حمایت می کنیم

دانش آموزان 35

دوره آموزش ابتدایی

:: پایه اول :: پایه دوم :: پایه سوم :: پایه چهارم :: پایه پنجم :: پایه ششم

دوره اول آموزش متوسطه

:: پایه هفتم :: پایه هشتم :: پایه نهم

دوره دوم آموزش متوسطه

:: پایه دهم :: سال سوم :: پیش دانشگاهی :: قنی حرفه ای :: کاردانش

علوم پایه

:: ریاضی :: فیزیک :: شیمی :: زیست شناسی

فنی مهندسی 35

:: مهندسی الکترونیک :: مهندسی عمران :: مهندسی برق :: مهندسی کامپیوتر :: مهندسی شیمی :: مهندسی صنایع :: مهندسی معدن :: مهندسی مکانیک :: مهندسی دریا :: مهندسی تاسیسات :: مهندسی کشاورزی :: مهندسی نفت :: مهندسی معماری :: مهندسی طبیعی و محیط زیست :: مهندسی صنایع غذایی

علوم انسانی 35

:: مدیریت :: ادبیات :: حسابداری :: حقوق :: فلسفه :: دسته بندی نشده

پزشکی

:: بیماری‌ها و اختلالات و درمان :: رشته‌های پزشکی و پیراپزشکی :: تجهیزات پزشکی :: تجهیزات پزشکی :: کمک‌های اولیه :: کالبدشناسی انسان

پیوند ها

:: راهنمای خرید :: شماره حساب ها :: شرايط و قوانين :: پرسشهای متداول
تماس با ما
:: بازدید امروز : 168 بار
:: بازدید دیروز : 458 بار
:: بازدید کل : 145554 بار
:: مطالب ارسال شده : 36 پست
:: فایل های ارسال شده : 277 پست
:: بروز رسانی : ۱۲ خرداد ۱۳۹۶
:: نسخه سایت: Beta 0.10
تبلیغات
تعرفه ها

اگرچه مکتب خانه تا چند دهه بعد از انقلاب مشروطه نیز باقی ماندند – و بخصوص در شهرها و روستاهای دورافتاده – وظیفه آموزش به کودکان را پیش بردند، اما نخستین مدرسه جدید ایرانی در زمان ناصرالدین شاه قاجار در تبریز تاسیس شد، مدرسه ای که عمری کوتاه داشت. در زمان مظفرالدین شاه و در بستر آگاهی هایی که در آستانه انقلاب مشروطیت به وجود آمده بود، تاسیس مدارس جدید به شکل یک جریان در تهران با حمایت صدراعظم اصلاح طلب مظفرالدین شاه، یعنی میرزا علی خان امین الدوله دنبال شد و نخستین گام های »گذر از مکتب خانه به مدرسه» برداشته شد و پس از انقلاب مشروطه بود که این گذر شکلی حقوقی به خود گرفت و قوانین آن تصویب شد. <گذر از مکتبخانه به مدرسه> در ایران چه ویژگی هایی دارد؟ این ویژگی ها را می توان به شرح زیر صورتبندی کرد؟

گذر وارونه
۵۰ سال پیش از اینکه تاسیس مدارس ابتدایی مورد توجه قرار بگیرد، «دارالفنون» که در آغاز یک موسسه آموزش عالی بود و بعدها آموزش متوسطه نیز در آن راه اندازی شد، تاسیس شد. نخستین دانشجویان دارالفنون کسانی بودند که بدون گذراندن دوره های ابتدایی در مدارس با قبول شدن در آزمون به این موسسه راه یافته بودند. اغلب آنان آموزش های مقدماتی را با معلم <سرخانه> گذرانده بودند. این فاصله ۵۰ ساله می تواند از ناشکیبی نخستین اصلاح طلبان ایرانی در دستیابی به « ترقی» و «پیشرفت» باشد که در آن روزگار تصور می کردند دروازه اش فنون جدید است. تاسیس دارالفنون در کشوری که فاقد نظام آموزشی منسجم است و ساختارهای آموزشی اش در مکتبخانه ها خلاصه می شد، البته اقدامی گلخانه ای به شمار می رفت، اما نباید تصور کنیم که دارالفنون در تاسیس مدارس بی تاثیر بود. دارالفنون از یک سو به شکل گیری مفهوم « مدرسه » و آموزش مدرن در جامعه ایرانی آن روزگار کمک کرد. )بالایی کریستف، کویی پرس میشل، ص ۱۷( و از سوی دیگر نسلی از افراد باسواد را تحویل جامعه داد که بعد خود توانستند در آموزش کودکان در مدارس نقش ایفا کنند. به عبارت دیگر اگرچه گذر به مدارس جدید، گذری وارونه بود، اما نمی توان تاثیر آن را انکار کرد، ضمن اینکه از نظر مالی و امکانات نیز تاسیس مدارس ابتدایی در آن شرایط دشوار به نظر می رسید.

