفنون» به خوبي خود را نشان مي دهد. دارالفنون در آغاز يك مدرسه فني بود و رفته رفته رشته هاي ادبي و هنري نيز بدان افزوده شد. )بالايي كريستف، ميشل كولي پرس، ص ۱۷( اما از علوم انساني كه مي توانست مفاهيم جديدي مثل آزادي، حقوق بشر، پارلمان، سياست و… را منتقل كند، در اين ميان خبري نيست. همين نگاه در مدارس ابتدايي نيز ديده مي شود. بي توجهي به علوم انساني در مدارس تا اكنون نيز دامنه دارد. چنين نگاهي به علوم انساني در تلقي ما از پيشرفت ريشه دارد. گذشته از اين در نخستين سال هاي تاسيس مدارس جديد و همچنين دارالفنون، حكومت چندان دل خوشي از اين مفاهيم نداشت و حتي به همين دليل پس از اميركبير دارالفنون از رونق افتاد. با اين همه مدارس جديد و دارالفنون در زمينه انتقال مفاهيم جديد علوم انساني نيز نقش ايفا كردند.

نتيجه گيري
اگرچه روشنفكران اوليه به آموزش و مدارس جديد به عنوان يكي از عوامل مهم پيشرفت و ترقي ايران مي نگريستند و معتقد بودند كه از اين رهگذر مي توان فاصله ميان ايران و كشورهاي پيشرفته را كم كرد، اما بعد از چند دهه همچنان اين فاصله پر نشده است. بدون ترديد بخشي از پاسخ را بايد در بزرگنمايي نقش آموزش در تلقي آن روشنفكران جست وجو كرد، اما بخش ديگري از پاسخ در «چگونگي گذر از مكتبخانه به مدرسه» است. روشنفكران اوليه اگرچه به درستي به نقش مدارس جديد در انتقال علوم جديد تاكيد داشتند، اما تلقي شدن از علوم بيشتر معطوف به تكنيك و مهارت ها بود و چنان سخن مي گفتند كه گويي نفس وجود مدرسه كفايت مي كند و چگونگي آن مهم نيست. به همين دليل با اقتباس و الگوبرداري از مدارس خارج – و بدون توجه به نيازهاي كشور – آموزش و پرورشي شكل مي گرفت، كارايي لازم را نداشت. مهمتر از همه اينها در چنين وضعيتي و با حاكميت چنين نگرش و نگاهي، شكل گيري نظريه درباره مدارس ايراني ممكن نمي شد و بيشتر به همان دريافت هاي سطحي از مفهوم و نقش مدرسه در غرب اكتفا مي شد. با اين حال تفاوت آموزش و پرورش دوره مشروطه با سال هاي بعد در اين بود كه آموزش و پرورش اين دوره در جست وجوي تغيير بود، در حالي كه آموزش و پرورش سال هاي بعد در جست وجوي تثبيت ايدئولوژي حاكم بود، اما در اينكه چه تغييري قرار بود بدهد و چگونه و براي اين تغيير چه مفاهيمي بايد منتقل شود، بحثي صورت نگرفته بود.

رایگان – خرید و دانلود
ادامه مطالب را بعد از دانلود در فایل مطالعه نمایید...

کد مطلب:1384

:: Information 78
این فایل از نظر فونت ، اندازه و ساختار کاملا استاندارد است و آماده چاپ می باشد.
نوع فایل: ورد | doc
حجم: 36 کیلوبایت
تعداد صفحه: 5
تاریخ بروزرسانی: 12 خرداد 1396
راهنما : برای مشاهده راهنما اینجا را کلیک نمایید
:: Related Posts
:: Comments


نظرات بسته شده.