گذر مذکر
سال ها پس از اینکه نخستین مدرسه های ایرانی برای پسران در تهران تاسیس شده بودند، هنوز دختران مدرسه ای برای تحصیل نداشتند. اگرچه پیش از آن برخی دختران )بویژه اقلیت های مذهبی( در مدارسی که از سوی خارجی ها تاسیس شده بود، به تحصیل مشغول شده بودند.

نخستین مدرسه دخترانه را خانم طوبی رشدیه با نام «مدرسه دخترانه پرورش» در قسمتی از منزل مسکونی اش تاسیس کرد که با استقبال روبرو شد و در سه روز اول تاسیس ۱۷ نفر در آن ثبت نام کردند، ولی روز چهارم فراشان دولتی تابلوی مدرسه را برداشتند و مدرسه را منحل کردند. )خسروپناه محمدحسین، ص ۳۰( اگرچه پیش از آن نیز تلاش هایی برای تاسیس مدرسه دخترانه در ایران صورت گرفته بود که با شکست روبرو نشده بود.

پس از تاسیس مجلس شورای ملی گرچه امیدواری ها برای تاسیس مدرسه دخترانه افزایش یافت، اما عده ای از مشروطه خواهان نیز با مدرسه دخترانه مخالف بودند.

با این همه سال ۱۲۹۳ شمسی دبستان دیگری با نام «دبستان دوشیزگان» تاسیس شد که دختران بین هفت تا ۱۲ سال را می پذیرفت و تمام آموزگارانش زن بودند و به جز یک پیرمرد قاپوچی مردی به آن مدرسه رفت و آمد نداشت. با همه این توضیح ها گشایش این دبستان نیز با مخالفت روبرو شد و از آن به ترویج بی عفتی تعبیر شد. )خسروپناه محمدحسین، ص ۳۴، ۳۳(، اما این واکنش ها به بحث هایی نظری – دینی در این باره دامن زد و زنان در دفاع از درس خواندن زنان به آیه قرآن و احادیث و سیره حضرت فاطمه)س( و حضرت زینب)س( متوسل شدند.

گروهی تصمیم گرفتند که دبستان دوشیزگان را ویران کنند و مشروطه خواهان از بیم تبدیل شدن مخالفت با دبستان دوشیزگان به یک بحران سیاسی به مقابله با مخالفان مدارس دخترانه برنیامدند. آنان امیدوار بودند که مخالفت ها به تدریج کاهش یابد و شرایط برای بازگشایی مدرسه در آینده فراهم شود، از این رو در پاسخ به شکایت مدیر دبستان دوشیزگان به او توصیه کردند که صلاح در تعطیلی مدرسه است. مدرسه تعطیل شد، اما بحث ها و تلاش ها ادامه یافت تا اینکه این مدرسه یک سال بعد بازگشایی شد.

از عوامل اصلی بازگشایی دبستان دوشیزگان، تصویب متمم قانون اساسی بود که براساس اصل ۱۸ آن تحصیل و تعلیم علوم، معارف و صنایع، بدون ذکر جنسیت و به طور عام آزاد بود. براساس قانون اساسی وزارت معارف از تاسیس و فعالیت مدارس دخترانه حمایت کرد و به نظارت بر این مدارس پرداخت. (خسروپناه محمدحسین، ص ۳۹) و از آن پس مدارس دیگری نیز تاسیس شد و گذر از مکتبخانه به مدرسه که تا آن زمان مذکر و پسرانه بود، دختران را نیز دربرگرفت.

گذر معطوف به تکنیک و فن
همان طور که از دیدگاه های اغلب روشنفکران آن دوره پیداست، مدرسه دروازه ترقی تلقی می شد و صرفا آن را منتقل کننده تکنیک و فنون و مهارت هایی می دانستند که از دنیای جدید آمده است. این نگاه با مروری به برنامه های درسی «دارالفنون» به خوبی خود را نشان می دهد. دارالفنون در آغاز یک مدرسه فنی بود و رفته رفته رشته های ادبی و هنری نیز بدان افزوده شد. )بالایی کریستف، میشل کولی پرس، ص ۱۷( اما از علوم انسانی که می توانست مفاهیم جدیدی مثل آزادی، حقوق بشر، پارلمان، سیاست و… را منتقل کند، در این میان خبری نیست. همین نگاه در مدارس ابتدایی نیز دیده می شود. بی توجهی به علوم انسانی در مدارس تا اکنون نیز دامنه دارد. چنین نگاهی به علوم انسانی در تلقی ما از پیشرفت ریشه دارد. گذشته از این در نخستین سال های تاسیس مدارس جدید و همچنین دارالفنون، حکومت چندان دل خوشی از این مفاهیم نداشت و حتی به همین دلیل پس از امیرکبیر دارالفنون از رونق افتاد. با این همه مدارس جدید و دارالفنون در زمینه انتقال مفاهیم جدید علوم انسانی نیز نقش ایفا کردند.

نتیجه گیری
اگرچه روشنفکران اولیه به آموزش و مدارس جدید به عنوان یکی از عوامل مهم پیشرفت و ترقی ایران می نگریستند و معتقد بودند که از این رهگذر می توان فاصله میان ایران و کشورهای پیشرفته را کم کرد، اما بعد از چند دهه همچنان این فاصله پر نشده است. بدون تردید بخشی از پاسخ را باید در بزرگنمایی نقش آموزش در تلقی آن روشنفکران جست وجو کرد، اما بخش دیگری از پاسخ در «چگونگی گذر از مکتبخانه به مدرسه» است. روشنفکران اولیه اگرچه به درستی به نقش مدارس جدید در انتقال علوم جدید تاکید داشتند، اما تلقی شدن از علوم بیشتر معطوف به تکنیک و مهارت ها بود و چنان سخن می گفتند که گویی نفس وجود مدرسه کفایت می کند و چگونگی آن مهم نیست. به همین دلیل با اقتباس و الگوبرداری از مدارس خارج – و بدون توجه به نیازهای کشور – آموزش و پرورشی شکل می گرفت، کارایی لازم را نداشت. مهمتر از همه اینها در چنین وضعیتی و با حاکمیت چنین نگرش و نگاهی، شکل گیری نظریه درباره مدارس ایرانی ممکن نمی شد و بیشتر به همان دریافت های سطحی از مفهوم و نقش مدرسه در غرب اکتفا می شد. با این حال تفاوت آموزش و پرورش دوره مشروطه با سال های بعد در این بود که آموزش و پرورش این دوره در جست وجوی تغییر بود، در حالی که آموزش و پرورش سال های بعد در جست وجوی تثبیت ایدئولوژی حاکم بود، اما در اینکه چه تغییری قرار بود بدهد و چگونه و برای این تغییر چه مفاهیمی باید منتقل شود، بحثی صورت نگرفته بود.

رایگان – خرید و دانلود
ادامه مطالب را بعد از دانلود در فایل مطالعه نمایید...
:: Information 54
این فایل از نظر فونت ، اندازه و ساختار کاملا استاندارد است و آماده چاپ می باشد.
نوع فایل: ورد | doc
حجم: 36 کیلوبایت
تعداد صفحه: 5
تاریخ بروزرسانی: ۱۲ خرداد ۱۳۹۶
راهنما : برای مشاهده راهنما اینجا را کلیک نمایید
:: Related Posts
:: Comments


نظرات بسته شده.